آنچه ناگفته ماند...
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٧ : توسط :
در حاشیه اعتراضات اخیر به سخنان مشایی شاید اگر وی به جای تأکید مکرر بر یک واژه، مقصود خود را از آن شرح می داد، این همه نگرانی ایجاد نمی شد. "دوستی" در قاموس آقای مشایی به چه معناست؟ آیا بدین معناست که به طور مثال نسبت ما با مردم اسرائیل دقیقا مثل نسبت ما با مردم لبنان و فلسطین است؟ آیا اصلا چنین موضعی معقول به نظر می رسد؟!! محمد مهدی تهرانی: چندی است مواضع رئیس سازمان میراث فرهنگی بانی ایجاد نگرانی های به حقی بین برخی دلسوزان و دغدغه مندان کشور شده است. از این رو واکاوی دوباره آنچه مسبب نگرانی هاست، ضروری به نظر می رسد. گو آنکه حرف های ناگفته ای باقیمانده که در لا به لای اخبار پی در پی این روزها مجالی برای بیان نیافته اند؛ حرف های ناگفته ای که موضوع این نوشتارند. الف) مطابق نقل قول نماینده محترم ولی فقیه در بنیاد شهید از حضرت امام(ره)، ایشان بر این باور بوده اند که ساکنان فلسطین اشغالی در حکم سربازان رژیم صهیونیستی هستند. در واقع از نظر ایشان «یهودی در کشورهای دیگر، با یهودی در فلسطین اشغالی فرق می‌کند. همه یهودیانی که در فلسطین اشغالی اسکان داده شده‌اند در حکم همان سربازان و اجزاء رژیم غاصب هستند و برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائیلی است.» نگاه عمیق حضرت امام(ره) در این خصوص به عنوان اصل اول مورد توجه و تاکید است. ب) آنچه از اینجا به بعد مورد سوال واقع می شود، نوع نسبت ما با کسانی است که در جبهه مقابل قرار دارند. کسانی که یا به سرزمین های اشغالی هجرت کرده اند؛ یا بر حسب تقدیر بعدها در آن متولد شده اند و اکنون همه در جبهه مقابل اسلام و مسلمانان قرار گرفته اند و بدون تردید غاصب سرزمین های اشغالی و دشمن اسلامند. پاسخ به این سوال را از رجوع به سیره پیشوایان دینی بشریت به روشنی می توان دریافت. قبل از هرگونه قضاوت، واکاوی این سیره ضروری است. شکی نیست که پیامبران الهی دلسوز بشریت بوده اند و در مقاطع مختلف تاریخی برای هدایت نوع بشر از هیچ تلاشی مضایقه نکرده اند. خداوند در توصیف رسول مکرم اسلام می فرماید:«عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم»(1) از فرط محبت، فقر و پریشانی و فلاکت شما بر او سخت می آید و بر آسایش و نجات شما بسیار حریص است. عزم رسول خدا در این راستا تا بدانجاست که مخاطب وحی الهی قرار می گیرد که:«لعلک باخع نفسک ان لا یکونوا مومنین.»(2) ای رسول ما! تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم اینکه ایمان نمی آورند، هلاک سازی. سیدالشهدا (ع) روز عاشورا بارها و بارها با کسانی که در سپاه عمر سعد و مقابل او قرار گرفته اند، لب به خطابه و وعظ می گشاید و دست آخر هم در دل گودال با شمر ملعون چنین می گوید:«ایا شمر خاف ا... واحفظ قرابتی من الجد منسوبا الی القائم المهدی.»(3) یعنی ای شمر! از خدا بترس و حرمت خویشی مرا به جدم رسول خدا تا مهدی قائم آل محمد نگهدار. یقین کلام حسین(ع) نه از باب نجات خویش که از باب همان رسالت الهی و انتساب به رحمت واسعه خداوندی است که بر دوش او سنگینی می کند و او تا آخرین لحظات هم عطش هدایت دشمن خویش را دارد. ولو آن دشمن، شمر باشد! پ) سوال بعدی این است که آیا دلسوزی برای نوع بشر بدین معناست که باید ظلم و فساد برخی از اقوام را نادیده بگیریم و همه را از بار اتهامات تبرئه کنیم؟ آیا باید فراموش کنیم قوم یهود از چه مسافتی و با چه انگیزه ای به فلسطین هجرت کردند؟ آیا باید فراموش کنیم تعداد خارج از شمارش شهدای فلسطین و لبنان را؟ هرگز. قطعا چنین نیست. با این همه بالاخره جمع بین پاسخ دو سوال قبل چگونه خواهد بود؟ چگونه می توان هم دلسوز بشر بود و هم از ظلم ظالم صرف نظر نکرد؟ به نظر پاسخ این سوال را ریاست محترم جمهور با دقت و ظرافت کامل بیان کرده اند:«دلسوز همه بشریت حتی مردم آمریکا و بدبخت هایی که با سراب واهی به سرزمین های اشغالی روانه شده اند، هستیم. این در حالی است که ایران با صهیونیسم فاسد و جنایتکار مخالف است.» پس پاسخ به دو سوال فوق مشخص شد. ت) اما آنچه آقای مشایی گفته است مبنی بر اینکه "ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست، این افتخار است"، از چه جایگاهی در این میان برخوردار است. این سوالی است که بعد از مقدمه فوق می بایست مورد توجه قرار گیرد. قبل از پرداختن به معنای واژه دوستی در قاموس آقای مشایی باید بر این نکته تأکید کرد که وی از لغت "مردم" استفاده کرده است نه "ملت". استفاده از واژه "ملت" خواه نا خواه به رسمیت شناختن حکومت صدر آن را در پی دارد که با توجه به استفاده از واژه "مردم" و تاکیدات مکرر ایشان مبنی بر غیرمشروع بودن رژیم صهیونیستی این مفهوم هرگز مد نظر نبوده و نیست. مشاییآنچنان که پیش از این گفته است اسرائیل را غده سرطانی ای می داند که وجودش حتی برای یهودیان فلسطین هم دردسرساز شده است. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که "هیچ مدیری در جمهوری اسلامی حق ندارد اسرائیل را به رسمیت بشناسد." او می گوید:«اسرائیل مرده است، فقط تشییع جنازه اش را عقب می اندازند.» پس بحث بر سر به رسمیت شناختن اسرائیل نیست؛ چرا که در این خصوص موضع همه صاحب نظران کشورمان یکی است و آن همانا نفی رسمیت غاصب است. ج) اما استفاده از واژه "دوست" به چه معناست؟.طبیعتا اگر مقصود مشایی از این واژه در ذیل مبانی مطرح شده در بندهای الف، ب، پ بگنجد، کلام ایشان حرف عجیبی نیست . و در صورتی که مقصود و مراد وی چیزی خلاف اصول پذیرفته پیشین باشد، طبیعتا قابل قبول نخواهد بود و مورد نقد جدی است. شاید اگر ایشان به جای تأکید مکرر بر یک واژه، مقصود خود را از آن شرح می داد، این همه نگرانی ایجاد نمی شد. "دوستی" در قاموس آقای مشایی به چه معناست؟ آیا بدین معناست که به طور مثال نسبت ما با مردم اسرائیل دقیقا مثل نسبت ما با مردم لبنان و فلسطین است؟ آیا اصلا چنین موضعی معقول به نظر می رسد؟!! یقین جمع کثیری از مردم اسرائیل حکایتشان همان حکایت مردم کوفه است که از نماز خواندن علی(ع) خبر نداشتند. بدین معنا که تحت تبلیغات رسانه ای شدید تصویر واضحی از مواضع ایران اسلامی و حقایق جهانی ندارند. ایران را خشونت طلبی می شناسند که می خواهد آن ها را با سلاح اتمی از صفحه روزگار محو کند! حال آنکه واقعا چنین نیست. یقین جمعی از ساکنان غیرمسلمان فلسطین اشغالی از نقاط مختلف دنیا من جمله آفریقا و در حالی که تحت فشار شدید فقر بوده اند به فلسطین هجرت کرده اند. برخی از آنها اصلا در فلسطین اشغالی متولد شده اند. این مسائل می تواند احیانا بانی فرق گذاشتن میان گروهی از مردم اسرائیل با دولتمردان غاصب آنها هنگام سخن گفتن و محاجه باشد، اما آیا می تواند قضاوت ما را نسبت به آنها با قضاوت نسبت به سایر مردم جهان که از آن جمله اند مردم لبنان و فلسطین یکی کند؟ آیا می تواند آنها را از اتهامات تبرئه کند؟ بعید به نظر می رسد آقای مشایی نیز چنین دیدگاهی داشته باشد. عدالت در قضاوت حکم می کند فرصت برای دفاع و رفع شبهات برای شخصی که اتهامی متوجه اوست فراهم شود. می توانیم معنای "دوستی" را از جملات و عبارات مشایی در سایر سخنرانی ها و مصاحبه ها بیرون بکشیم. اما چه بهتر که خود او پرده از ابهامات برافکند. او که حاضر به مناظره 100 ساعته است، قطعا حرفی برای گفتن دارد. حرفی که گمان می کند، ناشنیده مانده است. قطعا نگاه اصولگرایانه قصد قضاوت در خصوص سخنان او و یا عزم تبرئه او از اتهامات را نمی تواند پیگیری کند،اما آنچه مد نظر است شکستن فضای خبری یک پارچه، برای شنیدن دفاعیات کسی است که از بدیهی ترین حق خود بی بهره مانده است. آیا این همه ناشی از یک مغالطه اشتراک لفظی ساده نبوده است؟ پی نوشت ها: 1-سوره توبه – آیه 128 2-سوره شعرا – آیه 3 3-موسوعه کلمات سیدالشهدا(ع) – صفحه 573 برگرفته شده از نسخه آنلاین ایران