زیاده ولی حتماً بخونید!!
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳۸۸ : توسط :

حداد عادل:
چرا برای جلوگیری از ایجاد اختلاف احساس تکلیف نمی‌کنیم
»» در بسیاری از مواقع ما فقط برای مطرح شدن و ایجاد رقیب و تنش، احساس تکلیف می‎کنیم ولی چرا ما برای دوری از اختلاف ، ایجاد رقابت سالم‎ و از دست ندادن فرصت‎ها احساس تکلیف نمی‎کنیم.

»» وی در تحلیل سالهای 76 به بعد و مشکلات آن زمان تصریح کرد:

شما می‎بینید که دعوا بر سر شیوه‎ی مدیریت اقتصادی نیست، دعوا بر سر مفاهیم اصلی انقلاب است یعنی عده‎ای رفتند به سمت کسانی که امام(ره) آنها را کاملاً طرد کرده بود و شما می‎بینید که کسانی که مبلّغ جدایی دین از سیاست بودند، دوباره جان گرفتند و در تمام دوران دفاع مقدس، چون این‎ها اهل جبهه و جنگ نبودند و اعتقادی هم نداشتند، در تاریکی نشسته بودند و روشنایی را تماشا می‎کردند، چون در حاشیه بودند اصلاً صدایشان هم درنمی‎آمد و رویشان هم نمی‎شد، حالا وارد عرصه و صحنه شده بودند و بحث جدایی دین از سیاست را طرح کردند و ما هم به‎ ویژه بعد از دوم خرداد دیدیم که آن زمزمه‎هایی که در فلان مجله یا فلان محفل هفتگی وجود دارد اینها تبدیل شد به صحبت کسانی که معاون وزیر بودند و در حاکمیت تحت عنوان جامعه‎ی مدنی، روزنامه‎هایی منتشر شد که حیرت‎آور بود.

»»‌ رئیس مجلس هفتم با اشاره به اینکه در زمان جنگ خیلی‎ها جرأت نمی‎کردند حرفهایی مغایر با ارزش‎های انقلاب را بر زبان بیاورند زیرا مورد ادبار شدید مردم قرار می‎گرفتند و خریداری هم در افکار عمومی نداشتند گفت:حداقل این سه عنصر: گرایش به سمت فعالیت‎های اقتصادی برای سازندگی، پایان جنگ و فقدان امام(ره)، برای یک عده فرصتی ایجاد کرد که شروع کنند به طرح یک مباحثی که قبلا اصلاً زمینه‎ای برای طرح آنها نمی‎دیدند.

»» ...


به گزارش خبرگزاری فارس ، غلامعلی حداد عادل رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در گفتگویی مشروح با نشریه پنجره اظهار داشت: ما مفهوم اصولگرایی را مدیون مقام معظم رهبری هستیم و بر خلاف خیلی از صاحب‎نظران معتقد نیست که جریان اصول‎گرایی امروز ، امتداد همان جریان راست دهه‎ی شصت باشد.
رئیس مجلس شورای اسلامی دوره هفتم گفت:خوشحالم که نامم در کنار دوستان دیگر جزء اصول‎گرایان قرار می‎گیرد البته به‎کارگیری واژه‎ی رهبر را برای خودم نمی‎پسندم، اما این فهرست اصول‎گرایی فهرست بسته‎ای نیست، ممکن است که فردا یک عنصر دیگری هم اضافه شود و همه اجازه دارند وارد این بحث شوند، لیکن وقتی رهبری مطرح می‎کند طبعاً دایره‎ی تأثیرگذاری بالاتری دارد ولی ما همه داریم با رهبری بر مدار تکلیف، حرکت می‎کنیم. این طور نیست که ما بنشینیم و بگوییم رهبری برود جلو، بعداً از آن دور ما را خبر کند نه، ما همراه رهبری حرکت می‎کنیم.
رئیس کمیسون فرهنگی مجلس هشتم در مورد اینکه ما تکلیف‎گرا هستیم و از رهبری پیش نمی‎افتیم یاد آور شد: جای رهبر و پیرو در ادبیات و عمل ما محفوظ است، به این معنا نیست که ما ساکت بنشینیم و تحرک نداشته باشیم، در همان مسیر باید حرکت کنیم و نگرانی من نسبت به اصول‎گرایی این‎است که احزاب و تشکل‎هایی که خود را اصول‎گرا می‎دانند، علاقه‎ی‎شان به تشکیلات خودشان بیشتر باشد تا حفظ این اصول، یعنی ما باید دائماً به خودمان تلقین کنیم که تشکل، حزب، جمعیت و سازمان را برای این اصول می‎خواهیم و نه این اصول را برای تشکل، جمعیت، حزب و سازمان.
وی درادامه تاکید کرد: دوباره تأکید می‎کنم، اصول‎گرایی یک نوع سبک زندگی است که دارای بعد تئوریک و جنبه‎های عملی است و گاهی سؤال پیش می‎آید چگونه بعضی با مبانی نظری اصول‎گرایانه، رفتار عملی آن‎ها غیر انقلابی و غیر اسلامی است. عده‎ای سال‎ها از امام و ولایت فقیه دم زدند ولی گویا ولی فقیه فقط امام بود و حالا روی‎کرد نظری و عملی ایشان سؤال‎برانگیز است.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در بیان احساس خطر خود از رویکرد به فضای گذشته افزود: بنده احساسم این‎ است که در طول 8-7 ماه گذشته کلمه‎ی "اصول‎گرایی " در ادبیات سیاسی ما روزبه‎روز کمتر می‎شود؛ شما آمار بگیرید از عنوان روزنامه‎ها، نطق‎های پیش از دستور نمایندگان مجلس و سخنرانی‎هایی که مسئولین می‎کنند تحلیل محتوایی کنید و ببینید در آن جریانی که خود را از دوم خردادی‎ها، متمایز می‎کند چه‎قدر راجع به اصول‎گرایی صحبت می‎شود؟ ببینید چه کسانی هنوز هستند که این تابلوی اصول‎گرایی را بدست گرفته‎اند و چه کسانی هستند که هیچ وقت راجع به اصول‎گرایی صحبت نمی‎کنند.
وی درادامه تصریح کرد: وقتی رهبری تشریح و تبیین اصول‎گرایی را بر عهده می‎گیرند، این‎جا چه تکلیفی بر دوش ما قرار می‎گیرد، آیا ما به این تکلیف در حال حاضر عمل می‎کنیم یا نه نگران این هستم که پیروزی بدست آمده در اثر مطرح شدن گفتمان اصول‎گرایی، ما را غافل کند و ما را بنشاند بر سر سفره‎ی تقسیم غنائم و فراموش بکنیم وظیفه‎ی اصلی خود را و گرایش به قدرت، گرایش به اصول را تحت‎الشعاع قرار دهد.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به این که ارکان اصول‎گرایی مورد نظر رهبری وقتی بسط پیدا کند، اجزایی دارد افزود: مثلاً "عقل‎گرایی " یکی از اجزای ایمان و هویت اسلامی است. اگر ایمان اسلامی یکی از اصول اصول‎گرایی باشد، عقل‎گرایی یکی از مؤلفه‎های ایمان اسلامی است آن‎وقت این‎جاست که ما باید تکلیف خود را با خرافات روشن کنیم یا مثلاً وقتی صحبت از جهاد علمی می‎شود، این جهاد علمی یکی از اجزایش داشتن یک آموزش و پرورش کارآمد است، آن‎وقت ما وارد عرصه‎ای می‎‎شویم که باید برویم سراغ انواع مدرسه‎ها و از سرگیری تجربه‎هایی که در گذشته داشتیم. در اصول‎گرایی ما نیازمند افراد مجاهد و متخصص هستیم که همه‎ی هستی خود را فدای آرمان‎های اسلام و انقلاب کنند.
وی در ادامه درمورد انتخابات ریاست جمهوری آینده تصریح کرد: اصول‎گرایان برای این‎که راه را گم نکنند باید فراموش‎کار نباشند یعنی باید دایماً این تجربه‎ی تلخ سال‎های قبل در خاطرشان باشد، یعنی باید از یاد نبرند که این اصول‎گرایی برای چه به وجود آمد و این حقیقتی است که می‎تواند همه‎ی ما را علی‎رغم همه‎ی اختلاف سلیقه‎هایی که داریم، حول یک محور جمع کند. ما باید یک لحظه هم آن خطری را که انقلاب را تهدید ‎کرد و باعث تولد اصول‎گرایی شد، فراموش نکنیم.
این فعال اصولگرا در ادامه گفت: در عین حال باید توجه داشته باشیم، ملاک "حال " افراد است و به این دلیل باید همه‎ی ما مراقب ملاک‎های اصول‎گرایی و تطبیق آن با عمل‎کرد دوستانمان باشیم به این معنی که باید در قبال رفتار اصول‎گرایانه‎ی دیگر بازیگران سیاسی نیز انصاف و حق‎طلبی داشته باشیم.
وی در مورد حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری آینده تاکید کرد: حتماً در انتخابات شرکت می‎کنم در بسیاری از مواقع ما فقط برای جلو آمدن، مطرح شدن و ایجاد رقیب و تنش، احساس تکلیف می‎کنیم ولی ای‎کاش کسی پیدا شود و بگوید که چرا ما برای اختلاف ایجاد نکردن، رقابت سالم‎ داشتن و از دست ندادن فرصت‎ها احساس تکلیف نمی‎کنیم.
وی در این گفتگو به تشریح سیر تکوین اصول‎گرایی و نحوه شکل‎گیری و تکامل آن پرداخت و در مورد تفاوت‌های اصولگرایی حال حاضر و دهه‌ی 60 را خاطر نشان کرد: انقلاب که در 1357 به پیروزی رسید، محیط فضای سیاسی آکنده از شور و هیجان بود فضای شرایط اول انقلاب، شرایط تفصیل آرمان‌های انقلاب نبود، وضع ما در آن زمان شبیه کسانی بود که در پایین یک قله ی بلند قرار گرفته‎اند، چشم آنها به قله است و راه هم بازشده است و برای ‎این‎که حرکت کنند به سمت آسمان قله، خوشحالی امکان دستیابی به قله، بر هر امر دیگری غلبه می‌کند.
وی در ادمه افزود: مفاهیم چپ و راست که در دهه‌ی اول انقلاب قوت داشت و جناح های سیاسی را از هم متمایز می‎کرد، عمدتاً ماهیت اقتصادی داشت یعنی برمی‎گشت به یکی از عناصر انقلاب و آن عدالت اجتماعی بود، درواقع این عنصر، عنصر حاکم بر اذهان بود، طبیعی هم هست که مفهوم عدالت و رسیدگی به محرومان و مستمندان با آن شور و حال و هیجان تناسب بیشتری داشته باشد، یعنی واقعیتی است که برای همه ملموس است.
این نماینده اصولگرا ی مجلس در مورد تفاوتهای اقتصادی جناح چپ و راست اظهار داشت: جناح چپ بیشتر معتقد به اقتصاد متمرکز دولتی بود و گرایش به دولتی کردن اقتصاد داشت و به صاحبان ثروت و سرمایه روی خوش نشان نمی‎داد، قانون اساسی خصوصاً اصل 44 را هم با چنین نگاهی تفسیر می‎کرد، به قول مخالفانشان، این‌ها یک نگاه سوسیالیستی به اقتصاد داشتند و جناح راست معتقد بود که اقتصاد دولتی موفق نیست و دولتی کردن فعالیت‌های اقتصادی رشد و شکوفایی را از اقتصاد می‎گیرد و بنابراین برای مقابله با فقر و حمایت از محرومان، دولتی‎کردن اقتصاد کار درستی نیست، بلکه باید رونق اقتصادی ایجاد شود تا فقر کمتر شود، طبیعی است که چپی‎ها در شعارهای سیاسی خودشان، راستی‎ها را به حمایت از سرمایه‌داری متهم می‌کردند و راستی‎ها هم چپی‎ها را متهم به سوسیالیسم می‎کردند.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به ادعای برخی از جریان های سیاسی مبنی بر حمایت امام (ره) از گفتار چپ تاکید کرد: حقیقت این است که این‎طور نبود مثل تأکید امام (ره) به سپردن کارهایی به خود مردم که در اقتصاد می‎توانند انجام دهند.
وی در ادامه تصریح کرد: کشورهای سرمایه‎داری مثل کشورهای اروپایی نیز در زمان جنگ، نظام جیره‎بندی حاکم است، و همه‌ی کارها دست دولت است و اقتصاد را دولت کنترل می‎کند نتیجه‎ی آن دیدگاه دولت چپ در دوران جنگ و در اواخر دهه‎ی اول انقلاب طبیعی است و فروپاشی کشور شوروی به منزله‌ی خوابیدن عَلَم، سقوط پرچم و خوابیدن تیرک خیمه‎ی همه‌ی کسانی بود که دل در گرو اقتصاد دولتی داشتند.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس برچیده شدن اردوگاه کمونیسم و مارکسیسم در فروکش کردن اقتصاد دولتی در همه‎جای جهان از جمله کشور ما هم مؤثر دانست و گفت: بعد از ارتحال امام (ره) عوامل متعددی دست به دست هم داد و این رقابت بر سر شیوه‎ی اداره‎ی اقتصاد کشور، جای خودش را به انواع دیگر رقابت‌ها داد ولی اینکه معروف شده، یعنی عده‎ای این جور شهرت دادند که امام (ره) طرفدار نگاه اقتصادی چینی‎ها بود، درست نیست.
این نماینده اصولگرا مجلس شورای اسلامی حقیقت امام (ره) را فراتر از درگیری‎ها‌ی جناحی دانست و افزود: آن‎جایی که امام (ره) از جنگ فقر و غنا صحبت می‌کند، ادبیات امام (ره) شبیه زبان جریان چپ می‎شود و آن‌جایی‎که از اقتصاد مردم‎محور سخن می‎گویند، زبان ایشان شبیه جریان رقیب می‎شود ولی امام (ره) اصلاً در این عوالم نبود که بخواهد مثلاً حرفی بزند که چپ خوشش بیاید یا راست خوشش بیاید؛ یعنی خودش را آن‎قدر تنزل بدهد که برود در یک جناح قرار بگیرد.حالا، مثالی می‎زنم؛ در حوزه‌ی کاری‎ام در آن دوران، مثلاً یکی از باورهای چپی‎ها مخالفت با هر گونه مدرسه‎ی غیر انتفاعی و ملی بود. در تمام دوران آن دهه‌ی اول که چپی‎ها در آموزش و پرورش و جاهای دیگر زور و حضوری داشتند، اجازه نمی‎دادند مدرسه‎ی ملی و غیر‎دولتی تأسیس شود ولی امام (ره) درست در بحبوحه‎ی همین شعارها فرمودند که مدرسه‎هایی را که مردم می‎خواهند درست کنند، اجازه دهید درست کنند و این اصلاً قابل فهم برای چپی‎ها نبود.
رییس مجلس شورای اسلامی دوره هفتم در ادامه افزود: در واقع امام (ره) این اختلاف نظر را یک اختلاف نظر کارشناسی دانستند و می‎گفتند این دو تا نظر است و شما بروید ببینیدکدام غلط است و کدام درست است امام(ره) در مبانی سخن می‎گفتند. ایشان تأکید داشتند که فقر نباید در جامعه‌ی اسلامی وجود داشته باشد و انقلاب اسلامی باید انقلاب محرومان باشد.
رئیس کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به طرح دیدگاه سوسیالیستی در زمان جنگ خاطر نشان کرد: نباید شرایط اقتصادی جنگ را هم نادیده گرفت هیچ کشوری در زمان جنگ، نمی‎تواند یک اقتصاد آزاد مبتنی بر فعالیت روان و آزاد بخش خصوصی داشته باشد در این بین هم عده‎ای بنا به شرایط جنگ از اقتصاد کنترل شده حمایت می‎کردند.
وی در تحلیل بعد از جنگ با اشاره به این که دو جریان در فضای سیاسی آن زمان شکل گرفت و رشد کرد که به تقابل و صف‎بندی چپ و راست در قالب اقتصاد دولتی و اقتصاد انجامید گفت: بعد از جنگ یکی از نیاز‌های که کشور به احتیاج داشت سازندگی بود یعنی در تمام سال‎های جنگ، مردم با کمبودها، ویرانی‎ها و با ر‎‎‎کود و گرفتاری اقتصادی سروکار داشتند.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در مورد اولین انتظارات مردم را از دوران سازندگی گفت: بالاخره دورانی که جنگ نداریم با قبلش باید متفاوت باشد.شاید جوان‎ها خیلی موارد را یادشان نباشد. من چند مثال ملموس را برای شما می‎گویم، اما اصلاً شما نمی‎توانید تصور کنید که خیابان‎های تهران به دلیل کمبودها تاریک بود، شهرها کثیف، میدان‎ها ویران، گل‎کاری و فضای سبز نابود، تمام امکانات شهرداری‎ها در جبهه‎ها بود، مواد غذایی مثل کره، پنیر و... همه جیره‎بندی بود، چیزی که نسل امروز نمی‎تواند تصورش را بکند که حتی کوچک‎ترین اقلام غذایی هم جیره‎بندی باشد، بمباران‎های وسیع و خرابی‎ها در همه‎جا دیده می‎شد به همین خاطر اولین انتظار مردم سازندگی بودو دولت میرحسین موسوی رفت و دولت هاشمی رفسنجانی آمد.
این نماینده اصولگرا مجلس درادامه با اشاره به اینکه هاشمی رفسنجانی با میرحسین موسوی فرق داشت افزود: دوران اقتصاد متمرکز دولتی سپری شده بودو هاشمی رفسنجانی زمینه را برای سرمایه‎گذاری مردم و حضور مردم در عرصه‎ی اقتصاد فراهم کرد و همه‎ی هم و غم خودش را روی بحث سازندگی گذاشت.
این نماینده اصولگرا مجلس در مورد روی کار آمدن هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور و معضلات آن موقع اظهار داشت: هاشمی رفسنجانی زمانی که کابینه‎اش را به مجلس معرفی کند، گفت: من یک کابینه‎ی کار معرفی می‎کنم، در واقع خواست بگوید این جنگ و جدال بر سر اقتصاد دولتی و بازار را کنار بگذارید، اکنون کشور احتیاج به سازندگی دارد ما اکنون باید کشور را بسازیم و این هم چیزی نبود که بگوییم حالا چپی‎ها مخالف بودند یا راستی‎ها.
این فعال اصولگرا با اشاره به مشکلاتی که فضای سازندگی در کشور ایجاد کرد گفت: آن چه مهم است این که سازندگی، قدری فضا را برای کار فرهنگی تنگ کرد و اگر قرار باشد نقدی بر دوران 8 ساله‎ی ریاست‎جمهوری هاشمی رفسنجانی داشته باشیم این است که وی آن‎قدر روی سازندگی متمرکز شد که به آن جنبه های فرهنگی انقلاب، آن‎طور که باید، رسیدگی نشد.
رئیس مجلس هفتم با اشاره به اینکه در زمان جنگ خیلی‎ها جرأت نمی‎کردند حرفهایی مغایر با ارزش‎های انقلاب را بر زبان بیاورند زیرا مورد ادبار شدید مردم قرار می‎گرفتند و خریداری هم در افکار عمومی نداشتند گفت:حداقل این سه عنصر گرایش به سمت فعالیت‎های اقتصادی برای سازندگی، پایان جنگ و فقدان امام(ره)، برای یک عده فرصتی ایجاد کرد که شروع کنند به طرح یک مباحثی که قبلا اصلاً زمینه‎ای برای طرح آنها نمی‎دیدند.
وی در ادامه تصریح کرد: در این سال‎هاست که می‎بینید‎ مجله کیان متولد می‎شود، خود مجله‎ی کیان از کیهان فرهنگی منشعب شد و ریشه‎ی این‎گونه گرایشات را شما در ویترین مجله‎کیان می‎توانستید ببینید، البته آن یک تنها مجله‎ نبود، مجله‎ی زنان و ... نیز بودند که یک جریان به حساب می‎آمدند به‎طور کلی حلقه‎ی کیان به‎عنوان یک جریان مؤثر فرهنگی که دست‎هایی نیز در حوزه‎های سیاسی و حتی امنیتی داشت، یک موضوع مهم مطالعه برای بررسی بخشی از تحولات فکری جامعه‎ی ما است.
وی با اشاره به فعالیت سازمان مجاهدین انقلاب ایران " و نشریه‎ی "عصر ما " همسو با حلقه‎ی کیان افزود: در‎ یک بعد روی جنبه‎ی سیاسی کار می‎کردند و در بعد دیگر هم روی جنبه‎ی فرهنگی و تحولی که رخ داد این بود که عده‎ای از آن گروه‎هایی که در دهه‎ی اول انقلاب طرفدار اقتصاد دولتی بودند، غلتیدند به سوی گفتارهایی که کاملاً مغایر با حرف اول این‎ها در دهه‎ی قبل بود و مفاهیمی مطرح شد که جریان دیگری از 76 به بعد پدید آمد که در واقع آخر دهه‎ی دوم و آغاز دهه‎ی سوم بود.
وی در تحلیل سالهای 76 به بعد و مشکلات آن زمان تصریح کرد: شما می‎بینید که دعوا بر سر شیوه‎ی مدیریت اقتصادی نیست، دعوا بر سر مفاهیم اصلی انقلاب است یعنی عده‎ای رفتند به سمت کسانی که امام(ره) آنها را کاملاً طرد کرده بود و شما می‎بینید که کسانی که مبلّغ جدایی دین از سیاست بودند، دوباره جان گرفتند و در تمام دوران دفاع مقدس، چون این‎ها اهل جبهه و جنگ نبودند و اعتقادی هم نداشتند، در تاریکی نشسته بودند و روشنایی را تماشا می‎کردند، چون در حاشیه بودند اصلاً صدایشان هم درنمی‎آمد و رویشان هم نمی‎شد، حالا وارد عرصه و صحنه شده بودند و بحث جدایی دین از سیاست را طرح کردند و ما هم به‎ ویژه بعد از دوم خرداد دیدیم که آن زمزمه‎هایی که در فلان مجله یا فلان محفل هفتگی وجود دارد اینها تبدیل شد به صحبت کسانی که معاون وزیر بودند و در حاکمیت تحت عنوان جامعه‎ی مدنی، روزنامه‎هایی منتشر شد که حیرت‎آور بود.
رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم با اشاره به اینکه به نظر می‎رسد این‎ها پیش از آن آمدند آرایشی از نیروهای سیاسی را طراحی کنند و با ابزارهایی که در داخل حکومت داشتند آن را جا انداختند و فضا را کاملاً به سمت دو قطب چپ و راست سوق دادند، افزود: نمی‌خواهم وضعیت را به تمام معنا از همه‎ی ابعاد تشریح کنم و در این فرصت محدود، توضیح بیشتری از آن بدهم و زمینه‎های پیدایش این تحول را ‌خواهم بگویم، والا این تحول بعد تشکیلاتی در خودش داشت، بعد سیاسی هم داشت، که در جای خودش باید به آن پرداخت و ما در سال‎های بعد از 76 شاهد بودیم که به جای تقابل و تمایز بر سر اقتصاد دولتی یا اقتصاد غیر دولتی، تمایز بر سر حکومت دینی و غیر دینی و سؤال‎های مرتبط با این دو مقوله است و بحث‎ها این بود و این‎جا بود که نیاز به یک جریان جدیدی از اصول انقلاب احساس شد و در کسانی این وضع پدید آمد که در سال‎های بعد از دوم خرداد نگران بودند و نسبت به اصل انقلاب اظهار نگرانی می‎کردند.
این نماینده اصولگرا مجلس وضعیت کشور را نگران کننده دانست و گفت: ابتدا باید تذکر بدهم که بنده جزیی از جریان اصول‎گرا بوده و هستم و کسانی در آن سال‎ها با شدت و رعایت همه‎ی جوانب یک کار منسجم تشکیلاتی به فعالیت مشغول بودند که هنوز قدرشان شناخته شده نیست و شاید الان سعی بشود که در حاشیه نگه داشته شوند و از طرف دیگر، من با این مفاهیم فکر غربی آشنا بودم من معلم فلسفه بودم و مقارن با 15 خرداد 42 وارد دانشگاه شدم و در تمام این سال‎ها متوجه این تحولات بودم و این احساسی که از مجموع این موضع‎گیری‎ها به من دست داد، آن بود که من دیدم این فکرها با مبانی تفکر امام خمینی (ره) سازگار نیست و اگر یک روزی قرار بشود به آن سؤال شما پاسخ مکفی بدهیم باید برگردیم و یک کتاب بنویسیم و شاهد به دست دهیم که چه اتفاقی افتاده است.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در بیان اینکه یکی از روزنامه‎ها‎ی منتشر شده‎ی بعد از دوم خرداد، گفتند که ما بعد از پیروزی دوم خرداد، تصمیم گرفتیم اعضای حلقه‎ی کیان را به طور مشخص در وزارتخانه‎ها به‎کار ببریم، فهرست دادند که فلانی را فرستادیم وزارت ارشاد، فلانی فرستادیم وزرات آموزش و پرورش، فلانی را فرستادیم وزارت خارجه، فلانی را فرستادیم وزارت علوم، یعنی این چیزی نبود که کسی بتواند آن را منکر شود.
وی درادامه افزود: یعنی آن تفکراتی که فقط در حلقه‎ی کیان منتشر می‎شد، بحث می‎شد و چند نفری بودند که مدافع این افکار بودند و این افکار هم مطلقاً با اندیشه‎های امام، رهبری، قانون اساسی، سازگار نبود. این‎ها از فردای بعد از پیروزی دوم خرداد صاحب اختیار بسیاری از وزارتخانه‎های کشور شوند و این‎ها عمداً در لایه‎ی دوم و مسؤولیت معاون وزیر قرار گرفته بودند تا در خط اول جبهه نباشند، در ویترین مغازه نباشند، اما در داخل، مغازه را اداره کرده تا جنس را جور کنند و وزارتخانه را بچرخانند و جهت بدهند، بدون این‎که حساسیت ایجاد کنند.
وی در مورد پیایش تفکرات اصولگرایی گفت:در اینجا نیاز به یک بازسازی و بازتعریف از گفتمان امام (ره) احساس می‎شد و نیروهای مخلص و وفادار به امام و انقلاب به سوی یک گفتمانی رفتند که اسمش را گذاشتند اصول‎گرایی، این اصول‎گرایی چیزی جز اندیشه و آرمان‎های اصلی و اولیه‎ی انقلاب و امام نیست.
وی در مورد تفاوت جریان راست دهه 60 و حال حاضر اظهار داشت: یعنی اگر جوانان امروز فکر کنند که اصول‎گرایی ادامه گفتمان جناح راست در دهه‎ی اول انقلاب است، اشتباه می‎کنند و اصلاً چپ و راست دهه‎ی اول انقلاب عمدتاً بر سر دو تا نگاه به شیوه‎ی اقتصادی شکل گرفته بود اصلاً بحث بر سر مبانی سکولاریسم فعلی نبود و به نظره بنده مبنای مهم در احساس ضرورت برای تفکر درباره‎ی اصول‎گرایی مقولات فکری و فرهنگی بود اما این‎ها در دهه‎ی دوم مباحث اقتصادی را وارد حوزه‎ی سیاسی، فرهنگی و... کردند.
وی در ادامه تصریح کرد: در دهه‎ی دوم می‎بینم یک جریان رشد کرد که اصلاً از جنس نوع اداره‎ی اقتصادی کشور نبود، از جنس مبانی و معانی نبود. لذا حتماً با راستِ دهه‎ی اول وزارت دهه‎ی دوم، جریان اصول‎گرا تفاوت‎های جدی دارد.
وی در ادامه افزود: همین دفتر تحکیم وحدت در دهه‎ی دوم می‎رفت سراغ جریانی که نسبت به اسلام و انقلاب روی خوش نشان نداده بود آنها را به نام انجمن اسلامی می‎آورد به دانشگاه و تجلیل‎های گسترده‎ای از آنها می‎کرد، این اتفاق افتاده بود، مثلاً ما در مجلس ششم می‎دیدیم آدم‎هایی را که پیش این به عنوان عناصر سرسخت چپ می‎شناختیم، این‎ها عجیب دهانشان در برابر اروپا باز ‎مانده بود؛ جلب رضایت اروپایی‎ها آن‎قدر برایشان مهم بود که نگران بودند مبادا غربی‎ها روش آن‎ها را نپسندند که ما از این جریان حیرت می‎کردیم.
رئیس کمیسیون فرهنگی در مثال دیگر تاکید کرد: من در وزارت آموزش و پرورش بودم و مسئول برنامه‎ریزی آموزشی و درسی، تألیف کتب درسی، چاپ و توزیع این کتابها بودم، در سخت‎ترین سال‎های جنگ، جمعیت دانش‎آموزی هم زیاد شده بود. مردم هم انتظار داشتند بچه‎هایشان کتاب درسی داشته باشند، ما می‎توانیم به مردم بگوییم کمبود گوشت، کره و این‎جور چیزها را تحمل کنید، ولی نمی‎توانستیم بگوییم بچه‎هایشان کتاب درسی هم نداشته باشند. وظیفه داشتیم ابزار سوادآموزی این بچه‎ها را فراهم کنیم، مردم به این امر بسیار اهمیت می‎دادند آن زمان ماشین چاپ نداشتیم ماشین چاپ‎های قبل را از آمریکا خرید کرده بودند و متخصص‎ها و مهندس‎ها به ما می‎گفتند: اگر ماشین چاپ می‎خواهید بخرید از نوع همین‎ها بخرید که ما بتوانیم اداره کنیم و... . ما می‎رفتیم سراغ وزارت ارشاد. افرادی بودند در وزارت ارشاد که ما را متهم می‎کردند که شما آمریکایی هستید برای این‎که شما می‎خواهید ماشین چاپ از آمریکا بخرید حدود سالهای 62 و 63، دوره‎ای که خاتمی وزیر ارشاد بود، وی معاونان و مدیران کلی داشتند که ما هیچ جوری نتوانستیم این‎ها را قانع کنیم که اجازه ‎دهند ماشین چاپ وارد کنیم و بنده، مثل ماهی به خاک افتاده بال‎بال می‎زدم که در غیر این صورت کتاب درسی را نمی‎توانم برسانم و این‎ها می‎گفتند که ما برای این‎که مشکل کمبود چاپ را در کشور برطرف کنیم، می‎خواهیم تمام ماشین‎های چاپی را که در دستگاه‎های دولتی هست جمع کنیم و در یک چاپخانه‎ی بزرگ متمرکز کنیم و نیاز شما را برآورده کنیم یعنی از آن خیالات سوسیالیستی و از این حرف‎ها که منطقی و ممکن نبود، هرچه استدلال می‎کردم آنها قانع نمی‎شدند، همان فردی که این مقاومت را می‎کرد، بعد از خرداد 76 یکی از مبلغان گرایش به غرب آمریکا بود.
این نماینده اصولگرا مجلس بااشاره به شکلگیری جریان های افراطی پس از دوم خرداد 76 گفت:‌ در‎واقع همه بعد از دوم خرداد نسبت به مبنای انقلاب احساس خطر کردند، بنابراین لازم شد که آن جوهر انقلاب، ریشه‎ی انقلاب، آن نگاه و آرمان‎های امام (ره) به طورجدی مطرح شده و از اجمال به تفصیل دربیاید. در باز شود و نسل جوان با یک عناصر و مفاهیم آشنا شود که این مفاهیم، مفاهیم جعلی و جدید نبودند، این‎ها شرح و بسط و صورت رشد‎یافته‎ی همان اندیشه‎هایی بودند که به صورت مجمل در ذهن نسل اول انقلاب وجود داشت، ولی فرصت نمانده بود که این‎ها در قالب یک نظریه سازمان‎دهی شود. یعنی خلأ کار فرهنگی پس از انقلاب در بخش‎هایی از دوران سازندگی و در دوره‎ی اصلاحات، در شکل‎های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بروز کرد و همین مشکل نیازمند ایجاد یک گفتمان جدید بود که مشکلات موجود در جریان راست سنتی را هم نداشته باشد.
وی در ادامه تصریح کرد: البته اگر به عقب‎تر نگاه کنید از سال 76 به بعد حرکت‎ها به این سمت‎وسو شد و حضرت آیت‎ا... خامنه‎ای این حرکت را مهندسی کردند شما می‎بینید که رهبری، فکر اصول‎گرایی را آرام‎آرام مطرح می‎کند و آن را به صورت یک گفتمان درمی‎آورد تا نسلی را که حیرت کرده بودند، از این تغییرات پدیدآمده به نام دوم خرداد و ... حول یک مفاهیمی مجتمع و متمرکز کرد و این مفاهیم، مثل آهن‎ربایی که براده‎های آهن را دور خود جمع می‎کند و شکل و آرایش می‎دهد، جوان‎های متدین، پرشور و انقلابی را حول محور اصول‎گرایی متمرکز کرد. رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم در مورد تبیین اصولگرایی توسط مقام معظم له اظهار داشت: در یکی از دیدارهای خودشان در 3 سال پیش آمدند و رسماً اصول‎گرایی را تبیین کردند، این صحبت رهبری به این معنا نبود که رهبری می‎خواست خودش را در یک جناح از جناح‎های سیاسی جامعه قرار دهد، چون شأن و جایگاه رهبری بالاتر از این است که به یک جناح تعلق داشته باشد، درواقع رهبری آنجا اظهار نظر می‎کند که بخواهد اسلام و انقلاب اسلامی را از غیر آن جدا بکند. رهبری برای صیانت از آن ماهیت اصلی و جوهر? انقلاب بود که به تشریح گفتمان اصول‎گرایی پرداختند.
این فعال اصولگرا در ادام خاطر نشان کرد: رهبری مطلبی به این صراحت نگفته‎اند، لیکن در جایی به‎طور‎صریح گفتند: (نقل به مضمون) من اعلام می‎کنم که اگر کسی به آرمان‎های امام خمینی(ره) معتقد نباشد، نباید در دستگاه‎های حکومتی کشور مسؤلیت مهمی داشته باشد. البته رهبری به‎صراحت هم اشاره کردند شاید کسی در گروهی باشد که نام اصول‎گرا بر خود ننهاده، ولی آن شخص منش و روحش اصول‎گرایی دارد و به این معنا اظهارنظر فرموده‎اند اما در مورد حق فعالیت سیاسی، چنین چیزی نگفته‎اند، رهبری آمدند مبانی اصول‎گرایی را سعی کردند تبیین کنند، در‎واقع سعی کردند بگویند.
نماینده مردم تهران با اشاره به بیایانات مقام معظم رهبری درباره ایمان وهویت اسلامی ، عدالت ،حفظ استقلال سیاسی، تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی ،جهاد علمی،تثبیت و تأمین آزادی و آزاداندیشی،اصلاح و تعمیم روش‎ها و شکوفایی اقتصادی تصریح کرد: به هر کدام از شاخصهائی که رهبری فرمود نگاه ‎کنید ‎می‎بینید این‎‌ها جزء آرمان‎های انقلاب بوده است، منتهی کاری که رهبری کردند این بود، به جای آن‎که فضا را مثل دهه‎ی اول انقلاب به دعوا بر سر اقتصاد دولتی و بازار محدود بکنیم ، فضا را بازکنیم و بگوییم به جای یک مفهوم اقتصادی، 10 مفهوم داریم که باید تکلیف‎مان را بر سر همه‎ی این‎ها روشن کنیم و در واقع آن وقت کل این جریان یک طرف قرار می‎گیرد، آن‎هایی که به این جریان علاقه ندارند، یک طرف دیگر قرار می‎گیرند درواقع حالا دیگر بحث بر سر این است که شما به این اصول معتقدید یا نه شما نگاه به شاخصه‎ی اول "ایمان و هویت اسلامی "بکنید، رهبری بارها در این سال‎ها گفتند دشمن، ایمان جوان‎ها را هدف قرار داده است.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در ادامه درمورد تبلیغاتی که در دانشگاه‎ها صورت می گیرد گفت: این‎ هم طراحی‎اش از جانب دشمنان خارجی انقلاب است یعنی آشپزخانه‎ی این غذا در خارج از ایران است و البته عده‎ای هم در داخل کشور این غذا را گرم کرده، بسته‎بندی، و توزیع می‎کنند و سالاد کنار آن می‎گذارند ولی اساس آن‎جاست، ماده‎ی اولیه‎اش خواسته ویا ناخواسته از آن‎جا می‎آید بخشی از این مواد خام به‎طورطبیعی بر حسب مقتضیان علوم غربی به گفتمان علمی و فرهنگی ایران داده شده است و در همین دانشگاه‎ها چه اهانت‎هایی به مقدسات می‎شد و یا در سخنرانی‎ها و مقالات، چقدر مبانی ایمان مردم (وحی و عبادت، فقاهت، حلال و حرام و...) هدف قرار گرفته می‎شدند و چه حجمی از تبلیغات به این قصد صورت می‎گرفت که جوان‎ها در حقانیت این ایمان اسلامی تردید کنند که هنوز هم هست.
وی در مثالی افزود: همین دوسال پیش نبود که در دانشگاه صنعتی امیرکبیر یک بسته روزنامه گذاشتند که در آن اهانت به مقدسات اسلامی بود تازه، در نهایت هم معلوم نشد که آن هتاکی به‎طور حتم کار چه کسانی بوده است. این درست از جنس همان حرف‎های سلمان رشدی بود، یعنی همه‎اش برای این بود که جوان را متزلزل نماید و سایت و شبکه‎ی ماهواره‎ای هم تا دلتان بخواهد، دارد این کار را می‎کند.
رئیس مجلس هفتم شورای اسلامی در دوره هفتم در بیان اینکه رهبری به‎عنوان رهبری انقلاب دینی و اسلامی پاس‎دار ‎اصولی همانند "عدالت " است که به‎ عنوان یک حقیقت قرآنی، یک حقیقت علمی و یک حقیقت اسلامی جزء گوهرهای انقلاب اسلامی است،تصریح کرد: رهبری این‎ها را تأکید کردند، مثل فضای استقلال سیاسی. اینکه ما راه را باز نکنیم برای دشمنان، چراغ سبز به آن‎ها نشان ندهیم، آن‎ها را امیدوار نکنیم و حرف‎های آن‎ها را تکرار نکنیم. شما به‎عنوان مثال توجه کنید به حرف‎‎هایی که آلبرایت می‎زد، همان حرف‎هایی بود که برخی از کسانی که در حکومت حضور داشتند و در داخل کشور می‎زدند این استقلال سیاسی نمی‎شود که در داخل انقلاب کسی همان حرف‎های آمریکایی‎ها را تکرار کند و حالا اسمش را هرچه می‎خواهند بگذارند.
وی در ادامه افزود: شاخص دیگر، "تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی " باز دنباله‎ی همان بحث استقلال است. اصول‎گرایی یک مکتب فکری است که اگر چه مبانی اصلی آن در تعالیم قرآن و اهل بیت است، ولی دو نمونه‎ی قوی و کارآمد سبک زندگی آن، در سیره‎ی امام و مقام معظم رهبری، قابل مشاهده است. اصول‎گرایی در دو بعد عملی و نظری قابل بررسی است و صرفاً کافی نیست کسی از جهت دیدگاه فکری صرفاً اصول‎گرا باشد و اصول‎گرایی در هدف‌گذاری و روشِ زندگی به ‎ویژه‎ رقابت سیاسی هم یک مکتب و سبک است.
این فعال اصولگرا در ادامه یادآور شد: می‎‎توان از این کلام رهبری استنباط کرد که در این اصول، رقابت‎های سیاسی انجام شود، نه این‎که همه اصول‎گرا شوند. چنان‎که شما می‎بینید رهبری در مواقعی فارغ از دیدگاه‎های احزاب و گروه‎ها به مجموعه‎هایی از افراد با علایق مختلف وظایفی را محول کرده‎اند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مورد مواضع رهبری اظهار داشت: ایشان از همه‎ی ملت و جریان‎های مختلف، دعوت به‎رقابت سیاسی نمودند، ایشان‎ به خودی و غیرخودی گفته، هرکس این اصول را قبول دارد خودی است که اکثریت مردم در این دایره‎ی وسیع قرار می‎گیرند و هرکس این اصول را قبول ندارد، می‎شود غیرخودی. عده‎ای سعی کردند با طرح بحث‎های حاشیه‎ای این سوژه‎ها را در ادبیات سیاسی از کارکرد خود دور کنند، ولی مردم و بازیگران سیاسی این مفاهیم را به‎خوبی پذیرفتند.
وی در ادامه تصریح کرد: ایشان می‎فرمایند، اگر جایی دیدید روشی غلط است، اصلاح کنید، شما اسم این را بگذارید اصلاحات، این هم عیبی ندارد.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: اصول‎گرایی دست‎آورد ماست و بعد از دو دهه تجربه‎، این گفتمان چیزی شد که توانست نیرویی عظیمی از نسل دوم انقلاب را به خودش جذب کند، این همان گفتمانی بود که مسلط شد و فضای دانشگاه‎ها را عوض کرد و به نظر من این گفتمان تا حدود زیادی حتی به ادبیات غالب جریان‎های غیر دوم خردادی هم جهت داد این همان ویژگی‎های بارز و استثنایی رهبری است.
وی در ادامه در مورد فضای سیاسی در دانشگاه‌ها خاطر نشان کرد: امروز فضای دانشگاه‎ها زمین تا آسمان با ده سال قبل تفاوت می‎کند فضای مطبوعاتی ما فرق می‎کند و فضای جامعه ما فرق کرده است این تحولی است که امروز، در آخر سال 87 نسبت به آخر سال 77 پیدا شده و این‎که شما امروز انبوهی از جوان‎ها و دانشجویان و طلابی را می‎بینید که همه متحد با هم می‎خواهند از انقلاب دفاع کنند و توانسته‎اند آن جریان دهه‎ی دوم را به حاشیه ببرند، نتیجه‎ی این ساماندهی و این توضیح و تشریح مبانی انقلاب بوده است که تحت عنوان اصول‎گرایی می‎شناسیم و نکته‎ی جالب این است که این گفتمان بدلیل هوشمندی طراح آن، توانست در بین اقشار فکری، فرهنگی جامعه، گروه‎ها و طبقات اقتصادی و اجتماعی تا دور افتاده‎ترین مناطق کشور گسترش پیدا کند.

»» برگرفته شده از www.farsnews.com