نوشته ای از فاطمه رجبی: هاشمی و پروندة دغدغه‌های 19ساله.
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط :

هاشمی و پروندة دغدغه‌های 19ساله

 

سکوت 8 سالة هاشمی رفسنجانی در برابر اصلاح‌طلبی برانداز، و موج تخریب و تهدید و تحریکِ وی، از آغاز پیروزی دکتر احمدی‌نژاد، اگر چه برای آگاهان امری قابل انتظار است، اما توده‌ها را به ریشه‌یابی وا داشته است. در این ریشه‌یابی، بازگشت به 8 سال توسعه و ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی امری ضروری و حتمی است.

واقعیت آن است که تفکر توسعه، با اجرای هاشمی، 8 سال حاکمیت وی را دوران مصیبت‌های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی برای ملّت ایران کرد.

سیاست خارجی از عزت و اقتدار و دنباله‌روی مبانی‌ قرآنی علیه سلطه‌گران و کفار فاصله گرفت و روند عقب‌نشینی و تسلیم، یا همان اعتدالِ مورد قبول هاشمی را پیشه کرد. همین سیاست که اساس برنامة توسعه آمریکایی است. اقتصاد را هدف داشت، و صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی این دو مرکز و منبع سیاسی – اقتصادی سلطه‌گرانه برنامة توسعه را در ایران اسلامی حاکمیت داد، «تورم»،«گرانی»، «وابستگی شدید اقتصادی»، «واردات بی‌رویه و غیرمورد نیاز» و «سپردن اموال ملت به ‌دست سرمایه‌داران» تحت عنوان خصوصی‌سازی، به‌تدریج ملّت را فلج و شیرازة اقتصاد را از هم گسیخت.  نگاهی گذرا به...


هاشمی و پروندة دغدغه‌های 19ساله

 

سکوت 8 سالة هاشمی رفسنجانی در برابر اصلاح‌طلبی برانداز، و موج تخریب و تهدید و تحریکِ وی، از آغاز پیروزی دکتر احمدی‌نژاد، اگر چه برای آگاهان امری قابل انتظار است، اما توده‌ها را به ریشه‌یابی وا داشته است. در این ریشه‌یابی، بازگشت به 8 سال توسعه و ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی امری ضروری و حتمی است.

واقعیت آن است که تفکر توسعه، با اجرای هاشمی، 8 سال حاکمیت وی را دوران مصیبت‌های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی برای ملّت ایران کرد.

سیاست خارجی از عزت و اقتدار و دنباله‌روی مبانی‌ قرآنی علیه سلطه‌گران و کفار فاصله گرفت و روند عقب‌نشینی و تسلیم، یا همان اعتدالِ مورد قبول هاشمی را پیشه کرد. همین سیاست که اساس برنامة توسعه آمریکایی است. اقتصاد را هدف داشت، و صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی این دو مرکز و منبع سیاسی – اقتصادی سلطه‌گرانه برنامة توسعه را در ایران اسلامی حاکمیت داد، «تورم»،«گرانی»، «وابستگی شدید اقتصادی»، «واردات بی‌رویه و غیرمورد نیاز» و «سپردن اموال ملت به ‌دست سرمایه‌داران» تحت عنوان خصوصی‌سازی، به‌تدریج ملّت را فلج و شیرازة اقتصاد را از هم گسیخت.  نگاهی گذرا به «نشریۀ صبح» در آن دوران، گوشه‌ای از پروندة اقتصادی ریاست‌جمهوری هاشمی را می‌گشاید. منتهی هاشمی با در دست ‌داشتن تریبون جمعه، بزرگترین حربة تبلیغی انحصاری را در دست داشت، علاوه بر آن‌که روزنامه‌ها و صدا و سیما نیز منحصراً در جهت او حرکت می‌کردند.

در خاطره‌ها هست که وی در خطبه‌های جمعه با ارائة گزارش‌های خلاف واقع از وضع اقتصادی کشور، همواره به مقایسة اقتصاد ایران و کشورهای دیگر می‌پرداخت. در این مقایسه او با اعلان نرخ برق، آب، کالا و ... در دیگر کشورها بیداد گرانی وتورم را در ایران «اوج شکوفایی اقتصادی» و «رفاه بیش از حد» مردم می‌خواند. چه‌کسی می‌توانست بگوید «اقتصاد توسعه، کمر این مردم را شکسته و آن‌ها را زیر چرخ‌های توسعه له کرده است؟»

اما مردم خود با این معضلات دست به گریبان بودند و خطبه‌های جمعه او را به هیچ روی پذیرا نبودند. این هم از معضلاتِ داشتن رئیس‌جمهوری است که در کشور شیعی ایران، هم لباس دین به تن داشته باشد و هم از تریبون مقدس، سیاست را به نفع خود و برنامه‌هایش جهت دهد.

وضع اسف‌بار فرهنگی بیدادِ دیگر توسعه بود. همان زمان در نشریه‌ای مانند صبح مبنای ویرانگری فرهنگی، توسعه اشاره می‌شد.که صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی با اهدای وام و کمک به سازندگی، «تعهد پذیرش شروط فرهنگی خود را می‌طلبند». بدین جهت بود که فائزة هاشمی سردمدار معرکه  فرهنگ‌ستیزی شد و علاوه بر پیشگامی در ستیزه‌گری نظری و عملی با شریعت به ستایش و ترویج خاندان فاسد پهلوی پرداخت. ترک‌تازی این زنِ هتاک به دین و مذهب و اصول و ارزش‌های انقلاب، به‌‌دلیل پشتوانة پدرش، لجام‌گسیخته ادامه می‌یافت. چنین بود که در همان نشریة صبح که «تنها پایگاهِ انتقاد از هاشمی» بود تحلیلی از فاجعة اقتصادی و سیاسی و فرهنگی دوران هاشمی با عنوان «دختر فداکار» درج شد. در آن نوشته، رفتارهای فائزه‌ هاشمی که از «زیارتِ قبر شاه معدوم در مصر» گرفته تا «حمله به احکام شریعت»، به‌عنوان سپر بلایِ فجایع توسعه، تفسیر گردید که رئیس‌جمهور هاشمی را در بن‌بست و شکست برنامه‌هایش مصونیت می‌داد.

این ها ذره‌ای از واقعیات «مدیریت قوی»، «برنامه منسجم و کارشناسی شده» و« اقتدار سیاسی» و «شکوفایی اقتصادی» دوران هاشمی است.

خانواده‌سالاری، پیدایی رانت‌خواری و اقلیت سرمایه‌خوار از راه رانت‌های خویشاوندی، اختصاصی‌‌سازی اقتصادی که هزار فامیل را ایجاد کرد و مدیریت‌های نالایق اما دائمی، از دیگر این واقعیات بود. انتقام ملت از‌ آن دولت‌ها و برنامه‌ها در دوم خرداد، لج‌بازی در انتخابات را پیش آورد و گمنامی چون خاتمی به ریاست جمهوری رسید.شومی و تباهی توسعة اقتصادی با حضور خاتمی به «سیاهی» تبدیل گردید و روند دین‌ستیزی شتاب و گسترة بیشتر یافت.

آزادی و تساهل این مبانیِ فرهنگ‌سوز اصلاح‌طلبیِ برانداز، بنیان‌های جامعه و نظام اسلامی را هدف قرار داد و ویرانگری اقتصادی و سیاسی دوران هاشمی روند صعودی یافت هاشمی در اصل، ماجرای حاکمیتِ اصلاح‌طلبی برانداز را تدارک دیده بود و آن را به انجام رسانید.

در آن دوران سیاه، نه از خطبه‌های جمعة هاشمی و نه در هیچ‌یک از نشست‌ها و دیدارها و همایش‌های او هیچ شکوه، انتقاد، نقد یا اعتراضی نسبت به آن بنیان‌فکنی‌ها شنیده نشد. هر چند که هاشمی را در انتخابات مجلس ششم به‌گونة خفت‌باری حتی به مجلس هم راه ندادند و تخریب او در مواردی چون «عالی‌جناب سرخ‌پوش» بی‌امان انجام می‌گرفت.

در تمام 16 سال بیدادِ توسعه و اصلاحات از دغدغه‌ها، نگرانی‌ها، دل‌واپسی‌ها یا احساس مسؤولیت  انقلابی هاشمی‌رفسنجانی برای اسلام، نظام اسلامی، کشور و ملّت نه‌تنها کمترین اثری نبود، بلکه جهت‌گیری در اصول‌زدایی و ارزش‌ستیزی انقلابی نماد برجستة آن دوران است.

حضور مجدد هاشمی در انتخابات نهم برای مردم یک فاجعه بود، اما رستاخیز الهی 27 خرداد و سپس سوم تیرماه 84 به رفع آن انجامید. از فاصله 27 خرداد تا سوم تیر 84 هاشمی‌رفسنجانی محور تجمع و همدلی گروه‌های اصلاح‌طلب حتی طیف کاملاً ضدانقلاب و برون‌مرزی آن شد و از آن به بعد او این محوریت را به نحو احسن دنبال کرد.

دوران حاکمیت احمدی‌نژاد هرگز مورد قبول، تایید یا حمایت از سوی هاشمی نبوده است.

و این یعنی قبول و احترام به رای مردم در حداقل ممکن.! بلکه حتی تمام تأییدها و حمایت‌های بی‌سابقة مقام عظمای ولایت از این دولت بلافاصله با تخریب و تهدید و تحریک در فضاسازی از سوی هاشمی همراه بوده است.

از موضوع هسته‌ای و دیپلماسی پیروز احمدی‌نژاد گرفته تا گفتمان اسلامِ ناب و شعارها و اقدامات عدالت‌خواهانة او. یادمان هست که هاشمی در یک تخریب مبنایی، عدالت را به تقسیم فقر تعریف کرد و....

این روزها هاشمی با همان نگاه از بالا به مردم، خود را مداراکنندة سه ‌ساله با دولت معرفی کرده و مهلت مدارا را تمام‌شده اعلان می‌کند. این سخن چه معنایی دارد؟ در کدام حکومت، و چه نوع آیین و مرام و مسلک این‌گونه سخن‌گفتنِ دشمنانه قابل تقدیر است؟ چه افراد یا گروه‌های آدمی این گفتار و رفتار را می‌پسندد و تأیید می‌کند؟

آیا هاشمی می‌تواند مانند خاطره‌نویسی‌هایش که به حضرت امام نسبت‌های دروغ داده است با انتساب خواسته‌های خود به مقام معظم‌رهبری، مردم را به دو کار وا دارد؟

1. فراموشی سیاهی‌های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی 16 ساله.

2. رویکرد به تفکر و روش و منش خود، خانواده و مدیران 16 ساله‌اش.

قطعاً درک و شعور و ایمان اسلامی و اعتقاد انقلابی مردم، پاسخ منفی به دو امر فوق خواهد بود. همان‌گونه که در این سه سال تحرکات هاشمی و خاتمی و دیگر هم‌فکران و همراهان او، بی‌ثمر بوده است. کافی است به موضع‌گیری‌های برخی متمایلان به سیاست‌های هاشمی نگریست تا اثبات این ادعا را دریافت. مانند گفته‌های حسن غفوری‌فرد که در نقد مسایل کشور فاصله گرفتن از عدالت را در امر اقتصاد مربوط به 25 سال گذشته دانسته است. «توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».

تصریح هاشمی بر ضعف مدیریت دولت نهم و تأکید مکرر بر قطع گاز در زمستان، شاید امداد الهی است، تا شهروندی از او بپرسد کدام آقازاده‌ها شریک تجاری گاز ترکمنستان هستند و در قطع گاز به ‌منظور زمین‌زدن احمدی‌نژاد، شاهکار سیاسی را دنبال کردند؟ البته این هم از برکات اختصاصی‌سازی دوران 16ساله است که توانست مافیای قدرت و ثروت را ایجاد کرد.

در خاتمه باید به نوشته‌ای از مرحوم کیومرث صابری یا همان «گل‌آْقا» اشاره داشت که انبوه تبریک و تهنیت انتصاب‌های شایسته و به‌جای مدیران لایق آن دوران را  در یک طنز این‌گونه ارزیابی کرد: «اگر این هم مدیر لایق و شایسته و انتصاب به حق و به‌جا و... در این کشور بود، چرا انبوه معضلات در جامعه وجود دارد؟ » (نقل به مضمون)

به هر حال قدرت فاسد است و قدرت‌طلبان ناچار  در مهلکة آن خواهند افتاد اما «دنیا» در عین آن‌که «دنی» است، گذرا هم هست، کوتاه است و نابودشدنی! ارزش آن به اندازه‌ای نیست که با فراموشی یا واژگونه‌نگاری گذشته نامیمون، افتخارات حال را به جنگ بگیریم، علاوه بر آن‌که روز حساب هست و در پیشگاه خداوند«پروندة رفتاری»،«پروندة گفتاری»،«پروندة نیات»،«پروندة دغدغه»‌های ما گشوده خواهد شد، بی‌کم و کاست در آن روز چگونه پاسخ خواهیم داد.

 

رگرفته شده از  www.ansarnews.com