آقای هاشمی! اکنون وقت انتخاب رسیده است …
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢۸ مهر ۱۳۸٧ : توسط :
برگرفته شده از www.eilia13.ir/ از سالیان دور در نظر من حزب کارگزاران و جبهه مشارکت (و گروه های هم راستای مشارکت)، دو روی یک سکه بوده‌اند. مشارکت وجه تئوریک و سیاسی‌تر جنود شیطان را بر عهده داشت و حزب کارگزاران وجه عملیاتی و مالی فعالیت‌ها را. مشارکت تئوری می‌داد، کارگزاران پول می‌داد و امکانات. این مسئله در سه تیر به تابلوترین شکل ممکن نمایان شد … اما کارگزاران تا چندی پیش معاویه مانند رفتار می‌کرد. یعنی با آنکه با دل و در خفا به طور کامل از جریانات ضد انقلابی حمایت می‌کرد اما ظاهر را سعی می‌کرد حفظ کند. می‌بینید که جناب مرعشی حتی ریش هم می‌گذارند!! نماز جمعه هم شرکت می‌کنند و … اما ناگهان یک اشتباه استراتژیک رخ داد! کارگزارانی‌ها خود را «لیبرال دموکرات مسلمان» نامیدند تا نشانی باشد از وجهه سکولار منش آنها. با آنکه انسانهای مسلمانی هستند اما لیبرال دموکراسی را به عنوان ایدئولوژی برگزیده‌اند. اما هنوز نماز می‌خوانند. شاید روزه هم بگیرند! به هر حال در خلوت خود بعضی‌هاشان دین هم دارند!! سعی کردند زیر سیبیلی آن را رد کنند … اما این بار مرعشی عزیز(!)، آن فامیلِ حاج اکبر، آن سخنگوی حزب کارگزارن، افاضات جدیدی نمود: «اسلام نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ندارد. اقتصاد اسلامی نداریم» این جریانات باعث شد تا چهره‌ی این حزب یزیدی‌تر شود. و نتوانند از کیاست(!) معاویه‌وار خود در رسیدن به اهداف شوم خود بهره بگیرند. این مسئله هزینه‌های زیادی برایشان خواهد داشت. حداقلش این است که رسما خود را در جایگاه اپوزیسیون قرار می‌دهند و دیگر نمی‌توانند انتظار برخورد توام با رافت اسلامی را از طرف نیروهای وفادار به انقلاب داشته باشند. هر چند باید شکر کرد که شرایط به گونه‌ای شده است که نفاق به سختی می‌تواند به حیات خود ادامه دهد و ناچار گردیده است که شرک خود را آشکار کند. که خطر مشرکان برای یک جامعه‌ی دینی مسلما کمتر از خطر یک منافقان است! اما در این جا یک سوال اساسی باقی می‌ماند. به هر حال کارگزاران از آغاز به نیت حمایت و پیروی از آقای هاشمی ایجاد شد و ادامه حیات داد. متقابلا نیز مورد لطف از طرف ایشان قرار گرفت. هر چند هرگز به صراحت هاشمی اعلام نکرده است که این حزب مال اوست. چرا که او اصولا یک حزب را جای تنگی برای خود می‌بیند. او خود را صاحب کل کشور می‌داند. به همین دلیل است که هم با راست‌ها لاس می‌زند‌ (به طور اخص موتلفه‌ای‌ها) و هم با چپ‌ها. آن هم با جناح‌های مختلف جریانات چپ. از کروبی و خاتمی بگیر تا نمایندگان مجلس ششمی! اما اینک با مواضع صریح حزب کارگزاران، باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید: «آیا وقت انتخاب فرا نرسیده است؟ آیا زمان آن نیست که یکی از خدا یا خرما را برگزینید؟ آیا زمان آن نرسیده است که یکی به نعل و یکی به میخ زدن را بس کنید؟ آیا وقت آن نرسیده است که موضع خود را شفاف کنید؟ تا کجا قرار است به دلیل مصلحت‌های نظام، بهتر بگویم مصلحت‌های سیاسی- فامیلی‌تان، سکوت پیشه کنید؟» امروز نیروهای وفادار به انقلاب منتظر پاسخ هاشمی رفسنجانی هستند …