لجن پراکنی شوالیه های ناتوی فرهنگی در دو دهه اخیر (1)
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ٦ مهر ۱۳۸٩ : توسط :

»» بازخوانی نظریات تئوریسین‌های دوره تجدیدنظرطلبی در دهه 70 و 80
      محمدمهدی تقوی

* آنچه در پی می‌آید قسمت اول پرونده‌ای کوتاه از سخنان و اظهارات برخی فتنه‌گران سال88 در دوره تجدیدنظرطلبی(1384-1376) و پس از آن است؛ نظراتی که مکنونات قلبی پدیدآورندگان اصلاحات آمریکایی در کشور را بی‌پرده نمایان می‌کند.

http://media.farsnews.com/Media/8904/ImageNews/890416/61_890416_L600.jpg

آنچه در پی می‌آید پرونده‌ای کوتاه از سخنان و اظهارات برخی فتنه‌گران سال 88 در دوره تجدیدنظرطلبی (1384-1376) و پس از آن است؛ نظراتی که مکنونات قلبی پدیدآورندگان اصلاحات آمریکایی در کشور را بی‌پرده نمایان می‌کند. افرادی که بعضا در مسؤولیت‌های مهم اجرایی، تقنینی، دانشگاهی و متاسفانه حتی حوزوی، خوب جواب اعتماد مردم و مخاطبان را با گفتار و رفتار خود دادند! عناصری که از آبشخور نظریات چند قرن پیش غربیان سیراب شده‌اند و با آنکه از طریق جمهوری اسلامی به جایگاهی رسیده بودند، هدفی غیر از ضربه زدن به اسلام، انقلاب و نظام مقدس اسلامی نداشتند. اشخاصی که پس از تئوری‌پردازی‌های خود در دهه 1370 و نیمه نخست دهه1380 هجری خورشیدی زمان انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را مناسب تبدیل نظریه‌پردازی‌های خود به رفتار و کشاندن مردم به خیابان‌ها می‌دانستند. فتنه 88 نشان داد استکبار جهانی ناامید از شکست نظام اسلامی در عرصه سخت‌افزاری و کودتاهای مختلف و جنگ نظامی، روی به دست‌پرورده‌های مثلا ایرانی و شیعه لیبرالیسم غربی آورده و تحقق آرزوی بیش از  30ساله خود را در جنگ نرم و فروریختن اعتقادات مردم ایران جست‌وجو می‌کند. افسران و فرماندهان استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل که نام برخی از آنان همراه با اظهاراتشان در ادامه می‌آید، اگر از حق نگذریم تمام تلاش خود را برای کسب رضایت اربابان‌شان باراک اوباما و بنیامین نتانیاهو انجام دادند ولی با حماقت و نادانی فراوان، خود و اربابانشان چند چیز را فراموش کرده بودند؛ یکی ولایت الهی فقیه در این کشور، دیگر دعای روح بلند و پرفتوح حضرت روح‌الله و ارواح مطهر 300 هزار شهیدی که جان خویش را در راه عشق به خداوند متعال فدا کردند برای پایداری این نظام امام زمان(عج)، سوم ناله‌های جانسوز پدران و مادران و همسران و فرزندان و یاران جانباز و همسنگر همان شهدا که با چشمانی نگران، هجوم سبزینه‌های گرگ‌صفت را به نظام مقدس اسلامی می‌دیدند و چهارم بصیرت ملتی که به شهادت روح و جانشان؛ امام راحل عظیم‌الشأن از ملت رسول‌الله(ص) در حجاز و مردم زمان حضرت امیرالمومنین(ع) هم بهترند. برنامه‌ریزان استعمار با گزینش خودفروشانی که بیشترشان زمانی مسؤولیت هم در این نظام اسلامی داشتند، احمقانه سعی کردند انقلاب اسلامی را مانند دیگر انقلاب‌هایی که در دیگر کشورهای دنیا رخ می‌دهد و پس از چند سال به انحراف کشیده می‌شود، از مسیر منحرف و منصرف کنند غافل از اینکه آن انقلاب‌ها، ولی‌فقیه و نایب امام زمان(عج)نداشتند. برخی از عناصری که نامشان در پی می‌آید، با قیام 9 دی 88 ده‌ها میلیون ایرانی علاقه‌مند به اهل بیت (ع) و سپس راهپیمایی بی‌سابقه 22 بهمن، مدتی است در لانه‌های خود خزیده‌اند و تودهنی ملت در حمایت از حضرت سیدالشهدا(ع) منجر به سرگیجه‌ آنها شده ولی برخی دیگر همچنان با اظهارات چندپهلو، هم می‌خواهند عضو جمهوری اسلامی محسوب شوند و هم زمینه‌های براندازی آن و قربانی کردن نظام در پای شیطان بزرگ و انگلیس و رژیم جعلی صهیونیستی را فراهم کنند.

«وطن‌امروز» با عنایت به آنکه این عناصر شیفته غرب و لیبرالیسم، خطری هرچند کوچک برای انحرف جوانان و در نتیجه انحراف انقلاب اسلامی محسوب می‌شوند و برخی از آنان برخلاف خیانت‌هایی که در زیر تنها گوشه‌هایی از آنها آمده است، «سوگمندانه» همچنان در سایه رأفت قوه قضائیه به تلاش خود برای ضربه به نظام اسلامی ادامه می‌دهند، گوشه‌ای از خباثت گفتاری- اعتقادی فتنه‌گران را منتشر می‌کند. خزعبلاتی که از زبان ایادی داخلی دنیای استکبار جاری شده به قدری گویای مقاصد آنهاست که نیازی به توضیح بیشتر ندارد.

پیشاپیش از محضر خوانندگان ارجمند به دلیل جریحه‌دار شدن احساسات مذهبی‌شان عذرخواهی می‌کنیم، در عین حال مخاطبان گرامی بی‌شک ضرورت شناخت دقیق‌تر و بیشتر سیمای واقعی آلات آمریکا و اسرائیل و انگلیس و وظایف دینی یک روزنامه اصولگرا و انقلابی در روشنگری افکار عمومی را درک می‌کنند.

محمد خاتمی، همبستگی 16/8/79، ص 2، مصاحبه با شبکه ان‌اچ‌کی ژاپن:
«اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعا مضر است... مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه‌های مختلف حضور داشته باشند».

عطاءالله مهاجرانی، آریا، 16/1/79:
«نظریه غیرت دینی، ویران‌کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است».

مهاجرانی، نشاط، 1/6/78:
«رقص را نباید همواره ناپسند دانست».

محمدرضا خاتمی،‌ جمهوری اسلامی، 8/6/79:
«مبنای مشروعیت هر کاری، رای مردم است و قرائتی از اسلام در جمهوری اسلامی پذیرفته شده که همه چیز را بر اساس رای مردم می‌داند».

 محمدابراهیم اصغرزاده، آفتاب امروز، 2/6/78 :
«اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود، اشکال ندارد، حتی علیه خدا... ».

محمدابراهیم اصغرزاده، کیهان، 6/2/77:
«حتی علیه خدا هم می‌توان تظاهرات کرد».

بهزاد نبوی، جمهوری اسلامی، 13/2/79:
«خواستم سخنانم را مثل سوره توبه بدون بسم‌الله شروع کرده باشم».

سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز، 23/8/78:
«سیره حضرت علی و دیگر فرق مذهبی صدر اسلام، دموکراسی در انتخاب رهبری و عدم تعیین رهبر برای مردم بوده است».

علیرضا علوی‌تبار، یالثارات، 4/3/79:
«جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می‌خواهد مدرن و صنعتی شود اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه می‌توانیم به این وضعیت چیره شویم؟»

رجبعلی مزروعی، حریم، 23/11/78:
«حضرت علی مشروعیت خود را از مردم گرفته؛ همانطور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفته است».

مزروعی، رسالت، 16/7/79:
«در نظام ما هیچکس مقدس نیست».

هاشم آغاجری در گفت‌وگو با واشنگتن‌پست، 14/5/79:
«وقت آن رسیده که نهاد مذهبی از نهاد حکومتی جدا شود».

اکبر گنجی در مصاحبه با روزنامه تاگس اشپیگل آلمان، 24/1/79:
«دین یک قسمت از فرهنگ است، حرکت اصلاح‌طلبان ما، عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید. در یک جامعه مدرن، جدایی دین از سیاست یک امر بدیهی است. وقتی شما جامعه را مدرنیزه کنید، این جدایی بالاخره پیش خواهد آمد. ایران در حال حاضر از فاز قبل از مدرن به فاز مدرن پیش می‌رود».

سخنرانی آغاجری، مجتمع فرهنگسرای کوثر، 10/2/81:
«... نویسندگان [نامه به امام حسین علیه‌السلام] می‌گویند:«این حکومت (حکومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین هم در راس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد، نامشروع است». [آغاجری در همین سخنرانی حضرت امام حسین علیه‌السلام را با سیاوش در تاریخ ایرانیان مقایسه می‌کند]: «...سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام، حسین جای سیاوش می‌نشیند [ اما] آیا ما اثری در مورد حسین، مانند منظومه‌ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است، داریم؟»

سخنرانی آغاجری، ساختمان مرکزی دفتر تحکیم، 25/1/81:
«امام علی با رفراندوم طبیعی قدرت را به دست گرفت. با این همه از نظر شیعیان امام معصوم بود... منطقی که می‌گوید رضایت خدا خارج از رضایت مردم است، مبنای استبداد است و فلسفه سیاسی اموی- یزیدی بر همین استوار است... اینکه مارکس می‌گوید، دین افیون توده‌هاست، تنها بخشی از حقیقت است. من می‌گویم، در حکومت‌های دینی، نه‌تنها دین افیون توده‌هاست که افیون حکومت‌ها نیز هست... رابطه انسان و دین یا به عبارت بهتر، انسان و خدا، یکی از رابطه‌های تعارض‌آمیزی بوده که در تاریخ بشر، خود را به شکل‌های مختلف نشان داده است. در بیشتر دوره‌های تاریخ بشر آنگاه که خدا اثبات می‌شده است، انسان نفی می‌گردیده است... تکیه بر آزادی اندیشه، اصالت دادن به این امر است که ارزش هر انسانی نه به تقلید، نه به طاعت و نه به تن دادن به یک آمریت فکری و دینی محض است؛ بلکه به‌طور‌ اساسی و ریشه‌ای، ارزش هر انسانی به تفکر ذاتی و مستقل است. متاسفانه در بسیاری از جوامع اسلامی، حربه‌های گوناگون حتی دینداران را نیز به دلیل تفاوت قرائت دینی به محکمه می‌برند و محکوم می‌کنند».

محسن کدیور در دانشکده فنی دانشگاه تهران، سال 79؛ طی سلسله مباحث به اصطلاح «پژوهش‌های قرآنی»:
«... یک زمانی مردم می‌گفتند، چون عیسی این سخن را گفته پس درست است اما امروز عیسی که سهل است، خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد، نخواهند پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ‌کاره است. همه‌کاره‌ها مُردند».

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، بهمن 77:
«ولایت، منحصر در شخص نبی‌ اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه می‌یابد، او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود. ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است».

عبدالکریم سروش، هفته‌نامه مبین، 3/7/78:
«حق اطاعت شدن، زاییده و مشروط به پذیرش مطیع است و الا برای کسی حق اطاعتی نیست».

عبدالکریم سروش، هفته‌نامه آبان، 29/3/78، ش 80، ص 63:
«تفکر دینی با استخدام طبیعت منافات دارد یا حداقل خنثی است».

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 9/3/78:
«حقیقت دین، همان تجربه فردی دینی است که درباره پیامبران «تلقی وحی» نام گرفته و دین هیچ ارتباطی به امور اجتماعی و سیاسی و حکومتی ندارد، هر کسی همانقدر دیندار است که به این تجربه فردی رسیده باشد».

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، مهر و آذر 78:
«کار اساسی پیامبر آن بود که اعراب را دچار بحران هویت کرد و آنها را هویت نو بخشید، امروز نیز تمدن متجدد غرب، ما مسلمانان را دچار بحران هویت کرده و دین توان رویارویی با تمدن غربی را ندارد. تنها منجی، عقلانیت مستقل است».

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، فروردین 78:
«ارتداد حق طبیعی هر انسانی است و ادیان همگی برحقند».

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 16/6/78:
«هیچ دینی عقلاً نمی‌تواند مردم را از انتخاب دین دیگر منع کند، چون خود آن دین زاییده انتخاب بوده، همچنانکه هیچ نماینده‌ای نمی‌تواند به مردم بگوید بعد از انتخاب من، حق انتخاب کس دیگر را ندارید».

http://mesbah-news.persiangig.com/image/1-21.jpg

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 16/6/78:
«در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است، متاسفانه فقهای ما اطلاعات برون‌دینی ندارند و متوجه این نکات نیستند».

عبدالکریم سروش، ماهنامه زنان، دی‌ماه 78، ش 59: «ارز‌ش‌های دینی دائماً در تغییرند، اگر روزی فاطمه می‌گفت بهترین زنان کسی است که نامحرم او را نبیند، امروز کسی نمی‌تواند این را بپذیرد. اگر آن روز سعادت دختر این بود در خانه پدر حیض نبیند، ولی امروز این خلاف سعادت است و شوهر دادن دختر 9 ساله خلاف ارزش است، اینها همه داد می‌زند که این کلمات مقطعی و مخصوص جامعه‌ای خاص بوده است».

عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط، 12/3/78:
«فرهنگ شهادت، خشونت‌آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می‌شود».

عبدالکریم سروش، زنان، ش 59، دی‌ماه 78:
«به نظر من گفتار فاطمه که بهترین زنان کسانی‌اند که نامحرم آنها را نبیند و آنها نیز نامحرم را نبینند، (و) رفتار او (فاطمه) در پنهان شدن از مقابل فرد نابینا، نمی‌تواند الگوی رفتاری زنان ما باشد».

عبدالکریم سروش، کیان، ش 52:
«در تاریخ جدید، خدایی که مومنان کشف می‌کنند، ممکن است با خدایی که گذشتگان کشف و تجربه می‌کردند، متفاوت باشد».

مقاله روزنامه صبح امروز [به مدیر مسؤولی سعید حجاریان، مشاور محمد خاتمی] 18/2/78:
«تاکید بر جنبه عاطفی عاشورا کافی است و انقلاب حسین دیگر در معرض فراموشی نیست‌، از این پس باید به جنبه عقلانی آن پرداخت».

اکبر گنجی، صبح امروز، 23/2/78:
«پیامبر در بدر و حنین و... شمشیر زد... اما آیا جنگ‌های جبهه حق علیه باطل، پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟... خشونت، فرزند خشونت است و درخت خشونت، میوه‌هایی جز خشونت به بار نمی‌آورد. هیچکس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می‌داند، دست به خشونت بزند و درصدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی برآید».

اکبر گنجی، روزنامه صبح امروز، 26/2/78، ص 2:
«آدم زمینی نباید در پای ایدئولوژی‌های ناکجاآبادی قربانی شود، ارزش او از ایدئولوژی بالاتر است. ما انسان کامل در بین غیرمعصومان نداریم و لذاست که قدرت مطلق، فساد مطلق را به بار می‌آورد و جهنمی را روشن می‌کند که همگی در آن خواهند سوخت. پس بهترین راه نجات، توزیع قدرت است».

سعید حجاریان، روزنامه ایران، 31/1/78، ص10:
«تفکر فقهی نمی‌تواند فرهنگ عاشورا را بازسازی کند، فوقش فقه می‌تواند امر به معروف و نهی از منکر را واجب کند ولی این مساله گنجایش مبارزه مسلحانه را ندارد، عرفان است که فرهنگ عاشورایی می‌سازد».

حمیدرضا جلالی‌پور، کیهان، 26/3/79:
«شهادت‌طلبی را مرحوم شریعتی به جامعه یاد داد و این تفکر از پای منابر شکل نگرفته است».

رامین جهانبگلو، کتاب نیمه ‌پنهان، جلد 30:
«دموکراسی یعنی ابطال‌پذیری دائم هر چیز. اگر دموکراسی با حقیقت همراه شود، خود را نقض می‌کند. مذهب و دین می‌تواند مدرن شود، همچنان که کاتولیک‌ها مدرن شدند. آنها پاپ را در آکواریوم این طرف و آن طرف‌ می‌برند و این یعنی مدرن شدن کاتولیک‌ها.

رامین جهانبگلو، روزنامه عصر آزادگان، 3/8/78:
«روحانی هم می‌تواند روشنفکر باشد اما بایستی دید که بینش خداشناختی و اندیشه روشنفکری او تا چه حد مانع یکدیگر می‌شوند و با هم اصطکاک پیدا می‌کنند. مشکل اصلی آن است که یک روشنفکر، مدام در پی جست‌وجو‌ی حقیقت است. این در حالی است که روشنفکر، حقیقت مطلقی را برای همیشه نمی‌پذیرد بلکه درست در مقابل آن بینش قرار می‌گیرد. از این جهت بهتر است یک روحانی روشنفکر بخشی از اعتقادهای خود را برای برجسته کردن بخش‌های دیگر کنار بگذارد».

محمد بسته‌نگار، هفته‌نامه پیام هاجر، 23/1/79:
«با اینکه پیامبر مقام عصمت دارد، معذلک در قرآن اطاعت از پیامبر در معروف و نیک واجب است نه اطاعت مطلق (و لایعصینک فی معروف...) مسائل اجتماعی باید با شور و مشورت و بدون استبداد رای انجام گیرد. از گفتار امام علی هم برمی‌آید که نظر مردم و قبول آنها در صحت ولایت موثر است».

ابراهیم یزدی، هفته‌نامه پیام هاجر، فروردین 77:
«جامعه ولایی، انحصارگر و مستبد است و ارزشی برای توده‌ها قائل نیست».

محمد مجتهد شبستری، هفته‌نامه آبان، 28/1/79:
«از آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول...» هیچ حق حاکمیتی برای پیامبر و... فهمیده نمی‌شود بلکه این آیات می‌خواهد بگوید، حالا که ایمان آورده‌اید و پیامبر را حاکم خود قرار داده‌اید، در این چارچوب از حاکم خود پیروی کنید، چنانکه عقلای هر قومی باید از حاکم خود پیروی کنند و الا امر حکومت دچار اخلال می‌شود».

محمد مجتهد شبستری، هفته‌نامه آبان، 28/1/79:
«نظریه حکومت اختصاصی تفویض شده از طرف خداوند به انبیا دلیل قابل دفاع ندارد، نمی‌شود خدا انسان را آزاد آفریده و حاکم بر سرنوشت خود کرده باشد و از سوی دیگر به عده‌ای حق حاکمیت بر این انسان‌ها را بدهد. این 2 مساله با هم ناهماهنگند، انسان مختار است».

روزنامه خرداد [به مدیر مسؤولی عبدالله نوری، وزیر کشور رفسنجانی و خاتمی] 8/10/77:
«قرآن، تعیین حاکم و تاسیس حکومت را به مردم سپرده است و هر جا سخن از قدرت سیاسی به میان آورده، آن را به جمع و جامعه اسناد می‌دهد و حتی اجرای قدرت و اعمال آن را نیز وظیفه مردم می‌داند».

محمدکاظم محمدی‌ اصفهانی، روزنامه ایران، 24/4/79:
«مردم حق دارند همه مسؤولان را به سوال کشیده و از آنها انتقاد کنند؛ حتی اگر آن مسؤول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می‌توان اعتراض کرد و او را فتنه‌گر نامید».

تقی رحمانی، روزنامه فتح، 17/1/79:
«چرا باید جریان سقیفه را تبدیل به یک کینه تاریخی کنیم، سوال این است که اگر طراحان سقیفه گناهکارند، پس تمام فرق اسلامی به جز شیعیان گناهکار و فریب‌خورده‌اند و اگر این‌طور است چرا آیت‌الله بروجردی پذیرفتند که شیعه نیز در کنار 4 مذهب دیگر اهل تسنن قرار گیرد. این تعصب غیرمعقول است که طراحان سقیفه را الی الابد گناهکار بدانیم».

دوهفته‌نامه ایران فردا، 8/10/78:
«علی، حکومت و ولایت را یک امر مردمی و امانتی از سوی مردم حکومت‌شونده تلقی می‌کند، نه از طرف خدا، در ختم جنگ صفین و آتش‌بس هم تسلیم رای عمومی شد».

هفته‌نامه آبان، 19/10/77:
«حضرت علی، مشروعیت خود را به رای و انتخاب مردم می‌داند و در قبال معاویه به مشروعیت مدنی خود استناد و مباهات می‌نمود».

عزت‌الله سحابی، روزنامه عصر آزادگان، 16/10/78:
«آدم‌ها و حتی معصومین خود به خود بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند».

عزت‌الله سحابی، روزنامه فتح، 5/10/78:
«طیف ملی- مذهبی برای افراد مقام مقدس قائل نیست، تنها خداوند مقدس است، حتی پیامبر و امام علی هم خود را از انتقاد و نقد مصون نمی‌دانستند».

روزنامه خرداد، 22/8/78، ص 6:
«قرآن بالصراحه یهود را به تورات ارجاع می‌دهد و از مراجعه آنها به پیامبر انتقاد می‌کند و تورات را هدایت و نور معرفی می‌نماید، عیسی و انجیل را تایید می‌کند و انتظار پیامبر هم از یهود و مسیح عمل به تورات و انجیل بوده است، نه قرآن».

روزنامه خرداد، 30/8/78، ص6:
«قرآن عقیده انحصاری بودن یک آیین خاص را مورد نقد قرار می‌دهد و بر امکان رستگاری پیروان ادیان مختلف تاکید می‌کند. معیار رستگاری از نظر قرآن، عام و برون‌آیینی است و آن ملاک‌های معنوی و اخلاقی‌اند که می‌تواند به صورت جهانی و در همه ادیان یافت شود».

روزنامه خرداد، 20/8/78، ص6:
«پیامبر اسلام از اهل کتاب توقع نداشت و نمی‌خواست اسلام بیاورند، «قل یا اهل الکتاب لستم علی شیء حتی تقیموا التوراه و الانجیل» (مائده: 68) از آنها اقامه کتاب آسمانی خودشان را می‌طلبید».

عمادالدین باقی، روزنامه خرداد، 19/8/78، ص6:
«آیات قرآن صریحا اصل «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» را تایید می‌کند و هرگز اهل کتاب یا حتی کافران و مشرکان را طرد نمی‌کند».

روزنامه صبح امروز، خرداد 78:
«صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم، از محالات است».

محمدتقی فاضل‌میبدی، روزنامه نشاط، اردیبهشت 78:
«جهاد در جایی معنا دارد که مجاهد مطمئن باشد پیروز می‌شود؛ اگرنه چنین جهادی بی‌معناست، بر این مبنا حسین برای پیروزی و تشکیل حکومت دست به جهاد زد».

محمدسعید حنایی‌کاشانی، ماهنامه کیان، فروردین 78:
«تراژدی حسین‌بن علی، مشابه تراژدی‌های آنتیگونه، تامس مور و جان پروکتور است».

*منبع: www.vatanemrooz.ir