اصولگرایان از خاتمی دعوت کنند
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٢ شهریور ۱۳۸٧ : توسط :
پیشنهادشبکه ایران برای وزن کشی انتخاباتی : محمد مهدی تهرانی: به دنبال ناکامی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی، طرح زودهنگام کاندیداتوری خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان تنها گزینه پیش روی آنان برای فرار از سنگینی بار شکست پیشین تلقی شد. دامن زدن به مباحث انتخاباتی اگر چه در فراموشی ناکامی گذشته و دلداری حامیان شکست خورده اثر بخش بود، اما خود بانی مشکلی دیگر شد. آن گونه که روزنامه وابسته به حزب کارگزاران را واداشت تا این گونه بنویسد:«لطفا عجله نکنید! ... اگر قرار است در انتخابات آتی حضور فعال داشت، نباید در آن هنگام با مهره های زخمی وارد رقابت شد!» البته داستان به نقد عملکرد خاتمی و موضوع تدارکاتچی بودن او هم ختم نشد و به مخالفت های علنی و پی در پی اصلاح طلبان انجامید. شیرزاد در خصوص آمدن خاتمی در شهروند امروز نوشت:«حتی اگر هیچ عیب و ایراد خاصی هم نباشد جامعه بعد از مدتی از چهره های تکراری خسته می شود و دلش می خواهد چهره های دیگر با حرف های دیگر را در مقابل خویش ببیند.» او خاتمی را در کسوت یک سیاستمدار سالخورده دانست که قادر نیست هر روز ساعت ها روی صندلی بنشیند و در جلسات متنوع عصا قورت داده به اظهار نظرهای رنگ و وارنگ حاضران پاسخ دهد. برای او امکان ندارد روزی چند سخنرانی کند و هفته ای چند گزارش حیاتی را تنظیم کند. طیف وسیعی از اصلاح طلبان قهرمان سازی از خاتمی و طرح دوباره کاندیداتوری او را بر نمی تافتند. کارگزاران ذیل عنوان "اصلاح طلبان از خاتمی منجی و قهرمان نسازند" نوشت:«خاتمی قهرمان ناشناخته نیست و قهرمانان همواره ناشناسند و در سایه کمتر به میدان می آیند که اعتبارشان پیروزی آفرین است اما قهرمان اصلاح طلبان کارنامه ای از خود به جای گذاشته که قابل نقد است و بسیاری بر او خرده می گیرند که نتوانسته به آنچه که وعده داده بود عمل کند.» کراگزاران با اشاره به این بیان خاتمی که رئیس جمهور در حد تدارکاتچی است، لوایح دوگانه او را به نوعی دلیلی بر شکست سیاست های او دانست و افزود:« حال آیا جامعه از وی نخواهد پرسید کدام اختیارات ریاست جمهوری افزایش یافته که مقامش را از حد تدارکاتچی بالاتر می برد و یا کدام شرایط تغییرکرده که او دیگربار می خواهد از این مسیر اصلاحات را به پیش ببرد؟» واکنش ها به حضور خاتمی محدود به کارگزاران و اعتماد ملی و همبستگی نماند. 44 حزب اصلاح طلب عضو ائتلاف مردمی اصلاحات، جبهه آزادی و اصلاح طلبان جوان با عنوان اصلاح طلبان خط امامی نیز در اقدامی رسمی طی نامه ای از آقای خاتمی به دلیل پیش گرفتن روشی انحصار طلبانه انتقاد کردند. فومنی، رئیس ائتلاف اصلاح طلبان جوان و عضو شورای عالی حزب همبستگی با اشاره به احتمال کاندیداتوری خاتمی گفت با بیان اینکه خاتمی امتحان خود را پس داده است از او با عنوان یک چهره نیمه سوخته سیاسی یاد کرد و ادامه داد:«ضروری است اصلاح طلبان روی یک چهره که دارای اندیشه نو است، توافق کنند...گروه های پدرسالار با این حرکت، راه را برای کاندیداهایی که دارای اندیشه نو هستند را می بندند.» اگرچه دوستان و یاران غار خاتمی، حضور دوباره او را به چالش کشیده اند و با بهانه های مختلف او را از حضور دوباره در انتخابات بازداشته اند، اما به نظر می بایست رئیس جمهور پیشین را که اکنون در بین یاران خویش نیز غریب مانده است، لااقل برای برگزاری پر شور انتخابات به صحنه رقابت دعوت کرد. و در این باب ناچارا این اصولگرایانند که می بایست چاره ای بیاندیشند. باهنر در خصوص حضور خاتمی در انتخابات می گوید:«اگر در انتخابات، رقابت های درون نظام را جدی ببینیم، باید از این موضوع استقبال شود و در مجموع به نفع نظام است. البته اگر جمع بندی آقای خاتمی مبنی بر حضور باشد باید از تجربه گذشته استفاده کند.» در این میان گو آنکه تصمیم با شخص خاتمی است. او بایست برای حضور در انتخابات، رقابت با محمود احمدی نژاد را بپذیرد و شکست احتمالی بعد از آن را نیز به جان بخرد. ابهامات این چنینی در مورد نتیجه انتخابات است که او را بیش از هر چیز مردد می کند؛ چرا که این روزها از یک سو تحلیلگران داخلی و خارجی از پیروزی حتمی احمدی نژاد در انتخابات آتی سخن می گویند. از سوی دیگر هم با اعلام کاندیداتوری کروبی و نیز انتقادات مکرر و پی در پی اصلاح طلبان نسبت به عملکرد گذشته دولت اصلاحات، انتظار وحدت آنان زیر بیرق خاتمی چندان واقع بینانه به نظر نمی رسد. علاوه بر اینکه اتهاماتی نیز در خصوص عملکرد پیشین خاتمی متوجه اوست. اگرچه طیفی از تندروهایدوم خرداد چون مشارکت و سازمان مجاهدین، همچنان خواهان حضور دوباره خاتمی در انتخابات هستند و افرادی چون بهزاد نبوی حضور خاتمی را برای ادامه حیات اصلاحات ضروری تلقی می کنند، اما هیچ گاه نتوانسته اند احتمال بالای شکست و آسیب های ناشی از آن را انکار کنند. در واقع آنان کوشیده اند تا چاره ای برای عدم رقابت اصلاح طلبان با خاتمی بیاندیشند حال آنکه آنچه بزرگترین مانع حضور دوباره خاتمی است، تردید خود او و ترس از شکست در انتخابات است و این همان چیزی است که سرمقاله نویس شهروند از آن سخن می گوید:«نامزدی سید محمد خاتمی پریدن اصلاح طلبان از آخرین طبقه ساختمان است؛ اگر پروازی در کار نباشد، استخوان اصلاح طلبان سخت تر خواهد شکست.» با این همه به نظر می رسد لااقل جریان اصولگرا می بایست از حضور او در انتخابات استقبال کند. حضور خاتمی از یک سو بر شور انتخاباتی خواهد افزود و از سوی دیگر اتمام حجتی خواهد بود برای کسانی که هنوز از پیکر نیمه جان اصلاحات انتظار معجزه دارند و عدم اقبال عمومی خویش را به گردن کائنات الهی می اندازند! و مهم تر از همه اینها آنکه رقابت وقتی ارزنده خواهد بود که حریف وزنی برای رقابت داشته باشد. خاتمی "باید" بیاید. برگرفته شده از www.inn.ir