به منظور رفع ابهامات عمومی؛ چرا اسناد پرونده موسویان منتشر نمی شود؟
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۳ آذر ۱۳۸٧ : توسط :

به منظور رفع ابهامات عمومی و اطلاع مردم؛

 چرا اسناد پرونده موسویان-جاسوس هسته ای- منتشر نمی شود؟

سئوال اینست که اگر اسناد سری بوده و پرونده به تشخیص قاضی امنیتی بوده و نباید محاکمه علنی می شده، چرا باید آقای افروغ که الان حتی نماینده مجلس هم نیست و یک شهروند عادی محسوب می شوند باید این اسناد را ببیند و امثال ماها نتوانیم آنها را ببینیم تا قضاوتمان را اصلاح کنیم؟

بعد از اتهامات وزیر اطلاعات و برخی اتهامات که دیگر در رسانه ها منتشر شد که در نامه موسویان به افروغ نیز به بخشی از آن اشاره شده است. آقای الهام سخنگوی دولت تاکید کردند که بهتر است جلسه محاکمه علنی باشند اما قوه قضائیه موافقت نکرد و باقی ماجرا. علت علنی برگزار نشدن این جلسه مسائل امنیتی اعلام شد، اما سخن اینست که مگر وزیر اطلاعات مسئول امنیت کشور نیست و یا رئیس جمهور رئیس شورای عالی امنیت ملی نیست، پس چرا با درخواست دولت موافقت نشد؟...

 

 


به منظور رفع ابهامات عمومی و اطلاع مردم؛

 چرا اسناد پرونده موسویان-جاسوس هسته ای- منتشر نمی شود؟

سئوال اینست که اگر اسناد سری بوده و پرونده به تشخیص قاضی امنیتی بوده و نباید محاکمه علنی می شده، چرا باید آقای افروغ که الان حتی نماینده مجلس هم نیست و یک شهروند عادی محسوب می شوند باید این اسناد را ببیند و امثال ماها نتوانیم آنها را ببینیم تا قضاوتمان را اصلاح کنیم؟

به گزارش عدالتخانه، پس از انتشار نامه دکتر عماد افروغ به حسین موسویان و پاسخ وی، نقی مختاری در وبلاگ "در انتظار موعود" نوشت: نامه عماد افروغ به موسویان و نامه متقابل موسویان را خواندم. موضوع پرونده موسویان به دلایل مختلف برای من گیج کننده شده است و 6 سوال برایم هنوز بی پاسخ مانده است.

آقای افروغ خود را یک اصولگرا می داند و آقای توکلی هم که قبلا نامه حلالیت خواهی منتشر کردند نیز همینطور و در طرف مقابل هم رئیس جمهور وزیر اطلاعات و آقای الهام هم که قبلا درباره موسویان صحبتهائی داشتند، خودشان را اصولگرا می دانند. اما تناقضائی که درباره این پرونده مطرح شده است نشان می دهد از دو طیف یک طیف از اصل افتاده اند. اما نامه افروغ ابهامات مرا بیشتر می کند. امیدوارم آقای افروغ به این سئوالات و ابهامات پاسخ دهند:

 1- بعد از اتهامات وزیر اطلاعات و برخی اتهامات که دیگر در رسانه ها منتشر شد که در نامه موسویان به افروغ نیز به بخشی از آن اشاره شده است. آقای الهام سخنگوی دولت تاکید کردند که بهتر است جلسه محاکمه علنی باشند اما قوه قضائیه موافقت نکرد و باقی ماجرا. علت علنی برگزار نشدن این جلسه مسائل امنیتی اعلام شد، اما سخن اینست که مگر وزیر اطلاعات مسئول امنیت کشور نیست و یا رئیس جمهور رئیس شورای عالی امنیت ملی نیست، پس چرا با درخواست دولت موافقت نشد؟

 2- آقای افروغ گفته اند که با رجوع به افراد مطلع و اسناد مرتبط به یقین رسیده اند که موسویان قربانی شده اند. سئوال اینست که اگر اسناد سری بوده و پرونده به تشخیص قاضی امنیتی بوده و نباید محاکمه علنی می شده، چرا باید آقای افروغ که الان حتی نماینده مجلس هم نیست و یک شهروند عادی محسوب می شوند باید این اسناد را ببیند و امثال ماها نتوانیم آنها را ببینیم تا قضاوتمان را اصلاح کنیم؟

 3- آقای افروغ در بند پایانی نامه خود به موسویان اینطور بیان کرده اند که "امروز با جماعتی مواجهیم که رندانه و در لباس مدعیان ارزش‌های اسلامی، هر عمل غیراخلاقی و قبیحی را مباح می‌شمارند، جماعتی که تا دیروز سکوت اختیار کرده بودند، از هیج رفتاری، هتک حرمتی، افترا و برچسبی ابا ندارند و ای کاش این رفتارهای مذموم و ناپسند، همانند دوره‌ای از جمهوری اسلامی،‌به نام دین و انقلاب صورت نمی‌گرفت". برداشت من از لفظ "جماعت" در این بند با توجه به قرائن موجود دولت نهم است.

اگر غیر از اینست ای کاش تبیین می کردید که منظور از این "جماعت" چه کسانی است و اگر برداشت من غلط نیست آیا همان دولتی را که گفتمان آنرا مقام معظم رهبری گفتمان انقلاب اعلام کردند شما متهم می کنید؟ اگر اهل منطق باشید می دانید که واژه های "هر" و "هیچ" بار معنائی وسیعی دارد و حتی اگر بر فرض مثال در این مورد افترا زده شده است نمی توانستید از واژه "هر" و "هیچ" استفاده کنید و بایستی از واژه هائی نظیر "برخی" و یا "در این مورد " استفاده می کردید.

 4- بر اساس سنت نبوی "انما اقضی بینکم باالبینات" و فقه جعفری "البینه للمدعی و الیمین علی من انکر" شما که در مقام قضاوت برامده اید باید دلایل هر دو طرف دعوی را می دیدید و می شنیدید و بعد اظهار نظر می کردید. آیا در این باره سخنان و اسناد مدعیان از جمله وزیر اطلاعات که خود از قضات برجسته کشور است را شنیده اید؟ اگر نشنیده اید که یک طرفه به قاضی رفته اید و اگر دیده و شنیده اید، چرا در نامه شما اشاره ای به آن نشده است؟

 5- آقای موسویان در نامه خود به توکلی و همچنین در پاسخ نامه شما چنین اظهار کرده اند که برای مصالح نظام سکوت کرده اند. برای من سئوال است و از شما هم می خواهم که از آقای موسویان که آن را قربانی خوانده اید بپرسید که آیا معنی سکوت اینست که حرفی نزنید اما از رسانه ها از جمله مدیر سایت عدالتخانه و مدیر سابق خبرگزاری فارس شکایت کنید. طبیعی است شکایت یعنی دادخواهی و هیچکس کسی را که دادخواهی می کند ساکت نمی پندارد؟

 6- می دانید که بدون طی روال قانونی قضاوت نمی توان به کسی که اتهاماتی وارد می کند لفظ مفتری را بکار برد بلکه واژه حقوقی "متهم به افترا زدن" واژه مناسبی است و اگر بدون طی این مراحل به این شخص بگوئیم تو افترا زدی این خود افترای دیگری است. می دانید که شما درباره یک پرونده قضائی قضاوت کرده اید و اظهار نظر درباره پرونده های قضائی به این آسانی نیست و سپس از آن استقراء ناقص کرده اید و با واژه های "هر" و "هیچ" قضاوت را به بدنه یک "جماعت" تسری داده اید. اگر چه نیت شما حمایت از یک فرد ضعیف بوده اما آیا می توان برای حمایت از یک فرد "یک جماعت" را متهم به افترا زدن کرد؟

نکته پایانی اینکه من درباره اصل پرونده آقای موسویان با توجه به نداشتن اطلاعات و اسناد کافی قضاوت نمی کنم و سئوالات و ابهاماتی که برای من پیش آمده برگرفته از گفته های شما( آقای موسویان )و مقامات دولت نهم است.

قضاوت نمی کنم به این علت که جایگاه قضاوت جایگاه رفیعی است و همانطور که در کتب معتبر اسلامی درباره سخنان مظهر عدالتخواهی حضرت علی(ع) و توصیه ایشان به شریح قاضی آمده جایگاه قضاوت جایگاه نبی یا وصی نبی است و اگر غیر این باشد شقی است (یا شریح انک تجلس مجلسا لا یجلسه الا نبی او وصی نبی او شقی).

اما تناقضها و شبهاتی که در این پرونده مطرح شده است برای امثال بنده گیج کننده شده است و چه خوب بود این موضوع هم مثل موضوع آقای کردان علنی می شد تا هر کسی در درون وجدان خودش سره را از ناسره تشخیص می داد.

 برگرفته شده از adlroom.info