تحلیل وضعیت کنونی فضای سیاسی کشور در آستانه‌ انتخابات90/ بخش سوم
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳٩٠ : توسط :

راهبردهای اشتباه جریان انحرافی سرمایه‌ی اجتماعی آقای رییس جمهور را هدف خواهد گرفت!
راهبرد جریان انحرافی در انتخابات مجلس چیست؟

* مهدی محمّدی/ بخش سوم (آخر)
 
http://www.borhan.ir/Images/News/Larg_Pic/6-8-1390/IMAGE634554016334656458.jpg

ـ ـ ـ ــبُرش :

* جریان انحرافی در راستای پروژه‌ی ایجاد تغییرات ساختاری و به منظور ایجاد حداکثر هماهنگی ساختاری  برای نهاد مجلس اهمیت ویژه‌ای قایل است. در واقع تصور این جریان آن است که اگر هدف، تغییر شکل دادن ساختارها باشد به گونه‌ای که حداکثر آزادی عمل برای رییس جمهور به وجود آید، مجلس یکی از مهم‌ترین ساختارهایی است که باید مورد توجه واقع شود و تغییر کند. بر این اساس جز تسخیر مجلس، راهی برای تغییر در کارکردهای این ساختار وجود ندارد. از همین رو تمامی برنامه‌ریزی‌های این جریان نیز ناظر به همین اولویت ارزیابی می‌شود.

* یکی دیگر از راهبردهای جریان انحرافی برای پیروزی در انتخابات مجلس، منتسب کردن مخالفان به جریان هاشمی است. در واقع این راهبردی است که ما از جانب آقای احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نیز شاهد بودیم... بنابراین ایجاد تقابل با هاشمی و منتسب نمودن مخالفین به وی به عنوان یک راهبرد دایمی در جریان انحراف، بیان‌گر آن است که ما با یک رویکرد عمیقاً فرصت طلبانه از سوی این جریان مواجه هستیم. در واقع آقایان طوری حرف می‌زنند که گویی امکان ندارد کسی با جریان انحرافی درگیر باشد و موتلف هاشمی نباشد، در حالی که اتفاقی که اکنون عملاً افتاده این است که این دو جریان به ویژه در "حوزه‌های اقتصادی" با هم پیوند پنهان برقرار کرده‌اند و هدف‌گذاری‌های سیاسی یکسانی هم دارند. همان طور که امروز نیز مجموعه‌ی اطلاعات موجود بیان‌گر آن است که جریان یاد شده تصمیم دارد تا همانند انتخابات سابق، در شب انتخابات، فهرست رقیب خود در اصول‌گراها را منتسب به هاشمی نماید.

* راهبرد کلیدی دیگر جریان انحرافی، ایجاد شکاف و نهادینه کردن آن درون جریان اصول‌گرا است، به گونه‌ای که گسترش شکاف مناسبات میان گروه‌های سیاسی مختلف در این جریان را برای همیشه مخدوش کرده و این وضعیت در آینده نیز هرگز قابل ترمیم نباشد... هدف‌گذاری این جریان از راهبرد یاد شده آن است که تا انتخابات ریاست جمهوری چیزی از گفتمان اصول‌گرایی باقی نماند و دچار یک نوع انهدام درونی شود. این جریان در صدد آن است تا هنگام ورود به انتخابات ریاست جمهوری در سال 92 بتواند خود را به عنوان نماینده‌ی یک گفتمان اجتماعی جدید که منتسب به گفتمان اصول‌گرایی نباشد، معرفی نماید. چرا که به لحاظ اجتماعی انتساب به اصول‌گرایی را برای خود هزینه‌زا می‌داند.
 
» متن کامل در ادامه مطلب...

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تحلیل وضعیت کنونی فضای سیاسی کشور در آستانه‌ انتخابات90/ بخش دوم
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ آذر ۱۳٩٠ : توسط :

جریان انحرافی در نهایت به‌دنبال چیست؟
نظر به تحرکات و اقدامات بحث ‏برانگیز جریان انحرافی در سطوح و لایه‌های مختلف، این پرسش مطرح است که در نهایت این جریان کجا را نشانه رفته؟ تصاحب کرسی‌هاای بهارستان، انتخابات ریاست‏ جمهوری، ارتباط گیری با آمریکا؟ یا ...

* مهدی محمّدی/ بخش دوم

http://borhan.ir/Images/News/Larg_Pic/3-6-1390/IMAGE634498796556626118.jpg

ـ ـ ـ ــبُرش :

* در عرصه‌ی داخلی مهم‌ترین هدف‌گذاری این جریان، انهدام گفتمان اصول‌گرایی از سویی و تسخیر گفتمان اصلاح‌طلبی از دیگر سو است، به عبارتی، پایان دادن به عمر تفکیک دیرین میان اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی و در نهایت عرضه‌ی خود به عنوان جریان سیاسی سومی که شامل هر دوی آن‌هاست نوک پیکان تلاش‌های این جریان است.

* 22میلیون نفری که در انتخابات 88 به آقای احمدی نژاد رأی دادند، سرمایه‌ی رأی بوده و به هیچ عنوان سرمایه‌ی آشوب -به این معنا که حاضر باشند در یک منازعه‌ی خیابانی از رأی‌شان دفاع کنند- محسوب نمی‌شوند.

* این جریان معتقد است که در حد فاصل سال‌های 84 تا 88 به طور کامل این طبقه را جذب نموده و باید فاصله‌ی زمانی 88 تا 92 را به جذب طبقه‌ی متوسط اختصاص بدهد. در این خصوص نیز همان‌گونه که ذکر شد راهبرد این جریان عمدتاً در قالب رفتارهای خاص در حوزه‌های سیاست داخلی، سیاست خارجی و فرهنگ پی‌گیری می‌شود و این نکته‌ای است که درک آن از اهمیت به سزایی برخوردار است. ما باید تغییرات سرمایه‌ی اجتماعی این جریان از 84 تا به امروز را بررسی کنیم و سعی نماییم این تغییرات را روی نمودار ببریم. بنده تصور می‌کنم مهم‌ترین چیزی که آقای احمدی‌نژاد و دوستانشان به آن توجه نکرده‌اند و همین موجب بسیاری از اشتباهات محاسباتی آن‌ها است که دو مفهوم زیر را از هم تفکیک نکرده‌اند: 1- سرمایه‌ی رأی 2- سرمایه‌ی آشوب.

* در ماجرای وزیر اطلاعات، این پیام به طبقه‌ی متوسط ارسال شد که احمدی نژاد از انگیزه‌ی کافی برای ایستادن ساختار نظام جمهوری اسلامی برخوردار است و تلاش جریان انحرافی در آن مقطع این بود که طبقه‌ی متوسط دریابد در صورت تمایل به تغییر شکل ساختاری، احمدی نژاد از آن جسارتی که آن‌ها توقع داشتند مثلاً کسی مثل خاتمی در دوره‌ی اصلاحات داشته باشد و نداشت، برخوردار است. شاهدش هم مطلبی است که روی سایت خدمت گذاشتند و کاملاً هم هماهنگ شده بود.

» متن کامل در ادامه مطلب...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تحلیل وضعیت کنونی فضای سیاسی کشور در آستانه‌ انتخابات90/ بخش اول
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳٩٠ : توسط :

جریان انحرافی، عصای هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس نهم/ 1390
اصلاح‌طلبان پرونده‌ی 88 را چگونه خواهند بست؟
* مهدی محمّدی/ بخش اول؛

http://www.borhan.ir/Images/News/Larg_Pic/18-7-1390/IMAGE634538565856531360.jpg

ـ ـ ـ ــبُرش :

* اصلاح‌طلبان درباره‌ی فتنه‌ی 88 دو دیدگاه دارند؛ دیدگاه اول این‌که آنچه رخ داد، یک اشتباه بود و از حیث راهبردی بدون حصول دستاورد سیاسی مثبت، هزینه‌های فراوانی را به اصلاحات تحمیل کرد. اما دیدگاه دوم رفتار جریان انحرافی را تأییدی بر درستی مواضع جریان سبز می‌داند. آیا اصلاح طلبان به راهبرد انتخاباتی واحد خواهند رسید؟

* احمدی نژاد لزوماً مساوی با جریان «مشایی» و «بقایی» نیست. جریان انحرافی در تلاش است تا احمدی نژاد را به یک نمونه‌ی آرمانی و به یک مدیر دست نیافتنی در طول تاریخ نظام جمهوری اسلامی بعد از انقلاب تبدیل کند و تأکیدش بر آن است که همه چیز حتی ولایت پذیری با احمدی نژاد سنجیده شود. در حقیقت تبدیل کردن احمدی نژاد به ملاک سنجش‌های ارزش‌های سیاسی، مهم‌ترین ویژگی جریان انحرافی به شمار می‌آید.

* یکی از ویژگی‌های مهم شرایط کنونی کشور این است که در حقیقت مرز بین جریان چپ و هاشمی برداشته شده است... در واقع مجموعه تحولات 6 سال گذشته روشن کرده که هم به لحاظ مبانی نظری و هم به لحاظ سناریوهای سیاسی، فاصله‌ی بین جریان چپ و هاشمی بسیار کم‌تر از چیزی است که در فاصله‌ی 76 تا 84 تصور می‌شد. در این رابطه اصلاح‌طلبان نیز به خوبی دریافته‌اند که می‌توانند روی او به عنوان یک تکیه گاه حساب کنند.

* تحلیل روان شناختی هاشمی از دولت این است که این دولت ورود به بحران‌هایی خواهد کرد که در نهایت عمرش را کوتاه خواهد ساخت. بر این اساس پروژه‌ی وی از این قرار است که دولت را به سمت چنین بحران‌هایی هل داده و حتی آن را به درگیری ساختاری با رهبری سوق دهد. هم‌چنین بر آن است تا به درگیری میان دولت و اصول‌گرایان دامن زده و آن را تشدید نماید. هاشمی درصدد است تا در این درگیری‌ها، به رهبری و جریان اصول‌گرایی فشار آورد تا ادبیات خود را نسبت به دولت رادیکال‌تر کنند. او معتقد است هر چه ادبیات رادیکال‌تری در مقابل احمدی نژاد مطرح گردد، او نیز پاسخ رادیکال‌تری خواهد داد و در نتیجه بحران تعمیق خواهد شد.

* راهبرد خاتمی و هاشمی در انتخابات مجلس بر هم منطبق نیست. خاتمی معتقد است که رهبری فضا را کنترل کرده، دولت به عمر خود تا انتها ادامه داده و سقوط نخواهد کرد. بنابراین باید برای بازگشت به نوعی از نظام عذرخواهی نمود. اما تحلیل هاشمی آن است که اگر جریان اصلاح‌طلب درست عمل نماید، امکان نیمه تمام گذاشتن عمر این دولت و سپس بازگشت پیروزمندانه به ساختار قدرت فراهم خواهد آمد.

* جریان فتنه در غیاب موسوی و کروبی با نوعی خلاءِ رهبری مواجه است. از این رو می‌توان تصور کرد که برای به دست گرفتن رهبری جریان اصلاحات و ارتباط‌گیری با سرمایه‌ی اجتماعی سرگردان این جریان، میان چهره‌های کلیدی آن به ویژه بین تیپ‌هایی چون «سیدحسن خمینی»، «محمد خاتمی» و «موسوی خوئینی‌ها» رقابتی پنهان شکل خواهد گرفت.

* نحوه‌ی عمل جریان فتنه در انتخابات به طور مستقیم وابسته به نحوه‌ی عمل جریان انحرافی خواهد بود. چنانچه بحران در روابط جریان انحرافی و نظام عمیق‌تر شود، آقای هاشمی نفوذ کلمه‌ی بیش‌تری پیدا خواهد کرد و به دنبال آن، راهبرد وی بیش‌تر بر فضا حاکم خواهد شد. راهبردی که قایل است باید صبر نمود تا این درگیری‌ها تا جایی رشد یابد که خود نظام احمدی‌نژاد را حذف نماید. اما در صورتی که این درگیری کنترل شده و جریان اصلاحات احساس کند این نزاع از حد معینی بیش‌تر تجاوز نکرده و نظام قادر به کنترل جریان انحرافی است، ادبیات بازگشت و حتی ادبیات عذرخواهی تقویت خواهد شد.

* طرح ادبیات شرط‌گذاری از جانب افرادی چون خاتمی از آن رو است که جریان متبوع وی امیدوار است پروژه‌ی بزرگ‌نمایی خطر جریان انحرافی با موفقیت به انجام برسد. وی به خوبی می‌داند که در موقعیت شرط گذاشتن برای نظام نبوده و بالعکس باید پذیرای شروط نظام برای بازگشت باشد. اما با امید به تشدید درگیری میان نظام و جریان انحرافی و قراردادن نظام در موقعیت امتیاز دادن به اصلاح‌طلبان، در ادبیات رسانه‌ای خود بحث تعیین شرط را مطرح می‌کند. هدف نهایی خاتمی این نیست که نظام شروط او را بپیذرد. او می‌داند که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد بلکه هدف نهایی او این است که نظام مطالبه و مرزبندی با فتنه‌ی 88 و اعتراف به دروغ بودن فتنه‌ی 88 را از مقابل او بردارد. به عبارت دیگر خاتمی چیزی از نظام نمی‌خواهد بلکه در واقع در پی آن است که نظام چیزی از او نخواهد.

» متن کامل در ادامه مطلب...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اغتشاش و آشوب در انتخابات مجلس - بهمن ماه 1390
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ : توسط :

»» اینکه رهبری انقلاب، 6 ماه مانده به یک انتخابات، هشدار به تبدیل شدن انتخابات به "چالشی برای صدمه به امنیت کشور" و همینطور استفاده از تجربه ی اغتشاش و آشوب چند وقت قبلش را بدهند، نه تأمل برانگیز که شوک دهنده است!

مقام معظم رهبری در موارد دیگر هم دستور به مراقبت از انتخابات می دادند اما در روزهای منتهی به همان انتخابات نه از 6 ماه قبل!

رهبر معظم انقلاب؛ امام خامنه ای(جانها فدایش)/ 9 شهریور 1390 :

امسال ما در آخر سال، انتخابات را داریم. انتخابات همیشه در کشور ما تا حدودى یک حادثه‌ى چالش‌برانگیز است... مراقب باشید این چالش به امنیت کشور صدمه نزند. انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دینى است، باید پشتوانه‌ى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیره‌ى امنیت است، پشتوانه‌ى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند.

 

*مرتبط :

 
وزارت اطلاعات نخواهد گذاشت جریان فتنه با جریان انحرافى، انتخابات 12 اسفند (انتخابات مجلس شوراى اسلامى) را به انحراف بکشانند!