امام سید علی خامنه ای درباره دکتر علی شریعتی چه می گوید؟
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳٩٠ : توسط :

#بُرش: شریعتی را ممکن است به عنوان یک فیلسوف، یک متفکر بزرگ، یک بنیانگذار جریان اندیشه مترقی اسلام معرفی کنند، اما این ها افسانه و مبالغه آمیز است و چنین تغییراتی در خصوص مرحوم دکتر شریعتی صدق نمی کند. اما متقابلاً شریعتی یک چهره ی پرسوز ِپیگیر برای حاکمیت اسلام بود، وی کوشش می‌کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی‌ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند؛ این بُعد از شخصیت شریعتی آن چنان که باید و شاید شناخته شده نیست...

http://faryad.epage.ir/images/faryad/content/%D8%AF%D8%B1%20%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82/%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%8A3.jpg

پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب+: مقام معظم رهبری در 30 خرداد 60، همزمان با پنجمین سال درگذشت دکتر علی شریعتی در مصاحبه‌ای با روزنامه جمهوری اسلامی به بیان نظرات خویش در خصوص ابعاد شخصیتی شریعتی و نقد مخالفان و موافقان وی پرداختند.


از شگفتی‌های زمان و شاید از شگفتی‌های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش به نوعی با هم همدستی کردند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می‌کنند و این موجب می‌شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند.

بی‌گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی‌کنم که این اشتباهات کوچک بود، اما معتقدم که در کنار این اشتباهات، چهره شریعتی از برجستگی‌ها و زیبایی‌ها هم برخوردار بود؛ پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی‌های او را نبینیم.

ممکن بود او اشتباهاتی در مسائل اصولی و بنیانی تفکر اسلامی مثل توحید، یا نبوت و یا مسائل دیگر داشته باشد، اما این نباید موجب ‌شود که ما شریعتی را فقط با همین نقاط منفی بشناسیم.

 

شریعتی را سنگری برای کوبیدن روحانیت و اندیشه بنیانی و فلسفی اسلام کردند

ظلم طرفداران شریعتی به او کمتر از ظلم مخالفانش نبود، بلکه حتی کوبنده‌تر و شدیدتر هم بود. طرفداران او به جای اینکه نقاط مثبت شریعتی را مطرح، و آنها را تبیین کنند، در مقابل مخالفان صف آرایی کرده و سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه بدهند؛ به طوری که حتی کوچکترین اشتباهات را از او نپذیرفتند.

طرفداران شریعتی سعی کردند اختلافی که با روحانیون یا با متفکران بنیانی و فلسفی اسلام دارند، در پوشش حمایت و دفاع از شریعتی بیان کنند؛ در حقیقت شریعتی را سنگری برای کوبیدن روحانیت و اندیشه بنیانی و فلسفی اسلام  کردند.

خود این منش و موضع‌گیری کافی است تا عکس‌العمل‌ها را در مقابل شریعتی تندتر و شدیدتر، و مخالفان او را در مخالفت حریص‌تر کند؛ عده ای از کسانی که به نام شریعتی و به عنوان دفاع از او درباره شریعتی حرف می زنند، کمک می‌کنند تا شریعتی را هر چه بیشتر منزوی کنند.

 

شریعتی همواره خود را علاقه‌مند به مرحوم مطهری و بلکه مرید او معرفی می‌کرد

متاسفانه به نام رساندن اندیشه‌های او، یا به نام نشر آثار او، فجایعی در کشور صورت می‌گیرد؛ فراموش نکرده ایم که یک مشت قاتل و تروریست به نام «فرقان ها» خودشان را دنباله رو خط شریعتی می‌دانستند.

آیا شریعتی براستی کسی بود که طرفدار ترور شخصیتی مثل شهید مطهری باشد؟ او که خودش را همواره علاقه‌مند به مرحوم مطهری و بلکه مرید او معرفی می کرد.

عده‌ای و ازجمله بعضی از افراد خانواده شریعتی خود را به او منتسب می‌کنند. اینها در حقیقت از نام و از عنوان و از آبروی قیمتی شریعتی برای مقاصد سیاسی سوءاستفاده می کنند و ضربه این طرفداری و جانبداری به شخصیت شریعتی یقینا کمتر از ضربه مخالفان شریعتی نیست.

مخالفان را می‌شود با تبیین و توضیح روشن کرد، با بیان برجستگی‌های شریعتی متقاعد کرد و اگر در میان مخالفان معاندی وجود دارد، او را منزوی کرد، اما این گونه موافقان را به هیچ وسیله‌ای نمی‌شود از جان شریعتی و از سر شریعتی دور نمود.

 بنابراین معتقدم چهره شریعتی در میان این موافقان و مخالفان چهره مظلومی است و اگر بتوانم در این باره رفع ظلمی بکنم به مقتضای دوستی و برادری دیرینی که با او داشتم، حتما ابایی ندارم.

 

معرفی شریعتی به‌عنوان متفکر بزرگ و بنیانگذار جریان اندیشه مترقی اسلام مبالغه است

 سوال: عده‌ای معتقدند که معمولا شخصیت‌ها از دور یا پس از مرگ مبالغه‌آمیز و افسانه‌ای جلوه می‌کنند، آیا به نظر شما در مورد شریعتی نیز می‌توان این نظر را صادق دانست و آیا چهره او نیز دستخوش چنین آفتی شده است؟

 جواب: درمیان قشری از مردم، بخشی از شخصیت شریعتی مبالغه‌آمیز و افسانه‌آمیز جلوه می‌کند، اما متقابلا بخش‌های ناشناخته‌ای از شخصیت شریعتی هم وجود دارد. شریعتی را ممکن است به عنوان یک فیلسوف، یک متفکر بزرگ، یک بنیانگذار جریان اندیشه مترقی اسلام معرفی کنند، اما این ها افسانه و مبالغه آمیز است و چنین تغییراتی در خصوص مرحوم دکتر شریعتی صدق نمی کند.

 

شریعتی یک چهره پرسوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود

 اما متقابلا شریعتی یک چهره پرسوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماع رنج می‌برد.

وی کوشش می‌کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی‌ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند؛ این بعد از شخصیت شریعتی آن چنان که باید و شاید شناخته شده نیست.

 

هنر شریعتی بیان واژه‌ها و مفاهیم به زبان نسل خود بود

در اینکه شریعتی یک آغازگر بود، نباید شک کرد؛ او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود.

قبل از او بسیاری بودند که اندیشه مترقی اسلام را آن چنان که او فهمیده بود، فهمیده بودند، اما هیچ کدام این موفقیت را پیدا نکردند که آنچه را فهمیده بودند در قالب واژه‌ها و تغییراتی که برای نسل امروز ما و یا بهتر بگویم مخاطبان آن روز شریعتی، گیرایی داشته باشد، مطرح کنند.

شریعتی آغازگر طرح جدیدترین مسائل کشف شده اسلام مترقی بود، ولی نمی‌توان او را با سیدجمال یا با اقبال مقایسه کرد. اگر کسی چنین مقایسه‌ای بکند ناشی از این است که اقبال و سیدجمال را به درستی نشناخته است.

 سوال: درباره رابطه عاطفی و فکری شریعتی با روحانیت و روحانیون نظرات گوناگون و متفاوت و بعضا مغرضانه‌ای عرضه شده است، آیا شما می‌توانید به عنوان یک روحانی که با دکتر دوست و در بسیاری موارد همفکر بودید، حقیقت را در این مورد بیان کنید؟

 جواب: اتفاقاً این بخش از بخش‌های ناشناخته چهره و شخصیت دکتر است؛ اول خاطره‌ای را برای شما نقل می‌کنم و بعد پاسخ شما را می‌دهم.

 

شریعتی بنیانگذاری روحانیت جدید را استعماری و خطرناک می‌دانست

در سال 1349 در مشهد، در یک مجمعی از طلاب و فضلای مشهد، درس تفسیر می‌گفتم؛ در این درس یک روز راجع به روحانیت صحبت کردم و نظراتی را که در مورد بازسازی روحانیت یعنی جامعه روحانیت وجود داشت به صورت فرض و احتمال مطرح کردم، گفتم چهار نظر وجود دارد:

یک حذف روحانیت به کلی، یعنی اینکه اصلا روحانیتی نمی‌خواهیم. دو؛ قبول روحانیت به همین شکلی که هست با همین نظام و سازمان کنونی بدون اعمال هیچ اصلاحی در آن. سه؛ تبدیل به کلی، یعنی اینها و روحانیت کنونی را برداشته و با شرایط لازم روحانیت جدید بنیانگذاری کنیم و چهار؛ اصلاح روحانیت موجود. البته طبیعی است که من آن سه نظر اول را رد می کردم و با ارائه دلیل به نظر چهارم معتقد بودم.

همان اوقاتی بود که تازه زمزمه‌هایی علیه دکتر شریعتی بلند شده بود و گفته می‌شد که دکتر شریعتی راجع به افکار شریعت کم عقیده یا بی عقیده است یا نسبت به روحانیت علاقه‌ای ندارد، اما وقتی در جلسه درس این مطلب را بیان می‌کردم، با علاقه فراوانی گوش می‌داد.

شریعتی موارد یک و دو را غلط می‌دانست و مورد سوم را از همه بدتر.

توجه می‌کنید! گفت این از همه بدتر، از همه خطرناک‌تر و از همه استعماری‌تر است، اما وقتی رسیدیم به نظر چهارم که آن اصلاح روحانیت موجود بود، گفت: بله این نظر خوبی است.

 

روحانیت یک نهاد اصیل و عمیق و غیرقابل خدشه است

 شریعتی برخلاف آنچه گفته می‌شود نه تنها ضدروحانی نبود، بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود؛ او می‌گفت که روحانیت یک ضرورت است، یک نهاد اصیل و عمیق و غیرقابل خدشه است و اگر کسی با روحانیت مخالفت بکند یقینا از یک آبشخور استعماری تغذیه می شود.

اینها اعتقادات او بود؛ در این هیچ شک نکنید این از چیزهایی بود که جزو معارف قطعی شریعتی بود.

تصور شریعتی در مورد روحانیت این بود که روحانیون به رسالتی که روحانیت بر دوششان گذاشته، بطور کامل عمل نمی کنند.

در اینجا هم یک خاطره ای نقل می کنم برای شما در سال 47؛ یعنی سال آخر عمر جلال آل احمد و در یک جلسه مشترک با آل احمد و مرحوم شریعتی.

 

علت انتقاد از حوزه علمیه، انتظار و توقع از آن است

در آن جلسه درباره روحانیون بحث شد، هر کسی یک چیزی می گفت، شریعتی مقداری انتقاد کرد، مرحوم آل احمد به شریعتی گفت: «شما چرا از حوزه علمیه اینقدر انتقاد می کنی بیا از روشنفکران خودمان انتقاد کن.»

مرحوم آل احمد دو - سه جمله درباره انتقاد و تعرض به روشنفکران گفت، مرحوم دکتر شریعتی پاسخی داد که از آن پاسخ هم می شود دیدگاه او را نسبت به روحانیت و روحانیون فهمید.

او گفت: علت اینکه من از روحانیت و حوزه علمیه انتقاد می کنم، این است که ما از حوزه علمیه انتظار و توقعی داریم که از روشنفکر جماعت نداریم، نهادی که ولادتش در آغوش فرهنگ غربی بوده مورد انتظار ما نیست، اما روحانیت یک نهاد اصیلی است و ما از روحانیت زیاد انتظار داریم، بنابراین چون آن انتظارات عمل نمی شود به همین دلیل انتقاد می کنم.

او معتقد بود که روحانیون به رسالت خود بطور کامل عمل نمی‌کنند تا اینکه سال حدود 51 و نزدیک 52، در اثر تماس هایی که دکتر با چهره هایی از روحانیت، بخصوص روحانیون جوان گرفت، کلا عقیده اش عوض شد.

شریعتی در سال 54 و 55 معتقد بود که اکثریت روحانیت به آن رسالت عمل می‌کنند و لذا در اواخر عمر نه فقط معتقد به روحانیت، بلکه معتقد به روحانیون نیز بود؛ وی معتقد بود که اکثریت روحانیون در خط عمل به همان رسالتی هستند که واقعا بر دوش روحانیت هست.


شریعتی جزو شدیدترین و قاطع ترین عناصر ضدچپ و ضد مارکسیسم بود

 سوال: گروه‌های چپ و شبه چپ امروز سعی می‌کنند شریعتی را قطب و پیشوای خود معرفی کنند؛ از طرفی گروه‌های سیاسیون غرب‌گرا و یا به اصطلاح رایج لیبرال نیز شریعتی را ملک مطلق خود می‌دانند. این تناقض به چه صورت است؟

جواب: مشکل را خود این دو ادعا حل می‌کند؛ با توجه به اینکه هر کدام دیگری را تخطئه می‌کند، بنابراین نتیجه می‌گیریم شریعتی نه ملک مطلق لیبرال هاست و نه قطب و محور چپ ها و شبه چپ ها، اما در مورد چپی ها باید صریحا و قاطعا بگویم که شریعتی جزو شدیدترین و قاطع ترین عناصر ضدچپ و ضد مارکسیسم بود.

روزی که مجاهدین تغییر ایدئولوژی دادند و کتاب مواضع ایدئولوژیک تازه‌شان چاپ شد، در مشهد یک نفر از مواضع جدید مجاهدین که مارکسیستی بود، دفاع می کرد، اما شریعتی آن شخص را چنان کوبید که ضد چپ بودن وی برای من بسیار تعجب آور بود.

بنابراین هر کس و هر چپ‌گرایی (حتی زیر نام اسلام) اگر امروز شریعتی را از خودش بداند، یقینا گزافه‌ای بیش نگفته است؛ همچنین مجاهدی که امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه‌ای بیش نگفته است.

همین مجاهدین که امروز از دکتر شریعتی طرفداری می‌کنند، در سال 51 و 52 جزو سخت‌ترین مخالفان شریعتی بودند، اما اینکه امروز چطور می‌توانند شریعتی را قطب خودشان بدانند، سوال برانگیز است!

 

بهره‌برداری سیاسی و فکری  لیبرال‌ها از شریعتی

عده‌ای از عناصر وابسته به نهضت آزادی یا عناصر سیاسی میانه که خیلی اهل خطر کردن و ورود در مبارزات جدی نبودند به خاطر امکاناتی (خانه یا باغی) که داشتند شریعتی را دعوت می کردند.

وی هم در اوقاتی که سخنرانی نداشت در منزل اینها و با استفاده از امکاناتشان برای 50 -100 نفر، کمتر یا بیشتر صحبت می‌کرد، ولی لیبرال‌ها بهره برداری‌های جمعی و سیاسی و فکری را از آن جلسات انجام می‌دادند.

حقیقت این است که شریعتی به هیچ وجه وابسته به اینها نبود و فقط از امکاناتی که در اختیار آنها بود استفاده می‌کرد.

سوال: اگر شریعتی را مرحله تازه‌ای از رشد اندیشه اسلامی و در عرصه ذهنیت ایران می‌بینید مرحله بعد از او را چه می‌دانید؟

جواب: البته من شریعتی را به صورت یک مرحله می‌توانم قبول کنم؛ به این معنا که همان طور که قبلا گفتم او کسی بود که اندیشه‌های مطرح شده در جامعه را با زبان درستی با یک سلطه ویژه‌ بر فرهنگ رایج آن نسل می‌توانست بیان کند.

 

مرحله بعد از شریعتی چیست؟

شریعتی ابتکارهای زیاد و مسائل جدیدی داشت، اما به معنای درست کلمه شریعتی یک مرحله بود، مرحله بعدی این است که آن مسائلی را که شریعتی با استفاده از آشنایی های خودش با فرهنگ اسلام فهمیده و ارائه داده بود، با اصول اساسی فلسفی مکتب اسلام بیامیزیم و منطبق کنیم.

آنچه که بدست خواهد آمد مرحله جدیدی است که می تواند برای نسل ما مفید باشد؛ به تعبیر بهتر بیاییم شریعتی را با مطهری بیامیزیم و این‌ دو را با هم مطالعه کنیم؛ ترکیبی از زیبایی‌های شریعتی با بُتون آرمه اندیشه اسلامی مطهری به وجود بیاوریم که آن همان مرحله نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد.

 

*مرتبط :

- رسول جعفریان/ چرخش‌ها در جمهوری اسلامی نسبت به شریعتی! +
- حسین قدیانی/ “کویر” را با لهجه “غدیر” باید خواند +
- آخرین نظرات رهبر انقلاب درباره شریعتی؛ او دنبال فریب رژیم بود +
- گفتاری منتشر نشده از حسن رحیم پور ازغدی درباره شریعتی +
- سیری در روابط استاد شهید مطهری و دکتر علی شریعتی- 1 +
- سیری در روابط استاد شهید مطهری و دکتر علی شریعتی- 2 +
- دیدگاه دکتر غلامعلی حدادعادل پیرامون تفکّر دکتر علی شریعتی +
- نظر محمدحسین صفار هرندی پیرامون دکتر علی شریعتی +


 
آیت الله مصباح و تبیین دو نمونه از شگردهای شیطانی جریان انحرافی
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳٩٠ : توسط :

ابلیس با تمام توان و تجربه چندین هزار ساله به یاری جریان انحرافی آمده است ...
نه آن روز که حمایت کردیم و نه امروز، تحت تأثیر هوچی‌گری‌ها نیستیم ...

http://www.rajanews.com/%5CFiles_Upload/28401.jpg

به گزارش خبرگزاری فارس +، آیت‌الله محمد تقی مصباح‌یزدی رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) روز گذشته در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت.
وی با اشاره به اینکه همه در اعمال و رفتار خود دارای نقص و عیب هستیم، تصریح کرد: اگر توقع داشته باشیم برای تصدی پست‌های کشور اسلامی کسانی انتخاب شوند که هیچ نقص و عیبی در رفتار و فکر و اخلاقشان نباشد باید فقط منتظر ظهور امام زمان(عج) باشیم و این همان تفکر تفریطی‌هاست که می‌گفتند این کارها فایده ندارد و باید بنشینیم تا امام زمان(عج) بیاید.

* در هر انتخابی باید سعی کنیم اصلح نسبی را برگزینیم

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با تأکید بر اینکه حکومت عدالت امیرمؤمنان یک الگوی مناسب برای ما است، ادامه داد: ریزش در مسئولین، زمان حضرت علی(ع) نیز وجود داشت به طوری که برخی از والیان و استانداران حکومت امیرالمؤمنین از سران لشکر عمر سعد در کربلا شدند.
آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه نباید در مسئولین منتظر عصمت باشیم، اظهار داشت: این اشتباه است که به دلیل وجود نقص در مسئولین، رأی ندهیم بلکه در هر انتخابی باید سعی کنیم اصلح نسبی را برگزینیم.
وی در پاسخ به این سؤال که برخی می‌گویند، این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، خاطرنشان کرد: نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم، تحت تأثیر بودیم و نه امروز تحت تأثیر هوچی گری‌ها و تبلیغات منفی قرار می‌گیریم بلکه در هر زمان هرچه که احساس کنیم تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد.

* قبلاً از بعضی اشخاص به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیار دفاع می‌کردم

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه افزود: بنده قبلاً از بعضی اشخاص که شما خوب می‌شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیار دفاع می‌کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش‌های انقلاب شدند.
آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به این شبهه که برخی می‌گویند آیا این حادثه قابل پیش بینی نبود، گفت: خداوند انسان را مختار آفریده و ممکن است بعد از یک عمر گناه توبه کند مانند حر، یا پس از یک عمر زهد و پارسایی در آخر ریزش کند که باید خیلی مراقب بود.
وی فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سالیان قبل دانست و اظهار داشت: این فساد بسیار پیچیده می‌تواند بزرگترین نعمت الهی را که با تقدیم هزاران شهید به دست آورده‌ایم را زیر و زبر کند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اضافه کرد: برنامه ریزی شیطان آنقدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه‌ها یک نفر را از لایه‌های درونی بیرون می‌آورد و او شبکه‌ای را تشکیل می‌دهد تا بزرگترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد.
آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه شاید با یک فرمول صد عضوی بتوان دلایل این انحراف عظیم را یافت، تصریح کرد: باید بدانیم از کجا می‌خواهند ما را فریب دهند و در این راه از چه شگردهایی بهره می‌برند.

* شخص منحرف به بهانه ارتباطات معنوی با امام زمان(عج) تأثیر عجیبی بر رئیس‌جمهور گذاشته است

وی، شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت: در پاسخ به کسانی که می‌گویند این آدم قد و قواره‌اش اینقدر نیست که این کارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است البته به برخی می‌گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند اما ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه قرائنی مبنی بر تاثیر گذاری بر رئیس‌جمهور از طریق وسائل غیر عادی وجود دارد، اظهار داشت: این شخص منحرف با این بهانه که فوق العاده است و ارتباطات معنوی با امام زمان(عج) و اصحاب ایشان دارد، تأثیر عجیبی بر رئیس‌جمهور گذاشته و اعتمادش را جلب کرده است.
آیت‌الله مصباح‌یزدی گفت: صرف اینکه یک نفر عمامه‌ای بر سر بگذارد و یا خود را اهل زهد و پارسایی و ارتباط با عوالم دیگر نشان دهد، نمی‌توان به وی اعتماد کرد، گرچه که برخی از روی ساده لوحی فریب این افراد را هم می‌خورند.

* شگردهای جریان انحرافی، معرفی سرکرده آن به عنوان یک انسان مقدس و متدین است

وی یکی از شگردهای این جریان انحرافی را معرفی سرکرده آن به عنوان یک انسان مقدس و متدین و اهل ارتباط دانست و تصریح کرد: یکی از ترفندهای این جریان این است که می گوید ما غیبت کسی را نمی‌کنیم و نسبت به دشمنان اسلام نیز تبری نمی‌جویند که این از جلوه‌های نفاق است.
عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: نمی‌شود کسی از دینداری و تدین حرف بزند و از آمریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان قسم خورده بشریت تبری نجوید و نسبت به آنان بدگویی نکند که این از ریشه‌های نفاق در این جریان است.
آیت‌الله مصباح‌یزدی با اشاره به اینکه بعضی وقت‌ها غیبت کردن واجب می شود، ترفند مشابه معاویه در این زمینه را مورد اشاره قرار داد و گفت: وقتی معاویه برای گرفتن بیعت برای ولایت‌عهدی یزید خدمت امام حسین(ع) رفته بود در پاسخ به آقا که فرموده بودند با یزید سگ باز شرابخور بیعت نمی کنم، معاویه گفته بود اما یزید درباره شما اینجور بدگویی نمی‌کند که شما می‌گویید.

* در تفکر جریان انحرافی مسئله انسان کامل به جای امام زمان(عج) مطرح می‌شود

وی تفکر تصوف را در جریان انحرافی مشهود دانست و اظهار داشت: در این تفکر به جای امام زمان(عج) مسئله انسان کامل را مطرح می‌کنند و مقام امامت را یک مقام معنوی می‌دانند.
عضو مجلس خبرگان رهبری در تشریح زوایای مختلف تفکر تصوف بیان داشت: برخی از متصوفان قطب خود را انسان کامل می‌دانند و این مسئله پس از مرگش به پسرش منتقل می‌شود.
آیت‌الله مصباح‌یزدی افزود: از نظر متصوفان امامت یک روح و نورانیت است که هر کس به آن مقام برسد با آن اتحاد پیدا می‌کند و این دسته از افراد معمولاً تمایل ندارند که بگویند حجت بن الحسن(عج) زیرا این با عقایدشان سازگار نیست.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ریشه برخی از تفکرات این جریان را در فلسفه غرب دانست و تصریح کرد: این جریان خطرناک برای منحرف کردن هر بخش از جامعه یک برنامه مشخصی دارد که باید هوشیار باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم.

* باید جواب بدهیم که چرا با دیدن جریان انحرافی به تکلیف خود عمل نکرده‌ایم

آیت‌الله مصباح‌یزدی مبارزه با کسانی که قصد براندازی نظام و اسلام را دارد، واجب دانست و تصریح کرد: اگر بدانیم کسی قصد خیانت دارد و با او مبارزه نکنیم، گناه کرده‌ایم و باید جواب بدهیم که چرا با دیدن جریان انحرافی به تکلیف خود عمل نکرده‌ایم.
وی یکی از شگردهای جریان انحرافی را بی‌توجهی به احکام الهی دانست و گفت: اینها می‌گویند، احکام الهی ظواهر است و باید روح احکام باشد نه ظاهر آن، که این انحراف جدی از خط امامی است که تا آخر عمر از نماز ایستاده دست بر نداشت.

* با حرکت در خط ولایت می‌توانیم از گردنه‌های پرخطر عبور و پرچم را به دست امام زمان(عج) برسانیم

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در روز 14خرداد تصریح کرد: معظم له یکی از ویژگی‌های مهم خط امام را معنویت و عمل به احکام الهی دانست که عبور از آن انحراف جدی و خطرناکی است که جامعه را تهدید می‌کند.
آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه برخی در تبلیغات انتخابات شعار اطاعت از رهبری سر دادند اما در عمل انتظار ما را محقق نکردند، تأکید کرد: میزان سنجش عملکرد مسئولان، ولایت فقیه است و با حرکت در خط ولایت و توسل و دعا به همراه بصیرت، تلاش و مجاهدت می‌توانیم از گردنه‌های پرخطر عبور کرده و پرچم را به دست امام زمان(عج) برسانیم.


*لینکستان راهبردی جریان انحرافی :

- آیت الله مصباح: منتظر امتحانات سخت‌تر و بزرگتر از فتنه 88 باشید! +
- هشدارهای مکررآیت الله؛ نطفه یک حرکت ضد اسلامی در دل یک کشوراسلامی +
- خط دهی های آیت الله؛ نمی گذاریم «علی محمد باب» دیگری باب شود! +
- «آیت الله» علیه ماسون‌ها / پیام فضلی نژاد+


 
آیت الله مصباح: منتظر امتحانات سخت‌تر و بزرگتر از فتنه 88 باشید!
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ٦ خرداد ۱۳٩٠ : توسط :


      آیت الله مصباح:
        این فتنه‌ای که اخیراً احساس می‌شود،
        همان امتحان بالاتر است که
        فکر می‌کردیم روزی پیش خواهد آمد.

        بعد از فتنه سال 88 قابل پیش‌بینی بود که
        فتنه بعدی سخت‌تر خواهد بود.                        (
پنجشنبه؛ 5 خردادماه 1390)

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری فارس به قم+، اعضای شورای هماهنگی جامعه اسلامی مهندسین با حضور در مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با آیت‌الله مصباح یزدی دیدار و گفت‌وگو کردند.

آیت‌الله مصباح یزدی در ابتدای سخنان خود با تبریک میلاد حضرت زهرا(س)، حضرت امام خمینی(ره) و همچنین سالروز فتح خرمشهر اظهار داشت: امیدوارم خداوند آنچه را ‌خیر و صلاح دنیا و آخرت است، در این نشست به گوینده و شنونده و جامعه الهام کند.


وی ‌گفت: با یک دید کلی که از اسلام آموخته‌ایم و می‌شود گفت هدف قریب از آفرینش انسان "امتحان" است ‌‌و انسان به عنوان موجود دارای اختیار می‌تواند به مقام خلیفه‌اللهی برسد. خلیفه‌الله موجودی است که با اراده و انتخاب خود راهی را بر سر دوراهی برمی‌گزینند، انسان همواره در حال امتحان است و آن لحظات بزنگاه و دارای شرایط سخت "فتنه" نام دارد وگرنه ما دائما با اعضاء و جوارح خود، با فکر و قلم خود در حال امتحان هستیم.


رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی افزود: نقطه عطف‌هایی ممکن است جامعه‌ای را در بربگیرد که اگر در آن امتحان قبول شوند، موجب ترقی بسیار و اگر مردود شود، موجب سقوط می‌شود. اینها در فرهنگ قرآنی فتنه نام می‌گیرد.


آیت‌الله مصباح بزرگترین فتنه در جهان اسلام را فتنه سقیفه عنوان کرد و گفت: اگر فتنه از مقوله امتحان است که هست، قاعدتا باید فتنه مراتب مختلفی داشته باشد، لذا انسان در مراحل زندگی فردی (‌نوجوانی، جوانی و ...) امتحان شده و هر‌‌چه کامل‌تر می‌شود، امتحان‌ها سخت‌تر می‌شوند.


وی ادامه داد: بنابراین بعد از فتنه سال 88 قابل پیش‌بینی بود که فتنه بعدی سخت‌تر خواهد بود و این طبیعی است، چرا‌که جامعه ما واقعاً در این امتحان موفق شدند و امتحان خوبی دادند، بنابراین در کلاس بالاتر باید امتحان سخت‌تری بدهند، بر این اساس ‌می‌بایست منتظر امتحان سخت‌تری باشیم.


عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: بنده و بزرگترهای بنده نیز نمی‌توانند تعیین کنند که ممکن است چه نوع امتحانی در پیش باشد، لذا آنکه سؤالات امتحانی را طراحی می‌کند، خوب بلد است چگونه این سؤالات را طرح ‌و چگونه آنها را حفظ کند که کسی نتواند تقلب کند، بنابراین زمانی متوجه می‌شویم که سؤالات این امتحان سابقه‌ای در قبل نداشت و از راهی که هیچ باور نمی‌کردیم، امتحان انجام گرفت. امتحان فازهایی دارد که برخی از آن فازها در جریان است.


آیت‌الله مصباح گفت: همانطور که امتحانات مراتبی دارد، قبولی‌ها در امتحان هم مراتبی دارد. شاگرد اول کنکور شدن با شاگرد چندهزارم بسیار متفاوت بوده و طبیعی است که در امتحانات اجتماعی نیز این سلسله مراتب وجود داشته باشد. ‌این سلسله مراتب تابع مشخصه‌های قلبی است که در این امتحان اثر می‌گذارد.


وی ادامه داد: در فرهنگ دینی و اسلامی ما این مشخصه‌های قلبی را پایه‌های معرفت،‌ ایمان توصیف می‌کنند، لذا آنهایی که که معرفتشان و ایمانشان بالاست، در امتحانات نمرات خیلی خوبی می‌آورند. ‌‌کسانی هم هستند که مراتب پایین‌تری دارد تا به حد نصاب برسند.


رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی اظهار داشت: اگر ما بخواهیم برای فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی‌مان الگوی حداعلی را برای ملت 70 میلیونی قرار دهیم، این با شکست مواجه خواهد شد، چرا‌که شاگرد اول یک نفر بیشتر نیست. شاگرد اول یک نفر است؛ نه هزار نفر. لذا اگر امتحان را آنچنان وسیع فرض کنیم که مردودین هم به حساب بیایند، وجه عقلایی نخواهد داشت، زیرا امتحان اصلا برای چه بود؟ چه موقع باید از این‌ها درس و عبرت گرفت؟ البته محال نمی‌دانیم که کسی تحول پیدا کند و در تاریخ و قرآن نمونه‌هایی هستند.


آیت‌الله مصباح افزود: مثلا قرآن کریم در ماجرای «بلعم باعورا» تعبیری به کار می‌برد که آن تعبیر را درباره انبیا به کار می‌برد، ولی بعد کار او به جایی رسید که مثل کلب و سگ یاد شد، آدمی‌زاد اینگونه است، می‌تواند به حدی برسد که در مقامات انبیا و اولیا قرار گیرد و هم می‌تواند آنقدر سقوط کند که در مقام حیوانی قرار گیرد.


وی گفت: کسانی بودند که در امتحانات اولیه جهش و ترقی کردند که این محال نیست، لذا در مقام اثبات و اعتماد توجه به سوابق قابل توجه است و تا زمانی که اثر سوئی از او ظاهر نشده، نباید دست رد به سینه کسی بزنیم، مگر اینکه دلیلی محکم داشته باشیم که دروغ می‌گوید.


عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: در یک جمعیت 70 میلیونی شناخت افراد نسبت به اصل دین، انقلاب، سیاست، مدیریت مراتب‌شان فرق می‌کند، همچنین مراتب ایمان افراد نیز فرق می‌کند، به عنوان مثال ایمان ابوذر و سلمان آن قدر به هم نزدیک بود که پیامبر اینها را با هم برادر کرد، اما پیامبر می‌فرماید اگر ابوذر می‌دانست چه در دل سلمان است، می‌گفت او کافر است و اقدام به قتلش می‌کرد، یعنی مراتب معرفت اینقدر متفاوت است. کسی تا یک حدی ظرفیت و میزان و تحملش اندازه‌ای دارد.


وی با قرائت آیه‌ ‌«تعاونوا علی البر و التقوی» ‌به اصل تعاون و همکاری در اسلام اشاره و خاطرنشان کرد: تاکید اسلام این است که سعی کنید با هم کار ‌و از نیروهای هم استفاده کنید. هر کدام از شما نعمتی برای دیگری هستید، دست خدا با جماعت است. البته کسانی که به طور طبیعی وجوه مشابهت و به خصوص مراتب ایمان و معرفتشان به هم نزدیک‌تر است، بهتر می‌توانند با هم کار کنند.


آیت‌الله مصباح گفت: در ‌‌فتنه‌هایی که امتحان‌های سخت‌ ‌و سرنوشت‌سازی برای جامعه ‌بوده و ممکن است مسیر اجتماع عوض شود و یکجا یک ملت امتحان می‌دهند، ‌کارهای فردی جواب نمی‌دهد، چراکه انبوه نیروهای مشرک جمع شده‌اند و کار فردی کافی نیست. در مقابل فتنه‌ای که این همه نیروهای انباشته دارد، انباشت نیروی حق لازم است.


رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی اظهار داشت: در طول تاریخ صاحب‌نظران بحث می‌کردند که برای حل این مشکل چه باید کرد، لذا راه‌حل متفکران غربی این شد که گروه‌های هم‌فکری به نام "حزب " تشکیل دهند که البته مفهوم حزب در قرآن هم هست. ولی این معنای لغوی آن است و آن اصطلاح اجتماعی و سیاسی‌ها ویژگی‌های خاص خود را دارد.


آیت‌الله مصباح که در جمع اعضای جامعه اسلامی مهندسین سخن می‌گفت، توضیح داد: حدود 60 سال قبل نیز در ایران زمانی که بحث می‌شد برای مبارزه چه کار کنیم، به این نتیجه رسیدند که حزب تشکیل دهند که مفهوم خود را داشت، این جریان تا بعد از انقلاب نیز ادامه داشت و در همان اوایل پیروزی انقلاب بهترین نیروهای انقلابی، خوش‌فکرترین و با اخلاص افراد حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادند.


وی افزود: مفهوم این حزب‌ها با مفهوم حزب در آمریکا بسیار متفاوت است. کشورهای طرفدار پلورالیزم سیاسی احزاب ‌را در میدان جنگیدن می‌بینند، بعضی خود را مسلح می‌کنند که با رقیب مبارزه کنند، اما در اینجا در حزب جمهوری اسلامی بزرگان می‌گفتند حزب اینجا مانند محل عبادت است و با وضو باید ‌وارد شد؛ تنها از اعضا حزب دعوت نمی‌کردند بلکه از کارشناسان و صاحب‌نظران دعوت می‌کردند تا در مسائل نظر دهند، در جریان حادثه هفت‌تیر و انفجار حزب جمهوری برخی از افرادی که در آنجا شهید شدند، عضو حزب جمهوری نبودند و احیاناً نظر مثبتی هم به ‌دکتر بهشتی (ره) نداشتند.


عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: امروز ما به مشکلاتی برخورد کرده‌ایم که باید یک تجدید‌نظری در موضوع تعاون و همکاری داشته باشیم، یعنی برای همکاری‌هایمان با توجه به تجربه‌های سی و چند سال پس از انقلاب، تجربه‌های تاریخی جامعه اسلامی‌مان و حتی تجربه‌های تاریخی دنیای غرب به‌دنبال الگویی باشیم که با ارزش‌ها و باورهای اسلامی سازگار باشد. لذا این با چند دقیقه صحبت حل نمی‌شود، بلکه نیاز به فکر، ‌کار خالصانه،‌ تبادل‌نظر و بررسی دارد، اما این روح که ما در مشترکات یقینی و ضروری دین اسلام و آنجایی که پای اینها در کار است، نباید هیچ بخلی بورزیم.


آیت‌الله مصباح اظهار داشت: هر جا دیدیم که کسی می‌خواهد در مقابل خطری که اسلام را تهدید می‌کند، دفاع کند، باید آستین‌ها را بالا بزنیم. اینجا مسئله تعصبات حزبی، گروهی و صنفی هیچ نقشی نباید داشته باشد. ملاک "‌تعاون علی‌البر و التقوا" است، الگوی همکاری بر همین ملاک است.


وی افزود: هدف اصلی باید مشترک باشد، اما اگر قرار باشد‌ با هم‌حزبی‌های خود ارتباط داشته باشیم، در‌‌‌حالی‌که اختلاف در ارزش‌ها داریم، مورد پذیرش و قبول اسلام نیست.


رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی تاکید کرد: تعهد باید بر اساس ارزش‌های اسلامی و منافع جامعه اسلامی باشد و در این مسیر گروه‌های مختلف مثلا جامعه مهندسین، گروه پزشکان، کارگران، کشاورزان و... وجود دارند، شرط این است که همه اهل بر و تقوا باشند، چنین کسانی با گروه‌های دیگران نباید تضادی داشته باشند، هر چند تاکتیک‌ها و شناخت‌های آنها ممکن است متفاوت باشند ولی در اهداف نباید تضاد باشد. این مسئله اساسی و بنیادی است که نقش اساسی دارد.


آیت‌الله مصباح در ادامه سخنان خود تصریح کرد: این فتنه‌ای که اخیراً احساس می‌شود، همان امتحان بالاتر است که فکر می‌کردیم روزی پیش خواهد آمد، کسانی که از این فتنه ابراز نگرانی‌هایی دارند، با انگیزه‌های مختلف هستند.


وی گفت: به عنوان فرض، کسی ممکن است از این نگرانی باشند که رقیبشان در میدان سیاست پیروز شود و این آنها را نگران کرده است، یعنی ممکن است در میدان‌های انتخاباتی در مقابل آنها شکست بخورند. این نگرانی انگیزه مقدس نیست. این اختلاف از جنس جمهوری‌خواهان و دموکرات‌های آمریکاست و با آن فرقی نمی‌کند.


عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: تنها چیزی که می‌تواند قداست داشته باشد، این است که این نگرانی وجود داشته باشد که اگر یک گروه منحرف سر کار بیایند، به اسلام و ‌ارزش‌های انقلاب لطمه وارد می‌کند و متاسفانه چنین شواهدی وجود دارد، اما اینکه آنها پست‌ها را اشغال کنند و نتوانند خوب اداره کنند، خیلی نگران کننده نیست، چرا‌که افراد در توانمندی‌ها متفاوت هستند و هر کسی ممکن است سلیقه‌ای داشته باشد.


آیت‌الله مصباح اضافه کرد: هر کدام از ما باید بین خود و خدای خود ببیند چه کاره‌ هستند، اگر کسی مثلا نگران این باشد که نکند اینها شغل و مسئولیت من را از من بگیرند، نکند من دیگر رأی نیاورم، اینها افکار دنیا پرستانه و فکر شیطانی است.


وی ادامه داد: اگرچه ممکن است طرف آدم بدی باشد، اما اینجا دیگر من هیچ ثوابی نخواهم برد، چرا‌که من از دنیای خود ترسیدم،‌ باید به این نکته توجه شود، روح فتنه مربوط به اینجاهاست، اینهایی که باطن و دل انسان سر و کار دارد. کسانی ممکن است در یک جبهه بجنگد و زمین تا آسمان با هم تفاوت داشته باشد، مانند آنکه پیامبر فرمود او "شهید الحمار"‌ است.


رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی متذکر شد‌: ما باید اول به عمل دل خود مراجعه کنیم و بفهمیم به دنبال چه چیزی هستیم، موافقت‌ها و مخالفت‌های ما برسد چیست؟ اگر حمایت می‌کنیم، به چه دلیل است؟ به هنگامی که مخالفت می‌کنیم، به چه دلیل است؟


آیت‌الله مصباح در پایان گفت: حتی اگر دیگران نفهمند ما به چه نیاتی عمل کردیم، روزی پرده‌ها برداشته خواهد شد و همه رسوا خواهیم شد که ما چه می‌کردیم و مجاهدین راه حق چه می‌کردند.

 

*مرتبط :

- یادداشت/ رضا سراج: نفوذ به قلب اسلام، تأملی بر جریان انحراف؛
  1. چرایی ظهور جریان انحرافی از منظر راهبردی

  2. بررسی مبانی نظری و چیستی جریان انحرافی
  3. واکاوی پیوند جریان انحراف با فراماسونری
  4. تحریف و انحراف در مهدویت و انتظار
  5. آینده نگری و تحلیل نقشه راه جریان انحراف +

- یادداشت تحلیلی محمد سعید ذاکری/ هدایت از کانونی واحد؛
   این‌همانی‌های گروهک فتنه و فرقه ‌انحرافی +

- مشایی و بقایی به‎روایت داماد احمدی‌نژاد؛
  جریان انحرافی دنبال حذف معتمدان رئیس جمهور است؛ برای استعفا تحت فشارم +

- تکذیب شایعه ی برخورد رئیس جمهور با داماداش در پی مصاحبه علیه جریان انحرافی؛
   داماد احمدی‌نژاد: آقایان مشایی و بقایی! انحراف در دولت، از جانب شماست! +

- از مفسده عقیدتی تا فساد اقتصادیجریان انحرافی؛
  این جریان چرا انحرافی است؟ +

- پاسخ به شبهه افکنی جریان انحرافی؛
   آیا مشایی گفته دوره‌ی اسلامیت به پایان رسیده است؟ این چه اعتقادی است و چه ریشه‌‌ای دارد؟ +

- پاسخ به شبهه افکنی جریان انحرافی؛
  ظهور خفی یا ظهور صغری چیست و آیا ارتباطی با وعده‌ی جریان انحرافی و
  این که مشایی گفته اتفاقی به نفع ما می‌افتد، دارد؟
+

- پاسخ به شبهه افکنی جریان انحرافی؛
  منظور مشایی از رسیدن اول رجب و تبعیت مستقیم از حضرت ولی عصر (عج) چیست؟ +

- انتشار مستندات فارس برای قضاوت افکار عمومی؛
  بقایی چه چیزی را انکار می کند؟! +

- یادداشت حجت الاسلام حمید رسایی در هفته نامه 9 دی؛
  کشمیری را دستگیر کنید حتی اگر رجایی اعتراض کند!
+

- سابقه ی رمال ِجریان انحرافی در دولت سازندگی؛
   رمالی عباس غفاری برای دفتر هاشمـی رفسنجانـی +

- سندی برای اثبات انحرافات مشایی + فیلم
   مشایی: دوره اسلامگرایی هم به پایان رسیده است! +

- چند روزی تا قیام صغرای امام زمان(عج) باقی نمانده است!
  جریان انحرافی: ما باید تا ۱۴ خرداد سکوت مطلق کنیم... بزودی اتفاق ناگواری رخ خواهد داد که
   به سبب آن، داغ دلی به دل خیلی از مدعیان خواهیم گذاشت! +