ازشعار "مامی توانیم احمدی نژاد"تا"نمی توانیم خاتمی"
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱٤ آبان ۱۳۸٧ : توسط :
اخیراآقای خاتمی درباره حضورش درانتخابات گفته است "من معتقدم این اختیارات کافی نیست,اگرکسی می تواندبااختیارات موجودبه عنوان رییس جمهوری دراجرای کامل قانون اساسی موفق باشد باید وارد صحنه شود والا صلاح نیست بیاید .شاید کسانی باشند که در حد پایین تری بتوانند کارکنند؛بسم الله ماهم پشت سر آن ها برای تغییر ایستاده ایم" اظهارات فوق ازجهاتی قابل تامل است: 1)یکی از مهمترین شعارهای آقای خاتمی در انتخابات دوم خرداد که مورد استقبال گسترد ه مردم قرار گرفت ,شعار قانون گرایی بود.مقام معظم رهبری در اولین دیدار با آقای خاتمی ضمن ستایش از وی به خاطر این شعار فرمودند امیدوارم تاآخر به این شعار پایبند باشید .وی برای آن که نشان دهد به شعار خود ملتزم است همواره به دیگران تذکر قانون اساسی می داد . اودراین مساله به حدی افراط کرد که "هیات پی گیری ونظارت بر قانون اساسی "تشکیل دادکه خوداین اقدام نیز تخلف قانون اساسی محسوب می شد!زیرا طبق اصل 113قانون اساسی رییس جمهور مجری قانون است نه ناظر.جالب این که همین هیات منصوب ایشان طی بیانیه ای اعلان کرد16مورد تخلف از قانون اساسی صورت گرفته که12مورد آن مربوط به قوه مجریه بوده است!(کیهان4/4/82ص3)ارسال" لایحه الحاق ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان"به مجلس ششم که با مخالفت شدید علما ومراجع وشورای نگهبان روبرو شد ؛ تنهااصل اول آن با 90حکم شرع مقدس مخالف بود !وشورای نگهبان به دلیل مخالفت باشرع وقانون اساسی آن رارد کرد .لوایح دوقلو نیز از دیگر تخلفات آقای خاتمی بود که ازچشمان هیات نظارت منصوب ایشان مغفول مانده بود!وبه دلیل مخالفت با چندین اصل قانون اساسی ردشد!عجیب این که در طول تاریخ بیشترین تخلف از قانون را کسانی مرتکب شده اند که مدعی قانون گرایی بوده اند ؛نگاهی به عملکرد آمریکا درده های گذشته این ادعا رااثبات می کند؛زیرابیشترین شعار قانون گرایی وحقوق بشر راآمریکا داده وبالاترین رقم تخلف نیز در پرونده آمریکا ثبت شده است. 2)البته این اولین بار نیست که موضوع افزایش اختیارات مطرح می شود مصدق نیز پس از کسب قدرت بیشتر در صدد انحلال مجلس بر آمد ؛نواب صفوی رهبر فداییان اسلام که بازحمات او به سر کار آمده بودرا به مدت 22ماه به زندان انداخت !به تذکرات دلسوزانه آیه الله کاشانی وقعی نمی نهاد تا این که با کودتای 28مرداد سرنگون شد و آمریکایی ها بر کشور کاملا مسلط شدند . مهندس بازرگان نیز وقتی از طرف امام به نخست وزیری منصوب شد ؛بااین که در حکمش قید "موقت "ذکرشده بودومی دانست برای یک دوره کوتاه مدت وبرای فراهم کردن رفراندوم جمهوری اسلامی و انتخابات قانون اساسی به این کار گماشته شده ؛هر روز از نداشتن اختیارات کافی سخن می گفت،زمانی که وی به دون اطلاع امام ومردم در الجزایر پشت درهای بسته با برژینسکی ملاقات کرده بود ومورد اعتراض شدید مردم به ویژه دانشجویان قرار گرفت ،باعصبانیت وطلبکارانه اظهار داشت "آن نخست وزیری که بخواهد برای ملاقات باوزرا اجازه بگیرد،این برای لای جرز خوب است{روزنامه جمهوری اسلامی 17آبان58ص2) پس از اشغال جاسوس خانه آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام ،برغم حمایت حضرت امام ، به شدت به آن ها حمله کرد "این ها آبروی اسلام ،انقلاب،وامام ودولت رامیبرند...اگروضع عوض نشود ،دولت راهی جز کناره گیری ندارد{اطلاعات10اسفند57ص1و2}"سرانجام نیزطی نامه ای پراز طعن وکنایه به امام وگلایه از نداشتن اختیارات !از سمت نخست وزیری استعفا دادونوشت:"نظر به این که دخالت ها،مزاحمت ها ،مخالفت ها،اختلاف نظرها، انجام وظایف محوله رابرای همکاران واین جانب مدتی است غیر ممکن ساخته است...بدین وسیله استعفای خودرا تقدیم می دارم تابه نحوی که مقتضی می دانند کلیه اموررادرفرمان رهبری گیرند"{جمهوری اسلامی16آبان58ص2} بنی صدر نیز زمانی که به ریاست جمهوری رسید همواره ازکمبود اختیارات می نالید ومی گفت:"مردم وقتی رییس جمهورانتخاب کردند،طبق قانون اساسی ناچارباید دراولیاقت استفاده ازاختیارات وانجام وظایف وتکالیفش وجودداشته باشد ....آیا می توان گفت ماچون درجنگیم،ازاختیارات ریاست جمهوری استفاده نکن "{کیهان10خرداد60ص10}آیه الله خامنه ای درنمارجمعه تهران در این باره فرمودند:"بنی صدر ،بعد از انتخاب به ریاست جمهوری ،رییس قوه مجریه ورییس شورای انقلاب، یعنی رییس قوه مقننه موقت کشور هم شد.فرمانده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی شد، یعنی سه جریان عظیم که اداره کننده امور کشورند،درقبضه اقتدار بی قید وشرط ایشان در آمد وپس ازاستقرارنهادهای قانونی ،ایشان حاضربه سپردن هرنیرو بدست صاحبش نمی شد.آقای بنی صدر می خواست مجلس ودولت دردست اوباشد.چون این کار خلاف قانون اساسی بودودولت ومجلس حاضربه چنین کاری نشدند،شروع به حمله به آن ها وکوبیدنشان کرد ودرمورد دستگاه قضایی هم چون نمی توانست ادعا کند که باید در اختیار او باشد حملات واتهامات خود را بر این دستگاه بیشتر می کرد!{کیهان 30خرداد60ص15}شهید بهشتی نیز در باره قدرت طلبی بنی صدرمی گوید :"ایشان چنان که درسخنرانی ها ومصاحبه هایش گفته است معتقد است که مجلس وشورای عالی قضایی باید خود رابا ایشان هماهنگ کنند .او دررابطه باریاست جمهوری ونقش آن ، برداشتی دارد که مجلس وشورای عالی قضایی وبه خصوص شورای نگهبان وبه طور کلی ،کسانی که در مجلس خبرگان تهیه کننده قانون اساسی بوده اند ،چنین برداشتی ندارند.ایشان در ادامه افزودند :در قانون اساسسی وظایف واختیارات رییس جمهور مشخص شده است وهرجا توضیح وتفصیلی لازم باشد،باید از طرق قوانین مصوب مجلس ،نقاط مجمل آن روشن شود وهرجااز نظر انطباق با قانون اساسی با ابهام روبرو شدند باید شورای نگهبان نظر دهد ودر این رابطه ،نه برداشت ونظر رییس جمهور ملاک ومعیار است ونه دیگران .هرجا در فهم وبرداشت قانون اساسی نظراتشان با مجلس مغایر باشد ،طبق قانون اساسی ،رای شورای نگهبان قطعی است ودیگران نباید روی رای خود پافشاری کنند. این همان بیان روشن امام امت است ."{همان 21خرداد60}بنی صدر در زیاده خواهی تا به آن جا پیشرفت که وقتی حضرت امام آقای دعایی را به سرپرستی روزنامه اطلاعات منصوب کرد او نیزروی حکم امام حکم داد تانشان دهدکه آن هم در حیطه اختیارت اوست !!{جمهوری اسلامی 21 اردیبهشت 59 ص11}او به تدریج باور کرد که فرمانده کل قواست !از این رو به شعار "خمینی روح خدا فرمانده کل قوا " اعتراض میکرد.{انقلاب اسلامی 23دی 59}او حتی نسبت به جابجایی قضات هم دخالت میکرد ونوشت "بنا بر مسوولیتی که به موجب اصل 113قانون اساسی دارم باردیگر اخطار می کنم که رویه شورای عالی قضایی درنقض قانون اساسی وهتک حرمت ونقض استقلال قضایی موجب تضعیف قوه قضاییه وسلب امنیت قضایی خواهد شد"{بازخوانی پرونده یک رییس جمهور ص70}او این افزون طلبی را تا آن جا پیش برد که یکی از نمایندگان در باره اش این گونه اظهار داشت "کسانی که بنی صدر را دیکتاتوری رضاخان دوم می نامند کم لطفی کرده اند .بنده بنی صدر رادیکتاتورتر ازرضاخان می دانم ،برای این که رضاخان قلدر بااین که بی سواد بود ،قانون را به نفع خود تدوین ومطابق آن رفتار می کرد ،ولی بنی صدر دیکتاتوری را به جایی رسانده بود که نه به قانون ونه به مجلس ونه به قوه قضاییه اعتنا نداشت"{کیهان 27خرداد60علم الهدی نماینده اردبیل} سرانجام فواره قدرتش سرنگون شد وبر اساس قانون، عزل وازترس انتقام ملت همراه با مسعود رجوی به سوی کشورهای غربی متواری شد. 4)آقای خاتمی نیز که همواره در دور اول ریاست جمهوری اش از کمبود اختیارات می نالید و در یک فرافکنی آشکار همه ناتوانی های خود وحزبش را معلول نداشتن اختیارات کافی می شمرد ،در دور دوم ریاست جمهوری اش با ارسال لوایح دوقلو سعی کرد به این هدف دست یابد .مجلس ششم نیز بارای مثبت به آن ها تلاش گسترده ای کرد ولی شورای نگهبان آن رادر40مورد مخالف قانون اساسی دانست ورد کرد.مجلس ششم نیز بر خلاف قانون نه حاضر به اصلاح آن شد ونه ارجاع آن به مجمع تشخیص مصلحت!تا این که عمر آن مجلس پایان یافت ومجلس اصول گرای هفتم تشکیل شد ،در نتیجه خاتمی مجبور به پس گرفتن آن لوایح شد 5)اکنون نیز که نسیم انتخابات دهم وزیدن گرفته است بازهمان زمزمه افزایش اختیارات به گوش می رسد!اودر هفته گذشته گفته است که با این اختیارات نمی تواند کاری انجام دهد هر کس می تواند بسم الله !این در حالی است که در این مدت مجلس اختیارات رییس جمهور رامحدودتر کرده است !در عین حال فعالیت های چشم گیر دولت نهم تعجب دوست ودشمن را بر انگیخته است آقای خاتمی و به طور کلی اصلاح طلبان با تهیه این لایحه به دنبال افزایش اختیارات نبودند ،بلکه تصویب این لایحه گام بزرگی بود به استبداد مطلقه ؛زیرابر اساس تبصره ی ماده 14 این لایحه رییس جمهور می توانست مجالس خبرگان وشورای اسلامی وشورای نگهبان وسایر نهادهارامنحل وحتی رهبری را نیز از کار بر کنار کند!وشگفت انگیز تر آن که پس از تذکر قانون اساسی واتهام تخلف از قانون در دادگاهی که قاضی آن هم خود او بود آن ها را از 3ماه تا ....به حبس محکوم کند!!ظاهرا آن ها در صددند در صور تی که در انتخابات پیروز شوند کارهای ناتمام گذشته خود را به پایان برسانندواز سوی دیگر پوششی بر ناتوانی های آینده اشان باشد. 6)ملت پرتوان ایران اسلامی که با شعار "مامی توانیم"عرصه های فناوری های علمی را در نوردیده است وطعم شیرین آن را با تمام وجود احساس کرده دیگر حاضر به تن دادن به ذلت شعار "مانمی توانیم"اصلاح طلبان نخواهد شد 7)نکته آخر این که همواره ملی گرایان وافراد نزدیک به آنان که حیثیت خود را ازدست می دهند دچار این نوع خود کم بینی می شوند ؛ولی نیروهای مکتبی وارزشی چون بر قدرت لایزال الهی تکیه می زنندبااطمینان کامل به پیش می تازند وذره ای در این مسیر تکامل وپیشرفت درخود ضعف وسستی نشان نمی دهند. برگرفته شده از www.ravanbakhsh.blogfa.com