رهبرا؛ ما منتظر شهادتیم...

»» رهبرا؛ ما هم برای تو میگوییم. برای دل ِ خون شما و خون ِ دل خودمان:

مراسم عزاداری سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام با حضور مقام معظم رهبری

ای رهبر و مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. ما جان ناقابلی داریم. مثل خودتان دل پُرخونی هم داریم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را ما کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و درراه اسلام فدا خواهیم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد.

فقط ای رهبرمان! ما مثل شما صبر و طاقت نداریم، ما که شاگردی خمینی صبور را نکرده ایم تا روح مان، روح الله باشد، فقط اندک زمانی، خمینی را با چشمان کودکی مان دیده ایم و با او همنفس شده ایم و همان چند نگاه کودکانه، اینگونه آشفته و آماده مان کرده برای در خون خود غلتیدنمان!

رهبرا! شما سالهاست که چفیه را به گردن تان پیوند داده ای و ما خوب معنایش را میدانیم. میدانیم که تمام ِ تنها امیدتان به همین چفیه داران بسیجی ست. هیچ تعارفی نداریم؛ میدانیم یعنی تنها «چفیه»، حافظ گردن ِ امیرمان است. میدانیم یعنی ای بسیجی ها این شما و این حفاظت ز امیرتان سیدعلی.

امّا رهبرا! مگر ما دل نداریم؟ داریم، مثل خودتان پُرخون هم داریم. مگر تا کِی باید با این چشمان و گوش هامان جسارت به فرزندان زهرا را ببینیم و آرام بشینیم؟ مگر می شود شمشیربُرّان همیشه در نیام بماند!؟ مگر می شود دست به شمشیر، آرام نشست؟ ما هم منتظر جانبازی و شهادتیم، آخر حالا که معبر ِ تنگ شهادت، کمی وسعت یافته، آنهم در خیابان های شهر و کاشانه خودمان، یک رَهای عاشورایی بده و خود نظاره کن که کودکان ِ «کودکان ِ گهواره ای خمینی» چه عاشورایی برپا میکنند! امّا اینبار تا خیابان های «شهادت گاه خودمان» را کف پوش اجساد متعفن دشمنان قسم خوردۀ مادرتان زهرا-س نکنیم و تا جوی ها را سیراب از خون نجس ِ لَجَن ماهیّت و حرام رنگ ِ اهانت کنندگان حسین علیه السّلام نکنیم و عاشورایی «بدرگونه» رقم نزنیم، آرام نمی گیریم!

رهبرا کمی هم به دل بی صبر و پاره پارۀ ما بنگر!

ما که سیّدعلی نیستیم تا صبر علی گونه داشته باشیم!

ما «عبدالله بن حسن» ایم که بی سلاح و با «سلاح ِ دست های خالی» به دفاع از مولا و مقتدای خودش رفت و با دست های قلم شده و تنی بی سر، عاشورایی و جاودانه شد!

ای سیّد علی بخدا دیگر...

...و خود میدانیم و می دانی که تا اشاره و رهای شما نباشد، شمشیری از نیام بیرون نیاوریم حتّی اگر تا خیمه معاویه رفته باشم و یک ضربه، پیروزی مان را رقم بزند!

و برای آنهایی میگوییم که منتظرند ما جلوتر از رهبرمان حرکت کنیم؛

»»و ما اینگونه ایم- إن شاءالله:

      اگر فرمان دهد رهبر بتازیم - اگر او خواهد از ما سر ببازیم

      اگر صبر و قرار از ما بخواهد - بشینیم و بسوزیم و بسازیم.

/ 0 نظر / 9 بازدید