مناظره روان بخش وخاتمی در دانشگاه تهران
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳۸٧ : توسط :

خاتمی: قبل از هر چیز ابراز خوشبختی می کنم که دوستان بسیج دانشجویی که این برنامه را برگزار کردند، این فتح باب بسیار خوبی است که باید به این عزیزان تبریک گفت و امیدواریم که این روند ادامه پیدا کند و ما شاهد فضای بهتری باشیم برای شنیدن حرفهای درست و اعتماد به عقل جامعه، امروز می خواهیم راجع به امام چند کلامی بحث کنیم ابتدا یک سری اصولی است .... 

                               


خاتمی: قبل از هر چیز ابراز خوشبختی می کنم که دوستان بسیج دانشجویی که این برنامه را برگزار کردند، این فتح باب بسیار خوبی است که باید به این عزیزان تبریک گفت و امیدواریم که این روند ادامه پیدا کند و ما شاهد فضای بهتری باشیم برای شنیدن حرفهای درست و اعتماد به عقل جامعه، امروز می خواهیم راجع به امام چند کلامی بحث کنیم ابتدا یک سری اصولی است که لازم می دانم خدمت دوستان عرض کنم چرا که ممکن است آقای روانبخش اصول دیگری را در ذهن داشته باشند یا اینکه برخی از آنها را قبول داشته باشند، بینش امام برگرفته از یک مکتب بود که در راس آن پیامبر و ائمه هدی قرار داشتند بنابراین امام به مقتضای شرایط زمان و مکان موضع گیری های خاصی داشتند که مجموعه آنها می تواند برای ما ارائه طریق کند دوم اینکه هرچند امام، معصوم نبود و به غیر از معصومان همه درمعرض خطا و اشتباه هستند اما با دانشی گسترده و آگاهی به زمان و توکل به خدا بهتر از هر کس دیگر مسائل را تجزیه و تحلیل می کردند.

 آما امام مثل کلام الهی و مثل بسیار از متون دینی کلامشان ناسخ و منسوخ دارد امام در سیر زندگی تکامل دیدگاه داشتند و دقیقا ملتزم به مساله زمان و مکان بودند که بسیاری از سخنان امام دریک زمان و مکان خاص بیان شده و ناظر به موارد خاص است و برای فهم آن باید بدانیم فلسفه بیان آن صحبت ها چه بوده است، امام در زمان خود قطعا دارای دید خاص سیاسی بود و نسبت به جناح های سیاسی زمان خود بی تفاوت نبودند، امام رهبری واقعی بود که با حالت پدرانه خود اجازه ندادند یک جناح حذف یا تضعیف شود و اجاز ه ندادند رفتارهای خاص سبب دوری یکی از جریانهای سیاسی از انقلاب شود و هیچگاه نظر خود را به جریانها و احزاب گوناگون تحمیل نکردند، اما از طرفی امام هم دید سیاسی و سمت گیری سیاسی داشتند و نسبت به یک جریانی نزدیک تر و نسبت به جریان دیگر دورتر بودند.  اشتباه است اگر فقط کلام امام خمینی مد نظر قرار گیرد همانطور که اشتباه است که فقط کلام الله را در نظر گرفت چرا که سنت هم داریم لذا باید رفتارها و کردارهای ایشان نیز مورد مطالعه قرار گیرد.  آمام در سیاست ورزی مکتب داشت، شاید امام تنها فقیهی بود که معتقد بود اگر حکومت را نداشته باشیم امکان اجرای احکام خدا وجود ندارد و این دیدگاهی استثنایی است مکتب امام چند اصل داشت اولین اصلش اتکای به مردم بود و دومین اصلی که تاکید داشت اسلامی بودن امور بود و روی محتوی اسلامی بودن تاکید داشت، اما نباید تردید کرد که امام از اسلام قرائت خاصی داشت و حتی ولایت فقیه را که اصل برجسته ای است و خود امام مطرح کننده آن بودند را نیز به شکل خاصی مطرح کردند چراکه بسیاری از مراجع این اصل را به این شکل قبول نداشتند و در نهایت اصل دیگر امام اعتقاد به جمهوریت بود، بنابراین امام قرائت خاصی از اسلام داشت که آن را جاری و ساری کردند. امام در سیاست خارجی یک استقلال طلبی خاصی داشت که این یکی از نقاط برجسته دیدگاه امام است و از طرفی ایشان به کار جمعی و خرد جمعی اعتقاد کامل داشت و در اکثریت قریب به اتفاق موارد  خودشان به تنهایی تصمیم نمی گرفت و حتی فرماندهی کل قوا را در زمان بنی صدر به وی واگذار کرد و در زمان آقای رفسنجانی این مسئولیت را به عهده ایشان گذاشت، چرا که امام حکومت را یک مجموعه می دانست و این جور نمی دانست که یک فرد همه کارها را انجام دهد.

 دیگر اینکه امام مصلحت سنج بود یعنی آنچه برای ایشان اهمیت داشت ورای آن چیزهایی بود که امروز برخی مطرح می کنند، مصلحت جامعه، مصلحت امت و نظام برای امام اهمیت ویژه ای داشت و ایجاد تشخیص مصلحت نظام نیز در همین راستا شکل گرفت که از یادگارهایی است که نظام جمهوری اسلامی را از بن بست در می آورد لذا معتقد بود احکام اولیه را در موارد خاص می توان تعطیل کرد.

 امام اعتقاد به اصلاح داشت و به خشونت و حرکات مسلحانه به هیچ وجه اعتقاد نداشت و هیچ نامه ای نمی توانید در آورید که پیش و پس از انقلاب حکمی مبنی بر اعمال خشونت داده باشد و این هم از اصول امام بود.

 روانبخش: ابتدا از بسیج دانشجویی تشکر می کنم و تبریک عرض می کنم روز وحدت حوزه و دانشگاه را و امروز مشاهده می کنیم که وضعیت بسیار تغییر کرده که یک روحانی در جمع شما دانشجویان می آید و مورد مسایل گوناگون بحث و گفتگو می کنند و این مدیون خون شهدایی همچون شهید مفتح و امثال ایشان است.

 ابتدا توصیه ای دارم وقت ما و شما دوستان گرانقدر است و هیچ چیز دیگری با عمر انسان قابل مقایسه نیست، در مناظره بحث شکست و پیروزی نیست لذا به دنبال کشف حقیقتیم که انشاءالله با دقت توجه کنید موضوع این مناظره را نشانگر آن است که امروز خط امام و اندیشه او متعالی تر از گذشته است و امروز که امام در بین ما نیست بسیار مشهورتر و معروف تر از گذشته است و اندیشه های ایشان نسبت به گذشته در تمام دنیا رواج یافته است، امروز در فلسطین آنها با فکر امام با اسرائیل مقابله می کنند در لبنان، در عراق و ... با فکر امام با استکبار مقابله می کنند و کفش خبرنگار عراقی بر رخ رئیس جمهوری آمریکا برگرفته از فرهنگ استکبار ستیزی امام است، امام بارها گفته بود ما دندانهای آمریکا را خرد می کنیم و بارها تاکید کرده بودند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، این تفکر اکنون روبروی کاخ سفید بروز می کند که آدمک بوش را می سازند و صحنه خبرنگار عراقی را تکرار می کنند و این فکر امام است و این امور نشان داد کسانی که در دوره اصلاحات می گفتند اندیشه امام به موزه سپرده شده است ،‌خود به موزه تاریخ رفته اند و امروز دست و پا می زنند تا از موزه تاریخ خود را رها کنند لذا فکر امام امروز در بلندترین تریبون سیاسی دنیا یعنی سازمان ملل توسط رئیس جمهورمان تبیین می شود.

 نکته دوم که باید عرض کنم این است که خط امام چیست؟ برخی فکر می کنند خط امام یعنی نوشته ایشان، همانند بازرگان که می گفت خط امام در جیب من است و آنرا حکم امام می دانست.

 در قرآن کلمه صراط 41 مرتبه تکرار شده است، و در نماز هم می خوانیم و در آیه ای ازسوره انعام می فرماید"وان هذا صرطی مستقیما فاتبعوه ولاتتبعوا السبل" این صراط مستقیم من است، در این راه حرکت کنید و در مسیر مستقیم الهی حرکت کنید لذا خط امام همان راه پیامبر و انبیاء الهی است و خود امام می فرماید که ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاء الهی است بنابراین منظور از خط امام جریانی است که برگرفته از راه انبیا واولیا خدا است.

 اگر بخواهیم بدانیم که خط و راه امام چه مولفه هایی دارد خود ایشان این مولفه ها را مطرح کرده اند، ایشان در یک جمله همه حرفها را بیان فرموده اند و آن اینکه راه من از طریق ولایت فقیه می گذرد لذا"پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به شما و مملکت شما آسیبی نرسد"، و این خطی است که خود امام ترسیم کرده اند، اما به یک نکته باید توجه کرد که همیشه در طول تاریخ راه انبیاء و ائمه دارای مدعیان زیادی می شود که از این مسیر سوء استفاده می کردند تا افکار خود را بیان کنند.

 موسی که به کوه طور رفت ابتدا قرار بود سی روز باشد که خدا در قرآن می فرماید و "اتممناها بعشر" یعنی ده روز دیگر به آن اضافه کردیم، دراین ده روز سامری آمد گوساله ای آورد و گفت این خداست واز آن بدتر، گفت "هذه الهکم و اله موسی" یعنی این هم خدای شما و خدای موسی است و خدایی که موسی شما را به آن دعوت می کرد همین بود! که بعد موسی آمد اعتراض کردوآن ماجرا که در قرآن آمده، یا در زمان پیامبر که هنوز جنازه ایشان برزمین بود عده ای مسیر را عوض کردند و با اینکه شاهد غدیرومعرفی حضرت امیر به عنوان امام ورهبر بودند، گفتند خط پیغمبر ما هستیم! یا در زمان امیرالمومنین، علی (ع)که طلحه و زبیر بیعت را شکستند ، خطبه ای ایراد فرمودند که"....وان المبتدعات والشبهات هن المهلکات الامن حفظ الله،وان فی سلطان الله عصمة امرکم فاتوه طاعتکم غیر ملویه ولامستکره بها... "بدعت ها وشبهات، شما را به هلاکت می رسانند" و فرمودند" در حاکمیت الهی شما محفوظ می مانید" پس ازبیعت شکنی وحرکت آن ها به بصره،فرمودند:"الا وان الطلحة والزبیر قد تمالؤاعلی سخطی امرتی ودعواالناس الی الاصلاح"طلحه وزبیرهمراه با عایشه بر خشم برحکومت من اجتماع کردندو مردم را به اصلاح طلبی در برابر حکومت فرا خواندند!اصلاخات در برابر خدا وخاکمیت الهی!!

. در زمان امیر المومنین دو دسته گمراه شدند اول بدعت گذارها و دوم کسانی که حرف امام را جور دیگری تفسیر می کردند . امروزنیز خط و سیره عملی امام روشن است و کسانی دچار گمراهی می شوند که یا چیزی به امام می چسبانند یا سخن امام را طور دیگری بیان می کنند. (تشویق حضار)

 خاتمی: قبل از آغاز دور دوم صحبت هایم یک شوخی بکنم، مثل اینکه مملکت در دست یزدی ها است، من و آقای روانبخش هر دو یزدی هستیم و برادر بنده هم که طبیعتا یزدی است، آقای مصباح یزدی هم یزدی است و آقای مرتضوی قاضی القضات هم یزدی است و دو نفر هم که یزدی نیستند فامیلشان یزدی است، آیت الله یزدی و ابراهیم یزدی و ...

 روانبخش: اینها که چهار،پنج نفر بیشتر نیستند...

 خاتمی: خوب به هر حال بحث همیشه سر اینهاست...!

 می پذیریم امام (ره) خط واصولی دارد اما خط امام چیست؟ این مهم است، این خط ابعاد مختلفی دارد، یک نکته ای آقای روانبخش گفتند که با آن مخالفم البته نمی شود گفت مخالف بلکه مسایل را طور دیگری می دانم، ایشان گفتند که امروز افکار امام در همه جا رواج یافته درصورتی که امروز افکار امام بسیار غریب است، گفتند منتظرالزیدی کفش هایش را با تفکر امام پرت کرد، ولی دیروز اطرافیان ایشان نامه ای نوشتند که آمریکا و ایران دو روی یک سکه هستند چون هم آمریکا و هم ایران می خواهند عراق را اشغال کنند...

 حضار: تکذیب شد.

 خآتمی: نه خیر تایید کردند...، ما خودمان همیشه تکذیب می کنیم آنها تکذیب نکردند{روان بخش: راست می گویند ،تکذیب شد} اصلا این مهم نیست دستش هم درد نکند انشاءالله از این کارها هم زیاد بشود البته نه در ایران در جاهای دیگر چون در اینجا اگر کسی چنین کاری بکند حکمش با کرام الکاتبین است(تشویق حضار) لذا یک بام و دو هوا نمی شود این نمی شود که مخالف یک حکومتی در یک جایی هر کاری دلش خواست بکند اما در کشور خودش حرف هم نتواند بزند، من ناراحتم و رنج می برم چون افکار امام در داخل هم غریب است، من از دوستان بسیج دانشجویی که خود را پیرو امام و رهبری و حافظ انقلاب و اسلام می دانند می خواهم که به جای آنکه وارد دسته بازی های سیاسی شوند، یک کار عمده و علمی بکنند و این یعنی پشتیبانی نظام و یک نظر سنجی کنند ببینند که امروز اندیشه های امام نسبت به بیست سال پیش دربین مردم چگونه است و ببینند که نسل امروز چه شناختی به امام دارند و چه نظری نسبت به امام دارند و این را به مسوولین ارائه کنند تا چاره اندیشی شود.

 من یک نکته دیگری را هم بگویم تا بعد وارد کلام امام شوم، اساسی ترین بحث در حکومت جمهوری اسلامی ولایت فقیه است و تردید نباید کرد چه از سوی کسانی که موافق ولایت فقیه هستند و چه آنهایی که مخالف ولایت فقیه هستند و این بحث از اول هم بوده است و هنوز هم هست چرا اجازه نمی دهید روی این مساله بحث شود مگر قرار نیست کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه بگذارید، لذا باید بگذارید بحث شود البته تضمین هم بدهند که اگر یکی بحث کرد از دانشگاه اخراجش نکنند و یا در اداره ای حقوقش را قطع نکنند و گرفتار مشکلات دیگری نشود، و اسلام در همین موافقت ها و مخالفت ها رشد می کند، بنده از آقای روانبخش که وصل به کر هستند می خواهم که در موسسه امام خمینی رسما اعلام کنند که هر کسی مخالف ولایت فقیه است بیاید کرسی در اختیارش بگذارند، مقاله هایشان را چاپ کنند.

 ما انقلاب کردیم و باید دید که چرا انقلاب کردیم امام درپاریس می گوید" حکومت جمهوری اسلامی ما از رویه پیامبر اسلام صلوات الله علیه و امام علی(ع) الهام می گیرد" حالا بحث هست که حکومت امام علی(ع) یعنی چه؟ اصحاب جمل داشتند از مدینه بیرون می رفتند به امام گفتند اینها برای جنگ دارند خارج می شوند که امام علی(ع) فرمود هنوز که جنگ نکردند بگذارید بروند، لذا رویه امام یعنی این، امام خمینی در ادامه می گوید"و متکی به آرای عمومی ملت خواهد بود و شکل حکومت با مراجعه به آرای عمومی ملت تعیین خواهد شد" بعد از امام می پرسند که دولت پیشنهادی را چگونه و چه کسی آن را اداره خواهد کرد، امام می فرمایند "پیشنهاد ما جمهوری اسلامی است، و چون ملت مسلم است و ما را هم خدمتگذار خود می دانند از آن جهت حدس می زنیم به پیشنهاد ما رای می دهند، ما از طریق رفراندوم با ملت یک جمهوری اسلامی تشکیل می دهیم و اما شخص اداره کننده تابع آرای مردم است، با قیام انقلابی ملت شاه خواهد رفت، و حکومت دموکراسی و جمهوری اسلامی برقرار می شود" یعنی امام این دو را مترادف می داند، امام ادامه می دهند " در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم امور مملکت را اداره خواهد کرد...هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است ... جمهوری اسلامی حافظ استقلال و دموکراسی است... هدف 1-سرنگونی حکومت پهلوی 2- برقراری حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلامی متکی بر آرای ملت...، در این حکومت باید زمامداران امور دائما با نمایندگان ملت در تصمیم گیری ها مشورت کنند و اگر نمایندگان موافقت نکنند نمی توانند به تنهایی تصمیم بگیرند... اسلام را می دانیم چیست یعنی حکومت عدل است، از حکامی که در صدر اسلام بودند مثل علی فهمیدم چه کاره است و جمهوری را هم معنایش را می دانیم ... ما بنای تحمیل بر ملت را نداریم ما تابع آرای ملت هستیم، ملت ما هر طور رای داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم در اسلام اختناق نیست و آزادی برای همه طبقات است، دیگر قضیه سازمان امنیت در کار نیست... کسانی هم که مخالفند آزادند که اظهار مخالفت کنند."

 امام این است که همیشه می گوید آرای عمومی، امام معتقد بود اگر ملت اسلام بخواهد ما هم می خواهیم، اگر روز انتخابات ملت به چیز دیگری رای می دادند امام هم می گذاشت و می رفت و تحمیل نمی کرد، یا باید بگوییم امام بازیگر بود که نعوذبالله من این را قبول ندارم یا باید گفت این باور امام بود.(تشویق حضار)

 روانبخش: ابتدا به چیزی که آقای خاتمی در مورد منتظرالزیدی گفتند بپردازم، بله درست است در آن ظلمی که به مردم عراق شده حق مردم عراق است که با لنگه کفش پاسخ دهند و همه دنیا هم آنرا تحسین کردند، در ایران نیز قبل از عراق در زمان شاه وقتی چنین جنایت هایی انجام شد مردم بالاتر از کفش هم نثار سلطنت کردند و مجسمه شاه را پایین کشیدند ؛ امروز هم اگر کسی بخواهد ظلم کند همین وضع را خواهد داشت. کلی ما شاهد بودیم چند روز پیش یک دانشجوی بسیجی در جلسه ای که ایشان حضور داشتند بلند شد و گفت من سوال دارم ولی از جلسه بیرونش کردند، در همین سالن آقای خاتمی رئیس جمهور سابق در آخرین روزهای عمر خود (خنده حضار)در جمع دانشجویان، منظورم عمر حکومتی ایشان است...

 خاتمی: بله اون که هنوز زنده است

 روانبخش: در همان روزها یک دانشجو چیزی گفت که ایشان پاسخ دادند" آی، بیرونت می کنم" (تشویق حضار) در صورتی که آقای احمدی نژاد هم همین برخوردبلکه بدتر از آن، با ایشان شد ولی گفت من تحمل می کنم(تشویق طولانی حضار)، شعار آزادی دادن یک چیز است و عمل کردن به آن یک چیز دیگر است، خوب است اگرانسان شعار آزادی می دهد  از طرف دیگر برای مردم حرمت قائل با شد، از یک طرف می گویید مردم، سالار هستند و از طرف دیگر می گویید این ها لشکر قابلمه به دست هستند، اینها باید مرگ موش بخورند، وقتی مردم خرم آباد که مقابل سروش ایستادند گفتند که نمی گذاریم که بیاید، سروش به آنها لقب  آدمخوار داد! این که نمی شود شعار آزادی سر بدهید ولی خلاف آن عمل کنید، آن جایی که مردم به شما رای دادند سالارند ولی اگر نه بی شعورند و چون امروز با شما نیستند شعور ندارند!

 خدا را شکر می کنیم که فهمیدید امام هم اصولی دارد چون قبلا گفته بودید نقد امام دارد دیر می شود باید زودتر امام را نقد کنیم، خوب الحمدلله خوشحالیم که در سایه احیای گفتمان امام و رهبری توسط دولت نهم مدافع گفتمان امام شده اید.(تشویق حضار)

 و اما نکته مهمی که شما اشاره کردید و من هم تاکید دارم این است که باید کل کلمات امام را دید نه اینکه یک تکه را نمونه بیاوریم، امام می گوید برای انقلاب یک مبدا و یک مقصد داریم امام در این مورد می گوید:" همانطوری که از اول ایمان مبدا این نهضت شد و اجتماع شما به واسطه ایمانی که در دلتان بود ثمر بخشید که همچین قدرت شیطانی را درهم کوبیدید، این عنایت خاص خدا بود، آنچه مقصدمان است اسلام است و به غیر از اسلام نباید فکر کنیم و به غیر از قوانین اسلام نباید فکر کنیم چون مقصود ما این است که یک جمهوری باشد و قوانین همان قوانین اسلام باشد و قوانینی که غیر از اسلام است قانون نیست"

 امام راجع به مردم خیلی حرفها زده اند ؛امام فرموده اند:اگر به من رهبر نگویید بهتراست بگویید خدمتگذار مردم، آنچه که رئیس جمهور فعلی را به عنوان احیاگر گفتمان امام و انقلاب، مطرح کرده این است که می گوید من نوکر مردم هستم و اگر برخی می گویند قیافه وی به درد رئیس جمهوری نمی خورد اما ایشان می گوید به درد نوکری مردم که می خورد.(تشویق حضار)

 آقای خاتمی که از حضرت علی مثال می آورد بدانند امام علی(ع) کسی است که امام ره در باره اشان می فرمایند" در زندگى‏اش وقتى که انسان مى‏بیند، مى‏بیند که یک پوستى بوده است- اینطور نقل مى‏کنند- که شبها این پوست را مى‏انداختند و خودشان با حضرت فاطمه- سلام اللَّه علیها- رویش مى‏خوابیدند. و روزها همین پوست را علوفه رویش مى ریختند براى شترشان. و در خوراک هم کسى نمى‏توانست آنطور زندگى بکند"

چرا باید در زمان دولت آقای خاتمی هواپیمای40 میلیارد تومانی از سلطان برونئی خریداری و 20 میلیارد تومان هم صرف تشریفات آن شود، این سمت و سوی امام وخط امام بود؟! یا رئیس جمهوری که الان خیلی ساده با مردم برخورد می کند و سر یک سفره با آنها می نشیند؟

اما راجع به رای مردم وضرورت اتکا به رای مردم به این نکته توجه کنید؛بر اساس فرموده امام میزان رأی مردم است اما امام هیچ گاه نگفته است که رای مردم بر حق خدا مقدم است، امام گفتند میزان رای مردم است ولی نگفتند که مردم را جای خدا بگذاریم، در صحیفه نور هم تنها یکجا آمده " میزان رأی ملت است" و آن جایی است که روشنفکران غرب زده قصد تاسیس مجلس موسسان را داشتندوبه دون توجه به رای مردم خودشان می خواستند 500یا600نفربنشینندوقانون اساسی را بنویسند.

 امام به شورای نگهبان نیزمی گویند" اگر تمامی مردم دنیا یک طرف جمع شدند و حرفی خلاف حکم قرآن و خدا گفته شد شما حرف قرآن و خدا را بزنید، جایگاه مردم در برابر خدا نیست و این جایگاه باید درست لحاظ شود، امام (ره) منافقین را نصیحت کرد اما آنان اصلاح پذیر نبودند در نهایت به آن سرنوشت دچار شدند.

 ما معتقدیم کسانی که با نظام مقابله می کنند باید نصیحت شوند و اگر قابل اصلاح نبودند باید با قوه قهریه با آنان برخورد شود، امام منافقین را هم نصیحت کرد ولی آنها اصلاح پذیر نبودند.(تشویق حضار)

 خاتمی: بهتر است آقای روانبخش این گونه از گفتمان امام دفاع نکند زیرا این بهترین وسیله برای راندن جوانان از خط امام (ره) است. (تشویق حضار)

 تورم 11 درصدی را به 25 درصد رساندند این یعنی احیای گفتمان امام؟(تشویق حضار) یک جاعل متقلب را وزیر کردند این یعنی احیای گفتمان امام؟(تشویق حضار) بعد آقای رئیس جمهور هم می گوید اول بسیجی است، چرا شما بسیجی ها کاری نکردید، ما را که در بسیج راه نمی دهید، آدم 160 میلیارد تومانی را کردند وزیر ملت(تشویق حضار) این احیای خط امام است، خواهش می کنم دست از امام بردارید و بیش از این امام را خراب نکنید.(تشویق حضار)

 آقای روانبخش می گویند کلام امام مهم نیست، من گفتم امام را هم می شود نقد کرد، امام می گوید "اقایان توجه کنند که همه ملت موظفند بر امور نظارت کنند و اگر من پایم را کج گذاشتم ملت موظفند که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن... اگر کسی کار خلافی کرد مردم همه اعتراض کنند که چرا چنین کاری می کنی" امام این ملت را تربیت کرد که شجاع باشند و اصلاحات هم همین کار را کرد، حالا امروز اگر بخواهی حرف بزنی باید دست و پات بلرزد و برچسب ضد ولایت فقیه بچسبانند، آبرویت را ببرند و زندگیت را از هم بپاشند.

 من تاکید کرده ام که امام، معصوم نبودند اما مافوق بسیاری دیگر از افراد بودند، این امر جفا است که نباید فکر کنیم امام در چه موارد و چه موقعیت هایی سخن گفته است.

 درباره احیای خط امام توسط دولت نهم حرف هایی دارم ، مثلا احیای خط امام با حمایت از اسراییل رحیم مشائی، حالا می گوییم یک معاون رییس جمهور یک غلطی کرده ولی چرا رییس جمهور از او حمایت می کند.

 امام اعتقاد داشت اسلام برتر است و باید حاکم شود ؛ اما نه با زور، یک نکته را هم در مورد ولایت فقیه بگویم، بحث در این مورد زیاد است وقت هم نداریم و من هم خیلی جرات ندارم، اینکه در قانون اساسی در مورد ولایت فقیه است بخشی از شئون ولایت فقیه است نه همه شئون آن، امام در این مورد می گوید:" این را قرارش داده اند با آن همه قیودی که همه اش قرارش داده اند اما ما تابعیم" یعنی امام می گوید ما چیزی را که ملت بخواهد می خواهیم، البته برخی می گویند امام برای اینکه دهن غربی ها ببندد جمهوری را مطرح کرد، اگر اینگونه است پس خدا پدر ماکیاول را بیامرزد(تشویق حضار)

 روانبخش: برای ماکیاول دست می زنید؟(تشویق حضار)

 خاتمی: امام معتقد بودند که مطبوعاتی که در خدمت ضد انقلاب هستند، خائنند و راه حل این موضوع را این امر می دانستند که مردم از آن مطبوعات نمی خرند و استقبال نمی کنند، حال این وضع را با اکنون مقایسه کنید .(تشویق حضار)

 روانبخش: من از آقای خاتمی گلایه دارم که چرا عصبانی می شوید؟ ما در یک محیط دوستانه هستیم"

 خاتمی: نه من عصبانی نمی شوم برای اینکه شور و حرارت باشد این گونه می گویم البته من حق دارم برای امام عصبانی باشم. (تشویق حضار)

 روانبخش: بحث اصلی را گم نکنیم، مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیات دولت، که دولت را دولت کار خواندند وگفتند"این دولت ،واقعا دولت کار است ؛دولت حرکت واقدام است.از سوی دیگر  دولتی خاکی وبا روحیه مردمی  است، ایشان مهمترین خصوصیت این دولت رااین گونه ذکر می کنند:" شعاروگفتمان کلی این دولت منطبق بر شعار و گفتمان امام ومنطبق برشعارهاوگفتمان های انقلاب است...عدالت خواهی،استکبار ستیزی که معنای ویژه خودش را دارد در این دولت تشخص پیداکرد"

 آیا در دولت نهم بود که در رفسنجان کاخ و فرودگاه ساختند یا در اردکان بسیاری ازامکانات را فراهم آورده اند درحالی که در جیرفت و عنبرآباد مردم  در کپرزندگی می کردند؟!

 خاتمی: موسسه امام خمینی چقدر بودجه مملکت را گرفته است؟

 روانبخش: در وقت خودتان موسسه را زیر سئوال ببرید، مراجع را هم همینطور، اسلام را هم؛ اما این، وقت من است.

 آیا اینکه امام می گفت ولایت فقیه استمرار حرکت انبیا است را قبول دارید یا نه؟ اول لازم است این را مشخص کنید، اگر قبول دارید که هیچ، اگر قبول ندارید دروغ می گویید که پیرو خط امام هستید. (تشویق حضار)اما راجع به پول نفت ؛شما ابتدا آن شش میلیارد دلار پولی را که آقای انبارلویی گفت که در زمان خاتمی به خزانه برنگشت، پیدا کن تا بعد! (خنده و تشویق حضار)

این که اتهام زدید ماکلام امام راقبول نداریم!چه کسی می گوید که ما کلام امام را قبول نداریم ما هم کلام و هم عمل امام را قبول داریم و اصلا ما فدایی امام و راه ایشان هستیم.

 اما مبحث تورم؛ در دولت هاشمی و حزب کارگزاران  تا 5/49 درصد رسید، در زمان خاتمی نیز از 5/11 تا 5/15 حتی 18 و 20 درصد نوسان داشت، در دو سال اول دولت نهم این میزان کاهش یافت وبه 12در صدرسید،اما در سال 86 به دلایلی که اگر وقت شد می‌گویم با افزایش تورم روبرو بودیم.که اکنون رو به کاهش است.

 اما این بحث که امام برخورد نمی کرد بگویید چه کسی نهضت آزادی را از منافقین بدتر دانست(تشویق حضار)چه کسی حکم قتل سلمان رشدی را داد؟چه کسی آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بودرا عزل کردو گفت این شیخ ساده لوح کمر مرا شکست، ولی شما در دوره اصلاحات پایش را هم بوسیدید، امام در مقابل این مسایل فاقد واکنش نبودند. (تشویق حضار)

 نکته بعدی در مورد وزیر متقلب است که شما هم کم نداشتید، من خودم چندین مقاله در نشریه پرتو علیه کردان نوشتم چون دولت احمدی‌نژاد مجموعه‌ای پاک است ، اگر یک نقطه سیاه وارد آن شود به زودی معلوم می شود؛ اما در یک مجموعه سیاه، هر چه سیاهی بیاید باز هم معلوم نیست. (تشویق حضار)

 آقای مهاجرانی که شخص رهبری فرمودند من از ایشان راضی نیستم چون همه سیاست هایش چه در فیلم و کتاب و موسیقی و ... غالبا بر ضد اسلام بود، در حالی که مقام معظم رهبری فرمودند من از ایشان راضی نیستم برادر شما گفتند که اگر مهاجرانی استعفا دهد من هم با وی استعفا می دهم (تشویق حضار) و در همین رابطه شما که دم از مراجع می زنیدبرخی از همان مراجع در این رابطه در تحصن شرکت کردند و برادر شما به آن مراجع بی اعتنایی کرد(تشویق حضار)، همان مراجع به مجلس ششم نامه نوشتند و گفتند آقای کروبی! این" کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان"تنها اصل اولش با 90حکم شرعی مخالف است ولی مجلس ششم  بازهم اعتنا نکردو آن را تصویب کرد! حالا امروز شما مدافع مرجعیت شده اید؟! (تشویق حضار)

 در باره این جمله حضرت امیرهم که ازایشان نقل کردید "من فوق خطا نیستم"این را از آقای سروش گرفته ایدلطفا ادامه آن را نیز ببینید که حضرت علی(ع) گفته‌اند" من فوق خطا نیستم الا این که خدا من را معصوم قرارداده است. آقای خاتمی!علی(ع) معصوم است؛ مگر اینکه شما در عصمت ائمه دچار تردید شده باشید! (تشویق حضار) لذا آنچه شما می گویید امام گفته اگر خطا کرد با شمشیر راستش کنید معصوم نبود بلکه مربوط به خلیفه دوم بود (تشویق حضار)

خاتمی:دردولت آقای خاتمی الحمدالله این قدر شنود و دوربین مخفی بود که هیچ چیز مخفی نیست قوه قضاییه ای که طلبکار ایستاده بود که اگر هرکسی کوچک ترین خطایی کند آن را مجازات کند بگیرد و سر و صدا کند. صدا و سیمایی که یادتان است چگونه بود. روزنامه هایی که بودند؛ کدام وزیر متقلبی معرفی شد و کدام وزیر متقلبی را مجلس هفتم (سه سال آقای خاتمی با مجلس هفتم کار کرد) کدام وزیر متقلب جاعل، میلیاردر کجا بود؟ شعار می شود داد. معرفی کنید آن هایی که بودند. شمایی که وزارت اطلاعات موازیتان همه جا دست و پای خود را گسترده است. تازه همه این ها را بخواهیم بگوییم اگر دفاعی که از امام کردند از ولی فقیه دارند می کنند. مگر همه عملکرد مسئولین زیر نظر ولی فقیه نیست؟ آقای احمدی نژاد می گوید 16 سال چپاول در دوران چه کسی صورت گرفته است. مگربر دولت ها نظارت نمی شد؟ (تشویق حضار) خداوکیلی می‏گویم شما جفایی که به ولی فقیه می کنید هیچ دشمنی نمی کند! (تشویق حضار) بنده که آمدم در مجلس نامه ای به ولی فقیه نوشتم انتقاد هم کردم صحبت هم کردم می گویند چرا به ولی فقیه نامه نوشته‏ای؟ هرچه در آن گفته باشم. این دفاع از ولی فقیه است یا بنده حالا انتقادی هم ممکن است داشته باشم؟ اگر قرار شد رهبری همه جا بگویند که مثلاً این دولت خوب کار کرده است. مگر در زمان آقای خاتمی دولت را تأیید نکردند؟ هربار رفتند نگفتند این دولت در حال کارکردن است و صادق است؟ روزنامه‏های شما چه توهین‏ها و افترائاتی به دولت بست؟ ته دل ولی فقیه یک چیز دیگر است (تشویق حضار با خنده) نکات مختلفی را دارم و نمی خواهم وارد این مسائل شوم.

 مجلس آمده لایحه و طرحی بوده رفتند با مراجع نشستند شورای نگهبان هم وظیفه‏اش همین است. رد کرده است. مراجع هم به طور مرتب می رفتیم دیدار می کردیم و صحبت داشتیم و انتقاد می کردیم دعا می کردند و تأیید می کردند. خدمت آقای مصباح هیچ وقت نرفتیم و نخواهیم رفت.

روان بخش :البته راهتان ندادند (تشویق حضار)

ولی به دیدار همه مراجع از بزرگ ترهای آن ها تا جوان ترهای آن ها رفتیم(یکی از دانشجویان :پای منتظری هم بوسیدید،عکسش راهم من دیده ام). اما اگر این عکس نبود شما باید توبه کنید و از من عذرخواهی کنید.  من که نگفتم عمر راستش را گفته یا نگفته؛ من گفتم  امام گفته این گونه حکومت  کنید. امام هم رودربایستی گیر کردند این حرف را زدند. الگویی که ما می خواهیم باشیم الگویی است که خلیفه مسلمین گفته ما این کار را می کنیم امام نمی گوید که او خطا می کند یا نمی کند امام می گوید یک قدرقدرتی مثل خلیفه دوم این قدر در حکومت آن آزادی است که یک عرب بیابان گرد پیش وی می آید عمر گریه می کند و می‏گوید بارک الله به اسلام که این افراد را تربیت کرده است. این حکومت حکومت شجاعان است، نه ذلیلان و نه حکومت بندگان و بردگان و چشم بستگان و گوش بستگان و بی عقلان. اسلام دین عقل و خرد است. هرکس عقل و خرد دارد حق پرسش گری دارد در اصول دین. اصول دین را نمی توانید تقلید وار انجام دهید. باید بروید فکر کنید و تحقیق کنید. ما به جایی رسیدیم در این حکومت این اصول اولیه اسلام را نیز کم کم منکر می شویم. اما نظارت استصوابی که امام نهضت آزادی را برای همیشه نظارت استصوابی کردند. جناب روانبخش بعد از فوت امام همین شورای نگهبان شما مگر نهضت آزادی ها را تأیید صلاحیت نکرد در مجلس. انتخابات مجلس چهارم. سند داریم. نهضت آزادی تأیید صلاحیت شد.

روانبخش:سند ارایه کنید؟

خاتمی:حتماً می آوریم سند آن را

روان بخش:بیاورید درپرتوچاپ می کنیم

خاتمی: موضوع سر رفتار امام است من سر این بحث دارم. تردیدی ندارم که امام در قبال مخالفین و معاندین اسلام از همه بیشتر بدش می آمد. رفتار مهم است. ببینید یک مثال بزنم. در اوایل انقلاب جبهه ملی در مورد حکم قصاص یک چیزی دادند. بیانات امام است این جبهه ملی مرتد است و ... یک نمونه بیاورید که در آن زمان این جبهه ملی مرتد به یکی از اعضای آن توهین شده باشد؟. در خانه شان و خیابان. چه رسد به اینکه بگیرندشان و زندان کنند و شکنجه کنند. اصلاً موضوع سر این نیست که امام با جبهه ملی و نهضت آزادی مخالف بود. من هم قبول دارم. اما رفتار امام با مخالفینش برای من حجت است. من هم همه حرف و دردمان این است. کسی که شهروند این مملکت است حقوقی دارد. به صرف اینکه حتی اگر من ولایت فقیه را قبول داشته باشم و از قیافه این آقا خوشم نیاید نمی توانم کسی را از حقوقش محروم کنم. قانون می خواهد. طبق قانون باید برخورد کنیم. همه ایرادهایی که در این مدت داشتیم این است. دو سه تا بحث از کلام امام می اورم. ک امام معتقد بود که جز حکومت جمهوری اسلامی حکومت برحقی نیست نمی خواهم بر سر باطل بودن آن بحث کنم. چون بسیاری از علما و فقها حکومت را مالک می دانند و صاحب. حتی حکومت کفر. مهم این است که حرف حق من زمانی قدرت اجرایی پیدا می کند که مردم قبول کنند. بنده حق ندارم اگر حرفم حق است به زور ان را به مردم تحمیل کنم. این مسئله مهمی است. بعضی ها هستند که می گویند انقلاب درست است. اولش مردم حق داشتند بگویند مردم حق داشتند بگویند که مردم جمهوری اسلامی می خواهند یا خیر. اگر نمی خواستند ما هم می گذاشتیم می رفتیم. اما حالا گفتند آره حالا تمام شد (خنده و تشویق) شما گفتید جمهوری اسلامی آری پس ما اسلام شناس هستیم و هرچه ما می گوییم. ما می گوییم این گونه تأیید صلاحیت بشود و ... حالا این تا الی الابد بر ذمه ما است. ما این را قبول نداریم و امام هم قبول ندارند. چون امام  اصلاً حکومت شاه را یک اصطلاحی دارد گفتند فرض کنیم پدران ما 500 سال پیش گفتند ما می خواهیم سلسله پهلوی باشیم. گفتند به ما چه ربطی دارد. آن ملت تمام شد و رفت. امام با این استدلال رژیم شاه را سرنگون می کند. حال این استدلال را قبول ندارد. اگر قبول ندارد پس سیاست در اسلام چه لزومی دارد. حتماً امام این ها را قبول دارد. 

 روان بخش:دو سه نکته را باید عرض کنم. بحث را به حاشیه بردید.سؤال من این بود که بالاخره ولی فقیه را قبول دارید یا ندارید؟ اگرقبول دارید ، ایشان راجع به دولت این حرف را می زنند ومی گویند احیاگر گفتمان امام وانقلاب، اگرقبول  ندارید پس حرف امام راهم قبول نداریدکه می فرمایند پشتیبان ولی فقیه باشید،تکلیف خودتان را روشن کنید.

 نکته دوم این که شما راجع به قانون اساسی گفتید، که امام فرموده اند درقانون اساسی بعضی از شئون ولایت فقیه دیده شده است. ما هم تابع همین چیزی هستیم که در آن جا دیده شده است،ولی در مقام عمل حضرت امام(ره) بارها و بارها چیزی که در خود قانون اساسی نبود در باره اش تصمیم می گرفتند و اجرامی کردند؛ تشکیل شورای انقلای فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام درکجای قانون اساسی وجود داشت؟ بعدها دراصلاح قانون اساسی آورده شد.در قانونی اساسی آمده بود مجلس شورای ملی ولی امام گفتند که باید" اسلامی" باشد هرچه بدبختی داریم از دست این ملی هاست. کلمه اسلامی باید بکار ببریم. و موارد دیگر که کتاب مفصلی دراین باره نوشته شده است. پس امام، قدرت ولایت فقیه را مطلق می دانستند و مافوق قانون،  در عملکردشان هم آن رانشان دادند؛ آقای خاتمی هم درسال اولی که رئیس جمهور شدند مسئله آقای کرباسچی که به وجود آمد، آقای کرباسچی متهم بود به اختلاس از شهرداری، قانون می گوید اگر کسی بیش از 10هزارتومان متهم به اختلاس شود باید توبیخ اش کنند. ایشان ناماه نوشتند که مقام معظم رهبری شما هم دستور بفرمایید آزادش کنید. درخواست ایشان درخواست از ولایت مطلقه بود. بنابراین امام می فرمودند محدود است ولایت فقیه ولایت مطلقه است. نمی تواند نباشد. البته نه اینکه شما فرمودید مطلق از دین. ولی فقیه اصل اولیه اسلام را نیم تواند زیر سئوال ببرد. مثلاً نماز و روزه و همه چیز را تعطیل می کنیم. به خاطر همین بود امام دستور داد قانون اساسی بازنگری شود در متمم قانون اساسی ایشان فرمودند اصلاح شود و در اصل 57 قانون اساسی کلمه ولایت مطلقه را آوردند در قانون برای اینکه جنابعالی نفرمایید محدود به قانون است. فرمودند زیر نظر ولایت مطلقه فقیه مقایسه کنید قانون را. این اصل حاکم بر آن یکی است. چون بر متمم قانون اساسی نوشته شد. به رأی هم گذاشته شد و مردم هم رأی دادند. البته رأی مردم برای ما محترم است و مردم به متمم قانون اساسی هم رأی دادند. دیکتاتوری حاکم نیست. نظامی است مبتنی بر آرای مردم ولی امام می فرمایند این مردم اسلام را می خواهند حتی در بیاناتشان می فرمایند که اگر اصل ولایت فقیه را به رفراندوم بگذاریم مردم رأی می دهند همانطور که خود قانون اساسی را رأی دادند.

 نکته دوم درباره مطبوعات. از امام عبارات قشنگی خواندید. زیباتر از آن را برای شما بخوانم " اگر قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم، و رؤساى آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهاى فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، و رؤساى آنها را به سزاى خودشان رسانده بودیم، و چوبه‏هاى دار را در میدانهاى بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمتها پیش نمى‏آمد"شما از امام نقل کردید،کسی که بر ضد اسلام و انقلاب بنویسد خائن است. خواهش می کنم این جمله تان را قبول داشته باشید، در دوره اصلاحات  چه کسانی بر ضد دین و اسلام و مقدسات و امام حسین (ع)مطلب می نوشت؟!. اسامی خائنین ـ طبق نظر امام ـ در این کتاب "توطیه یا آزادی" موجود است (تشویق حضار) این کتاب ،بخشی از مطالبی است که در دوره حاکمیت مدعیان اصلاحات به دین و ارزش ها اهانت شده است با آدرس و نام جنابعالی نیز در میان آن ها موجود است (تشویق حضار) البته این یک هزارم حملات این ها به مقدسات است. و اما شاهد آوردید که این که گفتیدآقایان برضداسلام می نوشتند و امام فقط می فرمودند مردم آن هارا نمی خوانند؛ شما که معتقدید برادرتان در خط امام بودند نه؟

 خاتمی: هنوز هم هستند!

دراین نامه که این جا موجود است  28 نفرازجمله، محمد خاتمی، عطاء الله مهاجرانی ،موسوی خوئینی ها. سید عبدالواحد موسوی لاری، اسدالله بیات ولطیف صفری امضا کنندگان آن هستندکه از دستگاه قضایی که 40 روزنامه و نشریه را در آن زمان بستندتشکرو حمایت کرده اند. امضای ایشان پای این نامه است. پس این چنین نیست هرکس در خط امام باشد این گونه روزنامه ها رافقط نخرد؛ خود امام  در این شرایط می فرمودند می بایست  چوبه دار بلند می کردیم و کسانی را که برابر اسلام چیزی می نوشتند به حساب آنها می رسیدیم. برادر شما هم  در همین چارچوب فکر می کرد. (تشویق حضار)

 نکته سوم فرمودید که آن قدر چشم و گوش  در دولت برادر شما بود که چیزی مخفی نماند. البته خیلی خوب بود از این جهت واقعاً  یک نوع آزادی در مطبوعات می گذاشتند اما طیف مخالف را سعی می کردند حذفش کنند. حتی اگر آیت الله مصباح یزدی قبل از نماز جمعه صحبت می کندتلاش می کردند حذفش کنند ، می گفتند تا کی باید این را تحمل کنیم. اما دیگران چی؟ یک هفته نامه ای داشتیم به نام پرتو که به خاطردرج یک مقاله در باره منتظری لغو امتیاز شدـ اخیراهم به دلیل درج 10 سئوال از اقای هاشمی رفسنجانی از نماز جمعه  تهران برداشته شد و گفتند که دیگردر این جا قابل پخش شدن نیست! البته خیلی بحث ها هم مخفی مانده که بعضی از آن هااخیرا افشاشد؛ نامه دولت خاتمی به بوش درزمان حاکمیت دولت اصلاحات مخفی ماند ولی درسال 85 افشا شد اخیراً هم باز ازسوی مشاور عالی بوش پدر و پسر تأیید شد،این نامه این قدر ذلیلانه و منفعلانه است که آدم را به یادمواضع حکومت پهلوی و شاه سلطان حسین می اندازد (تشویق حضار)  به بوش بگوییم که ما حاضریم حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم آقای صادق خرازی سفیر سابق در پاریس عامل ارسال نامه ننگین 2003 به امریکا (تشویق حضار) هفته گذشته،روزنامه" وطن امروز" سندش را نیزدرج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم بوش گفت :چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانه‏ای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم ،از حمایت فلسطین دست برداریم،در بحث عراق همکاری کنیم، هسته‏ای را هم هرچه  شفاف تر کنیم تامارااز لیست شرارت خارج کنند!آری این ها مخفی ماند و الحمدالله الآن آشکار شد و دیگر کسی نمی تواند آن را مخفی کند. دیگر کسی نمی تواند آن را تکذیب کند. روزنامه ها و سایت ها هم این را کار کردند و دیگر نمی شود مخفی کرد.

 نکته بعد در باره ماجرای مدرک جعلی کردان، خب این ماجرا در دولت اقای احمدی نژاد لو رفت؛ اگر مربوط به زمان خاتمی می بود 40 سال دیگر  هم لو نمی رفت. من در باره این قضیه جزو منتقدین دولت هستم و مقصودش را هم نمی دانم راجع به این قضیه. همانطور قضیه مشایی گلایه دارم. ولی همین آقای کردان این طور که می گویند 14، 15 سال با همین مدرک در دانشگاه آزاد تدریس می کرده است، آن موقع کسی صدایش درنیامد حالا که در دولت آقای احمدی نژاد لو رفته و طبق قانون اساسی هم وزیر لزومی ندارد حتماً  مدرکش دکتری باشد این قدر فضا سازی کردند. مجلس هشتم یک اشتباه کرد من هم مصاحبه کردم و گفتم افتخار اصولگرایی است که وقتی اشتباه کردند، بعد فهمیدند و گذاشتند کنار. (تشویق حضار) در دولت آقای خاتمی رجانیوز 35 نفر اسم داد یکی آقای مرتضی حاجی (دانشگاه هاوایی) (تشویق حضار) که اسناد آن را منتشر کرد

. این تعابیری هم که درباره مردم به کار می برید" چشم و گوش بستگان و ... خیلی تأکید می کنید  همان حرف اولم راتکرارمی کنم برادرشما در همین سالن به دانشجویان بی احترامی کرد و گفت: بروید بیرون به خاطر یک کلمه یا یک شعار علیه ایشان!! هفته گذشته نیز یک دانشجوی بسیجی را از جلسه آقای هاشمی به خاطر سؤال  بیرون کردند آن وقت شما به ما می گویید در این کشور نمی شود حرف زد؟! اگر حرف بزنیم  کشته می شویم(تشویق حضار) در مقابل مقام معظم رهبری و عالیترین مقام کشور بارها شده است که آدم در وسط سخنرانی دست بالا برده و گفته سئوال دارم آقا فرمودند بیایید بالا. آقای احمدی نژاد در حال صحبت کردن است مردم سر و صدا می کنند، یکی داد وبیدادراه می اندازد ، حق ما را خوردند،ایشان می گویند بیا این جاببینم حرف شما چیست؟ مثل قم نیست که چندتا طلبه به خاطر چند تاسؤال به  200 ضربه شلاق و 2 سال زندان و ...محکوم کنند (تشویق حضار) 

 خاتمی:دو سه نکته بگویم: شلاق و زندان که می گویند بازهم از آن دفاع هاست. کی شلاق زد و  چه کسی زندان برد؟ قوه قضاییه؟ قوه قضاییه زیر نظر ایت الله شاهرودی است که مستقیماً رهبری تعیین کردند و بعد از آن هم نظارت دارند 0تشویق حضار) آقای هاشمی را بدترین اهانت ها به او کردند. مگر بارها رهبری ایشان راتأیید نکردند و گفته نشده که یک روحند در دو بدن و از هم جدانشدنی هستند چرا این قدر توهین می کنید اگر نیستند همیجا بگویید که مقام معظم رهبری هاشمی را قبول ندارد (خنده و تشویق حضار) همه بحث ما سر این است که یک گروهی بیاید اشتباهی کند این که همه جا اتفاق می افتد موضوع سر معیارهای دوگانه است سر تقلب و تزویر و گول زدن است. فریب است. می گویند که اقای خاتمی اینجا گفت بیرونتان می کنیم خب ما به آقای خاتمی انتقاد داشتیم. اما آقای خاتمی یک چیزی گفت و هیچکس هم حرفش را اجرا نکرد. اما اقای احمدی نژاد این همه دانشجوی ستاره دار و اخراجی و استاد اخراجی و به زود بازنشسته شده (تشویق حضار) آقای خاتمی یک چیزی گفت ولی اتفاقی نیافتاد. آقای احمدی نژاد چیزی نگفت ولی الحمدالله این همه کارها را انجام داد. دانشگاه هاوایی اول اینکه خود وزارت علوم دولت خاتمی این دانشگاه را غیرقانونی کرد و مدارکش را باطل کرد.(دانشجویان:البته با افشاگری ها وفشار کیهان) هیچ فشاری نبود. اصلاً شما روحتان خبردار نبود. اما ما مجلس بودیم و دنبال هم کردیم مدارکش هم باطل شد. مسئله این نیست، ولی ما می گوییم آقای کردان با این مدرک حقوق گرفته،(دانشجویان:چند ماه وزیر احمدی نژاد بود؟) آقای دکتر کردان در مجلس معرفی شده است شرح حال آقای حاجی را ببینید کجا نوشته که من دکتری دارم. مدرک عادی خودش را به مجلس داده است و رأی اعتماد گرفته. نه بخاطر این حقوق گرفته و نه چیز دیگر. تازه این مدارک هاوایی سر آن درقوه قضاییه بود. همه این اقایانی که شما سنگشان را به سینه می زنید مدرک دکترای هاوایی دارند و از دانشگاه آزاد حمایت می کنند. آقای کردان حالا شد نمونه مدیر متقلب زمان اقای خاتمی که در دانشگاه آزاد درس می دادند! خیلی جالبه! (خنده حضار) واقعاً از این بیشتر هنرمندی نمی توان از خود نشان داد! آقای کردانی که کارگردان سریال عصر عاشورای زمان آقای خاتمی است محور تأمین منابع مالی ضد اصلاحات در هشت ساله آقای خاتمی است می شود سمبل مدیر متقلب زمان خاتمی (تشویق حضار) اما نامه ای که می گویند زمان آقای خاتمی به بوش نوشته شده است. می گوییم شاهدت کیست می گویند گری سیک، مگر گری سیک و امثال وی نگفتند از اسرائیل اسلحه می خریم مگر نگفت جمهوری اسلامی رابط دارد با آنجا؟ خود صادق خرازی اینجاست. مقام معظم رهبری هم او را می شناسند. سریعاً می گوید تکذیب می کنم. آقا مدرک بدهید. گری سیک! (خنده حضار) همین گری سیک می گوید جمهوری اسلامی اسلحه می خرد. اینها مدارک و مستنداتی هست که اینها ارائه می کنند. حالا اطلاعاتی هم دارند. مثل اینکه از دولت بوش هم اطلاعاتی دارند. آقای مشایی یک ماه در  آمریکاست زمان اوباما آن جا خیمه زده بودند تماس بگیرند ارتباط برقرار کنند اطرافیان به آنها گفتند که بوش چقدر اخم کرده از این نامه و مسائل دیگر.

 گفتند ولایت فقیه در چارچوب دین صریحاً امام در نامه ای که به مقام معظم رهبری آن وقت رئیس جمهور بودند در نماز جمعه چیزههایی را را مطرح کرده بودند هست می گویند اینها نیست شئون ولایت فقیه. اصلاً از دین و احکام اولیه هم نیست. یعنی می تواند احکام اولیه را هم تعطیل کند. امام صریحاً این را می گویند اگر مصلحت است جامعه اسلامی اقتضا کند. من تحصیلاتی ندارم و از زبان امام می گویم این مسائل را . بله امام گفتند شورای ملی باید اسلامی شود. به خدا ما حاضریم بگویند ملی را بردارید اسلامی را جایگزین کنید. من می گویم دخالت. نامه ای که نماینده مجلس سوم نوشتند که این مجلس تشخیص مصلحت چیست و آن چیست امام می گویند با سلام مطلبی که نوشته اید کاملاً درست است انشاءالله تصمیم دارم در تمام زمینه ها وضع به صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم. این امام است. اما خلاصه، دو تا امام معرفی شد. یک امام سرکوب و خشونت امام دارد و امام زبان بریدن و قلم شکستن (قبول ندارم) اما یک امامی معرفی شد امام آزادی، امام قانونگرایی،  امام رحمانیت، امام دین پیامبر و دین علوی با تمام وجودم در اختیار آن امام هستم. (تشویق حضار)

 روان‌بخش: در جمع‌بندی بحث ما چند نکته عرض می‌کنم؛ ما معتقدیم که راه امام و خط امام، همان راهی است که پیامبر خدا (ص) و ائمه (ع) ترسیم کرده‌اند و امام نیز فرمودند که من ولایت فقیه را استمرار حرکت انبیا می‌دانم و باید در همین مسیر گام برداریم. اگر می‌خواهیم  اسلامیت و جمهوریت نظام حفظ شود و از همه خطرها در امان بمانیم، تنها راه آن گام برداشتن، پشت سر ولایت فقیه است. من خوشحالم که آقای خاتمی در بحث ولایت فقیه از ما هم دو‌آتشه‌تر شده‌اند و نامه امام را می‌خوانند که امام معتقد بودند که می‌توانند احکام اولیه را تعطیل کنند، چه بهتر! اگر شما این‌قدر ولایت‌پذیری‌تان بالاست دست کم در این جملات حضرت امام که بحث ولایت فقیه را مطرح می‌کنند و وقتی می‌فرمایند که احکام اسلام را می‌توانند تعطیل کنند و ما باید از ایشان تبعیت کنیم، برای خودشان نگفته‌اند بلکه برای ولی فقیه ذکر کرده‌اند. وقتی ولی فقیه فرمودند که از این دولت باید تبعیت و حمایت کنیم و این دولت، احیاگر گفتمان امام و انقلاب است، دیگر آن بحث‌ها و تمسخرها نسبت به جمله ولی فقیه نباید به‌کار ببرد (تشویق حضار) اگر مدعی هستید که کردان سریال کارناوال عاشورا را راه‌انداخت باید سند ارائه کنید و ایشان نیز از شما سند خواهد خواست؛ ولی درباره دو نکته‌ای که شما از ابتدا روی آن تأکید کرده‌اید باید مطالبی را عرض کنم؛ بارها تکرار کردید که «نباید با زور حرف حق را بر مردم تحمیل کرد» و به فرمایش امام تمسک کردید که سال‌ها پیش مردم خواستند که محمدرضا شاه باشد ما امروز نمی‌خواهیم، براساس منطق جدلی که امام با آن‌ها صحبت می‌کردند و می‌گفتند که فرضاً هم که مردم به شما رأی داده باشند (البته حکومت شاهنشاهی که با رأی مردم نبود، سلطنتی بود) پدران ما بوده‌اند و ما امروز ما نمی‌خواهیم. شما چه می‌خواهید بگویید؟ می‌خواهید بگویید که یعنی مردم در این زمان می‌خواهند بگویند ما اسلام را نمی‌خواهیم؟ خط امام و ولایت را نمی‌خواهیم؟ اولاً که مردم این را نمی‌گویند؛ گوشت و پوست مردم با این انقلاب عجین است و برای آن جان فدا می‌کنند. منظورتان این است که اگر بر فرض محال، مردم آمدند و گفتند ما اسلام، جمهوری اسلامی و حکومت را نمی‌خواهیم، حق دارند؟ یعنی اسلام تابع رأی مردم است و اگر مردم خواستند، اسلام هست! مردم 25 سال امیرالمؤمنین علی(ع) را نخواستند، حضرت‌عالی خلفای اول و دوم و سوم را حق می‌دانید؟ یا باز هم می‌گویید امیرالمؤمنین علی(ع) امام ماست؟ ما که شیعه هستیم ، در آن 25 سالی هم که امام در خانه بودند، امام بودند، وقتی هم که معاویه حاکم بود، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) امام بودند؛ این اعتقاد شیعه است. اشتباه نشود، رأی مردم را در جای دیگری به‌کار نبریم و مشروعیت نظام و انقلاب اسلامی را به رأی مردم ندانیم،‌ مردم عزیزند، ما خاک پای مردمیم، خدمتگزار آن‌هاییم، حق هم دارند و همه باید در خدمت‌شان باشیم؛ اما این‌که آن‌ها را بگذاریم در جای خدا، درست نیست،خودشان هم قبول ندارند. بحث پایانی این‌که شما می‌فرمایید ما توهین می‌کنیم، ما سؤال می‌کنیم؛ چون بالاخره می‌فرمایید که برادرتان فضا را بازکردند، آزادی بیان و اندیشه و... ایجاد شده. ما سؤال می‌کنیم؛ آیا سؤال کردن در هفته‌نامه پرتو جرم است که توقیف بشود؟ آیا اگر دانشجویی سؤال کرد باید از جلسه بیرونش کنند؟ بحث ما این است که ما سؤال داریم، این‌که اهانت نیست. دانشجو و طلبه حق دارند پرسش کنند. این‌که افرادی مورد حمایت هستند یا نه، شما باید در سخنرانی‌های مقام معظم رهبری از سال 84 تاکنون ببینید که مورد تأیید هستند یا نه. حضرت امام در وصیت‌نامه‌شان می‌فرمایند که من در زمانی از افرادی تأیید کردم ولی میزان وضع فعلی افراد است. آن زمان وضع‌شان طوری بود که من از آن‌ها حمایت کردم. این ملاک نمی‌شود که آن را سردست بگیرند و بگویند ما مورد تأیید امام بودیم. ممکن است که کسانی هم در برهه‌ای مورد تأیید مقام معظم رهبری باشد و در برهه‌ای دیگر مورد تأیید نباشند (تشویق حضار) نکته‌ای که حضرت‌عالی فرمودید در مورد حمایت رهبری از دولت آقای خاتمی و دولت آقای احمدی‌نژاد. خودتان هم می‌دانید که این دو با هم تفاوت دارد. آقا در حرم امام رضا(ع) فرمودند که من از همه دولت‌ها حمایت کرده‌ام و امام هم حمایت می‌کردند؛ چون مشروعیت یک دولت به تنفیذ رهبری است.امام می فرمایند: اگر مردم به رئیس‌جمهوری رأی بدهند ولی ولی فقیه آن را تأیید نکند، طاغوت است! ورود در حوزه او، ورود در طاغوت است. بنابراین آقا باید آن حمایت عام را داشته باشند. اما مقام معظم‌ رهبری درباره آقای احمدی‌نژاد می‌فرمایند که من از این دولت حمایت خاص می‌کنم. (تشویق حضار) آن مؤلفه‌های که اخیراً مطرح کرده‌اند دقیقاً همان مؤلفه‌های  خط امام(ره)‌است. امام استکبار ستیز، عدالت‌جو، مردمی و برای مردم ارزش قائل است. امام زندگی ساده‌ای دارد مانند توده‌های مردم، مانند امیرالمؤمنین(ع). همه در دولت نهم سعی می‌کنند سمت و سو، سمت و سوی امام باشد. شماکمتر می‌توانید در میان این‌ها،  شخصیتی پیدا کنید اشرافی ورفاه طلب باشد و بگویید این دولت، دولتی است طرفدار سرمایه‌داری! (تشویق حضار).

برگرفته شده از www.ravanbakhsh.blogfa.com