ایدئولوژی ناتوی فرهنگی، رسانه ها و روشنفکران اصلاح طلب ؛
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳۸٧ : توسط :
دوشنبه، ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ ایدئولوژی ناتوی فرهنگی، رسانه ها و روشنفکران اصلاح طلب؛ متن سخنرانی پیام فضلی نژاد در دوره آموزش تخصصی مهارت های رسانه ای بسیج دانشجویی در ساعت 23:02 خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)- پیام فضلی نژاد: پروژه ناتوی فرهنگی در ایران، اکنون نه تنها فیلسوف، تئوریسین، دولتمرد، نویسنده، روزنامه نگار و هنرمند دارد، بلکه فقیه و متکلم نیز یافته است؛ روحانی نمایانی که به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) اسلام آمریکایی را تئوریزه می کنند. لینک اصل مطلب در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران پیام فضلی نژاد، عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان، در ساعت 22 شامگاه یکشنبه، 13مردادماه 1387، در جمع دانشجویان دوره آموزش تخصصی مهارتهای رسانه ای سازمان بسیج دانشجویی که با مشارکت دانشکده خبر سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در اردوگاه سید الشهدا(ع) آبعلی در حال برگزاری است، حاضر شد و در باب «ناتوی فرهنگی، رسانه ها و روشنفکران اصلاح طلب» سخنرانی کرد. آنچه در پی می آید، خلاصه و تنقیح شده دو سخنرانی ایشان در باب مبانی نظری و مصادیق رسانه ای ایدئولوژی ناتوی فرهنگی است. به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، پیام فضلی نژاد گفت: «مقام معظم رهبری در باب تعریف پروژه ناتوی فرهنگی فرمودند که ناتوی فرهنگی مجموعه بهم پیوسته رسانه‌های گوناگون هستند که اینترنت نیز در زمره آن است و ماهواره‌ها و تلویزیون‌ها و رادیوهای غرب که در جهت مشخصی حرکت می‌کنند، می کوشند تا سررشته تحولات جوامع را بعهده بگیرند. بر اساس تعریف حضرت آقا معتقدم که پروژه ناتوی فرهنگی و فاز امنیتی فروپاشی ایدئولوژیک برای براندازی نرم نظام، رسانه ها به مداخلات گوناگونی برای تغییر گفتمان انقلاب اسلامی ایران دست می زنند. این مداخلات رسانه ای یکی از رخدادهای مهمی است که پس از پیروزی انقلاب رخ داده است. بنابراین ما باید به رسانه ها از این حیث که می توانند دگرگونی ارزشی و ایدئولوژیک در جامعه را بر اساس یک عملیات روانی و فریب استراتژیک دراز مدت پدید آورند، حساس باشیم. متاسفانه پروژه فروپاشی ایدئولوژیک در ایران، اکنون نه تنها فیلسوف، تئوریسین، نویسنده، روزنامه نگار و هنرمند دارد، بلکه فقیه و متکلم هم یافته است.» پژوهشگر روزنامه کیهان در تعریف ایدئولوژی ناتوی فرهنگی افزود: «صورتبندی نظریه ناتوی فرهنگی، گامی است برای گشودن روزنه های نفوذ نرم به جان و روح جوانان ایران. باید طبقه فکری ای نو در ایران سر برمی آورد تا در یک جنگ استراتژیک نرم، بتواند هم راهبرد ناکام «فروپاشی ایدئولوژیک جامعه ایران» را احیاء کند و هم هدف نهایی فروپاشی از درون را محقق سازد. برای احیاء آن راهبرد و تحقق این هدف، یک ایدئولوژی صورتبندی شد و طبقه فکری جدیدی، ظاهر گشت. تحلیل اندیشه های بنیادین در استراتژی ایالات متحده و مکتب جنگ نرم، ایدئولوژی جدید را به اعتبار تولد در پیمان آتلانتیک شمالی و مسئولیت سازمان نظامی ناتو برای تعریف مبانی و گسترش آن، ایدئولوژی ناتویسم (NATOism) می نامیم و طبقه فکری برآمـده از آن را، ناتویست ها می خـوانیم.» نویسنده کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» در ادامه تعریف خود از ایدئولوژی ناتویسم اظهار داشت: «ناتویسم، هدف میان مدت خود را گسترش سکولاریسم ذهنی، تعریف کرده است. گسترش ناتویسم، با ترکیبی از فعالیت های شبه فلسفی و جنگ های استراتژیک نرم دنبال می شود. از رهگذر این ترکیب، یک سکولاریسم ستیزه گر برای نبرد با مکاتب فکری و هویت بومی ایرانیان پدید آمد که در اندیشه تسخیر همه حوزه های اجتماعی است. ناتویسم، برای تسخیر حوزه های اجتماعی، شامل دو گزاره است و به صورت اولی، بر مداخله کلان هستی شناختی، برای فروپاشی ایدئولوژیک جامعه ایران و به صورت ثانوی، بر مداخله نرم روانشناختی، با هدف سیطره ایدئولوژیک بر همه سازه های شخصیتی افراد، بنا شده است. در مداخله هستی شناختی، تمام سازه های فکری و اعتقادی فرد، چه مکتب و چه ایدئولوژی، به چالش کشیده می شود و او، با بحران عمیق هویتی، روبه رو می گردد.» فضلی نژاد در تبیین مبانی تئوریک ایدئولوژی ناتوی فرهنگی افزود: «مداخله هستی شناختی، تردید آفرین و ایدئولوژی زدا است و آدمی را به شکاکیتی بی سبب، پیرامون مبانی فکری و عقیدتی اش و در نهایت انقطاع از آنان می کشاند و مداخله روانشناختی، مجموعه ای از کالاهای فرهنگی را پشت ویترین می گذارد تا مخاطب، به مقتضای ذائقه اش، یکی از آنان را برگزیند. این دو مداخله، استراتژی خلق «انسان ناتویست» است که نام آن را شهروند مدرن جهانی گذاشته اند. برخی شاخص های ایدئولوژی ناتویسم، عبارت است از: ضرورت ظهور شهروند مدرن جهانی، ایدئولوژی زدایی از جامعه ایران، تکیه بر ترویج الهیأت سکولار در کسوت مرجعی دینی، نهادینه کردن دموکراسی به مثابه خیر مطلق، توانمند ساختن جامعه مدنی برای دگرگون کردن نظام اسلام سیاسی، صورتبندی نمادها و نشانه های اروتیکال در ساخت فرهنگ عمومی، گسترش فمینیسم و استفاده ابزاری از زنان در فرآیند توسعه سیاسی ایران.» وی گفت: «طبقه فکری ناتویست ها یا شهروندان مدرن و ملحد جهانی، موجوداتی هستند که مبنای اخلاق و عمل آنان، ارزش های تمدن سکولار غرب است و یا آگاهانه ایدئولوژی ناتویسم را برگزیده اند و یا ناآگاهانه از آن پیروی می کنند. » به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، فضلی نژاد سپس با بازخوانی سیر تاریخی تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی غرب در ایران و نسبت آن با گفتمان روشنفکری گفت: «از سال 1363 نخستین نزاع های روشنفکری در ماهنامه کیهان فرهنگی حول غرب شناسی آغاز شد، از نخستین منازعات روشنفکران ایران پیش از پایان جنگ، بحث بر سر ماهیت غرب بود و روشنفکران دینی بر خلاف مبانی نظری حضرت امام خمینی (ره) پیرامون تمدن غرب، کوشیدند تا با مغالطه های فلسفی به تمدن غرب در قامت یک تمدن ارزشمند، مشروعیت دهند.» عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان افزود: «سال 1365 این گفتمان روشنفکری که کم کم به سوی انسجام تشکیلاتی پیش می رفت، نخستین زمزمه های خود پیرامون عدم مشروعیت سیاسی نظام جمهوری اسلامی را سر داد و به عنوان نمونه عبدالکریم سروش در سخنرانی ای گفت که تلقی فاشیستی از دین در ایران حاکم شده است. ماهنامه کیهان فرهنگی نیز که آن هنگام ذیل مدیریت کلان آقای سید محمد خاتمی در موسسه کیهان اداره می شد، اصلی ترین رسانه ای بود که چنین شبه افکنی هایی را پوشش می داد.» وی با بیان اینکه کسانی که پس از دوم خرداد روزنامه های زنجیره ای را در طیف های لیبرال دموکرات (روزنامه های جامعه، طوس، نشاط و...) و سوسیال دموکرات (صبح امروز، آفتاب امروز، خرداد و...) راه اندازی کردند، اغلب در ماهنامه کیهان فرهنگی فعالیت داشتند، ادامه داد: «ماهنامه کیهان فرهنگی از سال 1367 صاحب یک حلقه فکری و رسانه ای شد که بیشترین انرژی خود را صرف کار نظری می کردند و حاصل تئوری های خود را در این ماهنامه منتشر می کردند. به عنوان نمونه، نظریه بالینی ناتوی فرهنگی در طیف روشنفکران دینی که مانیفست فلسفی اصلاح طلبان که همان تئوری تکامل معرفت دینی (قبض و بسط تئوریک شریعت) است، از سال 1367 تا سال 1369 در این ماهنامه منتشر شد. » نویسنده کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» با تبیین این تئوری گفت: «نظریه تکامل معرفت دینی ناظر به این معنا بود که هیچ چیز در دین مقدس نیست. فقه، یک دانش بشری است و احکام فقه تقدسی ندارد و در دنیای مدرن، چون فقه شیعی خود را بازسازی نکرده است، آدمیان می توانند از احکام آن که سنتی است پیروی نکنند. این نظریه بالینی اصلاح طلبان بود که با آن از دین تقدس زدایی کردند و در حقیقت اسلام را منسوخ اعلام کردند. این نظریه را باید بازخوانی کرد و با مجموعه نظری اصلاح طلبان مقایسه تطبیقی کرد تا کارکردش را فهمید.» وی افزود: «فقهای گرانقدری چون آیت الله ناصر مکارم شیرازی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی و شخصیت های ارزنده ای چون استاد حسن رحیم پور ازغدی نقدهای ارزنده ای را بر تئوری تکامل معرفت دینی وارد کردند و نشان دادند که تنها امری که در این نظریه نیست، تکامل است. این نظریه بر پایه تئوری معرفت تجربی از کارل ریموند پوپر صورتبندی شد.» فضلی نژاد با روایت فعالیت های کارل پوپر در دوران جنگ سرد بلوک غرب با بلوک کمونیستی و شوروی سابق ادامه داد: «در اسنادی که از بایگانی امنیت ملی آمریکا و بر اساس قانون آزادسازی اطلاعات در ایالات متحده منتشر شده است، می بینیم که کارل پوپر به عنوان شوالیه جنگ سرد آمریکا ذیل چتر مالی سازمان جاسوسی سیا برای براندازی ایدئولوژی مارکسیست نظریه پردازی می کرد. نظریات او در کتاب جامعه باز و دشمنان آن بر پایه خاستگاههای آمریکا در جنگ سرد ساخته شده است و اصالت فلسفی ندارد. این اعترافی است که در خود اسناد سازمان سیا شده است و حرف تازه ای نیست. آن ها امروز رسما می گویند که ما فیلسوفانی چون کارل پوپر، آیزایا برلین، ریمون آرون و هانا آرنت و حتی نویسندگانی چون آندره ژید را بسیج کردیم تا برای فروپاشی ایدئولوژیک شوروی تولید علم، نظریه و رمان کنند. اینان با راه اندازی کنگره آزادی فرهنگی در دوران جنگ سرد، اغلب نظریه پردازان خود را به کار گرفتند و با اختصاص صدها میلیون دلار، چندین نشریه علمی و ژورنال تئوریک را علیه اندیشه های مارکسیستی منتشر کردند و در داخل شوروی پخش کردند. نهادهای فرهنگی بسیاری را به راه انداختند تا گفتمان ها را در جامعه کمونیستی جا به جا کنند. » پژوهشگر موسسه کیهان با بیان اینکه جا به جایی گفتمان ها توسط رسانه ها مقدمه فروپاشی ایدئولوزیک یک جامعه است، گفت: «بلوک غرب از سال 1367 که در جنگ سخت افزاری با جمهوری اسلامی ایران شکست خورد، کوشید تا پروژه براندازی نرم افزاری را در ایران پیش ببرد و برای همین، تجربه جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق را پیرامون ایران نیز به کار گرفت تا نرم افزار انقلاب اسلامی را مسخ کند. همان هنگام مقام معظم رهبری پیرامون روند تهاجم فرهنگی که پیش شرط پروژه ناتوی فرهنگی است، هشدار دادند و در سخنرانی های متعدد به پدیده جا به جایی گفتمان ها اشاره فرمودند. برای این جا به جایی گفتمانی یک پروژه رسانه ای طراحی شد و انتشار نشریاتی مانند ماهنامه کیان، آدینه، دنیای سخن، گردون، فصلنامه گفت و گو و... در این راستا بود. ماهنامه کیان نماینده جناح روشنفکران دینی و فصلنامه گفت وگو نمانده طیف روشنفکران سکولار بود که البته هر دو یک راه را می رفتند و در آستانه انتخابات سوم تیر 1384 که همه دستاوردهای خود را بر باد رفته دیدند، با هم ائتلافی استراتژیک کردند و علیرغم میل باطنی خود، از کاندیدای رقیب دکتر محمد احمدی نژاد حمایت کردند.» وی افزود: «از سال 1370 که ماهنامه کیان منتشر شد، پروژه جا به جایی گفتمان ها کلید خورد؛ بدین معنا که آمدند در برابر گفتمان انقلابی امام خمینی (ره)، گفتمان لیبرال دموکراسی و بعد لیبرال سرمایه داری را ترویج کردند. گفتمان ایدئولوژی‌گرایی و استقرار حاکمیت اسلام را بدل به گفتمان ایدئولوژی ستیزی کردند. گفتند که اساسا ایدئولوژی ضد انسانی است و مرامنامه انسانی است که می خواهد جای خدا بنشیند. نوشتند که اسلام ایدئولوژیک که دارای نظام سیاسی است، یک قرائت فاشیستی از دین است و حاکمیت اسلام چنان که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده، مانند حاکمیت کمونیسم در شوروی، انسانیت انسان را نابود می کنند. یعنی، دو ایدئولوژی که هیچ ربطی به هم ندارند را هم از حیث ماهین و هم از حیث نتیجه با هم مقایسه کردند که اساسا قیاسی باطل و ناصواب بود. چون اسلام، دینی الهی و البته ایدئولوژی ای قدسی است، اما مارکسیسم یک مکتب بشری مادی گرا بود.» نویسنده روزنامه کیهان ادامه داد: «از ابتدای آغاز پروژه جا به جایی گفتمان ها، روشنفکران دینی و اصلاح طلب که می گفتند ما پرچم رفرم دینی و سیاسی در ایران را به دست گرفته ایم، شروع به ساختن تقابل های جعلی کردند. مثلا مدیریت علمی را در برابر مدیریت فقهی قرار دادند و گفتند که مدیریت فقهی که دستاورد اندیشه امام خمینی (ره) در اداره جامعه ناتوان است و باید ما به سوی برگزیدن مدیریت علمی برویم تا طبقه تکنوکرات ها و فن سالاران حاکم شوند. این در حالی است که اساسا تکنوکراسی در اسلام وجود دارد و روایت داریم از معصومین که اگر مومنی بر مومن دیگری در قبول کاری سبقت گیرد، در حالی که تخصص و علم کافی در انجام آن کار ندارد، او خائن به اسلام است. اسلام بر مدیریت علمی تا این اندازه ارج می نهد و قائل به حاکمیت علم و عالمان است، اما آمدند یک تقابل مجعول درست کردند و فقه و علم را در برابر هم قرار داند. عبدالکریم سروش مقاله ای نوشت با نام مدیریت فقهی و مدیریت دینی و مقاله ای نیز با نام مدارا و مدیریت مومنان که ناظر بر همین تقابل مجعول بود و امروز همین نظریه سروش که از اساس یک مغالطه است، مبنای نظری حزب کارگزاران سازندگی ایران است.» فضلی نژاد با اشاره به اینکه در برابر تئوری جنگ حق و باطل و جنگ عقیده که اساس نظریه امام خمینی و قلب گفتمان انقلاب اسلامی است، اصلاح طلبان از سال 1373 نظریه شکاکیت و نسبی گرایی را ترویج کردند، گفت: «با ترویج نظریه پلورالیزم دینی در ماهنامه کیان، گفتند که اصل دین ثابت است، اما دست نیافتنی است و فرع دین که فقه است، دست یافتنی است، اما متغیر است و هر کس درک و دریافتی از آن دارد. بر این اساس، گفتند که قرائت های مختلف از دین وجود دارد و هیچ چیز قطعی در دین وجود ندارد، همه چیز نسبی و پا در هواست. هیچ چیزی در اسلام اصالت ندارد و هر کس می تواند یک قرائت از دین داشته باشد و همه قرائت ها هم بر حق است. بعد هم نتیجه گرفتند که وقتی همه قرائت ها بر حق است، پس هیچ قرائتی حق ندارد خود را بر دیگری تحمیل کند و ادعای حاکمیت داشته باشد. تئوری همزیستی مسالمیت آمیز هم از اینجا در آمد که گفتند خب، حالا که همه بر حق هستند، نباید کسی خود را بر دیگری تحمیل کند و همه باید هم دیگر را بپذیرند.» این پژوهشگر حوزه ناتوی فرهنگی اظهار داشت: «این نظریات خلاف اصول قطعی اسلام است و خلاف اصول قطعی علم است. ما که نمی توانیم بگوییم در علوم، هر کس هر قرائتی را طرح کرد، حق است. هر کس بر پایه اصول نظری و مبانی علمی یک علم نظر و اجتهاد کرد، بر حق است، اما آمدند گفتند که نه همه آدمیان بر حق هستند و حقیقت دینی، یک گوی بلورین بوده که از آسمان افتاده بر زمین و هزار تکه شده و هر تکه آن در دست یک نفر است. این یکی از بزرگترین مغالطه هایی بود که اصلاح طلبان تحت نام روشنفکری دینی انجام دادند.» به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، پیام فضلی نژاد با اشاره به اینکه از سال 1370 تا 1376 جغرافیای ناتوی فرهنگی در فاز فروپاشی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی به تدریج شکل گرفت، گفت: «در جغرافیای فروپاشی ایدئولوژیک این مفاهیم در برابر فلسفه انقلاب اسلامی طرح شد: اول، ایدئولوژی ستیزی. دوم، گفتمان شکاکیت و نسبی‌گرایی و پلورالیزم. سوم، فقه ستیزی به نام رفرم دینی و رنسانس اسلامی. چهارم، روحانیت ستیزی و اینکه باید روشنفکران دینی به جای روحانیت بنشینند. گفتند روحانیت با علوم جدید آشنا نیست و روشنفکران به سبب آشنایی با دستاوردهای مدرنیته مجاز به هدایت مردم هستند! پنجم، مرجعیت ستیزی و اساسا یک پشتوانه امنیتی در سازمان جاسوسی سیا هم داشت که در سخنرانی ام در مدرسه علمیه معصومیه به تفضیل آن را کاویده ام و دکترین مایکل برانت (معاون سابق سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده) را شرح دادم. گفتند این فتاوی ای که مراجع شیعی در ایران می دهند، چون با مبانی مدرنیته سازگار نیستند، به غایت مشکوک هستند و حتی توصیه می کردند که مبادا از این مراجع اطاعت کنید چون مستوجب عقاب و جهنم می شوید! ششم، جامعه مدنی را به عنوان تئوری ای لیبرالیستی در برابر مدینه النبی قرار دادند تا ریشه آرمان خواهی را بزنند. چون اعتقاد به جامعه آرمانی مهدوی بر خلاف خاستگاههای جهان مدرن غرب است و از ریشه با لیبرالیسم محافظه کاری که دنبال توجیه این نظم موجود است، مخالف است. ما به دنبال دکترین جهانی سازی مهدوی هستیم و غرب به دنبال جهانی سازی سرمایه داری و طرح تئوری مرده جامعه مدنی پادزهر غرب برای جامعه آرمانی اسلامی بود که ناکام ماند.» عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان ادامه داد: «در جغرافیای فروپاشی ایدئولوژیک، رسانه های اصلاح طلبان کوشیدند که گفتمان لیبرالیسم را به جای گفتمان انقلاب بنشانند. می دانید که لیبرالیزم اصالت را به سود و لذت می دهد. از نظر انسان شناسی و معرفت شناسی، لیبرالیسم هیچ نسبتی با اندیشه الهی ندارد. لیبرال ها می گویند فقط غرایز شهوانی و سود اقتصادی اصالت دارد. عقل در خدمت توجیه خاستگاههای شهوانی است. بالاترین در خدمت توجیه امیال پائین تنه است. از توماس هابز که نظریه جامعه طبیعی را صورتبندی کرد و گفت که انسان گرگ انسان است تا جان لاک که نظریه جامعه مدنی را ساخت و پرداخت، معتقد بودند که اساسا انسان برای حال کردن و لذت بردن به این دنیا آمده است، بنابراین انسان باید تنها به فکر خودش باشد و دنبال سود و لذتش برود. لیبرال ها معتقدند که ارزش های دینی، ایمان، اخلاق و عدالت، ارزش ندارد، چون با معرفت تجربی قابل لمس و حس نیست. آن چیزی ارزش است که قابل محاسبه و قابل لمس باشد. اصلا لیبرال ها به دین اصالت نمی دهند و برای همین است که می گویند هر کس هر قرائتی از دین داشت، درست است، چون اساسا می گویند دین و ایمان مهم نیست، هر کی هر چی گفت، گفت. مهم سود اقتصادی و لذت شهوانی است و در این موارد کوتاه نمی آیند. » وی افزود: «بر اساس این مبانی عقلی، لیبرال ها گفتند که دین چه ربطی به سیاست دارد. دین یک امر شخصی است و سیاست امری دنیوی است که تنها چیزی که سرش نمی شود ایمان و عدالت است. ماکیاولی در کتاب شهریارش می نویسد که اخلاق مسیحی اخلاق پیر زن هاست. اخلاق حاکمان مبتنی بر دروغ، ریا و زناست. نئولیبرال ها هم که می گویند دولت گداخانه فقرا نیست که بخواهیم عدالت را توزیع کنیم در میان جامعه. به ما چه که فقرا مردند. آن ها معتقدند که ما می آییم طبقه متوسط را تقویت می کنیم، فقرا هم له شدند، شدند. وقتی ببینند که دارند له می شوند، مغزشان به کار می افتد تا کاری بکنند و شاید ابتکاری به خرج دهند و از فقر نجات یافتند. این تئوری نئولیبرالیزم است که متفکران آن صریحا مطرح می کنند.» فضلی نژاد با بازخوانی کارنامه دولت های سازندگی و اصلاحات گفت: «متاسفانه برخی از تئوریسین های دولت سازندگی امروز اقرار می کنند که ما در هشت سال سازندگی بر مبنای تئوری های اقتصاد لیبرالیستی حرکت کردیم. خیلی آشکار هم آمدند گفتند در نماز جمعه تهران، سال 1372 که ما در دولت ساز و کاری را طراحی کردیم که هر کسی بیاید مجبور است این سیاست های توسعه اقتصادی را پی بگیرد. از مانور تجمل سخن گفتند و اینکه یک طبقه در فرآیند این توسعه باید له شود تا طبقه ای دیگر رشد کند. این توسعه لیبرالیستی در دولت اصلاحات هم دنبال شد و اساسا جهانبینی آقای خاتمی این بود. ایشان روز 30 اردیبهشت 1375 در مصاحبه با روزنامه سلام گفتند که توسعه به معنای امروزش، میوه یا شاخ و برگ تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده، توسعه هم ‏خواهد آمد و به این معنا، سخن کسانی که می گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت، تا توسعه بیاید، ‏سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غربی، باید منش غربی ‏متناسب با این بینش را نیز پذیرفت.» نویسنده کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» با بیان اینکه این تفکر در توسعه که اصالت را به تمدن غرب می دهد، از اساس با مبانی معرفتی امام خمینی (ره) منطبق نیست و نمی توان با آن شعار پیروی از خط امام (ره) را داد، گفت: ‏«در صحیفه نور، جلد 8، صفحه 99، امام فرمودند که این تمدن غرب، تمدن نیست، رو به توحش دارد می رود، غرب دارد رو به توحش، یعنی دارد می سازد یک ‏مردمی را که بریزند به جان هم و با چنگ و دندانشان، هم را پاره کنند. بر خلاف تمدن که مکتب ‏های الهی می خواهند انسان درست کنند.» وی اظهار داشت: «بین این دو دیدگاه تمدن شناسانه، تضاد بارزی خودنمایی می کند. در دولت اصلاحات هم توسعه اقتصادی دوران سازندگی پیگیری شد و همچنین مبانی سیاسی دولت اصلاحات از فلسفه امام خمینی دور شد. رسانه ها در این میان برای جا به جایی گفتمان ها در جامعه ایران و تغییر نرم افزار انقلاب تلاش های بسیاری کردند که با انتخابات سوم تیر 1384 همه آن تلاش ها نافرجام ماند. گفتم که حلقه کیان پس از انتخابات دوم خرداد 1376 به سه شق تقسیم شد. اول، جناح لیبرال دموکرات که روزنامه‌های زنجیره‌ای جامعه، طوس، نشاط ،عصر آزادگان و... را منتشر کردند. این جناح را شمس‌الواعظین، جلایی‌پور و سازگارا مدیریت کردند. دوم، جناح سوسیال دموکرات که روزنامه‌های صبح‌امروز، آفتاب و هفته‌نامه راه‌نو را منتشر کردند. این جناح را حجاریان، اکبرگنجی، عباس عبدی، علیرضا علوی‌تبار، رضا تهرانی، عمادالدین باقی و... رهبری می‌کردند. سوم، جناح سکولار که در ماهناکه کیان ماندند. این جناح را ابراهیم خلیفه سلطانی مدیریت می‌کرد. این سه جناح مجموعه مطبوعاتی را که پس از تعبیر فاخر مقام معظم رهبری در سال 1379 به نشریات «پایگاه دشمن» مشهور شدند، اداره کردند.» به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، پیام فضلی نژاد ادامه داد: «تنها امری که در آرایش رسانه ای پس از دوم خرداد به چشم نمی آمد، تکثر رسانه ای و تنوع بود. همان ها که از سال 1370 پروژه فروپاشی ایدئولوژیک را پیش بردند، بعد از پیروزی آقای خاتمی هم اغلب روزنامه ها و نشریات را مدیریت می کردند. مفاهیمی که در طول شش سال، تا انتخابات ریاست جمهوری در حلقه کیان طرح و در ماهنامه کیان منتشر شد، پس از دوم خرداد به سطح روزنامه های مختلف این طایفه کشیده شد. یک نظام معرفتی سکولار که از ماسونیسم تغذیه می کرد را با پروپاگاندا و تبلیغات گسترده رسانه ای می خواستند به جای نظام فلسفی جمهوری اسلامی بنشانند.» عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان با بیان اینکه در ایدئولوژی ناتوی فرهنگی، پروژه فروپاشی ایدئولوژیک مقدمه فروپاشی فیزیکال نظام است، گفت: «در هشت سال دولت اصلاحات، بسیاری از رسانه ها و نهادهای فرهنگی ما گفتمان لیبرالیسم و سکولاریزم را تبلیغ و ترویج کردند که در راس آن اندیشه جدایی دین از سیاست بود. روزنامه های حزبی ما نظام سیاسی ایالات متحده را به عنوان نظام سیاسی ایده آل معرفی کردند. از دیگر سو، نشریاتی مانند ماهنامه زنان از حق سکسوآلیته زنان، لغو حجاب و سقط جنین سخن گفتند. در همین نشریه که چند ماه پیش توقیف شد، عملیات شهادت طلبانه زنان مسلمان در لبنان و فلسطین مسخره شد و زنان مسلمان ایران را به استهزاء گرفتند. پیوند های این نشریات با سازمان های تروریستی مانند سازمان فدائیان خلق در روزنامه کیهان افشا شده است. از تز چند شوهری زنان سخن گفتند. ماهنامه دنیای تصویر از فیلم هایی که همجنسگرایی را تئوریزه می کرد، ستایش نمود و بازیگران و خوانندگان غربی مانند جنیفر لوپز و جودی فاستر و... را اسطوره این جوانان کردند. اول گفتند که جامعه مدرن و مدنی با اسطوره مبارزه می کند. آمدند اسطوره های دینی ما را مخدوش کنند تا اسطوره های فحشای خودشان را جایگزین کنند. این ماهنامه هم که چندی پیش توقیف شد، سال ها به تبلیغ فیلم های اروتیک و عاشقانه های جنسی پرداخت و کوشید تا شقی دیگر از پروژه فروپاشی ایدئولوژیک را پیش ببرد.» فضلی نژاد با برشمردن مصادیق ناتوی فرهنگی در دو دهه گذشته افزود: «یک نیروی رسانه ای پرانرژی را در همه عرصه ها برای استقرار ایدئولوژی ناتوی فرهنگی فعال کرده بودند که به یک نظام رسانه ای منسجمی دست یافته بود. یک وجه از مخزن نظری آن، ماهنامه کیان بود که پس از دوم خرداد 1376 بیش از پانزده روزنامه را منتشر کرد که رهبری معظم انقلاب آن ها را پایگاه دشمن خواندند. اکنون در یک جناح هفته نامه شهروند امروز و در جناحی دیگر ماهنامه آئین به جای آن مخزن نظری نشسته است. اینان رسما ایدئولوژی لیبرالیسم و سکولاریسم را تبلیغ می کنند و شعارهایی چون زنده باد سرمایه داری می دهند. شهروند امروز از منابع مالی حزب کارگزاران سازندگی و آئین از منابع مالی حزب مشارکت ایران تغذیعه می کند.» وی ادامه داد: «مخزن معرفتی ناتوی فرهنگی در باب زنان، برای گسترش گفتمان فمینیسم رادیکال، از ابتدای دهه هفتاد به تاسیس ماهنامه زنان روی آورد و اکنون در سایت های اینترنتی ای مانند تریبون فمینیستی و تغییر برای برابری به دنبال استقرار گفتمان فمینیسم رادیکال در ایران است که متاسفانه بخش هایی از حزب مشارکت ایران با این گفتمان همراهی می کنند. دردوره های آموزشی طرح ولایت در اهواز گفتم که ایالات متحده و هلند بر مبنای طرح خاورمیانه بزرگ و برای پیشبرد پروژه ناتوی فرهنگی بیشترین پول را خرج زنان فمینیست می کنند تا ایدئولوژی سیاه فحشا در ایران تثبیت شود. » فضلی نژاد در تبیین مصادیق ناتوی فرهنگی در سینمای ایران گفت: «در عرصه فرهنگ و هنر نیز با نشریاتی چون ماهنامه فیلم، ماهنامه دنیای تصویر، نشریه گزارش فیلم و هفته نامه سینما و... ظاهر شدند و طیفی از نویسندگان سینمایی که آنان را منتقدان سیاه سینمای ایران نامیده ام آثار نهیلیستی و سکولاریستی و اروتیکال سینمای هالیوود و اروپا را به جوانان به مثابه آثار برتر جهان امروز معرفی کردند و سال ها انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران تحت سیطره آنان بود. در همین آثار سینمایی بود که ارزش های مدرنیته چون دموکراسی آمریکایی و شبه عرفان های مدرن را به عنوان خیر مطلق در ذهن جوانان نشاندند که از مصادیق همان مداخله روان شناختی ناتوی فرهنگی بود. این جریان بیمار متاسفانه اکنون می کوشد تا در بدنه رسانه های دولتی نفوذ کند و تهیه و اجرای بخشی از برنامه های نقد و بررسی فیلم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در اختیار آنان است.» نویسنده روزنامه کیهان اذعان کرد: «در عرصه ادبیات، ماهنامه های دنیای سخن، آدینه و الان هم ماهنامه های بخارا، تندیس، آزما و شوکران را منتشر می کنند. در عرصه خبرگزاری ها، وجه غالب خبرگزاری ایسنا را به سمت تبلیغ مبانی نظری سکولاریزم سوق دادند. فیلم های سینمایی ما، بازتولید فیلمفارسی های عصر پهلوی بود و نهادهایی مانند خانه هنرمندان ایران، دفتر پژوهش های فرهنگی و مرکز بین المللی گفت و گوی تمدن ها بدل به پاتوق تئوریسین های ایدئولوژی ناتوی فرهنگی شده بود.» این پژوهشگر با اشاره به نقش رسانه های ناتوی فرهنگی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: «همه این رسانه ها در دو جناح روشنفکران دینی (اصلاح طلب) و روشنفکران سکولار در ائتلافی استراتژیک کوشیدند تا مانع پیروزی دکتر احمدی نژاد شوند و البته میل باطنی هم به کاندیدای رقیب ایشان نداشتند. سه تئوریسین براندازی نرم که پیش از این عضو بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی (بازوی پژوهشی سازمان جاسوسی سیا) بودند و از دهه هشتاد میلادی پروژه آمریکایی فروپاشی نرم اروپای شرقی را در لهستان و مجارستان پیش بردند به ایران آمدند و همایش های عمومی را با مشارکت دفتر پژوهش های فرهنگی و مرکز بین المللی گفت و گوی تمدن ها در خانه هنرمندان ایران برگزار کردند و جلساتی خصوصی را با برخی از احزاب اسلاح طلب و لیبرال دموکرات گذاشتند. یک پروژه عملیات رسانه ای وسیع با تکیه بر تئوری های دکتر جین شارپ، رابرت هلوی و جرج سوروس (پدران انقلاب مخملی جهان) توسط روشنفکران اصلاح طلب صورتبندی شد تا گفتمان اصیل انقلاب اسلامی دوباره به صحنه اقتدار سیاسی بازنگردد که آن پروژه را در کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی تشریح کرده ام. مردم در سوم تیر 1384 همه نقشه های ناتویست ها را برهم ریختند. البته کارگزاران ناتوی فرهنگی در ایران همچنان فعال هستند و متاسفانه بخشی از آنان چون دفتر پژوهش های فرهنگی که در نشریاتشان چون پل فیروزه و اندیشه ایرانشهر مبلغ روشنفکران مخملی چون رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش هستند، همچنان در خانه هنرمندان ایران فعال هستند. بخشی دیگر مانند حلقه مجله بخارا با مدیریت علی دهباشی که با چهره های صهیونیستی مانند شائول بخاش در تعامل رسانه ای است و از تئوریسین های فراماسونری مانند فریدون آدمیت تجلیل می کنند، اکنون در فرهنگستان هنر ایران حضور دارند. امیدواریم مسئولان دغدغه مند این نهادها، پیشینه آنان را که بارها افشا شده، رصد کنند و به حضور حلقه های ناتوی فرهنگی در بدنه نهادهای خود به شدت حساس باشند.» فضلی نژاد در باب بودجه های غرب برای استقرار ایدئولوژی ناتوی فرهنگی در ایران اظهار داشت: «از سال 1374 بودجه براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی ایران در کنگره آمریکا تصویب شد و پس از آن بودجه ای 75 میلیون دلاری در کنگره مصوب گشت که اخیرا از مرز 100 میلیون دلار گذشته است. یک اتحاد استراتژیک و بین قاره ای پیرامون اجرای این پروژه شکل گرفته است که کشور هلند نیز در مرکزیت این اتحاد حضور دارد و بودجه ای را با نام پلیورالیزم رسانه ای در ایران بالغ بر 100 میلیون یورو تصویب کرده است که بخشی از آن آشکارا اعلام شده است. قسمتی از این بودجه ها توسط موسسه واسطی چون هیفوس، ان.جی.او هایی مانند موسسه راهی (دسترسی زنان به عدالت) و موسسه کنشگران داوطلب راه افتاد و مراکزی چون مرکز فرهنگی زنان از آن تغذیه کردند. سایت هایی مانند گذار (نامه ای برای حقوق بشر) ، رادیو زمانه و روز آن لاین با ارتزاق از این بودجه راه افتاد. متاسفانه بخش مهمی از بودجه هلندی ناتوی فرهنگی در اختیار اصلاح طلبانی قرار گرفت که به عنوان نمونه حسین باستانی یکی از آنان یود که از مسئولان بولتن محرمانه رییس جمهور در دولت اصلاحات بود و در نهاد ریاست جمهوری حضور داشت.» نویسنده کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» هشدار داد: «پروژه ناتوی فرهنگی در ایران، اکنون نه تنها دولتمرد، فیلسوف، تئوریسین، نویسنده، روزنامه نگار و هنرمند دارد، بلکه فقیه و متکلم هم یافته است؛ روحانی نمایانی که به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) اسلام آمریکایی را تئوریزه می کنند. آیت الله ناصر مکارم شیرازی اخیرا دردمندانه هشدار روندی بیمار در عرصه آیت الله سازی را دادند. به عنوان یک ناظر رسانه ای هشدار می دهم که دغدغه مراجع را پاس بداریم که دغدغه گرانی است. در روزگاری هستیم کسی که مدعای مرجعیت دارد، از کمپین یک میلیون امضاء زنان که خواسته شان تغییر قانون اساسی، آزادی هموسکسوآلیته، لغو احکام شرعی مانند حجاب، سنگسار فواحش، اعدام مجرمان و... است، حمایت می کند و در کنار ایشان آقای محمد تقی فاضل میبدی می گوید که خواسته های این کمپین با دین اسلام تعارضی ندارد! در دوره ای هستیم که فردی مانند سید حسین موسوی تبریزی به نحو مشروط فتوای جواز تماشای فیلم های اروتیکال را می دهد و از خوانندگان زن مانند سیما بینا تقدیر می کند یا اسدالله بیات که سایتش او را مرجع عالیقدر تقلید معرفی می کند، از فعالیت مسالمت آمیز خوانندگان زن دوره طاغوت مانند گوگوش دفاع می کند. رزادخانه معرفتی سکولاریزم در ایران اکنون فقها و متکلمانی یافته است که لباس روحانیت بر تن دارند و در رسانه ها حکم به جواز تک خوانی زن برای مردان، لغو حجاب بازیگران در فیلم های سینمایی و رقص جوانان با موسیقی پاپ می دهد و از کمپین های براندازی زنانه حمایت می کنند.» پیام فضلی نژاد در پایان سخنرانی خود گفت: «علیرغم این نظام رسانه ای منسجم که پروژه فروپاشی ایدئولوژیک برای براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران را پیگیری می کرد، مردم ایران در سوم تیر 1384 همه نقشه های بلوک غرب را بر هم زدند. گفتمان اصیل انقلاب اسلامی که قلب آن جنگ عقیده است، در دولت از غربت بیرون آمد. مفاهیم فلسفه انقلاب اسلامی که در بطن جامعه ایران حضور داشت، دوباره در جامعه خود را به رخ کشید که نمونه آن جنبش عدالتخواهی است. اگر کارکرد دولت آقای دکتر احمدی نژاد، تنها همین باشد که گفتمان اصیل انقلاب را دوباره به اقتدار سیاسی در دولت رساند، به همین قدر نیز مغتنم و مبارک است. دیدیم که این گفتمان اصیل بر خلاف همه این نظام سازی های معرفتی، رسانه ای و تبلیغاتی در بطن جامعه حضور داشت و با اقتدار خود را به رخ کشید.» به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، سخنرانی پیام فضلی نژاد که از ساعت ده شب شامگاه یکشنبه (13 مرداد) آغاز شد، در ساعت 12 نیمه شب پایان یافت و پس از آن دانشجویان بسیجی دوره آموزش تخصصی مهارت های رسانه ای داشنکده خبر سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و سازمان بسیج دانشجویی، به مدت یک ساعت و پانزده دقیقه پرسش های خود را با پژوهشگر موسسه کیهان در میان گذاشتند. این جلسه که با استقبال دانشجویان بسیجی همراه بود، در ساعت یک و نیم بامداد دوشنبه پایان یافت. برگرفته شده از :http://www.elaw.ir/archives/news/2008/08/000866.php (سایت رسمی پیام فضلی نژاد )