گنجی؛ نتیجه یک انحراف
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط :

مسافران فرنگ کاروان اصلاحات1

این مطالب سلسله گزارش هایی پیرامون اصلاح طلبان بریده ازخط انقلاب و به فرنگ رفته است؛ افرادی که زمانی خود را قسمتی ازانقلاب می دانستند ولی هم اکنون از تریبونهای آن سوی آب بر آن می تازند. داستان اکبر گنجی برای بسیاری از اصلاح طلبان می تواند مایه عبرت باشد. روشنفکری که کارش از انقلاب آغاز و عنقریب است که به ارتداد ختم شود. در این میان سئوالی که برای برخی از فعالان سیاسی بوجود می آید، این است که آیا انتهای راه اصلاحات همین است؟ از سپاه پاسداران تا حلقه کیان گنجی از اعضای برجسته جبهه دوم خرداد، فعالیت سیاسی خود را ازدوران پیش از انقلاب آغازکرد و نام خود را به عنوان یکی از...


مسافران فرنگ کاروان اصلاحات1

این مطالب سلسله گزارش هایی پیرامون اصلاح طلبان بریده ازخط انقلاب و به فرنگ رفته است؛ افرادی که زمانی خود را قسمتی ازانقلاب می دانستند ولی هم اکنون از تریبونهای آن سوی آب بر آن می تازند. داستان اکبر گنجی برای بسیاری از اصلاح طلبان می تواند مایه عبرت باشد. روشنفکری که کارش از انقلاب آغاز و عنقریب است که به ارتداد ختم شود. در این میان سئوالی که برای برخی از فعالان سیاسی بوجود می آید، این است که آیا انتهای راه اصلاحات همین است؟ از سپاه پاسداران تا حلقه کیان گنجی از اعضای برجسته جبهه دوم خرداد، فعالیت سیاسی خود را ازدوران پیش از انقلاب آغازکرد و نام خود را به عنوان یکی از مبارزین خیابانی در گرما گرم انقلاب به ثبت رساند.

گنجی بعد ازتشکیل سپاه پاسداران به این ارگان انقلابی ملحق و کار خود را در جبهه کردستان آغاز کرد ولی به نظر می آمد که گنجی نمی تواند، با فضای انقلابی حاکم بر سپاه هماهنگ کند. اکبر گنجی از مخالفین ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر بود و در سال 1362 در یک سخنرانی علنی در پادگان ولی عصر و در حضور محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، به سیاست ادامه جنگ اعتراض کرد و آن را بی فایده دانست.

وی در همان سخنرانی که باعث درگیریهایی در سپاه شد، فرماندهی سپاه، از جمله سردار محسن رضایی، محسن رفیقدوست، ذوالقدرو زیبایی نژاد را متهم کرد که سپاه را آلت دست احزاب سیاسی کرده و با نیروی نظامی سپاه کار سیاسی می کنند و با این استدلال خواستار برکناری فرماندهی سپاه شد. گنجی در سال 1363 از سپاه پاسداران خارج و پس از آن چند سالی رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه گردید و این در حالی بود که همچنان رابطه خود را با برخی از اعضای نهاد اطلاعات نخست وزیری حفظ کرد. این روابط سبب شد تا برخی وی را جزیی از نهاد های امنیتی نظام محسوب نمایند ولی گنجی بارها چنین ارتباطی را تکذیب کرده است. گنجی و حلقه کیان با پایان جنگ و پس از ورود به دانشگاه، از اوایل دهه70 گنجی به حلقه کیان پیوست. حلقه‌ای که پس از جدا شدن خاتمی و شمس الواعظین و اعضای چپ گرای گرداننده روزنامه کیهان از آن به نشریه کیان روی آوردند و عبدالکریم سروش که در آن زمان از استادان این جریان و همچنین یکی از موثرترین اعضای نهاد انقلاب فرهنگی، آنان را به لحاظ فکری تامین می‌کرد. این حلقه فکری و فعالان آن بعد ها به یکی ازاصلی ترین نظریه پردازان جبهه اصلاح طلبان تبدیل شدند و مجله کیان بعنوان ارگان اصلی روشنفکری دینی در کشور محسوب می شد. این نشریه در آن زمان به منبع تغذیه بسیاری از نشریه های اصلاح طلبان مانند روزنامه‌های جامعه ، توس، نشاط و عصر آزادگان تبدیل شد.

دوم خرداد با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، دوره جدیدی از فعالیت های اکبرگنجی آغاز شد. طیفی که اکبر گنجی جزو آن‌ها بود با نام اصلاح طلبان شهره شدند و فعالیت‌های گسترده سیاسی و اجتماعی را پی گرفتند. مدت زیادی از به قدرت رسیدن طیف دوم خرداد نگذشته بود، که سخنان گنجی در دانشگاه شیراز و انتشار هفته نامه راه نو سبب جنجال های وسیع و دستگیری وی شد. ام اشاید یکی از مهم ترین وقایع سیاسی زندگی گنجی کنفرانس برلین بود.دادگاه اولیه گنجی به ریاست قاضی مرتضوی وی را به دلیل چند اتهام سنگین سیاسی به ده سال حبس و پنج سال تبعید محکوم کرد اما دو سال بعد در دادگاه تجدیدنظر حکم گنجی تنها به به شش سال حبس تقلیل پیدا کرد. اکبر گنجی در زندان نه تنها از مواضع خود عدول نکرد که در برخی از موارد رادیکال تر هم شد. وی ابتدا جزوه مانیفست جمهوری‌خواهی را نوشت که در آن به جدایی کامل دین از سیاست پرداخت. در سال 1384 بخش دوم مانیفست جمهوری‌خواهی به قلم گنجی و در زندان اوین منتشر شد که در آن برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی یک فعال سیاسی داخلی راس نظام را به شدت مورد انتقاد قرار داد. تحریم انتخابات اکبر گنجی در زمان انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم رسما انتخابات را تحریم کرد. وی سرانجام در اعتراض به آنچه بدرفتاری‌های فراوان در زندان اوین می‌خواند، برای سیزده روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد که پس از موافقت مسئولان زندان با مرخصی وی، اعتصاب خود را شکست. گنجی پس از بازگشت به خانه در مصاحبه‌هایی با خبرگزاری‌های بین‌المللی رسماً بر سیاست تحریم انتخابات صحه گذارد و به‌شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تأسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود. این گفت‌وگوها او را به زندان بازگرداند و اکبر گنجی دوباره برای مدت قریب هفتاد روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. اعتصابی که در آن زمان به کنایه « اعتصاب با دو وعده غذا» نامیده شد. اکبر گنجی سرانجام در 26 اسفند ماه 1386 از زندان آزاد و مدتی بعد به خارج از کشور رفت. او به فرانسه ، آمریکا و سپس به کانادا رفت و جوایز متعددی را به واسطه فعالیت خود علیه نظام جمهوری اسلامی دریافت نمود و در تعدادی از دانشگاه های آمریکا و کانادا و همچنین در پارلمان اروپا سخنرانی کرد . اسلام شناسی به شیوه گنجی گنجی بعد از خروج از کشور با انتشار سلسله مقالاتی اصول اساسی دین مبین اسلام را زیر سئوال برد. وی در مقاله «همجنس‌گرایی: اقلیتی ناحق و فاقد حقوق!؟ » حکم صریح اسلام را درمورد این عمل نکوهیده مورد سئوال قرار داد و خواهان جاگزینی آن در چارچوب دین شد. وی در مقاله ای دیگر نیز خواستار به رسمیت شناختن پیروان فرقه ضاله بهاییت و اعطای حقوق شهروندی به آنان شد. گنجی در ادامه آثار تحلیلی خود غزوات پیامبر اسلام(ص)، را ترویج خشونت دانسته و فاجعه کربلا را ناشی از شمشیر زنی پیامبر(ص) و امام علی(ع) در جنگ‌های بدر و حنین معرفی می کند. این اظهار نظرها به تدریج باعث موضع گیری برخی از علما و حتی برخی از اعضای جبهه اصلاحات گردید بطوریکه خاتمی در یک موضع گیری گنجی را بی ربط به جبهه اصلاحات دانست و حرفهای او را تقبیح کرد. وی چندی پیش نیز در مقاله ای دیگر با زیر سئوال بردن وجود امام زمان، به اصل مذهب تشکیک وارد کرد که این مسئله بار دیگر عقاید ضد دینی گنجی را برای همگان به اثبات رساند. گنجی ضمن ساختگی‌خواندن مذهب حقه تشیع در این مقاله آورده است: «مدرسی طباطبایی، در کتاب خود، فرآیند ساخته‌شدن تشیع را تبیین می‌کند. به عنوان مثال، وی با مستندات تاریخی نشان می‌دهد که چگونه گروه کوچکی از یاران امام یازدهم، امام دوازدهم را برساختند. وی مستندات تاریخی بسیاری در کتاب‌اش آورده که مدلولش این است: دوازدهمین امام شیعیان (حضرت مهدی[عج]) وجود خارجی ندارد، امام غایب[عج]، برساخته نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است.»! گنجی سپس نتیجه‌گیری کرده است که وجود نداشتن امام دوازدهم شیعیان[عج] نتیجه منطقی مستندات تاریخی کتاب طباطبایی است. لازم به ذکر است، کتاب منتشرشده از سوی مدرسی طباطبایی که در آمریکا ترجمه شده است پیش از این به علت طرح مسائل تشکیکی در دین، انتقادات بسیاری را برانگیخته بود. گنجی قصد دارد قسمت دوم و سوم مقاله اخیر خود درباره تشکیک در الهی‌بودن قرآن مجید را ظرف روزهای آینده منتشر کند. به نظر می آید ادامه چنین مسیری توسط اکبر گنجی نمایی از نهایت تفکر اصلاح طلبی در پیش روی طرفداران این جبهه می گشاید که باید کمی بیشتر به آن توجه کرد.

برگرفته شده از www.bornanews.ir