خاتمی باید بیاید!
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط :

 

دعوای زرگری مدعیان اصلاحات بر سر آمدن و نیامدن محمد خاتمی در انتخابات در حالی صورت می‌گیرد که خود بهتر از هر کس دیگر می‌دانند که تمایل احمدی‌نژاد برای رقابت با رییس‌جمهور سابق کم نیست.

کافی است عزیزان دوم خردادی خاطرات بایگانی شده در اذهان خود را بیرون کشیده و با اندک تاملی، به این نکته اذعان کنند که اگر خاتمی آخرین میخ تابوت اصلاحات را زد و افراطیون مجلس ششم جسد بی جان اصلاحات را به درون تابوت گذاشتند، دوستداران نظام بدشان نمی‌‌آید که با در قبر نهادن این میت سنگ لحدش را با دست خود بچیند و افتخار دیگری را در جهت حفظ نظام در کارنامه شان ثبت نمایند.

شاید بر داعیه‌داران اصلاحات فراموشی عارض شده باشد اما خاتمی خوب می‌داند که شکست در 5 انتخابات آن هم به صورت متوالی چه معنایی دارد و از همین رو بود که با پیش‌بینی به موقع، قبل از موعد و با 28 سال و 10 ماه سابقه کار اجرایی تقاضای بازنشستگی کرد و بازنشسته شد.

او می‌دید که حاصل عمرش ...


خاتمی باید بیاید!

 

دعوای زرگری مدعیان اصلاحات بر سر آمدن و نیامدن محمد خاتمی در انتخابات در حالی صورت می‌گیرد که خود بهتر از هر کس دیگر می‌دانند که تمایل احمدی‌نژاد برای رقابت با رییس‌جمهور سابق کم نیست.

کافی است عزیزان دوم خردادی خاطرات بایگانی شده در اذهان خود را بیرون کشیده و با اندک تاملی، به این نکته اذعان کنند که اگر خاتمی آخرین میخ تابوت اصلاحات را زد و افراطیون مجلس ششم جسد بی جان اصلاحات را به درون تابوت گذاشتند، دوستداران نظام بدشان نمی‌‌آید که با در قبر نهادن این میت سنگ لحدش را با دست خود بچیند و افتخار دیگری را در جهت حفظ نظام در کارنامه شان ثبت نمایند.

شاید بر داعیه‌داران اصلاحات فراموشی عارض شده باشد اما خاتمی خوب می‌داند که شکست در 5 انتخابات آن هم به صورت متوالی چه معنایی دارد و از همین رو بود که با پیش‌بینی به موقع، قبل از موعد و با 28 سال و 10 ماه سابقه کار اجرایی تقاضای بازنشستگی کرد و بازنشسته شد.

او می‌دید که حاصل عمرش که در دوم خرداد به دست آورده بود، چگونه توسط مشتی افراطی بر باد فنا می‌رود. هنوز در خاطرش مانده که در انتخابات شورای شهر دوم که دوستانش میدان‌دار بوده و از شورای نگهبان هم خبری نبود، مردم حتی راضی به واگذاری یک کرسی شورای شهر پایتخت به یارانش نشدند. تحصن جمعی از نمایندگان همفکر خود را درمجلس ششم دید که به غیر از سران کاخ سفید، رژیم صهیونیستی، عزت‌الله سحابی، ابراهیم یزدی و عده‌ای دیگر از این دست هواخواهی نداشت و دید که متحصنین نتوانستند حتی 50 نفر در حمایت از خود به خیابان امام خمینی و به پشت درب مجلس بکشانند و آنجا بود که خوب دریافت امت از امام خود عبور نمی‌کند و ناچار به برگزاری انتخابات شد. در انتخابات ریاست‌جمهوری دوره نهم هم دست پروده‌اش به میدان آمد که در میان هفت کاندیدا پنجم شد. در انتخابات شورای شهر سوم نیز اگر چه راهیابی سه نامزد دوم خردادی اما میانه‌رو، مدعیان اصلاحات را به شور آورد و هوای مجلس هشتم را به سر آنها انداخت اما در انتخابات مجلس هشتم نیز دستی از آستین ملت برای بلند کردن اصلاحات زمین‌گیر شده بیرون نیامد.

خاتمی یاران خود را بهتر از هر کس می‌شناسد. آنهایی که امروز داد خاتمی سر داده‌اند کسانی هستند که چند ماه پیش و در دور اول انتخابات مجلس هشتم نقش خاتمی را در پارچه هایی بزرگ حک کرده و با عنوان "یاران خاتمی" در خیابان‌های شهر جولان دادند اما همین که از عدم اقبال مردم اطمینان پیدا کردند در در دور دوم انتخابات و در چرخش 180 درجه ای با عبور از خاتمی، عنوان "یاران خاتمی" را از تبلیغات خود حذف کردند.

اینها همان کسانی هستند که به هاشمی رفسنجانی انتقاد می‌کردند که چرا از دنیای سیاست خداحافظی نمی‌کند و چرا در عالم پیری هوای قدرت به سر دارد و در نهایت به چه دلیل سنی را به عنوان بازنشستگی از مدیریت و قدرت برای خود در نظر نمی‌گیرد؟ اما همین افراد که با هر جلوه‌ای رنگ عوض می کنند در ظاهر به التماس خاتمی افتاده‌اند که در سنی قریب به 70 سال دوباره رییس‌جمهور شود.

شاید ذکر نمونه‌ای از آن شنیدنی باشد. اولین کسی که با آب و تاب خبر از بازنشستگی خاتمی را داد محمد علی ابطحی از دوستان صمیمی خاتمی و از اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون است. ابطحی در خبر خود با ذوق‌زدگی خبر از بازنشستگی خاتمی می‌دهد و با کنایه دیگرانی را که در سن و سال بالا در پی مسؤولیت‌های اجرایی هستند مورد شماتت قرار داده و می‌گوید: "رییس‌جمهوری که چند ماه پبش دوران ریاست جمهوری‌اش تمام شد، به این سنت نیکو پیوست و تقاضای بازنشستگی کرد و در سطح بالای نظام اجرایی که معمولا دوست دارند تا آخر عمر شیفته خدمت باشند و یا احیانا تشنه قدرت خرق عادت کرد. ... و ای کاش این کار آقای خاتمی سنت جاری شود."

جالب اینجاست که او از کسانی است که این روزها به همراه هم حزبی‌های خود با شدت و حدّت در پی حضور خاتمی در انتخابات است.

البته بارها خاتمی بدون ذکر نام از این جماعت سخن گفته است: «این افراد دنبال منافع خود هستند مثلاً آقای ... هر کجا می‌رود از من خرج می‌کند او می‌خواهد من بیایم، دنبال پست می‌گردد و می‌خواهد من به او پست بدهم لیکن من به هیچ‌وجه دنبال کار اجرایی نخواهم بود. 64 سال دارم و حوصله این کارها را ندارم.»

و در جای دیگر از تندروی تندروهایی انتقاد می‌کند که همه هستی خود را مرهون اویند: «...بدون اینکه بخواهم کسی را محکوم کنم، اما از این نکته نیز نباید بگذریم که هم در طرح مسائل و هم در پیگیری آن از سوی برخی اصلاح طلبان تندروی وجود داشت .»

اگر چه خاتمی از دیرباز تصمیم خود را گرفته بود که با پشت‌گرمی جماعتی مذبذب و باری به هرجهت نمی‌توان به چاه رفت و پای در وادی بلا نهاد و از همین رو با اعلام بازنشستگی ردای ریاست به دوش کشید اما دلیل اصلی او از این کار را باید در جای دیگری جست.

شاید بی‌وجه نبود شکوای خاتمی ازیاران خود که چرا لااقل یکی از یارانش مانند احمدی‌نژاد نیست که اینچنین دغدغه گره‌گشایی از مشکلات مردم دارد.

یکی از موضوعاتی که خاطر خاتمی را آشفته کرده عملکرد احمدی‌نژاد است و اینکه مردم به خوبی مردی از جنس خود را می‌شناسند. خاتمی که در دوره حدود 3000 روزه ریاست جمهوری خود، تنها 149 روز را در استان‌های کشور سپری کرده است - یعنی 5 درصد – می‌داند که توان رقابت با احمدی‌نژادی را که نه تنها خود بلکه تمام کابینه‌اش را به تمامی استان‌ها کشانده و پای در نقاطی گذاشته که شاید یک مدیر دست چندم خاتمی هم گذرش به آن دیار نیفتاده است.

این موضوع البته مورد تصدیق اصلاح‌طلبان هم است به عنوان نمونه حسین درخشان یکى از نویسندگان روزنامه‌هاى دوم خردادى فرق احمدى‌نژاد و خاتمى را در فرق دستان زبر و زمخت رییس‌جمهور دولت نهم با دست‌هاى نرم و لطیف خاتمى دانسته و تاکید کرده: «مردم تفاوت این دو دست و این دو ساختمان را مى‌فهمند و دلشان مى‌خواهد مملکتشان دست کسى باشد که برایش پاچه بالا بزند و کار کند.»

تحلیل یکی از قلم‌زنان مدعی اصلاحات از حضور خاتمی در انتخابات خواندنی است. وی در یادداشت خود به صراحت خاتمی را از شرکت در انتخابات بر حذر می‌دارد و می‌گوید: «نامزدی سید محمد خاتمی پریدن اصلاح‌طلبان از آخرین طبقه ساختمان است؛ اگر پروازی در کار نباشد، استخوان اصلاح‌طلبان سخت‌تر خواهد شکست.»

و بی‌شک خاتمی از یک سو از خرد شدن استخوان فرزند خوانده خود به شدت واهمه دارد و از سوی دیگر تمایلی به شکسته شدن این استخوان توسط کسی مانند احمدی‌نژاد را ندارد.

و بی‌وجه نیست که دوستداران نظام بیشتر از "یاران خاتمی" علاقه‌مند باشند تا شورای نگهبان با نادیده گرفتن برخی از اعمال او صلاحیت وی را برای حضور در انتخابات تایید کند تا در آن هنگام زدن تیر خلاص اصلاحات دروغین و پاک کردن این لکه از انقلاب اسلامی به نام آنها نوشته شود.

برگرفته شده از www.ansarnews.com