زمینه های کودتای نرم-3
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٧ تیر ۱۳۸۸ : توسط :

»» چگونه پروژه «جامعه مدنی» به «مبارزه مدنی» تبدیل شد؟-3

»» شاه کلید انگلیسی

»» به قلم پیام فضلی نژاد

««فضلی نژاد

»» در 9 ماه منتهی به سوم تیر 1384، دست کم 8 نفر از مقامات امنیتی و جاسوسی کشورهای انگلیس، آمریکا، هلند و ... تحت پوشش های دانشگاهی، رسانه ای و دیپلماتیک وارد تهران شدند.

»» اگر در خرداد 1383، ریچارد رورتی در کسوت مغز متفکر سازمان CIA و «بزرگترین فیلسوف آمریکا» در تهران میهمان اصلاح طلبان بود، این بار پرفسور "جان کین" به ایران آمد تا آخرین دستورالعمل های «کودتای مخملی» را به «سعید حجاریان» منتقل کند!

»» "کین" کسی است که هم مغز متفکر «سرویس اطلاعات خارجی انگلستان» (MI6) به شمار می رود و هم صاحب لقب «موثرترین متفکر بر تئوری سیاسی انگلیس» است.

»» جان کین از سال1994، در «مرکز مطالعات دموکراسی لندن»(CSD) پروژه «جامعه مدنی ایران» را پایه گذاشت. او در دوره ریاست جمهوری خاتمی، پس از آشوب های 18 تیر 1378 به تهران آمد.

»» "جان کین" تحت پوشش مبادلات آکادمیک میان «مرکز مطالعات دموکراسی لندن» و «دانشگاه مفید» وارد تهران شد و روز 27 مهر 1378 برای ملاقات با آیت الله «عبدالکریم موسوی اردبیلی» به قم رفت.

»» بار دیگر، "جان کین" در پاییز 1383 به ایران آمد. وقتی او پا به تهران گذاشت که «عبدالکریم سروش» و «حسین بشیریه» نیز از دیدار با «جرج شولتس» (وزیر خارجه سابق آمریکا) و «فرانسیس فوکویاما» (استراتژیست پنتاگون) به ایران بازگشته بودند.

»» کین اعتقاد داشت که در کنار این نیرو (NGOها)، اصلاح طلبان باید یک شبکه چند قطبی از رسانه های اینترنتی و... را بسازند تا از طریق مصادره افکار عمومی، انتخابات را «مهار» کنند.

»» ...


در 9 ماه منتهی به سوم تیر1384، دست کم 8 نفر از مقامات امنیتی و جاسوسی کشورهای انگلیس، آمریکا، هلند و ... تحت پوشش های دانشگاهی، رسانه ای و دیپلماتیک وارد تهران شدند. ماموریت آنان، تجدید ساختار و سازمان «فعالان جامعه مدنی» برای کمک به پیروزی اصلاح طلبان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.

اگر در خرداد 1383، «ریچارد رورتی» در کسوت مغز متفکر سازمان CIA و «بزرگترین فیلسوف آمریکا» در تهران میهمان اصلاح طلبان بود، این بار پرفسور «جان کین» به ایران آمد تا آخرین دستورالعمل های «کودتای مخملی» را به «سعید حجاریان» منتقل کند؛ کسی که هم مغز متفکر «سرویس اطلاعات خارجی انگلستان» (MI6) به شمار می رود و هم صاحب لقب «موثرترین متفکر بر تئوری سیاسی انگلیس» است. کین، انجام ماموریت های برون مرزی مهمی را در کارنامه امنیتی خود داشت که شرکت در عملیات فروپاشی حکومت های اروپای شرقی، یکی از آنان بود.
    در عصر جنگ سرد، سازمان های جاسوسی CIA و MI6 در ائتلافی راهبردی، یک «سیستم امنیتی واحد» را برای سرنگونی رژیم های «ضد سرمایه داری» ساختند که مرکز رهبری آن، «شورای برنامه ریزی روانی» (PSB) در آمریکا بود. از دهه 1980، این شورا برای براندازی حکومت های کمونیستی چکسلواکی، لهستان و ... استراتژی و شعار «تقویت جامعه مدنی» را برگزید و نخستین بار، تاثیر آن را در تبلیغات «جنبش همبستگی لهستان» آزمایش کرد. «شورای برنامه ریزی روانی» (PSB) در جستجوی مدلی جدید از «جامعه مدنی» بود؛ مدلی که یک «منطقه آزاد» برای سرمایه گذاری و نفوذ غرب باشد و از کانال آن، حکومت های ناسازگار با نظام سرمایه داری نابود گردند. این ماموریت به «جان کین» سپرده شد. او سال های 1973 و 1974 را در چکسلواکی سپری کرده بود و با انتشار کتابی در سال 1985، از جاسوسی مانند «واسلاو هاول» تصویر یک «رهبر صلح جو» و «مبارزی خشونت گریز» را ساخت. سپس، برای کنترل و ارزیابی پروژه «جامعه مدنی» در طرح براندازی حکومت لهستان، بارها به این کشور سفر کرد. سال 1988، با نشر کتاب «دموکراسی و جامعه مدنی»، مدلی ستیزه گر از جامعه مدنی را ارائه داد. یکسال بعد، چکسلواکی و لهستان کمونیستی فرو ریخت. در واقع؛ واژه «جامعه مدنی» پس از 130 سال غیبت و خاموشی در مغرب زمین، این بار برای استفاده در پروژه «براندازی نرم» به فلسفه سیاسی غرب بازگشت.


    «جان کین» از سال 1994، در «مرکز مطالعات دموکراسی لندن» (CSD) پروژه «جامعه مدنی ایران» را پایه گذاشت. او در دوره ریاست جمهوری خاتمی، پس از آشوب های 18 تیر 1378 به تهران آمد. اما این سفر، مصادف با 2 رویداد مهم دیگر نیز بود. از یک سو، حمله کم سابقه «حلقه کیان» و روزنامه های زنجیره ای به مبانی و اسوه های دینی ایرانیان اوج گرفته بود. «عبدالکریم سروش» در مصاحبه با نشریه «اکسپرس» گفت از «محمد خاتمی» خواسته که اجازه دهد در دانشگاه ها و مطبوعات مبانی مسلم دینی نقد و در صورت لزو م طرد شود تا بتوان «جامعه مدنی» را مستقر کرد. اتفاقا این اتفاق در حال وقوع بود. هفته نامه «راه نو» نوشت «مخالفت محققانه با دین، کفر نیست» و مجله «کیان» ارتداد را «حق طبیعی هر فرد» می دانست. از سویی دیگر، پروژه ساختن «گاندی مسلمان» و «واسلاو هاول ایران» آغاز شده بود و اصلاح طلبان، «محمد خاتمی» را شایسته این القاب می دانستند.


    از نیمه پنهان سفر «جان کین» در چنین موقعیتی، یک مقام بلندپایه امنیتی رازگشایی کرد. براساس اسنادی که «مایکل برانت» (معاون سابق سازمان سیا) در کتاب Plan to Divide and Desolate Theology A فاش کرد، آن هنگام سازمان CIA و سرویس MI6 پروژه مشترکی را به نام «طرح براندازی تشیع تا سال 2010» تعقیب می کردند که نخستین هدف آن «فروپاشی انقلاب اسلامی ایران» بود. مبلغ 40 میلیون دلار از بودجه 900 میلیون دلاری این پروژه، به «مبادلات آکادمیک» مراکز اسلام شناسی غرب با حوزه ها و دانشگاه های اسلامی اختصاص یافت. هدف از گسترش این مبادلات، جمع آوری اطلاعات حیاتی، شناسایی و شکار جاسوس، نفوذ در مراکز دینی و تقویت روشنفکران لیبرال برای تبدیل تشیع به یک «مکتب درویشی محض» تا سال .2010م (یعنی تا 1389هـ.ش!) بود. یکی از اهداف این پروژه در ایران، ایجاد موج فراگیر تبلیغاتی پیرامون «تحریفات تاریخی اسلام»، «هویت غیر سیاسی تشیع» و «نسبت دین و جامعه مدنی» بود تا به دینداران القا شود که تنها «اسلام سکولار» ضامن حیات «جامعه مدنی» است.

««موسوی اردبیلی

 

  »» دیدار میرحسین موسوی با عبدالکریم موسوی اردبیلی

«جان کین» گویی مرد پروژه های مشترک بود. او تحت پوشش مبادلات آکادمیک میان «مرکز مطالعات دموکراسی لندن» و «دانشگاه مفید» وارد تهران شد و روز 27 مهر 1378 برای ملاقات با آیت الله «عبدالکریم موسوی اردبیلی» به قم رفت. کین، رایزنی های بسیاری را با مشاوران رئیس جمهور خاتمی، مقامات «حزب مشارکت ایران»، اعضای حلقه «کیان» و برخی روحانیون اصلاح طلب انجام داد که جزئیات آن مذاکرات، «محرمانه» مانده است. بار دیگر، «جان کین» در پاییز 1383 به ایران آمد؛ هنگامی که دیگر پروژه «جامعه مدنی» شکست خورده بود. وقتی او پا به تهران گذاشت که «عبدالکریم سروش» و «حسین بشیریه» نیز از دیدار با «جرج شولتس» (وزیر خارجه سابق آمریکا) و «فرانسیس فوکویاما» (استراتژیست پنتاگون) به ایران بازگشته بودند. از رهگذر این دیدارها، مقامات ایالات متحده قصد پیشبرد پروژه «لهستانیزه کردن ایران» را داشتند؛ پروژه ای که از مدل «جنبش همبستگی لهستان» اقتباس شد و البته تئوریسین انگلیسی آن هم در تهران بود.
    در پاییز 1383، «جان کین» با ماموریت ایجاد یک «هسته مادر» برای «کودتای مخملی» به ایران آمد و یک کارگاه آموزشی را نیز برگزار کرد. در بانک اطلاعاتی «مرکز تحقیقات سیاست های علمی کشور» این کارگاه با نام «دوره آموزشی گذار به مردم سالاری» ثبت شده است. او جلسات متعددی با رهبران «حزب مشارکت ایران» برگزار کرد، اما با «سعید حجاریان» به دیدار و گفتگویی طولانی نشست. در این ملاقات، کین آخرین دستورالعمل های «براندازی نرم» و مدل های «دموکراتیزاسیون» را به حجاریان انتقال داد. راهبردهای کین چنان برای حجاریان شگفت انگیز بود که وی با شرح آن در یکی از جلسات حزب مشارکت گفت «ما در تئوری دموکراسی هم عقب مانده هستیم!» کین، بیشتر به «براندازی قانونی» از راه انتخابات تمایل داشت. پیشنهاد کرد که دولت با حمایت ویژه مالی از سازمان های غیر دولتی، رسانه های مستقل و نهادهای مدنی، سریعاً و به هر وسیله ای عرصه عمومی (جامعه) را فتح کند. او معتقد بود هر NGO یک «آزمایشگاه کوچک» برای جامعه مدنی است که نه تنها حساسیت کسی را برنمی انگیزد، بلکه خیلی راحت می تواند کارهای خود را در حاشیه امن پیش ببرد. وقتی تعداد این آزمایشگاه های کوچک زیاد شود، حکومت با چالش مواجه می شود و به تدریج باید عرصه را به آنان واگذار کند. چنانچه پروژه دولتی جامعه مدنی از رژیم شکست بخورد، این NGOها به عنوان یک منجی، «مبارزه مدنی» را علیه رژیم آغاز می کنند و وارد عمل ]کودتای مخملی[ می شوند. کین اعتقاد داشت که در کنار این نیرو، اصلاح طلبان باید یک شبکه چند قطبی از رسانه های اینترنتی و... را بسازند تا از طریق مصادره افکار عمومی، انتخابات را «مهار» کنند.
    با بازگشت شاه کلید انگلیسی به لندن، یک شوک بزرگ رخ داد. آیا این شوک سبب بازگشت اصلاح طلبان به قدرت می شد؟

»» برگرفته شده از www.kayhannews.ir