تحلیل وضعیت کنونی فضای سیاسی کشور در آستانه‌ انتخابات90/ بخش اول
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳٩٠ : توسط :

جریان انحرافی، عصای هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس نهم/ 1390
اصلاح‌طلبان پرونده‌ی 88 را چگونه خواهند بست؟
* مهدی محمّدی/ بخش اول؛

http://www.borhan.ir/Images/News/Larg_Pic/18-7-1390/IMAGE634538565856531360.jpg

ـ ـ ـ ــبُرش :

* اصلاح‌طلبان درباره‌ی فتنه‌ی 88 دو دیدگاه دارند؛ دیدگاه اول این‌که آنچه رخ داد، یک اشتباه بود و از حیث راهبردی بدون حصول دستاورد سیاسی مثبت، هزینه‌های فراوانی را به اصلاحات تحمیل کرد. اما دیدگاه دوم رفتار جریان انحرافی را تأییدی بر درستی مواضع جریان سبز می‌داند. آیا اصلاح طلبان به راهبرد انتخاباتی واحد خواهند رسید؟

* احمدی نژاد لزوماً مساوی با جریان «مشایی» و «بقایی» نیست. جریان انحرافی در تلاش است تا احمدی نژاد را به یک نمونه‌ی آرمانی و به یک مدیر دست نیافتنی در طول تاریخ نظام جمهوری اسلامی بعد از انقلاب تبدیل کند و تأکیدش بر آن است که همه چیز حتی ولایت پذیری با احمدی نژاد سنجیده شود. در حقیقت تبدیل کردن احمدی نژاد به ملاک سنجش‌های ارزش‌های سیاسی، مهم‌ترین ویژگی جریان انحرافی به شمار می‌آید.

* یکی از ویژگی‌های مهم شرایط کنونی کشور این است که در حقیقت مرز بین جریان چپ و هاشمی برداشته شده است... در واقع مجموعه تحولات 6 سال گذشته روشن کرده که هم به لحاظ مبانی نظری و هم به لحاظ سناریوهای سیاسی، فاصله‌ی بین جریان چپ و هاشمی بسیار کم‌تر از چیزی است که در فاصله‌ی 76 تا 84 تصور می‌شد. در این رابطه اصلاح‌طلبان نیز به خوبی دریافته‌اند که می‌توانند روی او به عنوان یک تکیه گاه حساب کنند.

* تحلیل روان شناختی هاشمی از دولت این است که این دولت ورود به بحران‌هایی خواهد کرد که در نهایت عمرش را کوتاه خواهد ساخت. بر این اساس پروژه‌ی وی از این قرار است که دولت را به سمت چنین بحران‌هایی هل داده و حتی آن را به درگیری ساختاری با رهبری سوق دهد. هم‌چنین بر آن است تا به درگیری میان دولت و اصول‌گرایان دامن زده و آن را تشدید نماید. هاشمی درصدد است تا در این درگیری‌ها، به رهبری و جریان اصول‌گرایی فشار آورد تا ادبیات خود را نسبت به دولت رادیکال‌تر کنند. او معتقد است هر چه ادبیات رادیکال‌تری در مقابل احمدی نژاد مطرح گردد، او نیز پاسخ رادیکال‌تری خواهد داد و در نتیجه بحران تعمیق خواهد شد.

* راهبرد خاتمی و هاشمی در انتخابات مجلس بر هم منطبق نیست. خاتمی معتقد است که رهبری فضا را کنترل کرده، دولت به عمر خود تا انتها ادامه داده و سقوط نخواهد کرد. بنابراین باید برای بازگشت به نوعی از نظام عذرخواهی نمود. اما تحلیل هاشمی آن است که اگر جریان اصلاح‌طلب درست عمل نماید، امکان نیمه تمام گذاشتن عمر این دولت و سپس بازگشت پیروزمندانه به ساختار قدرت فراهم خواهد آمد.

* جریان فتنه در غیاب موسوی و کروبی با نوعی خلاءِ رهبری مواجه است. از این رو می‌توان تصور کرد که برای به دست گرفتن رهبری جریان اصلاحات و ارتباط‌گیری با سرمایه‌ی اجتماعی سرگردان این جریان، میان چهره‌های کلیدی آن به ویژه بین تیپ‌هایی چون «سیدحسن خمینی»، «محمد خاتمی» و «موسوی خوئینی‌ها» رقابتی پنهان شکل خواهد گرفت.

* نحوه‌ی عمل جریان فتنه در انتخابات به طور مستقیم وابسته به نحوه‌ی عمل جریان انحرافی خواهد بود. چنانچه بحران در روابط جریان انحرافی و نظام عمیق‌تر شود، آقای هاشمی نفوذ کلمه‌ی بیش‌تری پیدا خواهد کرد و به دنبال آن، راهبرد وی بیش‌تر بر فضا حاکم خواهد شد. راهبردی که قایل است باید صبر نمود تا این درگیری‌ها تا جایی رشد یابد که خود نظام احمدی‌نژاد را حذف نماید. اما در صورتی که این درگیری کنترل شده و جریان اصلاحات احساس کند این نزاع از حد معینی بیش‌تر تجاوز نکرده و نظام قادر به کنترل جریان انحرافی است، ادبیات بازگشت و حتی ادبیات عذرخواهی تقویت خواهد شد.

* طرح ادبیات شرط‌گذاری از جانب افرادی چون خاتمی از آن رو است که جریان متبوع وی امیدوار است پروژه‌ی بزرگ‌نمایی خطر جریان انحرافی با موفقیت به انجام برسد. وی به خوبی می‌داند که در موقعیت شرط گذاشتن برای نظام نبوده و بالعکس باید پذیرای شروط نظام برای بازگشت باشد. اما با امید به تشدید درگیری میان نظام و جریان انحرافی و قراردادن نظام در موقعیت امتیاز دادن به اصلاح‌طلبان، در ادبیات رسانه‌ای خود بحث تعیین شرط را مطرح می‌کند. هدف نهایی خاتمی این نیست که نظام شروط او را بپیذرد. او می‌داند که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد بلکه هدف نهایی او این است که نظام مطالبه و مرزبندی با فتنه‌ی 88 و اعتراف به دروغ بودن فتنه‌ی 88 را از مقابل او بردارد. به عبارت دیگر خاتمی چیزی از نظام نمی‌خواهد بلکه در واقع در پی آن است که نظام چیزی از او نخواهد.

» متن کامل در ادامه مطلب...


ادامه مطلب را مطالعه کنید