استراتژی های فتنه پس از دروغ بزرگ

»»قسمت دوم/ عبرت آموزی از مختارنامه؛ واکاوی فتنه 88
       (قسمت اول+)

منتخب قسمت هفتم 2

داود مرادیان در قسمت دوم مقاله خود، طی یادداشتی در روزنامه کیهان(7 آذرماه 89+) از تاکتیک‌های عملیات روانی ابن‌زیاد در دوران حکومت بر مردم کوفه نوشته است.

تاکتیک شایعه پراکنی

در کوران فتنه، خاصه درست زمانی که حق و باطل درهم بسیار آمیخته باشد و یا جبهه هدف تحت تاثیر دروغ بزرگ شوک زده و مرعوب باشد تاکتیک شایعه از کارسازترین حربه های روانی است. دروغ بزرگ خود بزرگترین شایعه هاست که به اصطلاح، قمپز اصلی تهاجم است. شایعات دیگر در راستای عمر بخشیدن به این دروغ بزرگ یکی پس از دیگری به میدان می آیند. شایعه می شود لشگریان شام حمله خواهند کرد و هرجامعه ای طبعاً تعدادی سودجو دارد و کار به فروش دانه ای شلغم ها می رسد! لذا عماری اگر در سپاه مسلم بود بایست اول از معیشت مردم شروع می کرد. اتفاقی که توسط دولت در مقابل شایعه سازی بنگاه سخن پراکنی استعمار پیر افتاد!

اگر به گزارش های بی بی سی فارسی دقت کرده باشید تقریباً هیچ سخنی به نکویی از ایران برده نمی شود وعمدتاً سعی می گردد تا به نرمی نسبت به آینده ایران در مقابل تحریم ها سیاه نمایی و القای نا امیدی و افسردگی کند. تاکتیک شایعه اگر سریع درمان نشود در جوامع شرقی که مردم به جای فرهنگ رسانه، ساخته و یا مکتوب فرهنگی شفاهی دارند وقرن هاست که همه چیز از علم تا هنر را سینه به سینه منتقل می کنند، شایعه مثل سم مهلکی می تواند حتی در چند روز انقلابی را به سقوط بکشاند و در این تاکتیک منافقین مهمترین ابزار به شمار می روند. زیرا هم به زبان و فرهنگ جامعه هدف مسلطند و هم به علت خویشی و قومی با جامعه هدف می توانند حرف خود را پیش ببرند. هدف از استخدام ایرانیان فارسی زبان در رسانه هایی با اهداف استعماری دقیقا همین نکته است.

دقت کنیم که بهترین بستر برای شایعه سازی، سکوت خواص جامعه هدف است و علت التماس های مختار به سلیمان برای شکستن سکوت، فرصت ندادن به میکروب های سیاسی است تا نتوانند تخم نفاق را در جامعه هدف بسط دهند. در دوران فتنه نیز سکوت بعضی خواص سبب گردید تا فتنه گران با بسط شایعات از این سکوت استفاده کنند تا رهبر و مردم را از نهادهای مختلف روحانیت و یا اجرایی و مرجعیت جدا نمایند که اگر نبود حضور تاریخی مردم شریف در نهم دی که منجر شد تا برخی خواص بصیرت از مردم بیاموزند چه بسا دشمن با جامعه مان آن می کرد که ابن زیاد ها با جامعه آن روزگاران. اما راهکار مقابله با تاکتیک شایعه چیست؟

استراتژی القای حس امید

اگر دقت کرده باشید رهبر معظم انقلاب تاکید بسیار ویژه ای دارند که باید در جامعه «حس امید» پرورانده شود. تا به حال از خود پرسیده اید این تاکید برای مقابله با چه تهدیدی است؟

اولین تاکتیک شایعه، در اسلام درست چند صباح مانده به بدر توسط منافقین درمیان مسلمانان مدینه گسترش پیدا کرد. اول دروغ بزرگ که حمله سپاه کفر با کوهی از شتر و طلا و نفر و فتح چند ساعته و سپس بسط شایعات مبنی بر ناتوانی مسلمانان در مقابله و دومین بار در جنگ احد اتفاق افتاد که شایعه ای بسط پیدا کرد: «محمد(ص) را کشته اند» دروغ بزرگی که با چاشنی شهادت حمزه(ع) باور پذیرتر می شد و بار سوم شب رحلت رسول اعظم است که منحرفی شایعه ای را بسط می دهد که «محمد نمرده است عروج کرده است!»

راهکار مقابله با شایعه اگر مبتنی بر دروغ بزرگ باشد همان راهکار مقابله با دروغ بزرگ است؛ افشاگری و بصیرت افزایی «هرکس محمد را می پرستد بداند که او مرده و هرکس خدای او را می پرستد بداند که حی است و جاوید» و یا تاکید بر این نکته استراتژیک که:«اگر کشته شویم و یا بکشیم پیروزیم» وسپس شناسایی و تخریب مراکز اصلی، حتی اگر مسجد ضرار باشد. در ماجرای فتنه نیز از صبح روز انتخابات شایعه سازان اقدام به پخش شایعه می کردند و در رأس آنها بی بی سی: «آیا ایران از بحران خارج می شود؟» و در حالی چنین شایعاتی بسط پیدا می کرد که از حدود چهارصد شهر کشور تنها بخشی از شمال تهران بود که دستخوش شوک حاصل از دروغ بزرگ درجامعه هدف «یعنی لایه ای از قشر متوسط با مطالعات پراکنده که سال های بسیاری از عمر خویش را زیر بمباران روشنفکری و رسانه ای گذرانده و بستر مناسبی برای رشد میکروب های سیاسی شده است.» راهکار چه بود؟

بهترین راهکار استفاده از شیوه ای بود که نهاد خبری «رمتان» در قضیه جنگ 33 روزه کرد و آن قرار دادن دوربین های 24 ساعته و پخش زنده تصاویر بود که به رسوایی رژیم غاصب در استفاده از بمب فسفری انجامید. اگر صدا و سیما از حدود سیصد و اندی شهر ایران و نیز جنوب تهران درست درساعات حادثه خیز شمال تهران تصویر زنده پخش می کرد، مسئله بسط پیداکردن شایعات به خودی خود از بین می رفت. با این وجود شوک وارده به فتنه گران به علت سخنرانی های رهبر انقلاب در نمازجمعه و نیز دیدار با طلاب از یکسو و سپس به علت ادغام فتنه گران با سلطنت طلبان و منافقان و مطربان و کمونیست ها و ضد مذهب ها و عدم مرز بندی با آنها و نیز عدم ارائه سندی دال بر تقلب،از سوی دیگر سبب ریزش شدید نیروهای خاکستری گردید که نهایتاً به قیام نهم دی خاتمه یافت و سبب شد تا فتنه به صورت حیاتی فرقه ای درآید و حتی بی بی سی نیز بفهمد که باید از آن فاصله گرفته و به عدم تقلب اقرار کند.

روشنگری در خصوص دروغ بزرگ و نیز شایعات پس از آن آنقدر مهم است که می تواند تنها ظرف چند سال جماعتی را که به قتل سیدالشهدا(ع) رضا داده و سکوت کرده اند را وادار به قیام نموده و اتفاقاتی نظیر قیام مدیه، توابین و نیز مختار را رقم زند که همه اینها ثمره افشاگری های سید الساجدین(ع) و نیز ائمه سادات(ع) است.

اما ممکن است تاکتیک شایعه مبتنی بر تاکتیک سیاه نمایی باشد. در تاکتیک سیاه نمایی اخبار جامعه هدف با رنگ و بوی نا امیدی و با چاشنی اعداد و ارقام و مصاحبه با کارشناسان خودی پخش می گردد که چگونگی این عملیات روانی را مفصل در بخش مربوط به تاکتیک سیاه نمایی شرح خواهم داد. در چنین حالتی بهترین راهکار مقابله، عمل به همین جمله معظم له است که باید اخبار «درست»، «خالی از اغراق» و نیز امیدوار کننده از توان و موفقیت ها در جامعه بسط پیدا کند تا بتواند تاکتیک شایعه پراکنی مبتنی بر سیاه نمایی را خنثی سازد.

باید دقت کرد که اگرچه استفاده از تاکتیک شایعه مبتنی بر سیاه نمایی عمری طولانی برای استفاده دارد (رفتاری که بی بی سی در قبال اخبار ایران پیشه کرده) اما دشمن اگر زیرک باشد از تاکتیک شایعه مبتنی بر دروغ بزرگ، تنها برای روزهایی بهره می برد که دروغ بزرگ هنوز بقایی دارد و امیدی به شوک حاصله هست و بلافاصله پس از مرگ دروغ بزرگ بایستی از آن فاصله بگیرد(کاری که دقیقا بی بی سی با شیفت از شایعه پراکنی مبتنی بر دروغ بزرگ به شایعه پراکنی مبتنی بر سیاه نمایی نمود.) دقت کنیم که در نوع اول چون فضای جامعه هدف شوک زده است سند لازم نیست و حتی می شود شخصیت هم جعل کرد: «شاهد عینی»! که در بی بی سی حضور می یافت.

اما در قسم دوم بایستی سراغ کارشناسانی رفت که واقعیت را آن طوری بگویند که نهایتا به القای حس نا امیدی بیانجامد - که مفصل در بخش سیاه نمایی شرح خواهم داد- لذا اگر این شیفت صورت نگیرد و بر شایعه سازی مبتنی بر دروغ بزرگ در زمان مرگ دروغ بزرگ همچنان اصرار ورزیده شود. این اصرار بر شایعه سازی به رسوایی انجامیده و می تواند نیروهای سمپات را نیز پراکنده کند. این دقیقاً اتفاقی است که با استخدام موجودات کم خرد و سوادی نظیر "معصومه-ع" برای سایت جرس افتاد که منجر به رسوایی هایی نظیر جعل نامه از قول رئیس محترم قوه قضائیه به رهبر معظم انقلاب و یا مصاحبه با خانواده کشته شدگان گردید و قس علی هذا و اکنون کارکرد این رسانه ها که زمانی می توانست در صف اول مبارزه با انقلاب به کار رود، صرفا برای حفظ مرده ریگ فرقه است و علت عمده آن نا آگاهی گردانندگان آنها از مدت زمان لازم برای تغییر تاکتیک است و افسردگی ناشی از شکست آنچنان بر افراد سطح پائین این جریان مستولی شده که عمدتا به فحاشی و دروغگویی می پردازند. و باز بهترین راهکار برای افشای خوی فاشیستی این جریان، استدلال و حفظ ادب و سخن علمی است.

دقت کنیم که این ها افرادی در حوزه عملیات روانی به غایت بی سواد و عامل دست دیگرانند. لذا صحبت علمی سبب می شود تا در مقابل شما به فحاشی روی بیاورند. مثلا اگر کتاب می نویسند، کتابشان را شدیدا نقد کنید، اما اسمی از نویسنده نیاورید، یعنی اسیر بازی «برجسته سازی» دشمن نشوید. مردم فهیمند و اگر بازی عملیات روانی را درست بازی کنید خدانیز در ارشاد جامعه یاریتان می کند.

در قسمت بعدی این نوشتار به تاکتیک های: «رسوب گذاری، برجسته سازی و سیاه نمایی» در چگونگی تسخیر کوفه و شهادت مسلم بن عقیل توسط ابن زیاد و نیز تطابق تاریخی آن خواهم پرداخت؛ إن شاء الله.

/ 1 نظر / 14 بازدید
محب ولایت

رعدیم به موج فتنه جرأت ندهیم برقیم به ابر تیره فرصت ندهیم چون پای ولایت به میان می آید دیگر به کسی دست مَوَدّت ندهیم