شاخ بازی با آمریکا همانا و شکستن شاخ همانا !!
ساعت ٥:۳٢ ‎ق.ظ روز ۳۱ امرداد ۱۳۸٧ : توسط :
تسلیم شدن امریکا در برابر سیاست فعال جمهوری اسلامی آن روز که لیبی زیر فشار ایالات متحده آمریکا از فناوری هسته ای چشم پوشید و تمام امکانات و سرمایه هسته‌ای خود را بر کشتی بار کرد و تحویل آمریکا داد، روزنه امیدی در دل بوش و متحدانش ایجاد شد که با استراتژی فشار همه‌جانبه و تهدید و ارعاب می‌توان جمهوری اسلامی را نیز به تسلیم کشاند و البته با این استراتژی توانسته بود دولت مدعی اصلاحات را به آستانه تسلیم بکشاند! تعلیق کامل و داوطلبانه هسته‌ای طی دو سال و اندی, مهر و موم سایت‌های هسته‌ای و حتی توقف تحقیقات هسته‌ای تا بار زدن و تحویل به آمریکا فاصله چندانی نداشت, چرا که آمریکایی‌ها به این همه تعلیق نیز دلخوش نبودند؛‌ بلکه با تهدید‌هایی جدی مبنی بر بردن پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت خواهان تعلیق دائمی بودند! به همین منظور10 مرداد 84 دو روز پیش از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر احمدی‌نژاد توسط مقام معظم رهبری, آخرین مهلت پذیرش خواست آمریکا برای دولت ایران مشخص شده بود. چنان‌چه همان سیاست عقب نشینی و انفعال دولت اصلاحات ادامه می‌یافت, اکنون یا در حال درجا زدن بودیم و یا مشابه آن‌چه در لیبی اتفاق افتاد در ایران نیز اتفاق افتاده بود, البته با این توجیه که هسته‌ای شدن با این هزینه مقرون به صرفه نیست! اکنون ببینیم دولت نهم با کدام سیاست و روش توانسته تهدیدهای اجتماعی را دفع کند و فناوری هسته‌ای را به پیش ببرد. 1- دولت نهم درست از همان آغاز به رغم تهدیدهای جدی دشمن با یک ترفند سیاسی سایت‌های مختلف را یکی پس از دیگری فک پلمپ کرد و از سوی دیگر با اتخاذ سیاست‌های فعال خارجی حقانیت ایران را در افکار عمومی جهان به اثبات رساند؛ به گونه‌ای که اکثر سازمان‌ها و جمعیت‌های جهان از جمله غیر متعهدها، کنفرانس اسلامی, اتحادیه عرب و... در بیانیه‌هایی جداگانه از صلح آمیز بودن فناوری هسته‌ای ایران حمایت کردند و آمریکا و چند کشور اروپایی را در ادعاهای باطل خود تنها گذاشتند. این در حالی است که واشنگتن هم‌چنان به تهدیدهای خود ادامه می‌دهد. 2- مواضع گذشته آمریکا در برابر افغانستان, عراق, لیبی و... نشان می‌دهد که تهدیدهای این کشور جدی است, اگر تصمیم به حمله نظامی به کشوری داشته باشد در انتظار مجوز جامعه جهانی و شورای امنیت و سازمان ملل نخواهد نشست بلکه حتی در صورت مخالفت آنان نیز به خواست خود جامه عمل می‌پوشاند! بنابراین, چنین نبود که تهدیدهای بوش علیه ایران توخالی و صوری باشد تا مسوولان ایران مطمئن باشند و از آن نهراسند؛ بلکه به عکس پس از اقدامات جدی نظامی آمریکا می‌بایست بیش از پیش به هراس می‌افتادند اکنون باید دید که دولت نهم چگونه این تهدیدها را مدیریت کرد و مانع به فعلیت رسیدن آن‌ها شد. شاید مهم‌ترین عامل این بود که دولت نهم با این پدیده خطرناک, احساسی برخورد نکرد؛ بلکه کوشید با تدبیر و سیاست این خطر را بر طرف کند و با شکستن تعلیق و فک پلمپ از سایت‌های هسته‌ای و عملیات شبانه‌روزی در سال گذشته, ایران را وارد باشگاه هسته‌ای نماید و گذشته خود یعنی دوران تعلیق را نیز حدودی جبران کند. دستیابی به اورانیوم غنی شده با سه و نیم درصد و تایید رسمی سازمان انرژی اتمی مبنی بر موجودی 4000 هزار سانتریفیوژ سند بزرگی بر سیاست فعال دولت نهم است. 3- به نظر می‌رسد مهم‌ترین دلیل شکست سیاست تهاجمی آمریکا این است که دولت نهم تک بعدی عمل نکرد؛ بلکه تمام همت خویش را در همه عرصه‌ها همزمان به کار گرفت از جمله در صنایع دفاعی تلاش گسترده‌ای آغاز کرد. امروزه دستیابی ایران به پیشرفته‌ترین سلاح‌ها به ویژه موشک‌های دور برد که می‌توان قلب آمریکا یعنی اسرائیل را هدف قرار دهد, به‌عنوان عامل مهم بازدارنده نقشی اساسی ایفا می‌کند. از سوی دیگر, درگیری حزب‌الله با رژیم صهیونیستی برای خلع سلاح حزب‌الله کاخ سفید را دچار چالش جدی و بحران قطعی کرده است. پس لرزه‌های جنگ 33 روزه, خود را در استعفای وزیر جنگ و نخست وزیر آن نشان می‌دهد, فرار یهودیان از اسرائیل به سوی کشورهای غربی از ترس حملات موشکی حزب‌الله و ایران, بحران دیگری برای این رژیم به وجود آورده است. از منظر سوم حضور دکتر احمدی‌نژاد در اجلاس‌های مهم جهانی, گفت‌وگوهای پی درپی مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی و مصاحبه با رسانه‌های خارجی او را به یک رسانه‌ مهم جهانی تبدیل کرده است. رئیس جمهور ایران توانسته طی سال‌های گذشته، منطق محکم و قابل عرضه جمهوری اسلامی را از تریبون‌های مختلف به افکار عمومی جهان برساند و عرصه را بر تهدید کنندگان و کاخ نشینان تنگ نماید. از منظرچهارم، روی کار آمدن دولت اسلامی و متمایل به ایران در عراق و حاکمیت مرجعیت شیعه، آمریکا را که پس از فتح عراق در اندیشه تجاوز به ایران بود، در باتلاق وحشتناکی زمین‌گیر کرده است؛ به گونه‌ای که برای نجات خود از این مهلکه، دست به جانب ایران دراز کرده تا با شرکت در مذاکرات سه جانبه واشنگتن، تهران و بغداد از این بن‌بست رهایی یابد. و بالاخره کار به جایی رسید که سران کاخ سفید که جز شعار جنگ و خونریزی سر نمی‌دادند و همواره با زبان تهدید، خط و نشان می‌کشیدند، ناگهان تغییر استراتژی داده به مذاکرات بدون هیچ‌گونه پیش شرط با جمهوری اسلامی روی آوردند. 4- در حالی که بوش، آخرین ماه‌های حضور خود را در کاخ سفید تجربه می‌کند، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با شعارهای اوباما به نقطه حساسی رسیده است. جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها به سان دو گروه شطرنج‌باز هستند که همه توان خود را برای پیروزی به کار گرفته‌اند. اوباما از حزب دموکرات که با روان‌شناسی دقیق، روحیه خسته و مردم آمریکا را رصد کرد، بهترین شعار خود را مذاکره بدون قید و شرط با ایران قرار داده و از این جهت چندین گام از رقیب جمهوری‌خواه پیش افتاده است. در این مجال، بوش و جمهوری خواهان با نظر سنجی‌های علمی مشاهده کرده‌اند از دموکرات‌ها بسیار عقب افتاده‌اند و شعار جنگ ممکن است پیش از این آن‌ها را عقب براند، از این رو با تغییر ناگهانی استراتژی، بدون قید و شرط در قالب گروه 1+5 بر سر میز مذاکره نشستند تا گوی سبقت را از دموکرات‌ها بربایند. جمهوری اسلامی نیز در این مذاکره بر همان مواضع قبلی پافشاری کرد و منطق محکم خود را به گروه 6 از جمله آمریکا نشان داد؛ از یک سو مذاکرات را پذیرفت و دشمن را خلع سلاح کرد و از سوی دیگر هیچ امتیازی به رقیب نداد. اکثر تحلیلگران سیاسی جهان، جمهوری اسلامی را پیروز این میدان دانستند. حتی جان بولتون -صهیونیست افراطی و نومحافظه کار آمریکایی- طی تحلیلی که در “وال استریت ژورنال” به چاپ رسید، بوش را به سبب پذیرش چنین مذاکره‌ای سرزنش کرد و نوشت. “ایران در حال خریدن وقت اضافه برای تکمیل فناوری اتمی خود است. تصور کنید پس از این برای دولت بوش چه رخ خواهد داد. در شش ماه آینده این دولت لنگ‌لنگان به حرکت خود ادامه خواهد داد و سیاست وقت کشی را تعقیب خوهد کرد. به این شش ماه بیافزایید و شش ماه نخست رئیس جمهور آینده را که به منظور تعیین تیم امنیتی و سیاسی خود صرف خواهد کرد و دهمه این‌ها به ما می‌گوید که ایران یک سال دیگر نیز زمان به دست خواهد آورد” وی سپس ادعا می‌کند: به جرات می‌توان گفت که ما در بازی ارائه مشوق‌های مالی، اقتصادی به ایران بازنده بوده‌ایم؛ زیرا در حالی که ما مشغول ارائه این مشوق‌ها به ایرانیان بودیم، آن‌ها در حال انجام تلاش‌های علمی و پژوهشی خود بوده‌اند. تحریم‌های کنونی نیز شاید پنج سال پیش می‌توانست بر ایران اثر بگذارد اما هم‌اینک بی‌تردید تاثیری بر فعالیت هسته‌ای ایران نخواهد گذاشت. پی‌نوشت 1. کیهان، 5/5/87 برگرفته شده از : www.ravanbakhsh.blogfa.com