پروژه "عبور بر خاتمی"کلید خورد
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ بهمن ۱۳۸٧ : توسط :

پروژه "عبور بر خاتمی"کلید خورد؛ به قلم " قاسم روان بخش "

باقطعی شدن خبر کاندیداتوری خاتمی وشکل گیری زودهنگام ستادهای ایشان، انگیزه ها واهداف چنین تصمیمی در معرض نقد وبررسی تحلیل گران قرار گرفته است؛ برخی تصور می کنند این یک تصمیم فردی است که آقای خاتمی شخصا اتخاذ کرده است. ولی پر واضح است که ایشان شخصا روحیه ورود به این بازی خطرناک را ندارد، زیرا در آخرین روزها تودیع با ریاست جمهوری هشتم رسما چنین تصمیمی را اعلان کرد که می خواهد از این پس در چهره یک فرهنگی نقش آفرینی کند نه یک لیدر سیاسی. " تصمیم دارم پس از پایان دوران ریاست جمهوری ام وقت وتوان خودرا صرف موضوع گفتگوی تمدن ها کنم، از هم اکنون طرح تاسیس یک سازمان غیر دولتی که گستره آن شخصیت ها،متفکران،مصلحان، ونهاد های ذیربط بین المللی را به همکاری دعوت می کند، در ذهن دارم "( خراسان 17/1/84، ص 2 )


وی در مصاحبه با هفته نامه امید جوان در پاسخ به این سؤال که آیا در دور آینده نامزد خواهید شد اظهار داشت: "الآن نمی توانم به طور قطعی کاندیداتوری ریاست جمهوری آینده را انکار کنم اما اگر آلان، چند سال آینده بود ومن می توانستم کاندیداشوم، حتما کاندیدا نمی شوم"(امید جوان 9/4/84، ش 438، ص 1 ) در مورد دیگری تصریح کرده بود"با صراحت می گویم در8 سال آینده حتما نامزد ریاست جمهوری نمی شوم. نیروهای جوان وخوبی هستند که می توانند در این عرصه فعال باشند."( کیهان 31/2/84،ص 11 )پیش از این نیز در وزارت ارشاد از این روحیه برخوردار بوده است عطریان فر اورا عنصری فاقد روحیه تصمیم وایستادگی معرفی کرده، می گوید: "خاتمی همان چهره ای بود که وقتی با درصدی از نظراتش در وزارت ارشاد مخالفت شد خودش را راحت کرد واز دولت خارج شد او در دوران وزارت ارشادش نتوانست ده درصد هم نظر مخالفان خود را تحمل وهضم کند و بپذیرد" ا(ویژه نامه اعتماد ملی12/11/87ص16) از نظر خانوادگی نیز،چنان که عطریانفر اظهار داشته،" خانواده ونزدیکانش با آمدن او مخالفند"در باره وضعیت روحی او هم می گوید: " رفقای ما مدام می گویند که نباید بعضی چیزها را بگوییم چون بر تردیدهای آقای خاتمی می افزاید ....به نظر من اگر ایشان براساس نظر شخصی شان تصمیم بگیرند نمی آیند ایشان به خودشان می گویند وقتی در طول 8سال اصلاحات یک یار همراه هم نداشتند وبا آن همه مشکل داشته ودارد برای چه باید بیایند؟..منظور من از "یار همراه"، "نخبگان همراه" است که وجود نداشت (همان)

 بنابر این چنان که ذکر شد وی بیشترفردی است نظریه پرداز وفرهنگی تایک شخصیت سیاسی واجرایی، از نظر شخصیتی نیز دارای روحیه ای است نرم ومنفعل، صلح وسازش تا ایستادگی ومقاومت، که این روحیه با کار اجرایی چندان تناسبی ندارد؛چنان که در دوران ریاست جمهوری اش نیز نشان داد بیشتر به فکر نظریه پردازی است تا حل وفصل مشکلات مردم! او در واپسین روز های عمر مسؤولیتش اظهار داشت که تازه فهمیده است مهمترین دغدغه مردم مسایل اقتصادی بوده است!!وی می گوید "اگر به نظر سنجی ها نگاه کنید، وقتی از مردم سؤال می شود مشکل عمده شما جیست، 70 تا80 در صد آن ها می گویند مشکلات اقتصادی ..."( همبستگی 3/4/80) درست به همین دلیل ضعف روحیه بود که عطریان فر می گوید: وی گر چه از دل مجمع روحانیون بیرون آمد ولی با تکیه بر کارگزاران کار خود را شروع کرد.آقای خاتمی خود نیز بر این ادعا مهر تایید زده می گوید :من در مواقع بحرانی از مشورت ها وپیشنهاد های آقای هاشمی رفسنجانی استفاده فراوانی کردم. آقای هاشمی از سرمایه های بزرگ انقلاب است "( آفتاب یزد 9/5/84، ش438، ص 1) علاوه بر آن، او معترف است که سکان دار دولتش آقای هاشمی بوده است" باهدایت شخص آقای هاشمی وتجربه یی که ایشان داشتند از مشاوره های وی در مواقع بحرانی استفاده کردیم. هاشمی یکی از سرمایه های بزرگ است که در هر موقعیتی می توانیم از نظرات وی استفاده کنیم. "( اعتماد 9/5/ 84، ص 3 ) چنان که ملاحظه شد در آن

اکنون در شرایطی که خاتمی اکثر دوستان خود را از دست داده با کدام امید و اطمینان می خواهد وارد عرصه شود؟ طیف وسیعی از دوستان وحامیان سینه چاکش امروزبه دلیل خیانت به انقلاب وجمهوری اسلامی وجاسوسی برای دشمنان به آغوش آن ها گریخته اند؛آقایان اکبر گنجی، ابراهیم نبوی، حسین باستانی،علی افشاری، درخشان، جهانبگلو، شادی صدر، روزبه    ،مهاجرانی، شیرین عبادی،مسعود بهنود، نیک آهنگ کوثر، عبد الکریم سروش، محسن کدیور، حسین باستانی عضو حزب مشارکت وعضو دفتر ریاست جمهوری آقای خاتمی ، تهیه کننده بولتن های خبری برای آقای خاتمی رییس انجمن صنفی روزنامه نگاران نویسنده روزنامه های زنجیره ای و...که الآن از مدیران روزنامه اینترنتی "روز آن لاین" است واخیرا مبلغ 730 هزار یورو از مؤسسه هلندی آمریکایی"هیفوس" برای سایت خود کمک دریافت کرده است. شهرام رفیع زاده، عضو سابق روزنامه دولتی ایران، هفته نامه ایران جوان و عضو تحریریه روزنامه اعتماد و همکار انتشارات طرح نو- از انتشاراتی های متعلق به جبهه دوم خرداد- و...، اکنون در خارج کشور با سایت های ضد انقلابی همکاری نزدیک دارد، مهدی خلجی پادو دکتر سروش و همکار سابق روزنامه انتخاب و چند روزنامه زنجیره ای دیگر که اکنون در هلند با رادیو ضد انقلابی «زمانه» همکاری می کند. امید معماریان، عضو شورای سردبیری روزنامه «حیات نو»، روزبه میرابراهیمی عضو تحریریه روزنامه اعتماد، مجید محمدی عضو روزنامه های زنجیره ای، حسین درخشان، مسئول بخش فنی روزنامه های مدعی اصلاحات و... مسعود بهنود، هوشنگ اسدی و نوشابه امیری هر سه از اعضای سابق ساواک و نویسنده روزنامه های زنجیره ای که هم اکنون از اعضای اصلی شبکه عنکبوتی هستند. هاله اسفندیاری همسر شائول بخاش، کیان تاجبخش نماینده موسسه آمریکایی «جامعه باز» و بنیاد «سوروس» در ایران، علی شاکری عضو فعال این شبکه و از اعضای سابق جبهه ملی و عنصر نزدیک به تشکیلات خاورمیانه ای حزب جمهوریخواه آمریکا و...همه از کسانی بوده اند ک در آن روزها از حامیان جدی جریان اصلاح طلبان وآقای خاتمی بوده اند واکنون در خارج از کشور در سایت هایی از قبیل سایت «امروز» با مرکزیت به ظاهر داخلی و سایت گویانیوز GOOYA NEWS که ابتدا، در بانک اطلاعاتی موسسه NIKE در آمریکا ثبت شده و بعد از واقعه 11سپتامبر، محل آن به بروکسل منتقل گردیده است،  سایت فارسی بی بی سی BBCPERSIAN مشغولند.( کیهان 6/3/86،یادداشت روز) تبلیغات این گونه افراد از چنین سایت هایی که  پایگاه دشمن اند، تاچه اندازه می تواند برای ایشان مؤثر باشد؟ دوستان اصلاح طلب ایشان نیز که در کشور باقی مانده اند به 3دسته تقسیم شده اند؛یک دسته معتقدند خاتمی فرصت سوزی کرده ،از همه فرصت ها برای متلاشی کردن نظام استفاده نکرده است دراین گروه می توان تحکیم وحدت افراطی شاخه علامه را دسته بندی کرد. خود آقای خاتمی نیز بر این نکته تصریح کرده است "کسانی بودند که توقع داشتند می بایست تندتر وشتابان تر در این راه پیش رفت " ( فرهنگ آشتی 1/5/84، ص3)برخی اصلاح طلبان نیز به دلیل تندروی های خاتمی وطیف همراهش از او بریده اند، آنها معتقدند اهانت های تند وبی شرمانه به خدا و پیامبر وارزش های الهی موجب رویگردانی مردم از اصلاح طلبان شده است این طیف معتدل اصلاح طلبان با تشکیل حزب اعتماد ملی به دنبال حفظ این جریان با معیارهای اعتدالی است چنان که در انتخابات مجلس هشتم وخبرگان نیز راه خود را از آن ها جدا کرد. کارگزاران نیز که در گذشته تکیه گاه آقای خاتمی به حساب می آمد حزب فرصت طلبی است که همواره طوری تصمیم می گیرد که منافع اش تامین شود هم اکنون بعضی از آن ها مثل کرباسچی زنبیل خودرا در صف کروبی گذاشته اند و برخی هم در صف خاتمی جا گرفته اند. تنها گروه باقی مانده و وفادار برای آقای خاتمی حزب مشارکت وسازمان مجاهدین است که با تمام وجود از آقای خاتمی حمایت می کنند. البته این گروه افراطی درمیان مردم جایگاه چندانی ندارند که بتوانند برای آقای خاتمی رای آوری کنند براستی هاشم آقاجری که منشا نامشروع شدن اصل سازمان شده ودین را افیون ملت ها ودولت ها دانسته ودر نتیجه به ارتداد محکوم شده تا چه اندازه می تواند برای خاتمی رای جمع آوری کند؟بهزاد نبوی که روزی مجلس ششم را زودتر از موعد رها کرد وهمراه خانم حقیقت جو وآرمین پس از دریافت آخرین برج حقوق خود از حاکمیت خارج شده اند چقدر برای مردم جاذبه دارند که مردم به خاطر آنها به خاتمی اقبال کنند؟ابطحی، سعید حجاریان،  احمد قابل، تاج زاده، محمد هاشمی،  حسین مرعشی، خانم کولایی، محمدرضا خاتمی که روزی حواهان استیضاح امام زمان شده بود  با کدام جاذبه وشعار می خواهند آرای مردم را در صندوق خاتمی بریزند؟جبهه ملی ونهضت آزادی که در انتخابات شوراهای دوم با آن همه تبلیغات وحمایت همه جانبه آقای خاتمی، تنها 2در صد آرای مردم را کسب کردند، نمی توانند برای ایشان قوت قلبی باشند. بنابراین، طبیعی است که آقای خاتمی از نظر شخصی دچار تردید باشد.

2) تصمیم جمعی اصلاح طلبان

 تصمیم جمعی این طیف افراطی بر این است که آقای خاتمی باید بیاید او متعلق به خودش نیست وحق نیامدن ندارد! او باید تسلیم تصمیم جمعی گردد. این نکته را آقای عطریان فر به صراحت بیان کرده، می گوید: " آینده را ما می سازیم وباید بسازیم.باید آقای خاتمی را قانع کرد برای این مساله"( ویژه نامه اعتماد ملی 12/11/87، ص16) در سال های گذشته نیز کارگزاران با همین نگاه خودرا متولی واقعی کشور می دانست؛ مثلا درسال 80 در پاسخ به سؤال خبر نگاری که در باره بیانیه نخست کارگزاران  که به طور اغراق‌آمیزی از آقای هاشمی تعریف و تمجید شده بود، به گونه‌ای که این تصور را به وجود می‌‌آورد که از نظر کارگزاران هاشمی یعنی ایران، ایران یعنی هاشمی...  رسیده بود این واژه‌های اغراق‌آمیزاز آن یک نظام اقتدارگرا مستفاد می‌شد نه یک نظام مبتنی بر دمکراسی. می‌خواهم بدانم دمکراسی چگونه با آن بیانیه قابل جمع است؟می گوید: "در آن دوران قابل جمع بود چرا که هاشمی منظر و نماد سازندگی و پیشرفت کشور بود ...کما این‌که همه تعریف و تمجیدهایی که امروز از آقای خاتمی می‌شود و به حق هم هست با دمکراسی مغایرنیست و معنای فردپرستی نمی‌دهد، این نحوه ابراز محبت مردم به رهبرانشان ناشی از روح صمیمت مردم شرقی و پرعاطفه ایرانی است که منشوری از بازتاب‌های روحی خود را به چهره‌های مورد علاقه خود می‌تابانند... آقای هاشمی هم چهره مقتدر و دلسوزی بود که اراده و عزم بالای او به سوی تقویت زیرساخت‌های اقتصادی کشور جهت‌دار بود. لذا کارگزاران نمادسازی کردند و تصویر موفقیت کشور را در سیمای آقای هاشمی بازتاب دادند" ( روزنامه نوروز 18/2/80 )با همین روحیه وبه همان دلایل بود که کارگزاران در انتخابات سال 80 نیز بر آوردن آقای خاتمی متمرکز شدعطریان فر در این باره می گوید " در خدمت آقای هاشمی بودیم. در آن جلسه بحث ریاست جمهوری آینده مطرح شد از فحوای صحبت‌های ایشان دریافت می‌شد که معتقد به ادامه خدمت آقای خاتمی هستند و مناسب‌ترین گزینه برای ریاست‌ جمهوری آینده را با توجه به شرایط موجود آقای خاتمی می‌دانند. بعضی از دوستان گفتند ممکن است آقای خاتمی بنابر برخی دلایل کاندیدا نشود که آقای هاشمی خطاب به کسانی که با آقای خاتمی روابط دوستانه دارند، گفتند شماها که با ایشان مناسبات شخصی دارید، بکوشید که حتما ایشان بیاید و کار را ادامه بدهد."( همان)

اکنون نیز این جریان برای رسیدن به اهداف خود برای آوردن ایشان سخت تلاش کرده و برای ماندن او در صحنه فعالیت می کند. البته این بار برای آمدنش ظاهرا قول وقرارها وتوافقاتی نیز داشته اند واز اوخواسته اند رویکرد خودرا در آینده تغییر دهد. عطریان فر در پاسخ به این سؤال که اگر این بار خاتمی بیاید در برابر اتفاقاتی چون رد لوایح دوگانه و... سکوت نکرده و به گونه دیگری عمل خواهد کرد؟ می گوید "باید به گونه دیگری عمل کند.چون اگر این گونه نباشد که اصلا آمدن ایشان بی فایده است"(اعتماد ملی 12/11/87، ص16) وی در پاسخ به این که علایم تغییر در اشان دیده نمی شود می گوید "بنا نیست بیاید روی سن تءاتر وبگوید من تغییر کرده ام در جلسات این بحث ها مطرح شده است."( همان)ظاهرا قرار است این بار آقای خاتمی برای ملت ایران مدل جدیدی طراحی کنند" من تصور می کنم که امروز مدلی مثل ترکیه حتما ذهن وتوجه آقای خاتمی را به خودش جلب کرده است ( همان) 

این که مدل ترکیه چه نوع مدلی است وچه ویژگی هایی دارد ؟وچه ارتباطی با مدل ایرانی وبومی دارد وچرا در این دور اصلاح طلبان این مدل را بر گزیده اند مطالبی است که تحلیل جداگانه ای را می طلبد،ولی آن چه مسلم است این است که احزابی مثل کارگزاران، مشار کت ومجاهدین با فشار مضاعفی که روی آقای خاتمی آورده اند می خواهند از او استفاده ابزاری کرده به نحوی با پروژه "عبور بر خاتمی "میدان مین عرصه سیاسی را منفجر کرده گام های بعدی خودرا که در گذشته ناکام مانده اند، بر دارند؛همان کسانی که در سال 80 با شعار عبور از خاتمی رامطرح کرده بودند!البته این افراد در صورتی هم که به آن هدف دست نیابند هم چون گذشته سهام اصلی خودرا از خواهند گرفت چنان که در مولت های قبلی او نیز مهمترین وزارت خانه های اورا مثل نفت، آموزش وپرورش، ارشاد، اقتصاد،کشور ومدیر کلی بانک مرکزی را از چنگ وی درآوردند.

3) با کدام امید ؟

اکنون باید دید این بخش از اصلاح طبان با کدام امید وپشتوانه می آیند؟

روزنامه مردم سالاری در تیتر اول خود حقیقتی را بیان کرد ونوشت :"جلب آرای خاموش بااتحاد اصلاح طبان" (12/11/87، تیتر اول) این اعتراف، که تفسیر درستی از شرایط  واقعی جامعه است، به نحوی استراتژی اصلاح طلبان را نیز در آینده تبیین می کند.حمایت قاطع بوش وهیات حاکمه آمریکا از اصلاح طلبان که اخیرا مورد اعتراض آقای صانعی نیز قرار گرفت، طرح ترور احمدی نژاد از سوی رژیم صهیونیستی، بیرون بردن نام سازمان منافقین از لیست تروریسم توسط دولت های غربی،تاسیس تلویزیون فارسی زبان بی بی سی در آستانه انتخابات با پیش برنامه تصویر آقای خاتمی،  همگی حاکی از آن واقعیتی است که بر زبان آقای کواکبیان جاری شده است، که تصمیم دارند با برنامه ای حساب شده آرای خاموش را به نفع آقای خاتمی جمع آوری کنند!!

براستی این امید تا چه اندازه تحقق خواهد یافت؟آیا فعالیت سازمان تروریستی منافقین که سال ها در زیر چتر رژیم بعثی عراق دستشان تا مرفق  به خون ملت ایران آغشته است بر اقلیت خاموش نیز بی تاثیر است بلکه حتی اثر معکوس دارد.حمایت آمریکا واسراییل وغربی ها نیز در گذشته اثبات شده است که برنامزد مورد حمایت نتیجه ای معکوس داشته است ، زیرا این گونه حمایت ها اولا آرای بیدار را حساس تر می کند وعز آن ها رابرا شرکت حتمی در انتخابات و رای به رقیب کسی که مورد حمایت دشمن است را فعال می کند.ثانیا طبقه آرای خاموش نیز گر چه به دلایلی نسبت به انقلاب خوش بین نباشند ولی غیرت ملی آن ها نسبت به دخات هی دشمنا ن پذیرفتنی نیست؛در ست به همین دلیل است که آقای صانعی نیز به این نکته گوشزد کرده اند که کاندیدای مورد تایید غربی ها در ایران نمی تواند رای بیاورد.البته شاید تلویزیون ها خارجی از جمله بی بی سی بتوانند تا حدودی کسانی جه از سیستم ماهواره برخوردارند تحت تاثیر قرار دهند ولی تجربه گذشته نشان داد که نه در انتخابات 84 ونه در انتخابات مجلس ونه درشوراها نتوانستند موفق باشند.بنابراین تکیه دادن براین دیوار پوسیده برای اصلاح طلبان جز شکست نتیجه ای ندارد.ما آمدن آقای خاتمی را به فال نیک می گیریم واز آمدنش استقبال می کنیم ،چون در صورت تایید از سوی شورا نگهبان هم تنور انتخابات گرم خواهد شد وهم در روز 22خرداد توسط ملت ایران برای همیشه پرونده ماجرای اصلاح طلبی آمریکایی در کشور مان بسته خواهد شد. 

برگرفته شده از www.ravanbakhsh.blogfa.com