راز حمایت رفسنجانی از خاتمی
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط :
اکبر هاشمی رفسنجانی: «تاریخ ایران تلاش‌ها، صداقت‌ها و تحمل‌های خاتمی را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کند و خاتمی برگ زرین تاریخ انقلاب است. از لحاظ توسعه سیاسی در دولت ایشان گام جدید برداشته شده است و فضای جدیدی در عرصه‌های مختلف خلق شده است. در روابط خارجی شرایط مناسبی پیش آمد ... در توسعه علمی اقتصادی و آْموزشی بسیار پیشرفت کرده‌ایم. نجابت شخص خاتمی و مدیریت وی که سعی می‌کرد تنش را از کشور دور کند و آرامش را حفظ کند (!) گاهی کوتاه می‌آمد و گاهی نیز گلایه می‌کرد، برای حفظ آرامش در کشور بسیار مهم بود. در تشخیص مصلحت نظام از تعاملی که با دولت وی داشتیم بهره‌مند شدیم. هر کجا نیازمند مشاوره بودیم ایشان به خوبی این امر را انجام می‌داد و در جلسات حتی اگر موافق نظر ما هم نبود می‌پذیرفت و مخالفت نمی‌کرد. در تنظیم سند چشم‌انداز 20 ساله که از افتخارات نظام است، خاتمی نقش مهمی داشت و زمینه تسهیل آن در دولت خاتمی ایجاد شد. کمیسیون‌های مجمع توانستند با کمک دولت خاتمی این سند را تصویب کنند و ما در تنظیم این سند از نظرات دولت خاتمی بسیار بهره‌مند شدیم.(1) این سخنان، سخن کسی است که در طول مدت دولت نهم به رغم پیشرفت‌ها و توفیقات دولت عدالت و حمایت‌های رهبری از آن، نه تنها از سر انصاف و حداقل با ادبیات انتقادِ سازنده، بلکه با ترسیم چشم‌اندازی تاریک از عملکرد دولت، تخریب آن را رویه معمول خود قرار داده است. وی در حیطه سخن توقف نکرده است و تاکنون شاهد همایش‌ها و دستور جلسات در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اخیرا در مجلس وزین خبرگان رهبری بودیم که انعکاس دهنده نقطه نظرات منفی ایشان بوده است. با توجه به تأییدات مکرر و حامیانه رهبر معظم انقلاب اسلامی، جای تردیدی بر اصول‌گرا، مردمی و انقلابی‌بودن دولت دکتر احمدی‌نژاد نیست و انتظار حتی از دشمنان و مخالفان و گوینده این تمجیدهای تأمل برانگیز از خاتمی، این است که حداقل با ادبیات انتقادِ سازنده، در ضمن برشمردن نکات مثبت، به ضعف‌های احتمالی بپردازند. صرف نظر از حمایت‌های بی‌نظیر و مذمت ایشان از تخریب‌گران دولت نهم، که به تصریح‌شان «هدف واقعی آماج این تخریب‌ها، انقلاب و نظام است.» (2) اگر نگرانی‌ها و مخالف‌خوانی‌های آقای رفسنجانی را به دور از اغراض شخصی و جناحی و به دور از حس رقابتی و یا اختلاف مبنایی در نظر بگیریم و ایرادهای ایشان به دولت نهم و شخص دکتر احمدی‌نژاد را واقعی فرض کنیم، سؤالی که در این میان باقی است. حمایت بی‌دریغ و سکوت معنادار ایشان در هشت سالِ دولت خاتمی است. آیا در طول هشت‌سال دولت خاتمی هیچ تخلّفی صورت نگرفت؟! حداقل پاسخ دوستان آقای رفسنجانی که داعیّة اصول‌گرایی هم دارند خلاف این باید باشد. پس با این وجود راز حمایت آقای رفستجانی از آن دولت پرچالش و به خصوص شخص محمد خاتمی در کجا نهفته است؟ آقای رفسنجانی در آستانه انتخابات دوم خرداد به جای مقابله با شایعه تقلب در انتخابات که بسیار در مظلوم‌نمایی خاتمی کارساز بود بر التهاب آن افزود و در نماز جمعه گفت:‌«هر چند ممکن است کسانی باشند که فکر کنند با تغییر رأی مردم فرد مورد نظرشان انتخاب شود ... هر گونه تلاش برای تغییر آرای مردم بزرگترین جنایت و خیانت به نظام می‌باشد ... من به عنوان مسئول قوّه مجریه با آن که در این مسند نخواهم بود. اما نسبت به بهترین شکل و بدون انجام تبلیغات خلاف قانون و دست‌بردن در آرای مردم انجام شود تلاش خواهم نمود.» (3) آقای رفسنجانی در آستانه انتخابات نهم نیز بر این موضع خود پافشاری کرد و در مصاحبه‌ای گفت: «اقدام من در سال 1376 در پاسداری از آرای مردم از افتخارات است.» (4) آقای رفسنجانی در تحلیلی از دوم‌خرداد چنین گفت: «اولاً: در دوم خرداد هیچ انفجاری رخ نداد یک روحانی که از اول پیروزی، در مسؤولیت‌های مختلف بود و مدتی هم وزیر بود، به ریاست‌جمهوری انتخاب شد ... ثانیاً: اگر مردم منفجر شدند نباید به کارگزاران که رکن جریان بودند رأی می‌دادند(!!)»(5) شاید بتوان به راز حمایت هاشمی از خاتمی را، در همین نکته که رأی به خاتمی، رأی به کارگزاران بوده است، دریافت، چرا که در مناسبت‌های دیگر وی چنین اذعان کرده است: «آقای خاتمی تقریباً در مسیر سیاست‌های دورة مسؤولیت من پیشرفت کردند، البته با اقتضائات زمان هم همراه بود، شاید اگر من هم می‌خواستم ادامه دهم به همین‌جا می‌رسیدم.» (6) «از منظر تاریخی دوران اصلاحات به طور طبیعی به دوران سازندگی پیوند خورده است.» (7) «من از دولت خاتمی متشکرم که نگذاشت طرح‌های نیمه‌تمام بماند.» (8) «بهترین خدمت به دولت خاتمی این است که فضا را مناسب کنید تا دولت خدمتگزاری خودش را انجام دهد.» (9) در فتنه‌های براندازانه‌ای چون 18 تیر 78 و ده‌ها بحران پیش آمده در آن دوران تأسف‌بار سکوت معناداری را از ایشان به یاد داریم. گویا در آن زمان هیچ خطری متوجه نظام و انقلاب نبوده تا اینکه ایشان به گفته خودشان با دعوت خاتمی پا در صحنة انتخابات مجلس ششم می‌گذارد، آقای رفسنجانی در این ارتباط می‌گوید: «آقای خاتمی را قبل از این جلسه برای حضور در مجلس ششم دیدم و گفتم این فشارهای روی من است، ایشان گفتند: وجود شما می‌تواند مشکلات ما را کم کند.» (10) بعد از تخریب وسیعی که در پی شکست آقای رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم از جانب اطرافیان خاتمی و برخی فرزندان کارگزارانی ایشان – چون کرباسچی در نشریه هم‌میهن صورت گرفت، لحن آقای رفسنجانی نسبت به دوم‌خردادی‌ها منتقدانه‌تر شد ولی هیچ‌گاه نظر آقای رفسنجانی از خاتمی منصرف نگشت، بلکه وی حواشی و تندروهای دوم خرداد را نشانه می‌گرفت و مانع می‌دانست. هاشمی در تحلیلی این جریان تخریب بر علیه خود را چنین تحلیل کرده است: «بعضی از کسانی که بعدا دور و بر آقای خاتمی جمع شدند، فکر می‌کردند که کسی اینجاست که ممکن است در آینده دوباره رقیب شود. لذا به فکر افتادند که راه برگشت را ببندند و در حقیقت تصمیم گرفتند یکی از نردبان‌هایی را که از آن بالا رفته‌اند خراب کنند که دیگران از این راه بالا نروند. این دیگر به من مربوط نیست. (11) «یکی از شاهدین همین آقای عطریان‌فر بود و می‌توانید از ایشان بپرسید مگر حزب کارگزاران پایه‌گذار دوم خرداد نبود؟ ... اگر حزب کارگزاران نبود که آن‌ها این امکانات را نداشتند.» (12) حال با این تفاصیل شعار دوستان دوی خردادی آقای رفسنجانی در نوسازی اصلاحات منهای تندروهای آن را بهتر می‌توان تحلیل کرد. 1. روزنامه اعتماد، 9/5/84، ص 3، مصاحبه 2. دیدار با هیأت دولت دولت نهم 2/6/87 3. روزنامه ایران 29/2/76، نمازجمعه 28/2/76 4. روزنامه آفتاب‌یزد 20/2/8/84، ص 2 5. روزنامه کیهان 30/11/82 ص 12 6. روزنامه صدای عدالت 16/3/84 ص1 7. شرق 10/3/84 ص 2 8. ابرار 20/12/83 ص 3 9. کیهان 20/9/87 10. سالنامه شرق 1383، ص 30 11. روزنامه آفتاب‌یزد 20/3/82، ص 2 12. سالنامه شرق 1383، ص 30 نوشته شده توسط: مسعود شفیعی‌کیا _ برگرفته شده از www.ansarnews.com