» افاضات دیروز و امروز
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸٧ : توسط :

خواستم مطلب مفصلی در خصوص اهانت به قرآن و پیامبران و امامان عظیم الشأن در دوره قبل بنویسم اما بنا به دلایلی، چیکده ای از گفته های دگر اندیشان و نگاهی گذرا و کوتاه به تهاجمات بعضی مطبوعات آن زمان را برای شما می آورم.  

«پیشاپیش از اینکه احوالات شما خوانندگان عزیز را آزرده خاطر میکنم، پوزش می طلبم» 

ابراهیم اصغرزاده: حتی علیه خدا هم می توان تظاهرات کرد ... ("کیهان" 6/2/77)

 

صادق زیباکلام: نفی خطوط قرمز و انکار فصل الخطاب ها ضروری است، خطوط قرمز باید پاک شود.("توانا" مرداد 77)

بهاءالدین خرمشاهی: کافر و بی دین هم خودی است. قرآن هم فرمود «لکم دینکم ولی دین» بنی آدم اعضای یک دیگرند.("صبح امروز" شهریور 78)

شیرین عبادی: صحت قصه ی حضرت یوسف در قرآن کریم، از محالات است.("صبح امروز" خرداد 78)

عبدالکریم سروش: قرائت های مختلف از دین زدودنی نیستند و همه را باید به رسمیت شناخت.("ایران" 12/10/78)

عبدالکریم سروش: در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است.("صبح امروز" شهریور 78)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نقدی بر سخنان موهن فرد شاخص مدعی اصلا‌حات
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ٤ مهر ۱۳۸٧ : توسط :

کتاب و سنت و اسلام فقاهتی، خانه‌ نشین نمی شوند شهید بهشتی در رنجنامه‌ای که خطاب به حضرت امام (ره) نوشته‌اند،(1) دوگانگی موجود میان مدیران کشور را به اختلاف دو بینش مرتبط دانستند. «بینش اول معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد؛ اجتهادی که در عین زنده و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعبد در برابر کتاب و سنت باشد و دیگری در پی اندیشه‌ها و برداشت‌های بینابین که به کلی از وحی بریده است و نه آن‌ چنان که باید و شاید در برابر آن متعبد و پای‌بند، بینش اول به نظام و شیوه‌‌ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‌ها در دستاوردهای شرق یا و غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام ارزشی اصیل و مستقل اسلام استوار دارد بینش‌ دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارز‌ش‌های آن، جامعه را به راهی می‌کشاند که خود به خود درها را بر روی ارزش‌های بیگانه از اسلام و بلکه ضد اسلام می‌گشاید.» (2) آن روز‌ها از بینش‌ اول به خط امام (ره) تعبیر می‌شد و رهبری این جریان فکری را حضرت امام به عهده داشت و شخصیت‌هایی چون شهید بهشتی، شهید باهنر آیه`‌ا... خامنه‌ای، شهید رجایی و... از متفکران این بینش به حساب می‌آمدند. در مقابل، جریان فکری جبهه ملی، نهضت آزادی، گروه‌های التقاطی مانند مجاهدین خلق (منافقین)، جریان بنی‌صدر، جنبش مسلمانان مبارز (دکتر پیمان) و... بینش دوم را نمایندگی می‌کردند. بنی صدر نیز در جایگاه ریاست جمهوری نقش رهبری آن جریان و بینش را ایفا می‌کرد. براساس نقل آقای موسوی خوئینی‌ها در نطق مربوط به استیضاح بنی‌صدر، «بنی‌صدر مسلمان است ولی نه اسلام مبتنی بر فقاهت اسلامی بلکه اسلامی از پیش خود ساخته.»(3) وی در ادامه به نقل خاطره‌ای می‌پردازد: در جمعی که آقای حبیبی، محمد مجتهدشبستری و سید احمدخمینی بوده‌اند یکی از حضار پرسیده است: خط امام یعنی چه؟ و آقای خوئینی‌ها این‌گونه پاسخ داده است...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چه کسانی سکولاریسم را در بدنه کشور نفوذ می دادند؟!
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ٤ مهر ۱۳۸٧ : توسط :

پدیده سکولاریزه کردن کشور از دیرباز مورد توجه برخی غرب‌زدگان قرار گرفته است؛‌ رژیم شاه سال‌ها با سرمایه‌گذاری سنگین روی این پروژه تلاش کرد تا این‌گونه وانمود کند که سیاست از دیانت جدا است، دین حق اظهار نظر در مسائل حکومتی ندارد؛ ولی خواندن نماز و گرفتن روزه و رفتن به مسجد برای کسانی که مایل باشند، بلامانع است! اجرای این پروژه که سر انجامی جز حذف دین از جامعه نداشت، با مقاومت حوزه‌های علمیه و علمای بزرگ به‌ویژه حضرت امام خمینی‌(ره) رو‌ به رو شد و سرانجام در 22 بهمن 1357 با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی، رسما شکست خورد. امام(ره) بارها بر عینت سیاست و دیانت تاکید می‌کردند و می‌فرمودند: اسلا‌م از سیاست جدا نیست، اسلا‌م مثل جاهای دیگر نیست، مثل مذاهب دیگر نیست که ذکر و دعا باشد. اسلا‌م سیاستش با سایر احکامش با هم هستند. (صحیفه امام، ج 3، ص 517) پس از انقلاب اسلامی نیز به‌رغم تاکیدات حضرت امام(ره) و بی‌رغبتی مردم به سکولاریسم، روشنفکران وابسته مثل اعضای جبهه ملی و گروهک نهضت آزادی و برخی لیبرال‌ها سعی می‌کردند در زیر پوست نظام، سکولاریسم را ترویج و این باور را در جامعه ایجاد کنند که حکومت دینی شدنی نیست! این حرکت در سال‌های پس از جنگ به‌ویژه در دوران حکومت مدعیان اصلاحات به‌ تدریج از حالت زیر پوستی خارج شد و شکل رسمی به خود گرفت تا جایی که برخی مسوولان آن روز نیز از ضرورت تحقق سکولاریزم سخن می‌گفتند! مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با هیات دولت ضمن ابراز تاسف از وجود چنین پدیده شومی در برخی دولت‌های پیشین و اظهار خوشحالی از مهار شدن آن توسط دولت نهم فرمودند: «گرایش‌های سکولاریستی - که متاسفانه باز داشت در بدنه‌ مجموعه مدیران کشور نفوذ می‌کرد، جلویش گرفته شد. نظام انقلابی بر مبنای دین و بر مبنای اسلام و بر مبنای قرآن شکل گرفته و به همین دلیل از حمایت میلیونی این ملت برخوردار شده و...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
افشای پشت پرده غائله 18تیر
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط :

"پیام فضلی نژاد" در گفت و گو با خبرنگار سیاسی ایرنا اظهار داشت: پروژه عبدالکریم سروش برای آشوب‌های شبه دانشجویی 18 تیر 1378 در جلسه شام غریبان حسینی در دفتر تحکیم وحدت در اردیبهشت 1378 کلید خورد و سروش در آن جلسه سه طرح "عقلانیت محض"، "نقد عملکرد ائمه اطهار" و " اسطوره‌زدایی از ساحت جامعه دینی و قهرمان ستیزی" را مطرح کرد. این پژوهشگر افزود: سروش در حالی که در هنگامه آشوب‌های آن دوران در خارج از کشور به سر می‌برد، ناگهان به ایران بازگشت و "استراتژی عبور از خاتمی" را تبلیغ کرد. البته تبلیغ این استراتژی، خود یک استراتژی بود برای اینکه هم گفتمان‌سازی و هم مطالبه‌سازی شود و آقای خاتمی را نیز در معرض پاسخ به آن مطالبات قرار دهند. این عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان به برگزاری جلسه ای توسط سروش در چند روز پس از 18 تیر در مشهد اشاره کرد و گفت: سروش در این جلسه گفت که عنقریب نیروهایی که میدان گرفته‌اند گوی سبقت را از خاتمی خواهند ربود و همه آن‌ها با خاتمی همفکر نخواهند بود. فضلی نژاد تاکید کرد: این سخنان سروش که در


ادامه مطلب را مطالعه کنید