دیپلماسی استقامت؛دیپلماسی همیشه پیروز
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳۸٧ : توسط :
دیپلماسی جدید ایرانی جنسش با دیپلماسی قبلی متفاوت بود.دیپلماسی ای از جنس استقامت که نتیجه ای جز پیروزی ندارد: «شرط پیروزى حق، ایستادگى در راه حق است.» کمیل نقی پور: پرونده هسته ای ایران را می توان چکیده رویارویی تهران با غرب و کانون اصلی و مساله شماره یک در پرونده های بین المللی در ظرف 5 سال گذشته دانست. رقابت شطرنج گونه این دو جبهه تا به حال فراز و نشیب های زیادی داشته است که تغییر نگاه به پرونده هسته ای از سوی بازیگردانان ایرانی در سال 84 را می توان مهم ترین آن نام نهاد. در ابتدای این بازی شرایط به گونه ای بود که غرب با کم ترین و بی ارزش ترین مهره های خود به تدریج در راه مات کردن ایران قدم برداشته بود. ایران امتیاز امضای پروتکل الحاقی را در برابر هیچ خواسته ای به اروپاییان واگذار کرد وحتی شرط حفظ امنیت و حرمت اماکن مقدسه که از سوی برخی مقامات کشورمان مطرح گشت در آن شرایط برای غرب چنان اهانتی بود که واکنش کشورهای اروپایی را برانگیخت و انان هشدار دادند " در صورت اصرار بیشتر بر این شروط، پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع داده می شود" که در این صورت " تحریمهای بین المللی، انزوای جهانی گسترده و خطرهای داخلی بزرگ در انتظار ایران خواهد بود. نماینده ایران در اژانس انرژی اتمی نیز عنوان کرد «درباره پروتکل الحاقی نمی توان شرط گذاشت و اگر چنین باشد، هر کشوری می تواند مطابق میل و عقیده اش پروتکلی را تغییر دهد» هر چند که ایران گمان می کرد در مقابل ارایه امتیازاتی به طرف اروپایی امتیازاتی را نیز دریافت می کند اما در عمل با واگذاری دو مهره بزرگ خود نتوانست حتی یکی از کوچکترین مهره های اروپا و غرب را از بازی خارج کند وحتی شرایط به جایی رسید که به جز زدن مهره اصلی ایران یعنی (تعلیق کامل فناوری هسته ای) چیز دیگری برای بازیگردانان غربی باقی نمانده بود. در این مدت تیم غربی با توجه به کارایی مهره های خود که اصلی ترین آن تهدید بود به علاوه ضعف تکنیکی و تاکتیکی بازیگران ایرانی و با حرکت های برنامه ریزی شده ، ایران را به چند قدمی شکست رساند. ولی شکست آن چیزی نبود که بزرگان نظام و مردم در مقابل آن سکوت کنند. مقام معظم رهبری درسخنانی در مورد پرونده هسته ای کشورمان با بیان عقیده عده ای در مورد "توقف برنامه ها به بهانه هزینه های بالا آن" ، "تاخیر چند ساله فرایند غنی سازی اورانیوم" ، "ناتوانی دانشمندان ایرانی در راه هسته ای کردن ایران " و در نهایت "عقب نشینی مسئولین آنزمان انرژی هسته ای دربرابر مطالبات غرب" ، فرمودند: گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه‏ى پى‏درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد میدان میشوم؛ همین کار را هم کردم. بنده گفتم که بایستى این روند عقب‏نشینى متوقف شود و تبدیل بشود به روند پیشروى. و این نقطه ای شد برای تغییر استراتژی بازی که اتفاقا همزمان بود با روی کار آمدن چهره ای که بر خلاف بازیگران قبلی ، با تکیه بر جمله « ما می توانیم» از قدرت بالای ایران در این رقابت دم می زد .چهره ای که کاملا متناسب با استراتژی جدید بود. احمدی نژاد برای وارد بازی نمودن تمام مهره های از دست داده شده ، با تایید رهبری تعلیق تاسیسات ucf اصفهان را شکست و به طرف مقابل این پیام را فرستاد « غرب باید از برج عاج پایین بیاید و به ملت ایران احترام بگذارد.» رییس شورای عالی امنیت ملی که بازی هسته ای با مقیاس مسئولین را به یک بازی با مقیاس ملی تبدیل کرده بود با بیان اینکه "تعلیق غنی سازی اورانیوم خط قرمز مسئولان و مردم ایران است "هزینه هرحرکت را برای غرب افزایش داد و به آنان فهماند که مهره تعلیق مهره ای نیست که 1+5 با تمامی ابزار تحت اختیارش بتواند آنرا برای بار دیگر از بازی خارج کند. حرکت های ایران برای بازآفرینی مهره هایش و تولید مهره های دیگر مانند تحولات عراق ، لبنان و فلسطین، خیلی زود صدای طرف غربی را درآورد و آنان با جولان مهره معروفشان یعنی "تهدید" دوباره در تلاش بودند ایران را در گوشه صفحه این شطرنج گرفتار کنند. اما جواب تیم بازیگران ایران خیلی قاطع بود : غربی ها خیال نکنند با نشان دادن لولوی شورای امنیت ایران رو به قبله دراز می کشد! حنای استراتژی" قدم به قدم غرب " برای مسئولین ایرانی دیگر رنگی نداشت. «شما‌ یک قدم رفتید عقب، او یک قدم مى‏آید جلو؛ یک سنگر را خالى کردید، او مى‏آید آن سنگر را میگیرد.» غرب مهره تهدبد خود را که در گذشته فقط با نشان دادنش نتیجه ی دلخواه خود را می گرفت وارد بازی کرد . قطعنامه اول ، قطعنامه دوم ، قطعنامه سوم، تهدیدات نظامی گسترده همه حاصل حرکت مهره تهدید بازیگران مقابل ایران بود که خیلی نامتوازن به کار برده می شد. اما پاتک های ایران که برگرفته از استراتژی استقامت بود تمام حرکت های آنان را به هم ریخت . « ما ترمز و دنده عقب قطار هسته ای را مدت هاست که دور انداخته ایم...» نتایج این اسنراتژی آن قدر آشکار بود که رسانه های دنیا به عنوان ناظران این بازی ،که اکثرا طرفدار تیم غربی هستند، از قطعنامه های یاد شده به عنوان «قطعنامه های بی فایده» یاد کنند و عملا از سوخته شدن این مهره سخن بگویند. اما این پایان ماجرا نبود . نه تنها تهدید به عنوان یک مهره کارساز از دست بازیگران غربی درامد بلکه مهره ای شد که در اختیار ایرانیان قرار گرفت. محمد البرادعی دبیر کل اژانس انرژی هسته ای با بیان اینکه تهدید ایران ممکن است سمت و سوی فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران را تغییر دهد به غرب توصیه کرد از تهدید ایران دست بردارند. سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه نیز بیانی مشابه به بیان البرادعی را به کار برد و غرب را از تهدید ایران نهی کرد . سخنان علی لاریجانی در مورد جدی گرفتن صحبت های البرادعی نیزموجب شد کارشناسان مسایل بین المللی این نتیجه را بگیرند که" تهدید ایران امکان دارد این کشور به شیوه دیوانه ها بازی را ادامه دهد." از سویی دیگر دیپلمات های هسته ای ، یا بازیگردانان کشورمان پس از مذاکرات ژنو وارایه نقش راه در قالب non paper بازی را وارد مرحله دیگری کردند.مرحله ای که ایران برای اولین بار ابتکار بازی را در درست گرفته است . اولین حرکت اروپا در قالب جدید بازی نیز صورت پذیرفت .رئیس دفتر و سخنگوی خاویر سولانا با اعلام تاریخ مذاکرات تلفنی میان جلیلی و سولانا که در عرف دیپلماتیک نشان از موضع انفعالی اروپا دارد پازل بیرون رانده شدن تدریجی مهره های غرب را تکمیل کرد. فک پلمپ از تمامی تاسیسات هسته ای ، دستیابی به دانش غنی سازی اورانیوم، راه اندازی 2 هراز دستگاه و در دو مرحله دیگر 4 هزار دستگاه و 6 هزار دستگاه سانترفیوژ، دستیابی به چرخه کامل فناوری هسته ای ،‌ گزارش های اژانس انرژی هسته ای مبنی بر اینکه هیچگونه سند و مدرک معتبری نسبت به انحراف غنی سازی های هسته ای ایران در دست آژانس نیست ، گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا، عدول از پیش شرط تعلیق برای ادامه مذاکرات و ... همه از موفقیت هایی بود که ار تغییر دیپلماسی تسلیم به دیپلماسی استقامت به دست آمد .دیپلماسی ای که" بنا بر سنت الهی محکوم به پیروزی است." http://www.inn.ir نسخه آنلاین ایران