کجا سفر کردی؟

                                                                                                                     *طرح از تخریبچی مجازی
http://www.takhribchimajazi.ir/images/takhribchi/2shahid%20goldri.jpg

»» برای شهید فهمیده سیستان و بلوچستان

آن وقت که ما داشتیم در جشن یل‌ام‌البنین دست می‌زدیم و شادی می‌کردیم، تو داشتی پر می‌زدی و می‌رفتی پیش خود عباس، کنار علقمه، ما می‌خندیدیم و شادی می‌کردیم و تو خنده به لب عباس نشاندی که مثل خودش، پاسدار حریم دختران و زنانی بودی که آمده بودند به مادرش تبریک بگویند، تو رفتی پیش عباس و ما ماندیم .تو رفتی و تبریک را به خود مولا دادی برای چنین پسری در عرش اعلی. از قاب تلویزیون، پسرت داشت نگاهمان می‌کرد و چه نگاهی !خجالت کشیدم، تاب این نگاه را نداشتم، سرم را پایین انداختم و فقط اشک ریختم نه برای تو که برای خودم.  پسرت با نگاهش داشت سراغ تو را از ما می‌گرفت و نمی‌دانست که دیگر، تو را نمی‌بیند، محمدجان! تو او را دیگر نمی‌بوسی، اما او دارد عکس تو را می‌بوسد و باز هم نمی‌داند که دیگر خبری از بابا نیست و هر وقت دلش برای بابا تنگ می‌شود باید همین عکس‌ات را در آغوش بگیرد و ما چه می‌دانیم درد یتیمی چیست! محمد جان، تو را به جان عباس، به دخترت سر بزن، او را در آغوش بگیر، او را یکبار دیگر ببوس، می‌ترسم مثل رقیه حسین از غصه دق کند بی‌بابا! دختر است دیگر! (به نقل از وطن امروز)

*خانواده بسیجی شهیدمحمد گلدوی

/ 2 نظر / 9 بازدید
پیک صبح

سلام من هم در مورد این مسئله از بعدی که فکر نکنم کسی از این بعد نوشته باشه یه مطلب نوشتم به اسم " نوازش پدر یا ..؟" بخونید نظر بدید ممنون ‌