ابهامات یک حضور عجولانه؛ تردیدهای خاتمی و تکرار راه طی شده
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٢ بهمن ۱۳۸٧ : توسط :
سید محمد خاتمی که پس از پایان دوران ریاست جمهوری‌‌‌اَش با ترک صحنه سیاسی کشور اعلام نموده بود که عرصه دیپلماسی عمومی را به حضور در کرسی های قدرت ترجیح می‌دهد،‌ ‌در میان تردیدهای فراوان خود و بسیاری از حامیانش، کاندیداتوری خود را اعلام نمود.
شبکه ایران_ وحید شاکری:سید محمد خاتمی روز گذشته پس از ماهها کش و قوس با حضور در پایگاه حزبی خود، مجمع روحانیون مبارز، برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری ابراز آمادگی نمود.
وی که پس از پایان دوران ریاست جمهوری‌‌‌اش با ترک صحنه سیاسی کشور گفته بود، عرصه دیپلماسی عمومی را به حضور در کرسی های قدرت ترجیح می‌دهد،‌ ‌در میان تردیدهای فراوان خود و بسیاری از حامیانش، کاندیداتوری خود را اعلام نمود.
سید محمد خاتمی و حامیانش در حالی پای در میدان انتخابات می‌گذارند که با چالشهای گسترده و متنوعی دست به گریبان هستند.
چالش اول حضور مهدی کروبی و حزب متبوعش و قاطعیت آنها بر حضور در صحنه تا آخرین گام است.مهدی کروبی که علت شکست خود در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری را عدم همراهی احزاب اصلاح‌طلب از وی می‌داند، با تشکیل حزب اعتماد ملی راه خود را از آنها جدا نموده و معتقد است که کنار کشیدن از انتخابات به نفع کاندیدایی دیگر توهین به طرفداران و مغایر رفتار حزبی است...


در چارچوب همین دیدگاه است که می‌توان حملات متقابل لفظی اعضای حزب اعتماد ملی و حامیان خاتمی را تحلیل نمود. مانند آنچه در حمله محسن آرمین به کروبی رخ داد و وی کروبی را نمونه دست دوم از میرحسین موسوی دانست.
چالش دوم معمای میرحسین موسوی است. نخست وزیر دوران دفاع مقدس با سکوت طولانی مدت خود در برابر تغییرات گفتمانی سالهای سازندگی و اصلاحات بر ابهام در اندیشه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی‌اش افزوده است. وی با عدم ورود به  بازی گل یا پوچ یا من یا میرحسین، خاتمی  نشانه هایی از اسقلال رفتارهای سیاسی خود نشان داده است.نامه گلایه آمیز میرحسین موسوی پس از اعلام کاندیداتوری خاتمی در راستای همین چالش قابل بررسی است.
چالش سوم اما نگرانی از شکست تاریخی اصلاح طلبان است. زمزمه‌ای که اینک به فریاد برخی از اصلاح‌طلبان تبدیل شده است. گرچه حضور خاتمی در انتخابات می‌تواند برخی از اعضای بدنه اجتماعی اصلاح طلبان را از انزوا و ناامیدی خارج نماید؛ اما در صورت شکست وی در برابر اصولگرایان، بنابه گفته بهزاد نبوی، آنها تا ابد به سرنوشت گروهکهایی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی مرتد دچار خواهند شد.
چالش چهارم عدم حمایت طیف عظیمی از نیروهای مومن ومتعهد به آرمانهای انقلاب اسلامی است. خاتمی و حامیانش به خوبی می دانند برخلاف تحلیل رسانه های بیگانه، طیف وسیعی از مردم به سبب سیادت، پوشیدن لباس پیامبر، القاء نزدیکی با میرحسین موسوی و پوسترهای درود بر سه سید فاطمی- خمینی، خامنه ای و خاتمی  در دوم خرداد76 به وی رای داده‌اند و با هشت سال حریم شکنی از مقدسات دینی و عبور از آرمانهای انقلاب اسلامی و منافع ملی بسیار بعید به نظر میرسد که آنها باز هم به وی رای دهند.
چالش پنجم مسئله تیم همکاران خاتمی در صورت امکان پیروزی است. سید محمد خاتمی زمانی به قدرت دست یافت که اجماعی از طیف های گوناگون احزاب کشور، از کارگزاران تا مجمع روحانیون مبارز از وی حمایت کرده و او را در اداره کشور همراهی نموده بودند. اما هم اکنون نه تنها طیف های وسیعی از جریانات اصلاح طلب از رقیبان وی در انتخابات حمایت می‌کنند، بلکه با اعتراض و حمله به وی مانع فعالیتهای وی می‌شوند. مصاحبه های محمد هاشمی و کرباسچی و عمادالدین باقی، حضور محمد قوچانی در تیم رسانه ای کروبی و نشست های پنهان و آشکار افرادی همچون عباس عبدی ، رهامی ، جمیله کدیور با حزب اعتماد ملی را می‌توان در این چهارچوب ارزیابی نمود.
چالش ششم  بی شک تفاوت ماهیت مبارزه انتخاباتی در دو مقطع خرداد76 و خرداد88 می‌باشد. سید محمد خاتمی در کارزار انتخابات 76 با حریفی مواجه بود که مردم آنرا نماد و ادامه دولت سازندگی دانسته ومسبب بسیاری از مشکلات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی میپنداشتند. شکاف عمیقی که مردم  میان خود و سیاستهای لیبرالی کارگزاران آن احساس مینمودند باعث گسست جامعه از کسانی بود که میخواستند به ادامه راه گذشتگان ادامه دهند. اما در انتخابات 88 این خاتمی است که با گفتمانی مکرر و مکدر با حمایت کانونهای قدرت در دولت سازندگی به میدان احمدی نژاد تنها و توده های طرفدارش می‌رود.
حال باید پرسید علی رغم این چالشها و تردیدهایی که خاتمی و حامیانش از آن مطلع بوده و برای آنها قابل تحلیل است، دلایل ورود او در این میدان چیست. تحلیگران برای این کنش دلایلی را مطرح کرده اند که در موارد زیر قابل دسته بندی است:
اول:خاتمی معتقد است که علی رغم همه مشکلات می‌تواند در انتخابات پیروز شود و کشتی به گل نشسته اصلاح طلبان را به حرکت درآورد.
دوم: خاتمی با فرض احتمال شکست خود در برابر اصولگرایان برای آنکه عدم حضور وی منجر به حذف کامل اصلاح طلبان همراه وی در صحنه سیاسی کشور نشود، خود را قربانی حامیانش  می‌کند. کنشگران سیاسی می‌دانند که شکست با آرای هرچند محدود بهتر از ترک صحنه خواهد بود.
سوم: حضور خاتمی در چهارچوب آسیب ندیدن گزینه اصلی طرفداران طرح دولت وحدت ملی است. بطوریکه با نقد رسانه ها و افکار عمومی از دوران اصلاحات کاندیدای نهایی از گزند مصون بماند.
با آنکه تا شفافیت فضای انتخابات ریاست جمهوری زمان بیشتری لازم است، اما روندهای سیاسی از هم اکنون آرایش سیاسی این انتخابات را روشن نموده است.

برگرفته شده از www.inn.ir