شلیک تیر خلاص به یک نوبلیست
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط :

[هفته نامه همت، شماره دوم، 10 شهریور 1387] هفته نامه «همت» (سری جدید، شماره 2، صفحات 25 و 26) با انتشار گزارشی اختصاصی از افشای سند تاریخی «جانبازی شیرین عبادی برای شاهنشاه آریامهر» کوشیده است تا روایتی از یک هفته جنجال پیرامون رویارویی کیهان با برنده جایزه صلح نوبل ارائه کند. «همت» می نویسد: پس از انتشار این سند تاریخی، بسیاری از تحلیلگران سیاسی عقیده دارند که شیرین عبادی روانه گورستان تاریخ سیاست ایران شده است. عده ای هم اعتقاد دارند که برنده جایزه صلح نوبل باید از مردم ایران به جهت دروغ هایی که در این روزها پشت سر هم به هم بافته است، صریحا عذرخواهی کند. عده ای دیگر می گویند که عبادی باید در دادگاهی محاکمه شود و در برابر مستندات روزنامه کیهان پاسخگو باشد. اگرچه از یک سو، شیرین عبادی در حال پیگیری شکایت خود از روزنامه کیهان است، اما افکار عمومی پس از افشای این سند تاریخی وابستگی عبادی به رژیم ستم شاهی قضاوت خود را انجام داده است. گزارشی اختصاصی هفته نامه «همت» از ماجرای افشای یک سند تاریخی شیرین عبادی؛ جانباز شاهنشاه آریامهر! در هفته ای که گذشت، افشای یک سند تاریخی توسط مرکز پژوهش های موسسه کیهان در روزنامه کیهان سبب شد تا...


شیرین عبادی عملا راهی گورستان تاریخ سیاست ایران شود. طرح ولایت، دویچه وله و قتل های زنجیره ای ماجرا از این قرار بود که روز 21 مرداد 1387 خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران سخنرانی پیام فضلی نژاد (عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان) را در طرح ولایت استان خوزستان، در بخش گزارش های ویژه خود منتشر کرد. در این سخنرانی که «زنان فمینیست، طرح خاورمیانه بزرگ و انقلاب مخملی» نام داشت، پژوهشگر موسسه کیهان در یک تحلیل علمی و با آوردن بیش از 15 مصداق گوناگون، نشان داده بود که «کمپین یک میلیون امضاء» یک کمپین زنانه آمریکایی است که دنبال ترویج فحشا است. انتشار این سخنرانی در ایرنا سبب شد تا شیرین عبادی، روز پنجشنبه 26 مرداد 87 در گفت وگویی با رادیو برون مرزی آلمان (دویچه وله) پیام فضلی نژاد را متهم به اتهامات گوناگون کند. عبادی گفت که فضلی نژاد یک سعید امامی دیگر است که دنبال راه اندازی پروژه قتل های زنجیره ای است. برنده جایزه صلح نوبل همچنین با رد اتهاماتی که پژوهشگر موسسه کیهان به «کمپین یک میلیون امضاء» و فعالان آن نسبت داده است، گفت که وی یک «خیال پرداز» است که اسمان و ریسمان به هم می بافد! وی به دویچه وله گفت: «زمانی که آقای خیالپرداز در انتهای سخنرانی‌اش خطاب به جمعیت می‌گوید،وظیفه‌ی شماست که این زنان را ساکت کنید و خفه کنید، در حقیقت فتوای قتل ما را داده است... سوالم این است که آیا دومرتبه داستان «قتل‌های زنجیره‌ای» دارد علم می‌شود؟ آیا یک سعید امامی دیگر از جای دیگری می‌خواهد قد علم کند، که حکومت جمهوری اسلامی ایران در رسانه‌ی رسمی‌اش، نظر رسمی خود را این چنین بی‌پروا نسبت به من و سایر زنان اعلام می‌کند؟» مصاحبه شیرین عبادی در رسانه های اپوزیسیون بازتاب گسترده ای یافت و حسین باقرزاده (عضو سابق شورای ملی مقاومت منافقین) با اشاره به آن در سایت ایرانیان نوشت که این فعالیت ها یورشی برهنه به فمینیست هایی است که مخالف تصویب لایحه حمایت از خانواده هستند. نشست فوق العاده شیرین عبادی برای جلوگیری از انشعاب شیرین عبادی که پس از این سخنرانی با پرسش های جدی ای از سوی منتقدان خود روبرو بود، روز 28 مرداد 1387 یک نشست ویژه مطبوعاتی در این خصوص تشکیل داد که «اتهامات وارده» نام داشت و در محل کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر در یوسف اباد برگزار شد. عبادی بنا داشت تا بدنه فمینیست ها را از شکاف حفظ کند، چرا که این افشاگری ها توانسته بود بخشی از فمینیست های عاقل را هوشیار کند و برای آنان سوال های جدی درباره ماهیت امریکایی پروژه های افراطی فمینیستی به وجود آورد. بنابراین برنده جایزه صلح نوبل در تلاش بود تا از انشقاق و شکاف در میان هوادارانش جلوگیری نماید. در این نشست اعضاء فعال اپوزیسیون مانند ابراهیم یزدی، حسن یوسفی اشکوری، خدیجه مقدم، محمد علی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی و هادی اسماعیل زاده شرکت کردند تا وزن جلسه افزایش یابد. آن ها در پایان جلسه شان بیانیه ای را در اختیار رسانه ها گذاشتند که از قوه قضائیه می خواست تا روزنامه کیهان را تعطیل کند. در آن نشست نیز شیرین عبادی با اشاره به سخنرانی «زنان فمینیست، طرح خاورمیانه بزرگ و انقلاب مخملی» گفت که با انتشار این سخنان معلوم شد که چه کسانی پشت پرده تهدیدات او قرار دارند و ادعا کرد که اگر کشته شود روزنامه کیهان قاتل اوست. وی همچمنین گفت که از روزنامه کیهان پیام فضلی نژاد به سبب نشر اکاذیب شکایت کرده است. نشست اتهامات وارده در رسانه های اپوزیسیون بازتابی نیافت و این سال برانگیز بود. دلیل عدم بازتاب این نشست را حضور منتقدان کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر دانسته اند. این منتقدان، که روزنامه نگاران اصول گرا و ارزشی بودند، در آن جلسه سوالات انتقادی مهمی را از شیرین عبادی طرح کردند که وی ناتوان از پاسخ به آنان بود. خبرگزاری ایرنا روز 28 مرداد نوشت که این منتقدان به شیرین عبادی گفته اند که چرا به جای پاسخ به پرسش های رسانه های مخالفش ، هربار جنگ روانی راه می اندازد و اغلب موضوعات این جنگ روانی نیز قتل اوست! ایرنا در گزارش ویژه خود از این نشست نوشت که شیرین عبادی گفته است بهائیان پیروان رسول الله (ص) هستند و ابراهیم یزدی نیز مدعی شده که عبادی از حجت های خدا روی زمین است. کیهان آرشیو اسناد خود را گشود اما روزنامه کیهان هیچ واکنش مستقمی به این نشست ها و جنجال ها نشان نداد و تنها به انتشار دو خبر ویژه از محتوای مضحک این نشست بسنده کرد. در حالی که چهار روز از این نشست می گذشت و همه منتظر واکنش کیهان به سخنان و ادعاهای شیرین عبادی بودند، این روزنامه، روز شنبه (2 شهریور 1387) مقاله ای را تحت عنوان «اراذل و اوباش چه کسانی هستند؟» به قلم «پیام فضلی نژاد» منتشر کرد. آن مقاله که سخنرانی ای منتشر نشده از شیرین عبادی را در بهمن 1356 بازخوانی کرد، نشان می داد که عبادی چگونه در روزهای اوج انقلاب اسلامی راه مبارزه با زنان انقلابی و مسلمان ایران را برگزیده بود و از انقلابیون ابراز تنفر می کرد. در آن مقاله آمده بود که خانم شیرین عبادی در یکی از سخنرانی هایش گفته است که من جانباز شاهنشاه آریامهر هستم. فضلی نژاد در «اراذل و اوباش چه کسانی هستند؟!» نوشت: خشم و نفرت «شیرین عبادی» از زنان و مردان مسلمان ایران و رسانه های انقلابی ریشه ای دیرینه دارد. سال 1356، در روزهایی که قیام زنان و مردان انقلابی شهر مقدس قم (قیام 19 دی) وحشیانه سرکوب شد، شاید کمتر کسی سخنرانی های «شیرین عبادی» را به یاد داشته باشد، سخنرانی هایی که او در آن از انقلاب و انقلابیون مسلمان ایران ابراز «تنفر و انزجار» کرد و گفت که حاضر به «جانبازی» در راه شاهنشاه آریامهر است.» وی پس از اینکه سابقه پیش از انقلاب اسلامی برنده جایزه صلح نوبل را افشا کرد، در پایان مقاله خود گفت: امروز، به نام آن انقلابیون که خویشان حقیقی ما هستند و به نام مقتدایمان، امام خمینی(ره) دادخواهی می کنیم که چرا یک «ملت مسلمان» را عامل اجنبی خواندید و «انقلاب» آنان را «آشوب طلبی» خطاب کردید؟! چرا امروز هم، پشت به این ملت، پشت به این مکتب، سر سفره اربابان آمریکایی تان نشسته اید و همچنان از «اراذل و اوباش» واقعی که همجنس بازان، بهائیان، روسپیان، تروریست ها و اشرار خیابانی هستند، دفاع می کنید؟! خانم عبادی» اراذل و اوباش، این «ملت» نیستند که سالها به پای آرمان و ایدئولوژی خود خون دادند. اراذل و اوباش کسانی هستند که عدالتخواهی و استکبارستیزی یک ملت انقلابی را تاویل به «شورش عده ای از عوامل اجنبی» می کنند و آن را «ارتجاع سیاه» می خوانند. شیرین عبادی: مرده شور شاهنشاه آریامهر را ببرند! انتشار یادداشت «اراذل و اوباش چه کسانی هستند؟!» در روزنامه «کیهان» سبب سرگشتگی اردوگاه اپوزیسیون شد. یک روز پس از نشر این یادداشت، «شیرین عبادی» در گفت‌وگویی با «خبرگزاری فارس» گفت: «من هیچ‌وقت و در هیچ کجا نگفته‌ام که جانباز شاهنشاه آریامهرم. من همیشه افتخار می کنم که حامی انقلاب اسلامی ایران بوده‌ام... مرده شور شاهنشاه آریامهر را ببرد. درسال 1356 امیدوار بودم فضایی که در ایران به وجود خواهد آمد، فضایی حاکی از صداقت و پاکدامنی سرچشمه گرفته از آموزه های اسلام باشد.» عبادی در این گفت‌وگو همچون گذشته روزنامه «کیهان» را تهدید به شکایت کرد و اظهار داشت: «نشر اکاذیب با پول بیت المال قابل پیگیری است. قطعا از این روزنامه (کیهان) و سایت هایی که به انتشار اخبار کذب علیه من دست زده و می زنند شکایت می کنم.» فضلی نژاد: در برابر جعل تاریخ حساس باشیم خبرگزاری فارس، پس از مصاحبه با شیرین عبادی خبر داد که در تلاش برای گفت و گو با پیام فضلی نژاد و مشاهده مستندات وی است. نزدیک به چهل سایت اپوزیسیون این جنجال را رصد می کردند و اخبار آن را پوشش می دادند. سلطنت طلبان شیرین عبادی را به دلیل اظهاراتش علیه شاه به فحش کشیدند و بسیاری از اعضاء دیگر گروهک های ضد انقلاب هم گفتند که شیرین عبادی برای تبرئه خودش حاضر است تا دیگران را له کند! بسیاری از سایت های داخلی هم از این سخنان شیرین عبادی که حمایت خود را از انقلاب اسلامی از سالهای قبل از پیروزی انقلاب نشان می داد، استقبال کردند. روز دوشنبه (4 شهریور) خبرگزاری فارس در گفت وگویی با فضلی نژاد مستندات این نویسنده را پیرامون «جانبازی شیرین عبادی برای شاهنشاه» منتشر کرد و نوشت: پیام فضلی نژاد، عضو "دفتر پژوهش های موسسه کیهان" در گفت وگویی با خبرنگار سیاسی فارس پیرامون ادعای "جانبازی شیرین عبادی برای شاه مخلوع" گفت: "شیرین عبادی، روز دوم بهمن 1356 در تالار اجتماعات کاخ دادگستری و در مراسم بزرگداشت انقلاب سفید، آمادگی خود را برای جانبازی در راه شاهنشاه آریامهر (شاه مخلوع) اعلام کرده بود. همان روز، این خبر را به نحو مشروح خبرگزاری پارس (پانا) روی خروجی عادی خود مخابره کرد و سپس در رسانه‌ها بازتاب یافت." فضلی نژاد در پاسخ به این سوال فارس که "چرا در این برهه به این مسائل پرداخته است، در حالی که شیرین عبادی اکنون خود را مدافع انقلاب اسلامی می داند؟"، اظهار داشت: "اولا ادعای عبادی مبنی بر حمایتش از انقلاب اسلامی، در سالیان پیش از پیروزی انقلاب، یک دروغ بزرگ است. مستندات این دروغ، فردا (5 شهریور 1387) در روزنامه کیهان منتشر می شود. در آن مقاله به تفصیل، مبارزه شیرین عبادی با زنان مسلمان و انقلابی ایران به تصریح بازخوانی شده است. دوم اینکه، باید نسبت به جعل تاریخ حساس باشیم. برخی عادت دارند که تاریخ را به روایت دلخواه خود بخوانند. این خیانت به جوانان این مملکت است که تاریخی دروغ برای آنان روایت شود. چگونه می شود کسی که در مراسم انقلاب سفید سال 1356 می گوید آماده جانبازی برای شاه هستم، مدافع انقلاب اسلامی بوده باشد. خانم عبادی از انقلاب سفید شاه حمایت می‌کرد، نه از انقلاب اسلامی مردم ایران." اصل سند تاریخی جانبازی عبادی روزنامه کیهان وعده داده بود که مستندات خود را به تفضیل منتشر کند و چنین کرد. روز سه شنبه و چهارشنبه (5 و 6 شهریور 1387) این روزنامه در مقاله ای دو قسمتی که باز هم فضلی نژاد نویسنده آن بود، «مستندات سخنرانی شیرین عبادی در بهمن 1356» را منتشر کرد و نشان داد که ادعای «جانبازی شیرین عبادی برای شاهنشاه آریامهر» مبتنی بر دو ستند تاریخی است که نه تنها خبرگزاری پارس آن را منتشر کرده، بلکه روزنامه رستاخیز هم آن را گزارش داده است. فضلی نژاد در قسمت آخر این مقاله دو قسمتی، اصل این سند تاریخی را که در روزنامه «رستاخیز» (شماره 824، صفحه 4) منتشر شده، افشا کرد که متن آن چنین است: «... خانم شیرین عبادی، رئیس شعبه 24 دادگاه شهرستان و دبیر کمیته زنان دادگستری، مطالبی در مورد اهمیت نقش زنان در پیشبرد اصول انقلاب مقدس شاه و ملت بیان داشته و ضمن ابراز تنفر از تحریکات ضد ایرانی دشمنان وطن و عوامل آن ها، یکبار دیگر آمادگی خود را برای جانبازی در راه شاهنشاه آریامهر و وطن اعلام داشتند.» شلیک تیر خلاص به یک نوبلیست فضلی نژاد که تیر خلاص را به برنده جایزه صلح نوبل در قسمت آخر انتشار این مستندات (6 شهریور 87) شلیک کرد، در بخش آخر یادداشتش چند سوال را از شیرین عبادی مطرح کرد: «خانم عبادی! چرا دروغ می گویید؟! چرا تاریخ را جعل می کنید؟! چرا تاریخ را به روایت دلخواه خود منتشر می کنید؟! شما حامی کدام «انقلاب» بودید؟! «انقلاب سفید» یا «انقلاب اسلامی ایران»؟! می گویید آن روزها دل به «آموزه های اسلام» بسته بودید که فضایی نیکو را به وجود آورد! آموزه های عملی شما همان بود که حضرت امام خمینی(ره) به صراحت آن را توطئه شاه برای اغفال مردم خواندند و طرد کردند. اسناد بر جای مانده از عصر پهلوی، به تصریح بیانگر آن است که شما نه تنها حامی انقلابی بودید که امام خمینی آن را «انقلابی خونین» برای دریدن «حجاب انسانیت» خواندند، بلکه شما «جانباز» شاه مخلوع برای اهداف خونینش بودید و در کنار سلطنت طلبانی چون «مهناز افخمی» وزیر مشاور هویدا علیه زنان انقلابی ایران «اعلام جهاد» کردید!» این سوالات از عبادی مانند همیشه بی پاسخ مانده است. پس از انتشار این سند تاریخی، بسیاری از تحلیلگران سیاسی عقیده دارند که شیرین عبادی روانه گورستان تاریخ سیاست ایران شده است. عده ای هم اعتقاد دارند که برنده جایزه صلح نوبل باید از مردم ایران به جهت دروغ هایی که در این روزها پشت سر هم به هم بافته است، صریحا عذرخواهی کند. عده ای دیگر می گویند که عبادی باید در دادگاهی محاکمه شود و در برابر مستندات روزنامه کیهان پاسخگو باشد. اگرچه از یک سو، شیرین عبادی در حال پیگیری شکایت خود از روزنامه کیهان است، اما افکار عمومی پس از افشای این سند تاریخی وابستگی عبادی به رژیم ستم شاهی قضاوت خود را انجام داده است. در این میان ظاهرا فضلی نژاد و کیهان نظر دیگری دارند. کیهان در پایان افشاگری خود علیه شیرین عبادی چنین نوشت: « خانم عبادی! به اربابان شاه که زنده هستند و شما اکنون سر سفره آنان و پشت به این ملت مبارز نشسته‌اید، لگد بزنید. شما که می‌دانید: از پایان راه رفته نیز می‌توان بازگشت.» برگرفته شده از www.elaw.ir