درماندگی اصلاح طلبان در انتخابات دهم!
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ آبان ۱۳۸٧ : توسط :
درماندگی اصلاح طلبان در انتخابات دهم! در حالی که 8 ماه تا دهمین انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، سردرگمی عجیبی در جبهه اصلاح طلبان به چشم می خورد. آنها برای تصاحب این جایگاه و بازگشت به قدرت مدتهاست اتاق فکر تشکیل داده استراتژی و تاکتیکهای متنوعی به کار بسته و خواهند بست. از این رو ذکر نکاتی لا‌زم به نظر می‌رسد: 1. یکی از مهم ترین استراتژیهای اصلاح طلبان، تلاش برای معرفی نامزد واحد و ایجاد اختلاف در جبهه مخالف است ؛ چه این که آنها کثرت کاندیداها و تفرق احزاب اصلاح طلب را یکی از مهم ترین عوامل شکست خود در چند انتخابات گذشته می پندارند و برای نمونه تصریح می کنند رقابت آقایان کروبی،هاشمی، معین و مهرعلیزاده در انتخابات نهم اشتباه بوده است. آنها معتقدند با توجه به وجود این تکثر در جبهه مقابل، چنانچه اصلاح طلبان توانسته بودند درباره یکی از نامزدهای خود به توافق برسند، احتمال موفقیتشان افزایش می یافت. از این رو اکنون تمام تلاش خود را برای تحقق هدف مذکور به کار بسته اند. 2. ممکن است سؤال شود اگر استراتژی فوق در دستور کار آنها قرار دارد، چرا باز هم تکثر کاندیداها در این جبهه به چشم می خورد؛ برای مثال حزب اعتماد ملی، دبیر کل خودش آقای کروبی را نامزد کرده و برخی احزاب تندروی این جبهه مانند حزب مشارکت، کارگزاران، سازمان مجاهدین و.... از نامزدی عبدا... نوری یا محمد خاتمی سخن به میان می آورند، عده ای از جمله اعلمی، حسن روحانی و... نیز به صورت انفرادی تصمیم به حضور در این عرصه گرفته اند. در پاسخ باید گفت: همان طور که اشاره شد، استراتژی یکی و تاکتیکها متفاوت است. یکی از تاکتیکهای مدعیان اصلاح طلبی، تکثر کاندیداها برای رد صلاحیت آنهاست تا از این راه مظلوم نمایی کنند! به نظر می رسد مطرح کردن کسانی مثل عبدا... نوری و محمد خاتمی در این راستا صورت گرفته باشد. تاکتیک دیگر این است که آنها با آگاهی از پرونده سنگین خود و احتمال رد صلاحیت شدن، با تکثر کاندیداها می خواهند در نهایت بی نامزد باقی نمانند و تاکتیک سوم این است که پس از رسمی شدن تبلیغات انتخاباتی با کنار رفتن به نفع یکدیگر بتوانند در برابر نامزد اصولگرایان به فضا سازی بپردازند و آرا را به سمت کاندیدای واحد مورد نظر خود، هدایت کنند. خبرهای رسیده از اتاقهای فکری ائتلاف اصلاح طلبان نیز همین تحلیل را تأیید می کند. 3. حمایت برخی اعضای جناح اصلاح طلب از برخی چهره‌های شاخص جناح راست هم در راستای همان استراتژی توجیه می شود. آنها در صددند با حمایت از این گونه افراد که در جناح راست عنوان اصول گرایی را برای خود مصادره کرده اند و چندان از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد خشنود نیستند، به چندین هدف دست یابند: هم به تکثر نامزدها در جبهه مقابل دامن بزنند و هم از این گونه افراد برای تخریب دولت نهم استفاده کنند. 4. همان گونه که از ماهها قبل، پیش بینی کرده ایم، نامزد اصلی اصلاح طلبان، محمد خاتمی است و بقیه نامزدهای این جبهه و بازی خوردههای جبهه اصول گرایی، فریب خورده و یا بر اساس تاکتیکهای مورد اشاره، تشویق به اعلان حضور شده اند! از سویی، خاتمی هم از رد صلاحیت می ترسد و هم از بی اعتنایی مردم به وی؛ از این رو سعی می کند حضور خود را به شرط و شروط مقید نماید تا به هر صورت راه گریزی وجود داشته باشد. از سوی دیگر، فشارهای خارجی بر اصلاح طلبان، نشان می دهد که آنها نیز به همین گزینه امید بسته اند دلیل آن برگزاری مراسم تجلیل از خاتمی بود که به همایش “دین در دنیای معاصر” تغییر نام یافت. حضور بیش از 22 تن از چهرههای سیاسی دنیای غرب در مراسم تهران و یزد و تجلیل از وی، در راستای روحیه دادن به اصلاح طلبان و علاقه آنها به تقویت نامزدی آقای خاتمی توجیه پذیر است. البته با برگزاری سرد این مراسم در تهران، سفر کوفی عنان نیمه تمام ماند و وی بدون شرکت در مراسم استان یزد، به سرعت بازگشت! برگزاری مراسم تجلیل از آقای خاتمی در زادگاه خودش، یزد، نیز به رغم تبلیغات گسترده خیابانی در یک سالن 300 نفری برگزار شد و مورد اقبال مردم استان قرار نگرفت؛ بلکه به عکس هزینههای سنگین همایش به ویژه مبالغ اعطایی به مهمانان خارجی برای شرکت در مراسم، نقل مجالس شده بود! درست ایامی که با آن همه تبلیغات و هزنیه، جمعیتی کم تر از 300 نفر را با کارت دعوت بر صندلیهای همایش نشانده بودند، در خراسان شمالی وگیلان صدها هزار نفر زن و مرد، سواره و پیاده، از اقصی نقاط استان برای دیدن رئیس جمهورشان به خیابانها آمده بودند و وی در استان گیلان به دلیل ازدحام جمعیت با بیش از 4 ساعت تأخیر به محل سخنرانی (ورزشگاه) رسید! 5. اظهارات آقای خاتمی در مراسم سالگرد شهید اشرفی اصفهانی مبنی بر این که عملکرد جریان اصول‌گرا موجب خلق منافقین جدید می شود! نا امیدی جریان اصلاح طلبی از موفقیت در انتخابات را نشان می دهد؛ زیرا سازمان منافقین زمانی دست به ترور زد که جریان مکتبی با کنار زدن بنی صدر خائن، جریان ملی گرایی وابسته به غرب را خانه نشین کرد و می رفت که انقلاب اسلامی توسط طرفداران اسلام ناب محمدی(ص) شتاب بیش تری بگیرند. اکنون این سخن آقای خاتمی را می توان نوعی تهدید تلقی کرد که مسؤولان امنیتی کشور باید آن را جدی بگیرند و هم دلیلی بر شکست قطعی جریان اصلاح طلبی است که سیاسیون کشور باید آن را مورد تأمل قرار دهند و بی جهت بازیچه این گونه افراد و جریانها قرار نگیرند. 6. به نظر می رسد عصبانیت آقای خاتمی در اصفهان و تغییر ادبیات تسامح و تساهل! به خشونت، عامل دیگری هم داشته باشد: این که مدعیان اصلاح طلبی احساس می کنند عقبه آنها از هم پاشیده شده است! آنها با از دست دادن پشتوانه مردم در چند انتخابات گذشته، در این انتخابات، بیش تر به حمایتهای کاخ سفید چشم دوخته بودند؛ ولی شکست سنگین لیبرالیزم و بحران اقتصادی در آمریکا، اصلاح طلبان را دچار وحشت و اضطراب کرده است. توصیه نگارنده به مدعیان اصلاح طلبی این است که به جای وحشت و نگرانی، به آغوش رهبری و ملت باز گردند و از گذشته خود ابراز پشیمانی کنند. 7. بی تردید نامزد اصول گرایان واقعی که به مرام اصول گرایی و ملاکها و معیارهای 8 گانه اصول گرایی پایبندند، دکتر احمدی نژاد است و حمایتهای خاص و بی دریغ مقام معظم رهبری و مردم قدرشناس ایران نیز بزرگ ترین سرمایه ایشان به شمار می آید؛ بنابراین شایسته است کسانی که با نام اصول گرایی به روی دیگران لبخند می زنند و دستان آنها را به گرمی می فشارند و در مصاحبهها و سخنرانیهای خود، دولت و رئیس جمهور را مورد شدیدترین تخریبها قرار می دهند، اندکی در معیارهای 8 گانه اعلامی از سوی مقام معظم رهبری تأمل و ملاحظه کنند که آیا حق دارند از این عنوان بهره گیرند و با کمی دور اندیشی روز 23 خرداد 88 را مشاهده کنند که در آن روز به طور رسمی در کدام جبهه قرار گرفته اند؟! برگرفته شده از www.ravanbakhsh.blogfa.com