سیاه کردن مردم
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳۸۸ : توسط :

..برخی از داوطلبان با فریبکاری وارد صحنه شده‌ که این فریبکاری تا آنجا پیش رفته که دیگر نام "فریبکاری" نیز برازنده آن نمی‌باشد.

در مورد عشق به حضرت امام نیز […] سخن می گویند، که اگر غیر از این بود نماینده ایشان به حضور آقای طاهری اصفهانی که ایشان از نزدیکترین یاران منتظری است نمی رفتند و دیگر لازم به ذکر نیست و بر همه مشخص است که نسبت آقایان منتظری و طاهری اصفهانی با انقلاب و امام را نیاز به هیچ برهان و استدلالی نیست...


مهدی خوشنویس - انتخابات دهم ریاست جمهوری موقعیتی ممتاز برای نظام جمهوری اسلامی است و فرد پیروز در این انتخابات مسئولیت بزرگی را بر دوش خود احساس خواهد کرد زیرا از طرفی مردم ایران با حقوق اساسی و اولیه خود تا حدودی آشنا شده اند و از طرف دیگر رقبای مقام ریاست جمهوری شعارهای رنگارنگی را برای پیروزی انتخاب کرده اند که در صورت نیل به مقصود که همانا برتن کردن قبای ریاست جمهوری است ، حصول و یا عدم آن شعارها و برنامه های اعلامی میزان صداقت و یا ناراستی افراد را برملا خواهد نمود اما آنچه که می تواند  موقعیت ممتاز برای نظام اسلامیمان باشد انتخاب درست از طرف صاحبان اصلی کشور یعنی صاحبان و مالکان آرا که همان مردم شریف و نجیب ایران است خواهد بود .

برای انتخاب صحیح شناخت لازم است لیکن متأسفانه برخی از داوطلبان با فریبکاری وارد صحنه شده اند که این فریبکاری تا آنجا پیش رفته است که دیگر نام فریبکاری نیز برازنده آن نمی باشد و با کمال تأسف توهین به شعور مردم کمترین برداشت از این نوع عوام فریبی است.

رهبر فقید و بنیانگذار جمهوری اسلامی در عرصه های گوناگون این درس را به مریدان خویش آموختند که برای دفاع از حق و منافع کشور و نظام رودربایستی با هیچ فرد و گروهی را جایز نمیدانند که در تاریخ حیات پر برکت ایشان نمونه های فراوانی را میتوان ذکر کرد لیکن دو نمونه از بسیارها نیز آموزنده و در عین حال برای بحث امروز مفید خواهد بود.

یکی از موارد، برخورد قاطع حضرت امام با مهدی بازرگان بود که در آن شرایط خاص تصمیم حضرت امام نسبت به شخص بازرگان و نهضت به اصطلاح آزادی درسهای بسیاری داشت و مورد دیگر نیز عزل منتظری بود که بدون هیچگونه مصلحت اندیشی و با قاطعیت، چنانکه در نامه خویش نیز به آن اشاره داشتند: من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم. )+)

 

با این مقدمه و با اقتدا به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران رفتار انتخاباتی میرحسین موسوی را مرور میکنیم و بدون اینکه قصد توهین به کسی را داشته باشیم واقعیات را در نظر میگیریم و چنانچه در این بین کسی نیز احساس کرد که شخصیت او مورد سؤال قرار گرفته است عقل سلیم حکم میکند به خود رجوع کند زیرا «آئینه شکستن خطاست».

دوستان بسیاری سعی داشتند که به خود بقبولانند که ایشان از جنس مردم هستند و در نقطه مقابل با رفتار ذلیلانه جبهه دوم خرداد قرار دارند و عده ای نیز ایشان را از جنس دکتر احمدی نژاد می پنداشتند و از او میخواستند که مواضع خود را در رابطه با هتاکی های دوم خردادیها نسبت به امام و انقلاب و مردم به شکل روشن بیان نمایند.

عده ای از دانشجویان سؤالاتی را از ایشان پرسیدند و خواستار بیان شفاف و صریح ایشان در رابطه با بسیاری از مسائل اصولی و پایه ای کشور شدند و همچنین نسبت ایشان با جریان دوم خرداد را مورد سؤال قرار داده و همچنان منتظر پاسخ ایشان هستند و البته توصیه من به دوستان این است که رفتار ایشان پاسخ تمامی ابهامات شما را داده است .

برخی دیگر از دانشجویان و جوانان مسلمان و دوستان و یاران انقلاب نیز همچنان منتظر پاسخی روشن و نظری صریح از ایشان در رابطه با مقام معظم رهبری میباشند و توصیه به این دسته از دوستان این است که باید تحقیق کنید و ببینید که نظر مقام عظمای ولایت در مورد ایشان چیست که البته با کمی دقت میتوان به نتیجه رسید.

 آقای موسوی که حدود بیست سال در دنیای خلوت خود به نقاشی مشغول بود گوئی این بار بوم نقاشی خود را پهنه ایران قرار داده و مشغول رنگ کردن مردم این سرزمین است ،البته این را رفتار ایشان نشان می دهد که متأسفانه نه شایسته ایشان است و نه شایسته این مردم.

ایشان بدون توجه به نکته سنجی و دقت مردم بزرگ ایران در ادبیات خویش چنان از امام صحبت می کنند که گوئی فقط ایشان امام را درک کرده اند و چنان بزرگترین یادگار امام یعنی اصل ولایت فقیه را دور میزنند که انگاری مردم کورند.

آن هنگام که مقام معظم رهبری بارها با الفاظ گوناگون دوران اصلاحات را دوران دور شدن نظام از اصل خویش اشارت فرمودند در دیالوگ آقای موسوی با مراد خویش یعنی آقای خاتمی،آن دوران را باعث بالندگی خود و آرمانهای خویش میدانند و این همان مسیری است که انحراف از جاده ولایت تعبیر می شود.

در مورد عشق به حضرت امام نیز […] سخن می گویند، که اگر غیر از این بود نماینده ایشان به حضور آقای طاهری اصفهانی که ایشان از نزدیکترین یاران منتظری است نمی رفتند و دیگر لازم به ذکر نیست و بر همه مشخص است که نسبت آقایان منتظری و طاهری اصفهانی با انقلاب و امام را نیاز به هیچ برهان و استدلالی نیست.

مواضع سازمان مجاهدین انقلاب نیز بی نیاز از هرگونه تفسیر است ،سازمانی که بزرگان آن امثال آغاجری و آرمین و نبوی است ،اما نکته جالب در همین است که آقای موسوی برای گدائی حمایت این گروه ورشکسته سیاسی به دیدار این جریان میرود شاید که چیزی عایدش شود.1

مایه تأسف نیست؟

از همه اینها بدتر زمانی است که ایشان برای اینکه جلوه ای مردمی و مذهبی نیز به خود بگیرد سر از محله های پائین شهر بیرون آورده و از مساجد استفاده ابزاری نماید.

لابی با بالای شهر نشینان و مخالفان نظام و مطرودین امام و تقسیم کار و مسئولیت دادن به آقازاده ها و اواخر شب هم سری به محلات پائین زدن.

آیا این حرکات و این رفتار سیاه کردن مردم نیست؟

ما شنیده بودیم که ایشان نقاشی میکشد اما گوئی زغال فروش ماهری هم هستند.

آیا ارتباطات با مردم اگر از طرف احمدی نژاد باشد کاری پوپولیستی است لیکن این آقایان هر کاری که می کنند نامی دیگر دارد؟

لابد برای شما هم این سؤال پیش آمده که ایشان ظاهرا یا بیست سال سخن نمیگوید، یا وقتی هم زبان باز می کند در رابطه با همه چیزها صحبت می کند از اطلاعیه در باره فوت عزیزان انقلاب گرفته تا عیادت از اشخاص مختلف با بهانه های متفاوت و یا نظریه پردازی در مورد اینکه اسلام با انحلال سازمان برنامه مخالف است و فتاوای دیگر و اینها هیچکدام فریبکاری و سیاه کردن مخاطبین نیست و باید از ایشان آموخت که میتوان دو دهه در مورد هیچ چیزی اظهار نظر نکرد و به یکباره در مورد ریز و درشت به اظهار نظر پرداخت .

انسان میتواند هر گونه که دوست دارد فکر کند و رفتار نماید و کسی هم شاید در این دنیا حق نداشته باشد که متعرض تفکر دیگران شود لیکن رسم انسانیت این است که هر گونه که تفکر میکند همان را نیز به مخاطبان خود بیان کند ،که اگر غیر از این باشد حداقل صفت برای او منافق است.

 

1- انصارنیوز: البته سازمان مجاهدین به دیدار ایشان رفته بود.

»» برگرفته شده از www.ansarnews.com