پیشنهاد خاتمی یا دستورالعمل MICHAEL LEDEEN ؟
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۳٠ تیر ۱۳۸۸ : توسط :

»» یادداشت شریعتمداری درباره بیانیه خاتمی

 

 

 »» پیشنهادی که محمد خاتمی در بیانیه اخیر خود مبنی بر برگزاری همه‌پرسی مطرح کرده، در واقع پیشنهاد "مایکل لدین " دستیار ویژه دونالد رامسفلد وزیر دفاع اسبق آمریکا است.

»» با توجه به آن که می دانید پیشنهادتان قانونی و عملی نیست، آیا غیر از این است که دقیقاً همان دستورالعمل "مایکل لدین " - بخوانید سازمان سیا- را به دست گرفته‌اید؟! لطفاً مثل همیشه فحش ندهید، دلیل بیاورید!

»» اگر مقصود خاتمی از مجمع تشخیص مصلحت، ریاست آن یعنی آقای هاشمی رفسنجانی است که ایشان به وضوح نشان داده اند نه فقط بی‌طرف نیستند بلکه به شدت از خاتمی و موسوی و دار و دسته آنها حمایت می کنند. به عنوان نمونه، آیا پیشنهادهای ایشان در نماز جمعه اخیر تهران، حتی یک کلمه- تأکید می شود حتی یک کلمه- با بیانیه های فتنه انگیزانه موسوی و خاتمی تفاوت داشت؟!

»» کاربرد اصلی این سناریو داغ کردن تنور تنش است. آرزویی که دار و دسته خاتمی به آن نخواهند رسید و به یقین از بادی که به دستور دشمنان می کارند طوفانی سهمگین به پا خواهد شد که طومارخط جدید نفاق را نیز مانند خط نفاق دهه 60 درهم می‌پیچد.

»» ...


به گزارش خبرنگار سرویس "فضای مجازی" خبرگزاری فارس، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان طی یادداشتی با عنوان "پیشنهاد خاتمی یا دستورالعمل مایکل لدین؟! " در شماره امروز سه‌شنبه 30 تیر 88 این روزنامه که در خصوص بیانیه اخیر خاتمی مبنی بر اینکه "راه حل اتفاقات رخ داده پس از انتخابات، برگزاری رفراندوم و همه‌پرسی است " نگاشته شده، می‌نویسد:

شخصی به گلایه می‌گفت؛ هر وقت در محله ما چیزی مفقود می‌شود، همسایه‌ها مرا به سرقت متهم می‌کنند و آنچه را که مفقود شده از من می‌خواهند. به او گفتند؛ این که نگرانی ندارد، چاره کار آسان است، برای رفع سوء ظن اجازه بده یک بار خانه‌ات را جستجو کنند تا از پاکدست بودنت مطمئن شوند و دیگر تو را به دزدی متهم نکنند. شخص گله‌مند با قیافه‌ای حق به جانب گفت؛ حق با شماست، اما بخت و اقبال با من نیست، زیرا هر وقت خانه ام را جستجو کرده اند، اشیاء مفقود شده را یافته اند!
برخی از مدعیان اصلاحات در حالی ارتباط خویش با محافل بیگانه و پیروی از دستورالعمل دشمنان بیرونی را انکار می کنند که طی چند سال اخیر و مخصوصاً طی شش ماه گذشته تقریباً هیچ یک از اقدامات و مواضع آنها را نمی توان یافت که دقیقاً برگرفته از دستورالعمل های پیشاپیش اعلام شده و پیشنهاد شده رسانه ها و مقامات آمریکایی نباشد. در این باره طی چند ماه اخیر- و در سال های گذشته نیز- گزارش ها و یادداشت های فراوانی همراه با اسناد و مدارک غیر قابل انکار داشته ایم. و اما تازه ترین اقدام این جریان سیاسی، درخواست رفراندوم برای مقبولیت دولت- بخوانید نظام - است که طی بیانیه ای از سوی سیدمحمد خاتمی مطرح شد و بلافاصله با استقبال گسترده مقامات و رسانه های آمریکایی، اروپایی و اسرائیلی روبرو شد. قبل از پرداختن به موضوع یادشده، در این خبر دقت کنید؛ چندی قبل، مایکل لدین -MICHAEL LEDEEN- عضو برجسته مؤسسه "آمریکن اینترپرایز " و دستیار ویژه "دونالد رامسفلد " وزیر دفاع اسبق آمریکا و "دیک چنی " معاون جرج بوش، از "رفراندوم درباره مشروعیت جمهوری اسلامی ایران " با عنوان یکی از راه کارهای مؤثر برای مقابله با اقتدار ایران اسلامی یاد کرده بود. لدین در پیشنهاد خود اشاره می کند که آنچه مهم است، "انجام رفراندوم " نیست زیرا رفراندوم در قوانین ایران گردش کار شناخته شده‌ای دارد و حتی در صورت انجام، نتیجه آن نیز مورد نظر نیست، چرا که مردم ایران به نظام حکومتی خود وفادارند. مایکل لدین معتقد است؛ پیشنهاد رفراندوم از یکسو و حمایت رسانه ای غرب از سوی دیگر می تواند مخالفان جمهوری اسلامی ایران را امیدوار کرده و در صحنه نگاه دارد!

 اکنون به پیشنهاد خاتمی که با بیانیه مشابهی از سوی مجمع روحانیون همراه بود باز می‌گردیم.
1- خاتمی می‌داند که انجام رفراندوم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گردش کار و راه قانونی تعریف شده ای دارد؟ و مطابق اصل 110 قانون اساسی فرمان آن بایستی از جانب رهبری صادر شود و نظارت بر آن مطابق اصل 99 قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است. بنابراین وقتی آقای خاتمی در بیانیه خود از انجام رفراندوم- با همان موضوع "مقبولیت "! که پیش از او مایکل لدین پیشنهاد کرده است- سخن می گوید و خواستار برگزاری آن از سوی نهادی غیر از شورای نگهبان می شود، در عمل و آشکارا قانون اساسی را نقض می کند و باید از او پرسید؛ جنابعالی که در اولین گام قانون اساسی را زیر پا می گذارید اولاً؛ چگونه ادعای قانون گرایی دارید؟! ثانیاً؛ وقتی قانون اساسی را نفی می کنید چگونه می توان شما را در چارچوب نظام تلقی کرد؟! و ثالثاً؛ با توجه به آن که می دانید پیشنهادتان قانونی و عملی نیست، آیا غیر از این است که دقیقاً همان دستورالعمل "مایکل لدین " - بخوانید سازمان سیا- را به دست گرفته‌اید؟! لطفاً مثل همیشه فحش ندهید، دلیل بیاورید!


2- خاتمی در بیانیه خود- بخوانید بیانیه مایکل لدین- پیشنهاد کرده است که رفراندوم مورد نظر وی به جای شورای نگهبان از سوی "یک نهاد بی طرف مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام "! صورت پذیرد. که در این باره باید گفت؛ اگر مقصود خاتمی از مجمع تشخیص مصلحت، ریاست آن یعنی آقای هاشمی رفسنجانی است که ایشان به وضوح نشان داده اند نه فقط بی‌طرف نیستند بلکه به شدت از خاتمی و موسوی و دار و دسته آنها حمایت می کنند. به عنوان نمونه، آیا پیشنهادهای ایشان در نماز جمعه اخیر تهران، حتی یک کلمه- تأکید می شود حتی یک کلمه- با بیانیه های فتنه انگیزانه موسوی و خاتمی تفاوت داشت؟! و چنانچه منظور خاتمی شخصیت حقوقی نهاد مجمع تشخیص مصلحت است و نه شخص آقای هاشمی رفسنجانی که باید گفت وظیفه مجمع، برگزاری رفراندوم نیست و این نیز نشانه دیگری از بی اعتنایی - یا بی اعتقادی- آقای خاتمی به قانون اساسی است.
از سوی دیگر اگر آقایان اساساً به قانون اساسی اعتقادی نداشته باشند که در این صورت نمی توانند خواستار ریاست قوه مجریه در کشوری شوند که قانون اساسی یعنی میثاق ملی آن را قبول ندارند! این تناقض را چگونه توجیه می کنند؟!


3- خاتمی و یارانش در حالی از انجام رفراندوم سخن می گویند که نشان داده‌اند به هیچ یک از فرایندهای قانونی اعتقادی ندارند و انتخابات اخیر را بدون آن که کمترین دلیل و سندی برای مخدوش بودن آن ارائه کنند، غیر قانونی! دانسته و خواستار ابطال آن شده بودند. بنابراین بر فرض که رفراندومی برگزار شود به یقین نتیجه آن را نمی پذیرند. چرا؟! نکته اصلی دقیقاً در همین نقطه نهفته است.
دار و دسته خاتمی کمترین تردیدی ندارند که پیشنهاد آنها اولاً؛ قانونی نیست، ثانیاً؛ عملی نیست و ثالثاً؛ بر فرض انجام رفراندوم، نتیجه آن برای مدعیان اصلاحات به مراتب از انتخابات دهم شکننده تر خواهد بود. آنها با پیشنهاد رفراندوم بخش دیگری از سناریوی از پیش طراحی شده غرب را برای فتنه انگیزی به صحنه آورده اند و در دورترین افق ذهن خود نیز نه فقط انجام آن را قانونی و عملی نمی دانند، بلکه عدم تحقق آن بخش اصلی این پروژه است چرا که طراحان بیرونی و دنباله های داخلی آنها به وضوح می دانند تحقق رفراندوم نتیجه ای کاملاً معکوس و متضاد با خواست آنها دارد. به بیان دیگر کاربرد اصلی این سناریو داغ کردن تنور تنش است. آرزویی که دار و دسته خاتمی به آن نخواهند رسید و به یقین از بادی که به دستور دشمنان می کارند طوفانی سهمگین به پا خواهد شد که طومارخطّ جدید نفاق را نیز مانند خطّ نفاق دهه 60 درهم می‌پیچد.

»» برگرفته شده از www1.farsnews.com