آینده سازمانی "نامشروع "
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ٥ اسفند ۱۳۸٧ : توسط :

هاشم آغاجری، عضو ارشد سازمان مجاهدین(انقلاب) در سخنانی به مبحث ولایت مطلقه فقیه اشاره کرده و آن را "رذیله" و "شرک آشکار" خوانده. این رویکرد سازمان مجاهدین و حمایت معنادار از خاتمی شبهاتی را در مورد آینده سازمان ایجاد می‌کند.

شبکه ایران ـ مهدی صادقی: هاشم آغاجری، عضو ارشد سازمان مجاهدین(انقلاب) طی سخنانی در منزل عبدالله نوری، با حضور انصاری راد، ابراهیمی، جماعتی، ابراهیم یزدی، عطریانفر، سعید لیلاز، اعظم طالقانی، مرتضی مبلغ، صفری و چند تن از اعضای نهضت آزادی، با موضوعیت "اخلاق سلطه و اخلاقی رهایی"، با به انحراف‌کشاندن معنای مطلقه در ولایت‌ طبق تعریفات حضرت امام(ره) و مراجع عظام، به مبحث ولایت مطلقه فقیه اشاره و با "رذیله" و "شرک آشکار" خواندن مطلقه بودن ولایت فقیه افزود:" لفظ مطلق فقط و فقط برای خدا صدق می‌کند و هر کس برای خود مطلقیت قایل شود، خود را شریک خدا دانسته و این شرک آشکار است. به جز خدا همه چیز نسبی است و مطلقیت از رذایل بوده و رذیله‌ای اخلاقی است."

 

وی در قسمت دیگری از هتاکی‌‌های خود گفته است:" در حکومت ما از هیچ فقیهی حکمی پیرامون مسایل اخلاقی و کرامت انسانی ندیدیم و تمامی موارد در جهت خرد کردن انسانیت و سلطه‌پذیری بوده است."

 

این سخنان عضو مرکزیت سازمان مجاهدین(انقلاب) که در ‌واقع نسخه به روز شده سخنانی بود که وی در سال‌های 79 و81 بیان کرد، نشان از تلاش برای ایجاد یک موج آگاهانه و رادیکال با هدف سکولاریزه کردن جمهوری‌اسلامی ایران دارد.

 

نخستین سخنرانی که هاشم آغاجری در آن سعی کرد به نوعی ایفای نقش مارتین لوتر در جمهوری اسلامی را بر عهده بگیرید، مربوط می شود به مراسم تجلیل از کدیور در دانشگاه شهید بهشتی که وی به تاسی از مارکس، دین را افیون توده ها و حکومت ها خواند. او در آنجا گفت: "به یاد آوردم این جمله معروف مارکس را که گفته است "دین افیون توده هاست." سخنی که مارکس در باب دین گفته است هر چند که تمام حقیقت نیست اما بخشی از حقیقت را در خود دارد.. دین در حکومت های دینی نه تنها افیون توده هاست، آن چنان که مارکس گفته است؛ بلکه من می افزایم علاوه بر آن افیون حکومت ها هم هست."

 

این‌سخنان که میوه‌های درختی بود که در دامان حلقه‌ "کیان" در اوایل دهه 70 پرورش یافته بود، "شهید مطهری " را نیز نشانه رفت:" اگر مطهری اصلاح طلب دین بود. دوم خرداد و سخنگوی این حماسه ملی یعنی خاتمی اصلاح طلب انقلاب و دولت است. از این حیث پیوند اصلاح طلبی در این دو حیطه می تواند راهگشا و درس آموز باشد. به ویژه آنکه ما در جمهوری اسلامی به سر می بریم، نظامی که محصول پیوند دین و دولت است."

 

البته با حاشیه‌زنی تاج‌زاده و ایجاد موج نارضایتی‌های مردمی، شورای نظارت بر نشر آثار شهید مطهری در اطلاعیه ای ضمن تقبیح این هتاکی‌ها عنوان کرد:" این شورا پس از بررسی دقیق سخنان آقای هاشم آغاجری به این نتیجه و رای رسید که سخنان وی نه تنها همان چیزی نیست که استاد مطهری گفته اند، بلکه همان چیزی است که آن متفکر و مجاهد گرانقدر در راه مبارزه با آن به شهادت رسید."

 

مجاهدت خزنده سازمان اما به همین جا ختم نشد و در فضای باز "هتاکی" دولت اصلاحات، آغاجری در سخنرانی دیگری در دانشگاه همدان که به مناسبت سالگرد دکتر شریعتی با عنوان "پروتستانیسم اسلامی" ایراد شد؛ با تمسخر برخی از روایات اسلامی پیرامون تولد ائمه اطهار‌(ع) و زندگانی آن بزرگواران، به تشبیه مقلدین مراجع تقلید با میمون پرداخته و در ادامه نیز خواستار اصلاح اسلام شده بود.

 

بیان این مسئله به کلی فضای جامعه را بر خلاف انتظار میز مرکزی سازمان مجاهدین بر‌هم ریخت و اعتراض آحاد مردم و علما را در بر داشت، تا جایی‌که دادگاه بدوی سخنان وی را مصداق بارز "ارتداد از اسلام" برشمرده و در مراحل بعدی حکم اعدام را برای این فرد صادر کرد.

 

اما موضع رسمی سازمان مجاهدین به این رویکرد آغاجری هیچ‌گاه تکذیب و یا اصلاح نبود. مجاهدین"انقلاب" در بیانیه‌ای اعلام کرد:" اعضای این سازمان با ایستادگی بر اصول خود،  خشم و کینه تقدیس کنندگان قدرت و بردگان ثروت و شیفتگان خشونت را علیه خود خـریده‌اند."

 

در این بیانیه همچنین تصریح شده بود که آن سازمان در دفاع از هاشم آغاجری و افشای کسانی که آنان را "تعزیه گردانان این ماجرا" خوانده، لحظه‌ای تردید به خود راه نمی دهد و به داشتن اعضایی چون آغاجری افتخار می‌کند.

 

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  نیز پس از این پافشاری، با مطالعه ای عمیق بیانیه‌ای را در این خصوص و با امضای رئیس فقید خود آیت الله مشکینی صادر نمود: "جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چنین سازمانی را فاقد مشروعیت دینی می داند و متدینین را از همکاری با آن بر حذر می دارد."‌

 

وسرانجام این ماجرا با ورود بزرگان خاتمه یافت و سازمان در "سکوتی فعال" و کوتاه فرو رفت.

 

تا اینکه انتشار خبری از سازمان مجاهدین(انقلاب) در رسانه‌ها، خاطرات تاریخی سال‌های 1349 و50 را زنده کرد. در آن سال‌ها مسوولان اصلی سازمان مجاهدین(خلق) طی چند مرحله، ابتدا تغییر از رویکرد اسلامی به مارکسیستی را دفعتا اعلام کرده و پس از اعتراضات به سرعت تکذیب کردند؛ اما به تدریج تغییر ایدئولوژی را صورت دادند.

 

خبر این بود: " موارد مربوط به ولایت و امامت از مرامنامه سازمان مجاهدین (انقلاب) حذف شد."

 

با این‌که در مرامنامه سازمان تاکید شده است:"هرگونه تغییر و انحراف از ماهیت اسلامی و اصیل سازمان به منزله خیانت به بنیانگذاران و سازمان بوده و خود به خود موجب انحلال سازمان می‌گردد." ولی  آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین با تکذیب حذف "امامت" از اساسنامه در واکنشی معنا دار ترجیح داد نسبت به حذف "ولایت" سکوت اختیار کند. در عین حال روزنامه کارگزاران نیز به نوعی ماهیت اصلی خبر را تایید کرد. این روزنامه در شماره روز 23/8/87 خود تصریح کرد:"اصلاحات مورد بحث مرامنامه این سازمان، در مرحله بحث‌های مقدماتی است و احتمالا در کنگره سال آینده مجاهدین انقلاب بررسی خواهد شد."

 

اما به نظر می‌رسد با علیرغم ادعای آرمین، به نظر می‌رسد، روند حذف بندهای مربوط به "ولایت و امامت" توسط اعضای این سازمان به آرامی در حال پیگیری است. چنان که نداشتن موضعی "صریح" از سوی سازمان در رابطه با سخنان آغاجری و بسنده کردن به  تکذیب‌های کلیشه‌ای نیز از وافعیتی دیگر حکایت می‌کند.

 

با نگاهی روند موجود در سازمان مجاهدین(انقلاب)، حمایت معنادار از کاندیداتوری خاتمی در انتخابات آینده به عنوان کاندیدای حزبی این سازمان، شاید بتوان این حمایت‌ رسمی را نیز تلاشی برای اصلاحات سازمان دانست.

برگرفته شده از www.inn.ir