تلاش برای «اصلاحاتـیزاسیون» -3
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸۸ : توسط :

»» چگونه پروژه «مبارزه مدنی» به «ترورهای سیاه» تبدیل شد؟(بخش دوم)

»»‌ پیام فضلی نژاد؛ شاگرد سابق عبدالکریم سروش و پژوهشگر سیاسی کیهان

http://www.news.niksalehi.com/khabar/2009_10_14_irna633911194948906250.jpg

** اشاره ها:

----------------------------------

»» تجربه تاریخی به ما می گوید مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 از «روشنفکران سکولار» (شهروندان مورداعتماد خود) به عنوان اعضاء «جوخه های مرگ» برای اجرای «ترورهای آکادمیک» استفاده کرده اند. سال 1387، هنگامی که 2 تن از اعضاء «کمپین یک میلیون امضاء» در دادگاه انقلاب به اتهام شرکت در عملیات های تروریستی غرب کشور محکوم و روانه زندان شدند، این گمانه شدت گرفت.

اکنون سندی متعلق به 26 دی ماه 1382 از حلقه سکولارهای «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» در دست است که با اقتباس از دستورالعمل 2/10 «شورای امنیت ملی آمریکا» حکم به مقبولیت «جنگ های شبه نظامی» و «ترورهای سیاه» در فرآیند «گذار به دموکراسی» می دهد باید بیشتر به چنین گمانه ای حساس بود.

»» براساس این تئوری، ترور شهید «مسعود علی محمدی»؛ استاد فیزیک دانشگاه تهران 2هدف را دنبال می کند. هدف اول، حذف یک دانشمند فیزیک و چهره سرشناس علمی است؛ کسی که در پروژه هسته ای «سزامی» حضور داشت و به روایت سایت رسمی «وزارت خارجه اسرائیل» در سمینارهای بین المللی «کم حرفی پیشه می کرد.» این عبارت می تواند گویای آن باشد که علیرغم کوشش جاسوسان «موساد» وی اطلاعاتی از بنیان های علمی ایران را فاش نکرده است (گزاره ناکامی در شکار جاسوس) هدف دوم، «بی اعتبارسازی جمهوری اسلامی» در فرآیند پروژه «کودتای مخملی» است. رسانه های اپوزیسیون داخل و خارج در یک پروژه خبرسازی مجعول، شهید علی محمدی را از مخالفان حاکمیت فرض کرده اند و مسئولیت ترور او را متوجه نظام کرده اند. (گزاره ترورهای آکادمیک در کودتای مخملی)

»» آبانماه 1382، «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» به درخواست «عبدالواحد موسوی لاری» (وزیر وقت کشور) پروژه ای مطالعاتی را پیرامون «گذار به دموکراسی» تعریف کرد که اجرای آن طی قراردادی رسمی، از سوی معاون وزیر به «حسین بشیریه» سپرده شد. بشیریه که اکنون در «بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی» (NED) به عنوان بازوی پژوهشی «سازمان جاسوسی سیا» حضور دارد، از ابتدای دهه 1370 به عنوان تئوریسین ماهنامه «اطلاعات سیاسی- اقتصادی» و مجله «نقد و نظر» شناخته می شد و در کنار «عبدالکریم سروش» از پدران فکری اصلاح طلبان به شمار می رفت.

»» بشیریه در این سند صراحتا می نویسد که «هدف از این پژوهش یک مطالعه نظری نیست، بلکه عرضه راهبردهای کاربردی، شیوه های عملی و قابل اجرا برای تحقق گذار به یک نظام دموکراتیک است.» وی با اشاره به «ضعف شیوه های اصلاح طلبی» موجود به عنوان یکی از اصلی ترین موانع «گذار» به پیچیدگی این فرآیند اشاره می کند و می گوید رژیم جمهوری اسلامی از جنس رژیم های اروپای شرقی نیست که با مدلهای کلاسیک از پای درآید.

»» دین بزرگی بر گردن ماست، اگر تحلیل های سیاسی رهبر معظم انقلاب را موشکافانه و دردمندانه دنبال نکنیم. یک روز پیش از نخستین «ترور فریبنده» مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 (قتل ندا آقاسلطان) حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های تاریخی نماز جمعه 29 خرداد 1388 فرمودند:

«برای نفوذی تروریست... چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمی که می خواهند راهپیمایی کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششی برای او درست کند، آن وقت مسئولیتش با کیست؟... تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند و... محاسبه این واکنش ها با کیست؟... دل انسان خون می شود از این حوادث... من از همه می خواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آن وقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده آنهاست.»

------پس نوشت------------------------------------------------------

»» حتماً متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید!


http://81.28.44.242/NewsImage/D8707/M188854012925.jpg««پیام فضلی نژاد

* ترور برای دموکراتیزاسیون

تجربه تاریخی به ما می گوید مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 از «روشنفکران سکولار» (شهروندان مورداعتماد خود) به عنوان اعضاء «جوخه های مرگ» برای اجرای «ترورهای آکادمیک» استفاده کرده اند. سال 1387، هنگامی که 2 تن از اعضاء «کمپین یک میلیون امضاء» در دادگاه انقلاب به اتهام شرکت در عملیات های تروریستی غرب کشور محکوم و روانه زندان شدند، این گمانه شدت گرفت.

اکنون سندی متعلق به 26 دی ماه 1382 از حلقه سکولارهای «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» در دست است که با اقتباس از دستورالعمل 2/10 «شورای امنیت ملی آمریکا» حکم به مقبولیت «جنگ های شبه نظامی» و «ترورهای سیاه» در فرآیند «گذار به دموکراسی» می دهد باید بیشتر به چنین گمانه ای حساس بود. با این حال، ترورهای آکادمیک تنها موکول و معطوف به شرایط «کودتای مخملی» نیست، بلکه ناکامی در شکار جاسوس و یا ترور شخصیت های موثر سیاسی و نظامی و یا دانشمندان و کارشناسان به منظور توقف یا کند کردن شتاب حرکت علمی و تکنولوژیک کشور هدف نیز می تواند در دستور کار قرار گیرد و انواع اخیر مخصوصا بارها از سوی موساد به اجرا درآمده است.

ترور شهید «مسعود علی محمدی» را می توان در یک چارچوب ترکیبی از مجموع 2 استراتژی شناخته شده «ترورهای آکادمیک» تحلیل کرد. همه شواهد در 7 روز گذشته، مسئولیت انجام این ترور را متوجه مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 می کند. «جاستین ریموندو»، تحلیلگر ارشد امنیتی در «آنتی وار» 3 روز پیش فاش کرد که «موساد» با همکاری سیا» و در چارچوب برنامه «اقدامات مرگبار دفاعی» آمریکا علیه ایران به ترور علی محمدی دست زده است. همین تئوری را انستیتو تحقیقات امنیتی «استرات فور» و آژانس «دبکا» (متعلق به موساد) نیز تائید کرده اند.

براساس این تئوری، ترور استاد فیزیک دانشگاه تهران 2 هدف را دنبال می کند. هدف اول، حذف یک دانشمند فیزیک و چهره سرشناس علمی است؛ کسی که در پروژه هسته ای «سزامی» حضور داشت و به روایت سایت رسمی «وزارت خارجه اسرائیل» در سمینارهای بین المللی «کم حرفی پیشه می کرد.» این عبارت می تواند گویای آن باشد که علیرغم کوشش جاسوسان «موساد» وی اطلاعاتی از بنیان های علمی ایران را فاش نکرده است (گزاره ناکامی در شکار جاسوس) هدف دوم، «بی اعتبارسازی جمهوری اسلامی» در فرآیند پروژه «کودتای مخملی» است. رسانه های اپوزیسیون داخل و خارج در یک پروژه خبرسازی مجعول، شهید علی محمدی را از مخالفان حاکمیت فرض کرده اند و مسئولیت ترور او را متوجه نظام کرده اند. (گزاره ترورهای آکادمیک در کودتای مخملی) تنها پیام درونی «ترورهای آکادمیک» زوال جنگ نرمی است که 20 سال انرژی غرب را گرفت تا انقلاب اسلامی را به زانو درآورد، اما به سختی شکست خورد.

* موساد، روشنفکران و ترور

برای درک زاویه ای دیگر از ترور شهید «مسعود علی محمدی» می توان به یک عملیات مشترک «موساد» با سازمان CIA و سرویس جاسوسی فرانسه (SDECE) در سال 1965 اشاره کرد. فرانسوی ها در دهه 1960 پروژه تشکیل یک «شبکه جاسوسی دانشگاهی» را در مراکش دنبال می کردند و همه تلاش خود را به جلب همکاری پرفسور «مهدی بن برکه» (دانشمند مشهور ضد آمریکایی و از بانیان استقلال مراکش) معطوف ساختند. «بن برکه» فکر تاسیس «دانشگاه سه قاره» را برای تربیت روشنفکران ضد استعماری دنبال می کرد و این یک فرصت استثنایی برای تاثیرگذاری «سرویس جاسوسی فرانسه» روی محافل آکادمیک و روشنفکری ضد آمریکایی به شمار می رفت. فرانسوی ها ابتدا کوشیدند تا به هر طریقی به «بن برکه» نزدیک شوند، اما وقتی در شکارش ناکام ماندند، پروژه قتل او را طراحی کردند تا مانع افزایش فزآیند قدرت تئوریک و علمی نیروهای ضد آمریکایی شوند.

روز 29 اکتبر 1965، «مارگریت دوراس» (یکی از به اصطلاح روشنفکرترین زنان اروپایی و نویسنده فیلمنامه «هیروشیما عشق من») و «ژرژ فرانجو» (فیلمساز فرانسوی) به بهانه مذاکره با «بن برکه» برای ساختن فیلم مستندی با عنوان «مبارز ضد استعمار» این دانشمند مراکشی را به کافه ای در مرکز شهر پاریس کشاندند، اما ماموران موساد «بن برکه» را دم در ورودی کافه ربودند و پس از شکنجه های فراوان کشتند. سالها بعد فاش گشت که رئیس وقت «موساد» شخصا عملیات ترور بن برکه را با همکاری سازمان جاسوسی سیا و پلیس مخفی فرانسه هدایت می کرده است؛ عملیاتی کثیف که با مشارکت «روشنفکرترین زن سکولار» در فرانسه اجرا شد.

سرژلو پرون، فیلمساز برجسته فرانسوی در سال 2006 مستندی داستانی به نام «من دیدم بن برکه را کشتند» ساخت و به نقش «مارگریت دوراس» در ربودن و قتل این روشنفکر مراکشی اشاره کرد. این واقعه گویای همکاری پنهان روشنفکران اردوگاه لیبرال سرمایه داری با سازمان های جاسوسی غرب برای ترور مبارزان ضد استعماری است. بنابراین، «روشنفکرترین زن» در اردوگاه لیبرالیسم چه بسا یک «قاتل بالقوه» باشد، همانگونه که دموکراسی خواهان آمریکایی نیز می توانند یک «تروریست بالقوه» باشند.

* حسین بشیریه: ترور برای دموکراتیزاسیون!

آبانماه 1382، «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» به درخواست «عبدالواحد موسوی لاری» (وزیر وقت کشور) پروژه ای مطالعاتی را پیرامون «گذار به دموکراسی» تعریف کرد که اجرای آن طی قراردادی رسمی، از سوی معاون وزیر به «حسین بشیریه» سپرده شد. بشیریه که اکنون در «بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی» (NED) به عنوان بازوی پژوهشی «سازمان جاسوسی سیا» حضور دارد، از ابتدای دهه 1370 به عنوان تئوریسین ماهنامه «اطلاعات سیاسی- اقتصادی» و مجله «نقد و نظر» شناخته می شد و در کنار «عبدالکریم سروش» از پدران فکری اصلاح طلبان به شمار می رفت.

او در 26آبان 1382 چکیده سندی رسمی را به «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» در 8 صفحه ارائه داد که ابتدا برای بهره برداری محدود «رئیس جمهوری»، «مجلس شورای اسلامی» و «وزارت کشور» تهیه شد. بشیریه در این سند صراحتا می نویسد که «هدف از این پژوهش یک مطالعه نظری نیست، بلکه عرضه راهبردهای کاربردی، شیوه های عملی و قابل اجرا برای تحقق گذار به یک نظام دموکراتیک است.» وی با اشاره به «ضعف شیوه های اصلاح طلبی» موجود به عنوان یکی از اصلی ترین موانع «گذار» به پیچیدگی این فرآیند اشاره می کند و می گوید رژیم جمهوری اسلامی از جنس رژیم های اروپای شرقی نیست که با مدلهای کلاسیک از پای درآید. بشیریه مطالعات خود را برای پیشبرد پروژه «فروپاشی» روی امواج 4گانه بحران (بحران مشروعیت، همبستگی، کارآمدی و سلطه) متمرکز ساخت. فرآیند تدوین نقشه عملیاتی «گذار به دموکراسی» در وزارت کشور دولت اصلاحات در 4 مرحله زیر نظر «حسین بشیریه» و با همکاری 4 پژوهشگر دیگر، از آبانماه 1382 تا آذرماه 1383 به طول انجامید و فقط در 1 مورد، 25 میلیون تومان هزینه این دستورالعمل 100صفحه ای شد.

در این دستورالعمل، بشیریه توصیه کرد که در صورت شکست اصلاح طلبی، باید به سوی ایجاد «بحران سلطه» (فلج کردن سیستم عصبی حاکمیت) رفت و در همین نقطه، باب نظریه پردازی برای ترورهای سیاه را گشود. او با کپی برداری از کتاب «موج سوم دموکراسی» نوشته «ساموئل هانتینگتون»، می گوید که اصلاح طلبان برای فروپاشی رژیم غیردموکراتیک و در «فرآیند گذار» باید به سوی «تشکیل نیروهای نظامی رقیب درون کشور یا در کشورهای همسایه» بروند، «هسته های مقاومت چریکی و شبه نظامی بر ضد رژیم» را پدید آورند، در میان نیروهای مسلح و ارتش شکاف اندازند، چنددستگی های اجتماعی را به درون نیروهای نظامی نیز گسترش دهند و حتی بخشی از ارتش را به شورش علیه رژیم غیردموکراتیک ترغیب کنند. از این رو، بازتاب دستورالعمل 2/10 «شورای امنیت ملی آمریکا» در تئوری دموکراتیزاسیون اصلاح طلبان سکولار مشهود است و «هسته های مقاومت چریکی» همان «جوخه های مرگ جامعه مدنی» هستند. این «نقشه عملیاتی» با مجوز «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» در قالب کتابی توسط نشر «نگاه معاصر» روانه بازار کتاب شد!

* دور تسلسل حماقت سکولارها

دین بزرگی بر گردن ماست، اگر تحلیل های سیاسی رهبر معظم انقلاب را موشکافانه و دردمندانه دنبال نکنیم. یک روز پیش از نخستین «ترور فریبنده» مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 (قتل ندا آقاسلطان) حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های تاریخی نماز جمعه 29 خرداد 1388 فرمودند:

«برای نفوذی تروریست... چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمی که می خواهند راهپیمایی کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششی برای او درست کند، آن وقت مسئولیتش با کیست؟... تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند و... محاسبه این واکنش ها با کیست؟... دل انسان خون می شود از این حوادث... من از همه می خواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آن وقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده آنهاست.»

از این رو، بر مسئولان قضایی ما فرض است که مثلث سران فتنه (خاتمی، موسوی، کروبی) را به عنوان «مسببان» ترورهای سیاه تحت تعقیب کیفری قرار دهد. در آن خطبه های حکیمانه، حضرت آیت الله خامنه ای نکات مهم دیگری نیز شکافتند و فرمودند: «خیال کردند ایران هم گرجستان است... احمق ها خیال کردند جمهوری اسلامی، ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست. ایران را با کجا مقایسه می کنید؟! مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناختند.»

دور تسلسل حماقت سکولارها پایانی ندارد و البته این سرنوشت محتوم آنان است. با پایان جنگ تحمیلی، آنان پروژه «بحران مشروعیت» و «بحران همبستگی» را زیر پوشش «گذار به دموکراسی» دنبال کردند تا جمهوری اسلامی نیز مانند اروپای شرقی دستخوش کودتای مخملی گردد و فرو ریزد. «جنگ نرم» در ایران به ضد خود بدل شد و حماسه 9 دی 1388 همه آن پروژه را یکجا به شکست کشاند. اکنون، احمق ها خیال کرده اند اینجا نیکاراگوئه یا چکسلواکی است و پروژه «ترورهای سیاه» را در حالی پی می گیرند که به فرموده امام خمینی(ره) در پیام به مناسبت شهادت شهید مفتح:

«جوانان متعهد ما برای نیل شهادت در راه خدا درخواست دعا می کرده و می کنند، بدخواهان ما که از همه جا وامانده اند دست به ترور وحشیانه می زنند، ما را از چه می ترسانند؟!»

»» برگرفته شده از elaw.ir