میزان نقدپذیری هاشمی رفسنجانی در قبال نقدتازی به دولت
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ٦ شهریور ۱۳۸٧ : توسط :
عیار ولایتمداری
به راستی خود آقای هاشمی رفسنجانی و اطرافیانشان که این سان در نقد و تخریب دولت نهم می تازند و از ضرورت نقدپذیری دولت نهم می نویسند و می گویند، در مورد عملکرد خود هم نقدپذیر هستند؟ قضاوت در این خصوص به نظر نیازی به توضیح اضافی نداشته باشد...

محمد مهدی تهرانی ـ فرمایشات اخیر رهبر انقلاب در جمع اعضای هیئت دولت خط بطلانی بود بر همه بهانه گیری ها و تخریب هایی که پیش از این علیه دولت بسیج شده بود. معظم له به تبیین تفاوت نقد و تخریب پرداختند و به جریانات داخلی و خارجی ای که برای تخریب دولت هم صدا شده اند، اشاره کردند و این در حالی بود که روزهای قبل، انتقادات شدید رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص پایان یافتن "دوره مدارا" و "عقب گرد طی این سه سال" و... به تیتر اول رسانه های خبری تبدیل شده بود.
به نظر کلام رهبری و مواضع ایشان بهترین ترازو برای سنجش منتقدان دولت و میزان عیار انصاف و ولایتمداری آنها در معادلات سیاسی است. شاید بد نباشد مواضع آقای هاشمی را با این ترازو بسنجیم؛ کسی که طبعا جایگاه و مسئولیت های او در نظام، اقتضائاتی در خور خود دارد. اقتضائاتی که می بایست در کلام ایشان به عنوان نوعی بی طرفی و دلسوزی پدرانه ظهور یابد؛ اما آیا در عمل همین گونه است؟ مروری بر معیارهایی که رهبر انقلاب  در این زنمینه به دست می دهدو مقایسه مواضع آقای هاشمی رفسنجانی با این معیارها پاسخ به این سوال را آسان خواهد کرد.
رهبر انقلاب ضمن ابراز نگرانی از تخریب هایی که در سال آخر فعالیت دولت نهم، علیه این دولت شکل گرفته است، فرمودند:«متأسفانه می بیند چیزهایى که به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته مى شود، شکل همین تخریب را دارد؛ یعنى انکار امتیازات، قبول نکردن برجستگى ها و کارهاى خوب، و درشت کردن و برجسته کردن ضعف ها.» ایشان انتقاد را ارزشیابیِ منصفانه خواندند و افزودند:«خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسان ها ضعف دارند دیگر؛ ضعف ها را بگویند، قوت ها را بگویند. جمعبندى کار یک دولت، آن وقتى است که ضعف ها و قوت ها را منصفانه پهلوى همدیگر قرار بدهند؛ آن وقت مى شود جمعبندى کرد. نه اینکه بیایند یکسره بنا کنند به بدگویى کردن و انکار کردن همه خصوصیات.»
اما آیا آنچه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص دولت تا کنون اظهار داشته اند همان برجسته کردن نقاط ضعف و ندیدن خوبی ها و فعالیت های ارزشمند و مثبت دولت نهم نبوده است؟


مقام معظم رهبری با اشاره به برخی خصوصیات مثبت دولت و ضمن بیان عبارت معروف:"من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق"، فرمودند:«این وظیفه بنده هم هست، وظیفه همه هم هست. اگر چنانچه این خصوصیات را در مجموعه دولت کنونى قدردانى نکنیم و تشکر نکنیم، طبعاً خدا را خوش نمیآید.» آیا به راستی اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، سخن گفتن از پایان مدارا که تلقی "اعلام جنگ علنی به احمدی نژاد" را در رسانه های خارجی من جمله رسانه های تحت حمایت سازمان سیا به وجود آورده است، را می توان مصداق قدردانی از دولت نهم دانست؟ یا این بیان که "کشور را نمی شود با روزمره گی اداره کرد"؟ آیا این مواضع با معیارهای رهبر انقلاب قابل انطباق است؟
در حالی که رهبر انقلاب تاکید دارند:«ما امروز در مقابله با استکبار، در سیاست خارجى زبانمان زبان طلبکارى، عزت، اقتدار معنوى و اقتدار ملى است» و از کسانی سخن می گویند که می خواهند "همین را به عنوان نقطه ضعف وانمود کنند"، سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در استان خراسان مبنی بر شعاری بودن عملکرد دولت نهم در حوزه سیاست خارجی به چه معناست؟

 آیا "ضعف مدیریت دولت" در حوزه خارجی همان چیزی است که رهبر انقلاب می گویند؟ رهبر انقلاب از مواضع دولت نهم در حوزه سیاست خارجی به عنوان یکی از نقاط برجسته و مثبت دولت یاد کردند و فرمودند:«مسئله اعاده عزت ملى و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده طلبى سیاست هاى دیگران و ترک شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در این دولت احساس میکند؛ عزت ملى و استقلال حقیقى و معنوى از اینجا حاصل مى شود.» به راستی چگونه است که ضعف مدیریتی که آقای هاشمی رفسنجانی می گویند، در لسان رهبری با عنوان نقطه قوت مطرح می شود؟

رهبر انقلاب در خصوص اجرای سیاست های اصل 44 نیز فرمودند:«همه اعتراف دارند که سیاست هاى اصل ۴۴ اگر اجرایى بشود، یک تحول در پیشرفت کشور - در زمینههاى اقتصادى و به تبع او در زمینههاى دیگر - بوجود میآید. این هم مسئله بسیار مهمى است.» ایشان با اشاره به گزارش ارائه شده از عملکرد دولت افزودند:«آمارهاى خوبى داده شد؛ کارهاى خوبى هم انجام گرفته. قبل از آن که این قانون اخیر هم تصویب بشود، دولت اقداماتى در این زمینه انجام داده بود، لیکن حالا خوشبختانه قانون هم تصویب شده و در اختیار شماست.» این در حالی است که آقای هاشمی رفسنجانی پیش از این طی سخنانی در جمع فعالان اقتصادی خراسان رضوی با اشاره به این که ٣ سال است در مورد نظارت بر اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ در دولت مدارا کرده‌ایم، با اشاره به بیانات رهبری گفته بودند:«معظم له در ابتدای فعالیت دولت نهم از ما خواستند مدتی با این دولت مدارا کنیم. می‌توانیم بگوییم این مدت تمام شده است!» چگونه است که رهبر انقلاب از انجام کارهای خوب دولت در راستای سیاست های اصل 44 سخن می گویند و آقای هاشمی رفسنجانی...
رهبر انقلاب بارها و بارها جهت گیری دولت را در مدیریت کشور درست ارزیابی کرده اند و همگان را به حمایت و همکاری با دولت فراخوانده اند.

 اما قضاوت آقای هاشمی رفسنجانی در خصوص دولت بدون هیچ توضیح اضافی:«این گونه که کشور دارد اداره می‌شود، نمی‌توانیم راضی باشیم که مسلمانان خوبی هستیم!»
رهبر انقلاب در خصوص طرح تحول اقتصادی دولت را  در زمره کارهاى بزرگ قلمداد کردند و نفس جرأت اقدام به آن با ارزش خواندند. ایشان همچنین افزودند:«همه این سرفصل ها را قبول کرده اند و قبول دارند. همین مسئله هدفمند کردن یارانه ها، واقعاً چیز خیلى مهمى است؛ در دولت هاى قبل هم مطرح بوده - بارها صحبت شده بود و گفته شده بود - منتها پیشرفت نمى کرد. یا مشکلاتى که در قضیه بانک ها و مالیات و بیمه و گمرک و سایر چیزهایى که در بخش هاى مختلف این طرح تحول وجود دارد، کارهاى بسیار بزرگ و مهمى است؛ حتماً هم باید انجام بگیرد.»
تاکید رهبر انقلاب بر ضرورت انجام طرح تحول اقتصادی و استقبال از آن در حالی است که آقای هاشمی رفسنجانی اگر چه  ضرورت اجرایی شدن آن را پذیرفته اند، اما نوع بیان ایشان و بیم دادن نسبت به آنچه "خون ریزی" می نامیدند، تیتر دیگری بود که رسانه ها در نقد عملکرد دولت به کار بستند.

 و این در حالی است که به بیان رهبری این طرح در دولت های قبل من جمله دولت ایشان وجود داشته است اما پیشرفتی نکرده است. به راستی خود آقای هاشمی رفسنجانی و اطرافیانشان که این سان در نقد و تخریب دولت نهم می تازند و از ضرورت نقدپذیری دولت نهم می نویسند و می گویند، در مورد عملکرد خود هم نقدپذیر هستند؟ قضاوت در این خصوص به نظر نیازی به توضیح اضافی نداشته باشد.

 گر در خانه کس است، یک حرف بس است!

برگرفته شده از WWW.INN.IR