فضلی‌نژاد در گفتگو با شبکه خبر دانشجو: حاشیه امن "شیرین عبادی" از بین می‌رود .
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢۱ دی ۱۳۸٧ : توسط :

شبکه خبر دانشجو (اس.ان.ان): نخستین جلسه بازجویی از " پیام فضلی‌نژاد " پیرامون شکایت کیفری شیرین عبادی در ساعت 9 صبح امروز 10 دی‌ماه 1387 در شعبه اول دادسرای کارکنان دولت برگزار شد.

شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل به سبب سخنرانی پژوهشگر موسسه «کیهان» در اردوی طرح ولایت دانشجویان بسیجی در اهواز و نیز مقاله «شیرین عبادی؛ جانباز شاهنشاه آریامهر» تاکنون دو شکایت کیفری را علیه فضلی‌نژاد در شعب اول و ششم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت طرح کرده است. براساس شکایات برنده جایزه صلح نوبل، این پژوهشگر احضار شده است تا پیرامون اتهامات نشر اکاذیب، توهین و افترا به شیرین عبادی پاسخ گوید.

در گفتگویی با پیام فضلی نژاد به دلایل این شکایات، پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، ماهیت پنهان و سوابق سیاه برخی از اعضاء این کانون و همچنین دلایل حمایت سلطنت‌طلبان، اعضاء سابق گروهک تروریستی منافقین و دولت آمریکا از شیرین عبادی پرداخته‌ایم.

عضو مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان در پاسخ به این سوال که «موضوع شکایت شیرین عبادی از شما چیست؟» گفت: «بر اساس دستور بازپرس محترم شعبه اول دادسرای کارکنان دولت، روز سه شنبه برای آغاز تحقیقات قضایی در خصوص شکایت شیرین عبادی به دادستانی مراجعه خواهم کرد و مستندات خود را ارائه می‌کنم. ظاهر بر این است که ایشان تاکنون شکایات متعددی علیه من طرح کرده که فعلا به دو شعبه اول و ششم دادسرای کارکنان دولت احضار شده‌ام. یک شکایت پیرامون مقالات سه قسمتی من در روزنامه کیهان مبنی بر جانبازی شیرین عبادی برای شاهنشاه آریامهر (شاه مخلوع) است. چنانکه می‌دانید، من مصرا معتقدم که برنده جایزه صلح نوبل از فدایی‌های شاه مخلوع در هنگام اوج انقلاب اسلامی، یعنی بهمن ماه 1356 است. در کوران انقلاب که جوانان مسلمان ایران در زندان های مخوف شاه شکنجه می‌شدند و به شهادت می‌رسیدند، عبادی آن‌ها را مشتی عامل اجنبی خواند.»

...


وی افزود: «ما به خون‌خواهی از شهداء و جانبازان انقلاب و با تاسی به کلام امام خمینی (ره) گفتیم که اراذل و اوباش کسانی هستند که انقلابیون ما را عامل بیگانه می‌دانستند و خودشان، جانباز شاه مفلوک بودند. خانم عبادی ابتدا خامی کرد و شدیدا مسئله جانبازی‌اش برای شاه را تکذیب نمود. پس از آن ما هم سند آن را به روایت روزنامه رستاخیز و خبرگزاری پارس در سال 1356 در روزهای پنجم و ششم شهریور 1387 در روزنامه کیهان فاش کردیم. پس از افشای اصل سند، خانم عبادی به جای عذرخواهی از ملت مسلمان ایران، از من شکایت کرد که رسیدگی به این پرونده آغاز شده است.»

نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» ادامه داد: «شکایت دیگر ایشان پیرامون سخنرانی من در اردوی طرح ولایت دانشجویان بسیجی خوزستان است که تابستان امسال توسط سازمان بسیج دانشجویی در دانشگاه علوم کشاورزی رامین برگزار شد. در اردوی بسیجیان نیمه پنهان حمایت شیرین عبادی از همجنس‌بازان، روسپیان، بهائیان، اراذل و اوباش و... را فاش کردم. این سخنرانی سبب شد تا عبادی روش مظلوم نمایی را پیشه کند و به رادیو صدای آلمان بگوید که فضلی نژاد یک سعید امامی دیگر است. گفتند که پژوهشگر کیهان در جمع بسیجیان فتوای قتل زنان ایران را صادر کرده است و تهمت‌های بسیاری زدند مبنی بر این که ما تروریست هستیم!»
فضلی نژاد در پاسخ به این سوال که «آیا همچنان بر افشاگری‌های خود علیه شیرین عبادی تاکید دارید؟» گفت: «بله. ما نه تنها کسانی مثل شیرین عبادی را که از ایدئولوژی سیاه فحشا حمایت می‌کنند، نقد می‌کنیم، بلکه بر اساس فرمایشات امام خمینی(ره) بر آنان می‌تازیم. چنین موجوداتی به دنبال مشروعیت دادن به همجنس‌بازی، آزادی حجاب، سقط جنین، آزادی سکسوآلیته، چند شوهری زنان و فرقه صهیونیستی بهائیت در ایران هستند و به بی‌پرده، مبارزه با احکام اسلامی و ابطال آن را در جامعه ایران خواستار شده‌اند و البته این خاستگاهها، مخرج مشترک ایدئولوژی اغلب گروههای فمینیستی در ایران است.»

وی افزود: «یادمان نرود که در انقلاب اسلامی، هرگاه این روشنفکران مرتجع آزاد بودند، خودشان را به فحشا و بدتر از فحشا کشیدند و این سخن حضرت امام (ره) است. ایشان فرمودند که بر روشنفکران غربزده و شرق‌زده بتازید و هویت خویش را دریابید و بدانید که روشنفکران اجیر شده بلایی بر سر ملت و مملکتشان آوردند که تا متحد نشوید و دقیقا به اسلام راستین تکیه ننمائید، بر شما آن خواهد گذشت که تاکنون گذشته است.»

این پژوهشگر اذعان کرد: «متاسفانه ظاهر بر این است که جایزه نوبل صلح برای خانم عبادی یک حاشیه امنی ایجاد کرده بود که خوشبختانه با تدبیر مسئولان قضایی و انتظامی مبنی بر پلمپ کانون مدافعان حقوق بشر، این حاشیه امن کمرنگ شده است. مطمئن باشید با دفاعی که در برابر شکایت کیفری شیرین عبادی خواهیم کرد، این حاشیه امن را از بین خواهیم برد.»

افشاگری‌مان در دادگاه علیه شیرین عبادی تکان دهنده خواهد بود

فضلی نژاد با تاکید بر اینکه افشاگری‌های آتی ما علیه برنده صلح نوبل تکان دهنده است، اظهار داشت: «اخباری تکان دهنده از برخی تعاملات شیرین عبادی با صهیونیست‌ها در اختیار داریم که اگر دادگاهی علنی برای رسیدگی به اتهامات من تشکیل شود، آنان را منتشر خواهم کرد. البته بنا است تا گزارشی پژوهشی و مستند را پیرامون مبارزه شیرین عبادی و کانون مدافعان حقوق بشر با احکام اسلامی و خط مشی کلان نظام جمهوری اسلامی ایران تدوین کنیم.»

وی افزود: «در این موارد، قانون اجازه داده تا چنین گزارش‌هایی برای اقدام مقتضی قضایی تقدیم دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران شود. انشاالله اگر مقرر گردد که این گزارش تقدیم دادستانی شود، می‌تواند منشاء خیر باشد، چرا که مستندا گویای ماهیت پنهان کانون مدافعان حقوق بشر است. این گزارش در سه سطح در حال تدوین است. در سطح اول به حامیان این کانون می پردازد که از سوی مدیران بنیاد اشرف پهلوی، رهبران سابق گروهک تروریستی منافقین و دولت ایالات متحده رسما حمایت می‌شوند. سطح دوم این گزارش پژوهشی به مبارزه دیرینه اعضاء کانون مدافعان حقوق بشر با احکام و قوانین اسلامی می پردازد. می دانید که شیرین عبادی پاره ای از قوانین اسلامی را مصداق شکنجه می‌دانند. سطح سوم این گزارش به سابقه گردانندگان این کانون می پردازد که از سیاه ترین بخش های آن است.»

کانون مدافعان حقوق بشر، محل انتقال اطلاعات کشور به بیگانگان بود

پژوهشگر موسسه کیهان در پاسخ به پرسشی درباره کیفیت فعالیت های کانون مدافعان حقوق بشر گفت: «یکی از این فعالیت‌های تبلیغی کانون علیه نظام، انتقال اطلاعات در سطوح مختلف از کشور به سازمان ملل متحد است که منجر به صدور قطعنامه‌ای علیه ایران در زمینه حقوق بشر شد و آقای بان کی‌مون نیز صراحتا به نقش مهم گزارش‌های کانون مدافعان حقوق بشر در روند صدور این قطعنامه اشاره کرد. شگفت‌انگیز است که اعضاء این کانون مانند خانم نرگس محمدی، در مصاحبه‌ای که با سایت روزآن‌لاین داشته به مشارکت خود در اقدامات ضدایرانی سازمان ملل مباهات می‌کنند. آیا این مصداق انتقال یا فروش اطلاعات به بیگانگان نیست؟! آیا مشارکت در صدور قطعنامه علیه ملت مسلمان ایران، مایه فخر و فضیلت است؟!»

وی با تاکید بر اینکه کمیسیون ماده 10 احزاب در ابتدای مردادماه 1385 خواستار توقف فعالیت‌های این کانون شده بود، اظهار داشت: «شیرین عبادی از سال 1381 این کانون را تاسیس کرد و تا مرداد 1385 که کمیسیون ماده 10 احزاب در وزارت کشور اساسنامه آن را با اکثریت آراء رد نمود، چهار سال فعالیت غیرقانونی داشت. عبادی ادعا کرده است که چون این کانون در فدراسیون جوامع حقوق بشر ثبت شده است، نیاز به اخذ مجوز از مراجع قانونی نظام جمهوری اسلامی ندارد. به شما بگویم، حامی شیرین عبادی برای ثبت کانون مدافعان حقوق بشر در این فدراسیون عبدالکریم لاهیجی، عضو سابق شورای ملی مقاومت و از اعضاء ارشد گروهک تروریستی منافقین در دهه 60 بود. لاهیجی سالهاست که از همکاران و دوستان نزدیک عبادی به شمار می رود و عکس های یادگاری این تروریست با شیرین عبادی در دفتر پژوهش های موسسه کیهان موجود است.»

عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان با اشاره به ابراز نگرانی رسمی کاخ سفید از تعطیلی کانون مدافعان حقوق بشر ادامه داد: «هربار که جمهوری اسلامی ایران بنای رسیدگی به تخلفات مختلف شیرین عبادی را داشته است، دولت آمریکا واکنش سریع و رسمی نشان داده است. سه سال پیش که دادگاه انقلاب، احضاریه ای کتبی و قانونی برای خانم عبادی فرستاد تا پیرامون شکایتی از او تحقیق کند. یک روز پس از اینکه عبادی این احضاریه را دریافت کرد، دولت آمریکا در تاریخ 24 دی 1383 رسما بیانیه‌ای را صادر کرد. نظر رسمی واشنگتن این بود که شیرین عبادی زنی خستگی ناپذیر است و ما به دقت و از نزدیک گزارشات مربوط به او را پیگیری می کنیم و از ادامه اذیت و آزار او توسط جمهوری اسلامی به شدت نگرانیم. اکنون نیز کاخ سفید و هم اتحادیه اروپا، به سرعت به خبر تعطیلی کانون واکنش نشان داده اند و آن را مضطرب کننده خواندند.»

دلایل حمایت دولت آمریکا، سلطنت‌طلبان و اعضاء سابق منافقین از شیرین عبادی

فضلی نژاد گفت: «مایلم این نکته را بگویم که حضرت امام خمینی (ره) درباره کسانی که زیر پرچم دفاع از حقوق بشر با اسلام مبارزه می‌کنند، می‌فرمایند که من نمی دانم این‌ها دیگر چه حیواناتی هستند! امام راحلمان صراحتا می‌فرمایند که این‌ها بشر نیستند. دیری است که نسل‌کشی سایه خود را بر جهان گسترده است و در غزه، زنان و کودکان زیر آتش و گلوله له می‌شوند و روشنفکران سکوت کرده‌اند. این روشنفکران گاهی هم که لب می‌گشایند، از حقوق و خاستگاههای فرقه‌های صهیونیستی که بانیان نسل‌کشی بین‌المللی هستند، دفاع می‌کنند.»

وی در پاسخ به این پرسش که «چرا آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها از شیرین عبادی حمای می‌کنند؟» اظهار داشت: «دلیل چنین حمایت هایی مستلزم بررسی آراء و فعالیت های شیرین عبادی است. ایشان مجازات‌های اسلامی مانند قطع عضو که تنها برای مجرمان خطرناک و در شرایط خاص اعمال می شود، مصداق شکنجه می داند. عبادی سال 2004 در پیامی به دومین کنگره جهانی مخالفت با اعدام در شهر مونتریال مخالفت جدی خود را با حکم اعدام را بیان کرد و گفت که اساسا این حکم ناعادلانه است. او همچنین گفته است که با اجرای این حکم حتی برای صدام حسین نیز مخالف است. در سال 2004، وی خواهان لغو حکم حجاب در ایران شده است. در دیماه 1386 خانم عبادی از سخنرانان کنفرانس ائتلاف تمدن‌ها بود و در سخنان خود خواهان به رسمیت شناختن حقوق همجنس‌بازان و بهائیان در ایران شد و گفت که در ایران برای باید رفراندوم برگزار شود.»

نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» اظهار داشت: «دلیل حمایت دولت آمریکا از عبادی این است که ایشان از یک سو احکام اسلامی را که منشاء قدسی و الهی دارد، مصداق شکنجه و ناعادلانه می‌داند و از سوی دیگر حامی جدی همجنس‌بازان و بهائیان در ایران است. به نظرم وقت آن است که خانم عبادی از جلسات و تعاملات خود در خارج از کشور با دیان علایی که نماینده ارشد جامعه بین المللی بهاییان در سازمان ملل متحد و از اعضاء برجسته بیت العدل بهائیان در اسرائیل است، سخن بگوید. وقت آن است که روابط مستند عبادی با مدیران بنیاد اشرف پهلوی در واشنگتن دی سی بازخوانی شود. جلسات ایشان با احمد کریمی حکاک و نیز احسان یارشاطر که هر دو از اعضاء رسمی دفتر اشرف پهلوی و از سلطنت طلبان برجسته هستند، بازتاب رسانه ای داشته است. آیا اگر یک شهروند دیگر ایران چنین ارتباطاتی را با گروهک‌های ورشکسته سلطنت طلب داشت و عکس های یادگاری‌اش با آنان در رسانه‌ها موجود بود، اجازه فعالیت آزادانه در ایران را می‌یافت؛ آن هم در حلقه نیروهایی که نظام جمهوری اسلامی برای حفاظت از جان وی گذاشته است؟!»

وی ادامه داد: «هنگامی که شیرین عبادی برنده جایزه نوبل صلح شد، فرح پهلوی و رضا پهلوی به همراه احزاب اپوزیسیون در خارج کشور مانند گروهک تروریستی فدائیان به وی پیام تبریک دادند و او را زنی والا و مبارز خطاب کردند. عبادی حتی برای یک بار از حمایت های این افراد و گروهک‌های تروریستی اعلام تبری نکرد. کسانی که به عبادی تبریک گفتند و او را مبارز خواندند، کسانی هستند که دستشان به خون ملت ایران آغشته است.»

فضلی نژاد در پاسخ به سوالی درباره سوابق اعضاء کانون مدافعان حقوق بشر گفت: «یکی از اعضاء ارشد این کانون آقای هادی اسماعیل زاده است که در روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اسناد زندان اوین را سرقت کرد و در نهایت این اسناد تحویل سفارت آمریکا شد. پس از اینکه ما در روزنامه کیهان مستندات جانبازی شیرین عبادی را برای شاه مخلوع منتشر کردیم، آقای ابوالقاسم ستاریان، دادیار سابق شعبه ویژه رسیدگی به جرائم وکلای دادگستری نامه ای به دفتر پژوهش‌های موسسه کیهان ارسال کرد و سوابق آقای اسماعیل زاده را به عنوان عضوی برجسته از اعضاء این کانون فاش کرد. ایشان در نامه خود نوشت که هادی اسماعیل زاده به اتهام سرقت اسناد زندان اوین و سایر اتهامات ازجمله همکاری و ارتباط با باند فحشاء به سرکردگی پری بلنده محکومیت کیفری قطعی یافته است. در بررسی سوابق وی مطلع شدیم که این عضو ارشد کانون مدافعان حقوق بشر از وکلای جنایتکار معروفی به نام تقی شهرام (قاتل مجید شریف واقفی) بود و با حزب آمریکایی خلق مسلمان همکاری می‌کرد. اسماعیل‌زاده در ابتدای انقلاب و در مصاحبه های خود نظام جمهوری اسلامی را ارتجاعی خوانده و خواهان انحلال مجلس خبرگان بوده است. این یک نمونه از سوابق همکاران نزدیک خانم شیرین عبادی است.»

استهزاء قوه قضائیه توسط کانون شیرین عبادی

وی با ارائه یک سند از تخلفات مشهود کانون مدافعان حقوق بشر گفت: «اعضاء این کانون حتی در امور جاری قضایی کشور دخالت‌های ناشایست و غیرقانونی می کردند که تنها یک نمونه آن را ذکر می کنم. سه ماه پیش از رد شدن اساسنامه کانون در کمیسیون ماده 10 احزاب، اعضاء این کانون جلسه ای را در روز 23 اریبهشت 1385 پیرامون بررسی بازداشت رامین جهانبگلو برگزار کردند. می دانید که آن هنگام جهانبگلو به اتهام مشارکت در طرح ریزی پروژه انقلاب مخملی در بازداشت موقت بود. اعضاء کانون در جلسه آن روز، یک محاکمه و دادرسی تشریفاتی را برای جهانبگلو برگزار کردند که در تاریخ ایران کم سابقه است. پس از این جلسه، خانم نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در کنفرانسی مطبوعاتی گفت که ما پس از بررسی اتهام جاسوسی جهانبگلو از اعضاء رای گیری کردیم و اعضاء کانون به اتفاق آراء، بازداشت و ایراد اتهام جاسوسی به جهانبگلو را بی‌پایه و اساس دانستند!»

پژوهشگر موسسه کیهان در ادامه افزود: «کسانی که در جلسه دادرسی تشریفاتی روز 23 اردیبهشت 1385 در کانون مدافعان حقوق بشر برای بررسی اتهامات جهانبگلو شرکت کردند، اغلب از وکلای دادگستری بودند و حداقل ادعای اطلاع از علم حقوق را دارند. آنان می دانند که بدون مطالعه محتویات پرونده، بدون اطلاع از ادله ابراز شده شاکی علیه یک متهم و بدون در نظر گرفتن سیر تحقیقات از متهم که در آن مرحله برابر قانون محرمانه است، نمی توان هیچ قضاوتی کرد. اما آن روز، اعضاء کانون بدون اطلاع از ماهیت پرونده یک کارگزار انقلاب مخملی، رای به بی گناهی وی دادند. در ثانی، چگونه می شود که این وکلا خود را به جای قضات بگذارند و یک جلسه دادرسی تشریفاتی را برگزار کنند و رای به بیگناهی متهمی دهند که در بازداشت موقت است و مراحل قانونی تحقیقات قضایی را زیر نظر بازپرس ویژه طی می کند؟! اعضاء این کانون چه کاره هستند که حکم برائت یا مجرمیت کسی را صادر کنند؟! آنان به چه حقی چنین شانی را برای خود قائل شده‌اند؟!»

فضلی نژاد اذعان کرد: «این دادرسی تشریفاتی، تنها یک مانور تبلیغاتی برای استهزاء قوه قضاییه توسط شیرین عبادی و اعضاء کانون بود و در هیچ سیستم حقوقی در نظام بین الملل به وکلاء این حق داده نشده تا با سوءاستفاده از کسوت قضایی خود، حکمی تشریفاتی صادر کنند و آئین دادرسی و نظام قضایی یک کشور را این چنین به سخره بگیرند. این اقدامات کانون مدافعان حقوق بشر تنها با روش های جنگ روانی غرب برای تمسخر قوانین اسلامی همخوانی دارد. در کتاب معروف جین شارپ که کتاب مادر انقلاب های مخملی است، دقیقا به این فرآیند اشاره شده که پیاده نظام های انقلاب مخملی باید با اقدامات سمبلیک علیه قوانین کشورشان، عدم اطاعت و نافرمانی مدنی خود را نشان دهند تا آن قوانین و احکام را از مشروعیت نزد اذهان عمومی بیاندازند.»

برگرفته شده از www.elaw.ir