از بی بی سی فارسی به شبکه رسا و ایران‌ندا
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۸ شهریور ۱۳۸٩ : توسط :

----------------------------------------------------------------------------------------------
# فوری:

World Zionism death / bat are ready for war
»» مرگ صهیونیسم جهانی/ برای جنگ با خفاشان آماده ایم
----------------------------------------------------------------------------------------------

»» چاره‌جویی لژ لندن برای ریزش مخاطبان بی‌بی‌سی
    با تغییر ماهیت بی‌بی‌سی، اخبار جنبش سبز چگونه به گوش هوادارانش خواهد رسید؟

«ما باید ثابت کنیم که تریبون اپوزیسیون ایران نیستیم». این جمله‌ای است که یکی از خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی به زبان آورده و حالا به عنوان بخشی از کلیپ تبلیغی بی‌بی‌سی فارسی از این شبکه پخش می‌شود. این بخشی از پروژه بی‌بی‌سی فارسی است که تلاش می‌کند پس از گذشت حدود 15ماه، از وقایع پس از انتخابات و ریزش شدید در میان بینندگان، مخاطبان خود را احیا کند.
بی‌شک آن چیز که طی وقایع پس از انتخابات روی داد، بهترین خوراک برای رسانه‌هایی بود که می‌خواستند بخشی از پازل براندازی نرم در ایران باشند. در این میان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رسانه‌هایی که در طول انتخابات و به هنگام بروز وقایع پس از آن، نقش بی‌بدیل و غیرقابل انکاری در شکل‌گیری درگیری‌ها و سازماندهی نیروهای مختلف بر عهده داشت، شبکه بی‌بی‌سی فارسی بود؛ شبکه‌ای که اگرچه در زمان انتخابات کمتر از شش‌ماه از تولدش می‌گذشت اما چنان اثرگذاری و فعالیتی از خود نشان داد که کمتر خانواده ایرانی پیدا می‌شد که به اخبار این رسانه انگلیسی در خصوص انتخابات استناد نکند. همین اقبال عمومی به شبکه بی‌بی‌سی فارسی در ایران سبب شد این شبکه نقش اصلی را در سازماندهی و هدایت وقایع انتخاباتی و حوادث پس از آن ایفا کند. این شبکه در طول این مدت نهایت تلاش خود را به کار بست تا پیام‌هایش را در قالب‌های مختلف به خورد مخاطبان خود که عموماً ایرانیان بودند، بدهد. بنابراین با تولید برنامه‌های گوناگون که در آن صدای هر دو گروه موافق و مخالف شنیده شود، سعی در بی‌طرف نشان دادن خود داشت؛ موضوعی که به سختی قابل‌تشخیص بود. نمونه این رویکرد را هر شب در برنامه‌ای مثل «نوبت شما» می‌بینیم. در این برنامه، هر شب تعدادی تماس تلفنی برقرار می‌شود که تقریباً 80درصد آنها از مخالفان و 20 درصد آنها از موافقان سیاست‌های ایران اسلامی هستند. همچنین از حدود شش وبلاگ مورد بررسی، یک تا دو وبلاگ موافق و چهار تا پنج وبلاگ مخالف سیاست‌های نظام هستند، لیکن با ترفندهای خاص، بهره‌گیری از مجریان حرفه‌ای و آموزش دیده، تحلیل‌های ظریف، اما جانبدارانه و نیز انتقادهایی هدفمند، تلاش می‌شود اهداف پنهان شبکه به خوبی تأمین شود.


دست‌های انگلیسی پیدا می‌شود
اما به رغم در پیش‌ گرفتن این سیاست و بهره‌گیری از کارشناسان برجسته‌ رسانه‌ای در بی‌بی‌سی برای ارائه محتوا به مخاطبان خود، بینندگان این شبکه فارسی زبان انگلیسی این روزها به پایین‌ترین سطح خود رسیده‌اند‌ و این شبکه دچار کاهش ‌مقبولیت شدید در جامعه ایران شده‌ است. این ماجرا از زمانی آغاز شد که این رسانه به عنوان مهم‌ترین تریبون جنبش سبز در میان هواداران این جنبش معرفی شد و بخش بزرگی از سبزها برای دریافت آخرین اخبار به صورت مستقیم به این شبکه و سایتش مراجعه می‌کردند. تقریباً در تمام مدت فعالیت فرقه سبز هیچ خبری از این جریان وجود نداشت که در این شبکه انعکاس ویژه پیدا نکند و حتی در برخی موارد نیز که خبری از سبزها به خاطر درگیری‌های داخلی نبود، این شبکه با خبرسازی ماجرایی را در دامان آنها قرار می‌داد تا بتواند از این طریق به ماهیگیری رسانه‌ای بپردازد. بنابراین می‌توان این واقعیت را به صراحت عنوان کرد که کارشناسان بی‌بی‌سی فارسی در برخی موارد همتراز با رهبران فرقه سبز به تحریک هواداران این جریان پرداختند؛ واقعیتی که نمونه بارز آن را می‌توان در ماجرای 13 آبان سال88 و به خیابان کشاندن جمعی از سبزها مشاهده کرد.
اما با ایجاد تزلزل در پایگاه‌های اجتماعی فرقه سبز و ریزش‌های شدیدی که در این جریان صورت گرفت، بی‌بی‌سی فارسی نیز که وابستگی شدیدی به این جریان داشت، مخاطبان خود را از دست داد و هدف و نیت برنامه‌سازان و مدیران انگلیسی این شبکه برای مخاطبان ایرانی مشخص شد. باقیمانده سبزها هم با گذر از آن دوران پرالتهاب تصمیم گرفته‌اند رسانه‌ای جدید را برای دریافت اخبار خود جایگزین کنند، چراکه آنها هم دیگر اعتمادی به رسانه‌های انگلیسی به ویژه بی‌بی‌سی ندارند. این معضل روز به روز برای مدیران این شبکه بیشتر هویدا می‌شد و این مدیران باقی مانده بودند با حجم بالایی از فاکتور مخارج و قول‌های عمل نشده‌ به سران انگلیس برای براندازی نظام ایران.


تغییر ماهیت نمادین بی‌بی‌سی
این کاهش مقبولیت و از دست دادن مخاطبان واقعیتی بود که مدیران این شبکه به خوبی آن را دریافته بودند. از این رو به دنبال پیدا کردن راه‌حلی برای بازگرداندن بخشی از مخاطبین خود و احیای مقبولیت نابود شده، رفتند. شاید مهمترین پاسخی که در این کنکاش در مقابل گردانندگان این شبکه قرار گرفت، تغییر ماهیت نمادین در برنامه‌ها و انتقال وظایف به دیگر رسانه‌ها بود.
آنها در این راه شروع به ایجاد تغییرات در سطح برنامه‌ها و حتی مجریان و خبرنگاران خود کردند. مجریان و خبرنگارانی جدید با سوژه‌هایی جدیدتر و سرگرم‌کننده را جایگزین قبلی‌ها کردند و از همه مهم‌تر اولویت برنامه‌های سیاسی خود را به رده‌های دوم و سوم فرستادند. علاوه بر این برنامه سازان بی‌بی‌سی فارسی تلاش کردند تا سمت‌وسوی برنامه‌های خود را به
زندگی عادی و عمومی مردم که جذابیت بیشتری برای مخاطبان ایرانی‌شان دارد، نزدیک کنند و با این ترفند و تغییر ماهیت نمادین به احیای مخاطبان خود بپردازند. اما این پایان کار نبود چراکه نکته جالب در این بین این است که بی‌بی‌سی تبلیغات مستقیم را نیز در دستور کار خود قرار داده و حتی در یکی از این تبلیغات به صراحت از زبان یکی از خبرنگاران خود می‌گویدما باید ثابت کنیم که تریبون اپوزیسیون ایران نیستیم

http://omidkeshtkar.files.wordpress.com/2010/08/11-21.jpg


لندن همچنان نگران فرقه سبز
اما لندن‌نشینان نیز به این راحتی نمی‌خواهند قید جنبش سبز را بزنند. جنبشی که هزینه‌های زیادی را برای آن پرداخت کرده‌اند. آنها نیاز به یک کانال مستقیم برای جریان‌سازی و پوشش اخبار این جنبش داشتند. اما با تغییر ماهیت بی‌بی‌سی اخبار این جریان چگونه به گوش هوادارانش خواهد رسید؟
این سؤالی است که پاسخ آن را می‌توان در راه‌اندازی شبکه رسا و ایران‌ندا جست‌وجو کرد. این دو شبکه که رد پای لندن‌نشینان حامی بی‌بی‌سی به خوبی در آن قابل‌مشاهده است و قرار است با بودجه لژ لندن و همکاری روزنامه‌نگاران ایرانی مقیم اروپا هدایت شود، بار سیاسی زمین مانده شبکه بی‌بی‌سی فارسی را به دوش خواهند کشید. راه‌اندازی این دو شبکه دو مزیت بزرگ برای لژ لندن داشت. مزیت اول این بود که این دو شبکه نیازی ندارند همانند بی‌بی‌سی ژست‌های بی‌طرفی بگیرند و این امکان را دارند که به دور از حواشی معمول شبکه‌های تلویزیونی حرفه‌ای، خبررسان مستقیم و بدون مانع برای حامیان جنبش سبز باشند. از سوی دیگر با توجه به هزینه‌های بالایی که مؤسسه بی‌بی‌سی به خاطر ابعاد حرفه‌ای به لژ لندن تحمیل می‌کرد، راه‌اندازی این دو شبکه که بار حرفه‌ای کمتری داشته و نیاز کمتری به تولید برنامه دارد، می‌تواند در کاهش هزینه‌ها مفید باشد. در نهایت آن چیز که می‌توان گفت، راه‌اندازی دو شبکه ایران‌ندا و رسا، کمک خواهد کرد که بی‌بی‌سی فارسی با اصلاح رویکرد باردیگر ضریب نفوذ خود را در میان ایرانیان افزایش دهد و از این طریق خود را آماده ایفای نقش‌های جدیدی در برنامه‌های لندن علیه تهران کند. این موضوعی است که لزوم چاره‌اندیشی هرچه بیشتر فرماندهان جنگ نرم را بیش‌از پیش نمایان می‌کند.

*منبع: javandaily.com


 
فضلی‌نژاد از حلقه جدید براندازی CIA در ایران سخن گفت
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ٦ شهریور ۱۳۸٩ : توسط :

»» ماهنامه «مهرنامه»؛ سخنگوی جریان برانداز در ایران

جریان فتنه و کارگزاران آن به محض آزادی از زندان ماهنامه «مهرنامه» را منتشر کردند که سخنگوی جریان برانداز در ایران شود و تاکنون 4شماره آن منتشر شده است. در این نشریه 30تن از استراتژیست‌های فعال سازمانCIA، موسسه تحقیقاتی NED و افراد مرتبط با باند اشرف پهلوی در بنیاد مطالعات ایران، در تحریریه این فصلنامه حضور دارند.

http://www.philnama.com/wp-content/uploads/jeld-747x1024.jpg

----------------------------------------------------------------------------------------------

پیام فضلی‌نژاد، پژوهشگر موسسه کیهان، که این روزها به دلیل تحریر کتاب جدیدش کمتر در محافل عمومی حضور دارد، ضمن بازدید از بخش‌های مختلف نمایشگاه بین‌المللی قرآن، به دعوت غرفه بصیرت قرآنی در نشست «کنکاش حقیقت» حضور یافت و به پرسش‌های حاضران در نمایشگاه پاسخ داد. در این نشست، فضلی‌نژاد به افشاگری پیرامون نقشه راه جدید جنگ نرم، حلقه جدید براندازی با حضور 30 استراتژیست ایرانی خارج کشور، پشت‌پرده فصلنامه مهرنامه پرداخت و از فعالیت‌های براندازانه محمد قوچانی و سیدمحمد علی ابطحی پس از آزادی از زندان سخن گفت. این نشست که از ساعت22 تا ساعت30 دقیقه بامداد روز پنجشنبه به طول انجامید، با استقبال طیف‌های مختلف حاضر در نمایشگاه روبرو شد.

http://elaw.ir/upload/image005.jpg

نویسنده کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» گفت:
باید شیوه برخورد با جریان فتنه تغییر کند چون فتنه‌گران کاملاً شیوه خود را تغییر داده‌اند.

پیام فضلی‌نژاد در نشست سلسله مباحث کنکاش حقیقت که در غرفه بصیرت قرآنی در حاشیه هجدهمین نمایشگاه بین‌‌المللی قرآن کریم برگزار شد، گفت: جریان فتنه در خیابان تمام شد و پروژه کودتای انتخاباتی اصلاح‌طلبان نیز به پایان رسید؛ اما جریان فتنه و کارگزاران آن در شکل و ادبیات دیگری بازتولید شدند.

وی با تاکید بر اینکه به طور قطع جریان فتنه جمهوری اسلامی را رها نخواهد کرد، اظهار داشت: جریان فتنه با تغییر شکل خود در قالب جنگ ایدئولوژیک و جنگ فکری در حوزه علوم انسانی برای فروپاشی نظام اسلامی دست‌ به کار شده است.

نویسنده پرفروش‌ترین کتاب سیاسی دو سال گذشته گفت: کشور در حال حاضر بیش از 2میلیون دانشجوی علوم انسانی دارد که مبانی ترویج شکاکیت و سکولاریزم را آموزش می‌بینند.

وی با طرح این سوال که آیا بعد از جریان آشوب به نحوه بازتولید و تغییر چهره این جریان توجه کرده‌ایم، بیان داشت: جریان فتنه و کارگزاران آن به محض آزادی از زندان فصلنامه «مهرنامه» را منتشر کردند که سخنگوی جریان برانداز در ایران شود و تاکنون 4 شماره آن منتشر شده است.

فضلی نژاد با اشاره به آغاز فعالیت یک حلقه جدید براندازی با حضور 30نفر از استراتژیست‌های ایرانی خارج کشور ادامه داد: در این نشریه 30 تن از استراتژیست‌های فعال سازمان CIA، موسسه تحقیقاتی NED و افراد مرتبط با باند اشرف پهلوی در بنیاد مطالعات ایران، در تحریریه این فصلنامه حضور دارند؛ این 30 نفر حلقه جنگ نرم در ایران از دهه 60 به بعد بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به محمد‌علی همایون کاتوزیان (عامل سرویس جاسوسی انگلیس)، مهرزاد بروجردی (پایان‌نامه دکترای وی مورد تجلیل اشرف پهلوی قرار گرفت و از او جایزه دریافت کرد)، مدیا کاشیگر (مترجم ویژه سفیر فرانسه در ایران و رابط جاسوسان سازمان موساد با حوزه های جاسوسی در ایران)، ژانت آفاری (رفیقه زهرا رهنورد که دارای ارتباطات امنیتی گسترده با وی است و همچنین عضو فرقه ضاله بهائیت می‌باشد)، عباس میلانی (رئیس دپارتمان ایران‌شناسی دانشگاه استانفورد که رسما با کارشناسان CIA برای تدوین مدل براندازی نظام جمهوری اسلامی نشست گذاشت و 6 ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم برای نمایندگان کنگره آمریکا سخنرانی کرد) را می‌توان برشمرد.

پژوهشگر موسسه کیهان گفت: محمد‌علی ابطحی بعد از آزادی از زندان، در سایت خود، کتاب خانم هرتا مولر را معرفی می‌کند که شرحی از کودتاهای مخملی اروپا و تئوریزه کردن کودتای مخملی است؛ این کتاب روش مبارزه 5 دانشجو با حکومت را شرح داده است که امسال جایزه ادبی نوبل را به این رمان‌نویس کودتای مخملی داده‌اند؛ ابطحی بعد از جریان دادگاه این کتاب را در سایت خود تبلیغ می‌کند و می‌گوید من این کتاب را خوانده‌ام شما نیز این کتاب را بخوانید!

این نویسنده ادامه داد: در حال حاضر جریان فتنه در شکل دیگری بازتولید می‌شود به طوری که ادبیات سیاسی آشکار میرحسین موسوی و سید‌محمد خاتمی که سخن از نافرمانی مدنی و کشاندن مردم به خیابان بود به حاشیه رفته است. همچنین این ادبیات با الگوگیری از الگوهای غربی و با استفاده از تولید رمان، شعر، برگزاری تئاتر، نمایشنامه‌ها و پنهان شدن در پشت ادبیات با خزیدن به حاشیه امن هنر، در شکلی جدید ظاهر شده است.

فضلی نژاد یادآور شد: مدیا کاشیگر، در فصلنامه مهرنامه می‌نویسد که باید با رشد طبقه متوسط سکولار و تبلیغ کالاهای خارجی و مارک‌های خارجی در بیلبوردهای شهرداری به اهداف خود برسیم. همچنین کیان تاجبخش روزی رئیس مجلس سنای هلند را به ایران آورد و با بهروز غریب‌پور جلسه خصوصی گذاشتند و گفتند باید با سیطره بر شوراها، محیط شهری، فضای عمومی و در دست گرفتن آنها به اهدافمان برسیم.

وی گفت: بیلبوردهای تبلیغاتی یکی از ابزارهای تبلیغاتی پنهان دشمن است که متاسفانه شهرداری تهران به ماهیت پنهان آن در حوزه امنیتی دقت نمی‌کند.

نویسنده کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» با اشاره به اینکه، اکنون از مهمترین دغدغه‌های مقام معظم رهبری حوزه علوم انسانی در دانشگاه‌ها است، تصریح کرد: اگر فرزندان دلسوز انقلاب اسلامی می‌خواهند جریان نفاق را بشناسند و ببینند در چه قامتی بازسازی و بازتولید می‌شود باید به کتاب‌هایی که ناشران سکولار در حوزه علوم انسانی منتشر می‌کنند را مورد بررسی قرار دهند.

وی گفت: من از مسئولان وزارت ارشاد انتقاد می کنم که چرا کتاب رامین جهانبگلو که چهره آن را در کتاب شوالیه‌های ناتوی فرهنگی آشکار کرده بودم هنوز در حال تجدید چاپ است.

فضلی‌نژاد ادامه داد: گزاره دیگری را که برای کودتای نرم پیگیری می‌کنند افزایش دانشجو در ایران است. تئوری آنها این است که با افزایش دانشجو در کشور به طور طبیعی تعداد دانشجویان حوزه علوم انسانی بیشتر می‌شود چرا که پایه دروس انسانی در رشته‌های علوم انسانی سکولار است بنابراین به طور خودکار دانشگاه‌های ما نیرو برای استحاله و براندازی را تربیت می‌کنند.

پژوهشگر موسسه کیهان افزود: علاوه بر آن اساتید سکولار نیز در نظام تعلیم و تربیت، آموزش جوانان ما را در دانشگاه‌ها در اختیار گرفته‌اند و در حال حاضر این جریان در قامت دانشگاهی جریان را به دست گرفته است که باید این را بسیار جدی گرفت و احساس خطر کرد.

http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/127719541621.jpg
# پژوهشگر جوان؛ پیام فضلی‌نژاد در همایش فصل بصیرت

وی با یادآوری این نکته که اگر برخی نشریات و روزنامه‌ها مثل کیهان، به روشنگری و تنویر افکار عمومی نمی‌پرداختند هنوز فردی مثل حسین بشیریه سرسلسله جامعه‌شناسی سیاسی در ایران بود .

نویسنده کتاب‌ «شوالیه های ناتوی فرهنگی» با تاکید بر اینکه جریان برانداز، فقط جریانی سیاسی نیست، اظهار داشت: نشانه‌های جریان برانداز در عرصه عمومی قابل رویت نیست بلکه علایم آن را باید در حوزه پنهان جست‌وجو کرد.

وی با یادآوری فرمایش امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه خطرناکترین جریان را اسلام آمریکایی معرفی ‌کردند، گفت: ما در آن روز عمق کلام حضرت امام(ره) را متوجه نشدیم؛ لذا جریانی که امروز با استفاده از چهره‌های نسبتا موجه برای براندازی، گام بر می‌دارند در نگاه اول متدین به نظر می‌رسند.

فضلی نژاد اعلام کرد:شورای جهانی فقه اسلامی در پاریس اعلام موجودیت کرده است و عده‌ای به قول حضرت امام(ره) «روحانی نما» که در ظاهر آدم‌های موجهی هستند، این شورا را راه اندازی کرده‌اند و خود را منتسب به مراجع تقلید کرده و می‌گویند ما می‌خواهیم دین را با دموکراسی سازگار کنیم .

این تحلیلگر سیاسی با بیان اینکه فروپاشی ایدئولوژیک در علوم انسانی مقدمه سقوط فیزیکی نظام است، اظهار داشت: اگر جمهوری اسلامی در حوزه ایدئولوژیک با ناکامی مواجه شود به طور قطع و یقین ساختار جمهوری اسلامی فرو خواهد ریخت؛ چراکه آنها قصد دارند به تعبیراستاد «رحیم پور ازغدی» به لب انقلاب ماتیک بمالند و ظاهر ان را حفظ کنند، اما نرم‌افزار انقلاب اسلامی را از درون ذبح کنند در حالی که بخش مهم نرم‌افزار‌های انقلاب در حوزه علوم انسانی تولید و بازتولید می‌شود. اما این اتفاق نخواهد افتاد، چرا که امام خمینی(ره) فرمودند آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، بنابراین سران فتنه مانند موسوی، خاتمی، کروبی و... نیز که پادوهای آمریکا در ایران هستند نیز هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.

وی ادامه داد: آنقدر آنها در نقشه خود راسخ هستند که هنوز یک ماه از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در حوزه علوم انسانی نگذشته بود که محمد قوچانی از زندان آزاد شد و قرارداد سردبیری فصلنامه «مهرنامه» را بست که ویژه علوم انسانی در ایران منتشر می‌شود.

فضلی نژاد گفت: مردم ایران دارای عیار هوشی بالایی هستند و شرایط را خوب می‌سنجند و حرکات ظاهری جریان برانداز را به درستی تشخیص می‌دهند لذا باید جنبه پنهان براندازی را کاملا رصد کرد و با توجه به اینکه جریان فتنه روش خود را تغییر داده است رصد و شناسایی جنبه پنهان ایدئولوژیک آن کار متخصصین است.

نویسنده پرفروش‌ترین کتاب سیاسی سال 1388 و 1387 در ادامه افزود: به نظر من باید شیوه برخورد با جریان فتنه کاملا تغییر کند چون فتنه‌گران کاملا شیوه خود را تغییر داده‌اند.

وی با ابراز خرسندی از صبر حکیمانه رهبر معظم انقلاب خاطرنشان کرد: اگر سران فتنه در همان ابتدا بازداشت می شدند، هویت واقعی آنها برای مردم روشن نمی شد.

فضلی‌نژاد گفت: رهبری معظم همانند حضرت امام (ره) که با جریان بنی‌صدر صبورانه برخورد کرد و آن را تحمل کرد تا چهره حقیقی آنها برای مردم روشن شود.

وی تصریح کرد: اگر اقدام مناسبی در حوزه علوم انسانی و پاکسازی دانشگاه از اساتید سکولار انجام ندهیم، ضربه را خواهیم خورد؛ بنابرین انقلاب فرهنگی در تمام ابعاد آن باید محقق شود؛ لذا باید با بازنگری دقیق در حوزه علوم انسانی و بازتولید علوم گام‌های جدی و اساسی صورت گیرد. *منبع: www.elaw.ir (سایت رسمی پیام فضلی نژاد)

*مرتبط: + + + + +


 
سربازان پیاده نظام ژنرال «کارل پـوپـر»
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٩ : توسط :

»» واکاوی اندیشه ای خط امامی های جدید

یک عده با گرایش های روشنفکری و سکولار پنهان بودند که پشت شعارهای رادیکال امام مخفی می شدند... بخش دیگر حزب الهی های اصیلی بودند که هنوز اصالت خود را حفظ کرده اند. آنها به تمامی رئوس که قبلاً اشاره کردم وفادار بوده و هستند... رویکرد دیگر به شخصیت های اجرایی و سیاسی برمی گردد که آنها نیز در زمان حیات امام(ره) گوش فلک را کر می کردند ولی امروزه کاملاً خواهان جذب شدن در سیاست های جهانی هستند. اینها با دولت عدالت محور مخالفند. مدافع تکنوکراسی هستند و نه تنها به لحاظ نظری به تئوری های سرمایه دارانه  غلتیدند بلکه اساساً خودشان تبدیل به سرمایه دار شدند.

http://media8.dropshots.com/photos/555818/20100131/151025.jpg

http://snn.ir/NewsImage/D8707/M098943061502.jpgشهریار زرشناس، گروه اندیشه «شبکه خبر دانشجو»؛ شاخص ترین ویژگی امام(ره) همان چیزی بود که مرحوم فردید گفت. من آن حرف را دربست نمی پذیرم. اما نقطه خوبی برای شروع فکر کردن در مورد امام(ره) است. به نظر فردید تنها خودش در نظر و امام خمینی(ره) در عمل از غربزدگی عبور کرده بودند. امام(ره) با یک نوع دل آگاهی، مدرنیته و غربزدگی را پشت سر گذاشت و نسبتی برقرار کرد که به حداکثر استغنا از آنها رسید. ما در فضای مدرنیته جهانی و شبه مدرنیته ایرانی نفس می کشیم و در فعل و انفعالات نفسانی و عاطفی کم و بیش از آن متاثر هستیم.

در اینجا لازم است اضافه کنم که ایشان در حوزه نظر نیز درون یک روش تربیتی حوزوی رشد کردند و استقلال نظری داشتند. بعضی ایشان را مدرن و گروهی وی را سنتی می دانند. اما به نظر می رسد شخصیت امام(ره) در هیچ یک از این قالب ها نگنجد. اینجا باید از دوگانه رایج تقابل سنت و مدرنیته رد شد و دوگانه دین و مدرنیته را در نظر آورد. سنت های درون تمدن اسلامی لزوماً اسلامی نیستند. گاه حتی ضد دین اند. مثل سنت های محدود کننده و ظالمانه علیه حقوق زنان. از این گذشته، گفتمان اسلامی و سنتی ما غیر سیاسی بود.

بهتر است به جای بررسی قالبی با برشمردن رئوس ویژگی ها به یک نوع بازنگری دست بزنیم. اولا ایشان نافی سکولاریسم بودند و سیاست را از متن دین برمی داشتند. شاخص دوم، تئوری حکومت دینی به صورت ولایت فقیه است. مسئله سوم استکبارستیزی ایشان بود. امام به استقلال نظری و عملی توجه ویژه ای داشتند. این در شرایطی بود که تاریخ معاصر، تاریخ سیطره غربزدگی شبه مدرن بود. چهارمین موضوع عدالت محوری و ضدیت با سرمایه داری به عنوان مصداق عدالت ستیزی بود. توجه داشته باشیم که شهید مطهری تذکر می دهد سرمایه داری معاصر با سرمایه داری سنتی که تاجران قدیمی بر آن اهتمام داشتند متفاوت است.

اواسط دوران ناصرالدین شاه سرمایه داری وابسته به استعمار غربی آغاز شد. از ابتدا تا انقلاب سفید سرمایه داری وابسته و شبه مدرن، هر روز فربه تر می شد. از خصایص این سرمایه داری وابستگی به غرب، دلال صفتی، انگلی بودن، عدالت ستیزی و غارتگری بود که همه توسط امام طرد شدند. شاخص دیگر این بود که ایشان به صورت مبنایی مدرنیته را نفی می کردند. نه به معنی درگیری با اجزا، بلکه به معنی کنار گذاشتن سرشت اومانیستی زندگی جدید. اسلام و اومانیسم در مبنایی ترین درگیری خود بر دو اصل متناقض پای می فشارند.

اسلام کمال انسان را بندگی می داند. در مقابل اومانیسم حیثیت آدمی را در طغیان علیه خداوند فرض می کند. لذا امام(ره) مایل بود یک تمدن جایگزین بسازند. سرمایه داری صورت اجتماعی تمدن مدرن بود و ایشان در پی طرح ریزی تمدنی بود که صورت دیگری داشته باشد. البته ساختن تمدن همواره یک پروسه چند قرنی بوده و ممکن است در اینجا نیز به طول انجامد. ایشان نظم جهانی را برنمی تابیدند و اصلاً آمده بودند تا ساختار جهانی را تغییر دهند. آن را نظام جهانی سلطه می نامیدند و علیه آن می شوریدند.

ویژگی دیگر ایشان موضع فعالانه و تهاجمی به سلطه غربی بود. نگرانی و ترس در خود راه نمی دادند و یک تنه می ایستادند. این خصوصیت در میان دولتمردان امروز فقط در احمدی نژاد دیده می شود. او در کلمبیا و ژنو، هولوکاست را زیر سوال برد. چون اصل مظلومیت صهیونیست ها در کنار اصل دموکراسی و اصل عقلانیت مدرن از جمله مقدسات و خط قرمزهای غربی است. حال آنکه نوشتن کتاب و مقاله علیه عقل مدرن پیگرد حقوقی ندارد. می بینیم که اصل مظلومیت همیشگی صهیونیست ها مقدس ترین چیزهاست!

به گمان من این شاخص ها، سنجه هایی هستند که می توان خط امام و پیروان واقعی را با آن تشخیص داد و خدمت و خیانت را روشن کرد. حال وقت آن فرارسیده که گروه های موسوم به خط امام (ره) را تشریح کنیم. کسانی که در زمان حیات امام(ره) خود را خط امامی می نامیدند چند دسته بودند. یک عده با گرایش های روشنفکری و سکولار پنهان بودند که پشت شعارهای رادیکال امام مخفی می شدند. آنها را که دوستی «چپ های شرمگین» نامیده است، امروز در قامت مدافع برترین اشکال لیبرالیسم می توان دید.

بخش دیگر حزب الهی های اصیلی بودند که هنوز اصالت خود را حفظ کرده اند. آنها به تمامی رئوس که قبلاً اشاره کردم وفادار بوده و هستند. گاه آنها را در هیات راست می بینید ولی نباید با لیبرال ها خلط شوند. راست، کسی است که نظام جهانی سلطه را با خوشنودی پذیرفته است. مثلاً «پوپر» را می توان راست نامید. او که امریکا و لیبرالیسم را نه تنها بهترین نظام جهان بلکه عادلانه ترین (این عبارت عادل عجیب است) نظام در تاریخ می داند! صراحتاً از لزوم نابودی جهان سوم حرف می زند. درسال های 2 و 1991 در مصاحبه ای با اشپیگل که در آدینه ترجمه و چاپ شد از نسل کشی صرب ها در بالکان دفاع کرد و گفت: ملت های متمدن حق دارند با تانک و موشک مردم غیرمتمدن را نابود کنند.

http://thecore.uchicago.edu/Summer2010/images/karl-popper_header.jpg

طوری که شهید آوینی مقاله ای تحت عنوان «ژنرال پوپر» نوشت تا نشان دهد او دیگر نه در قبای فیلسوف بلکه در یونیفورم یک فرمانده نظامی سخن می گوید. رویکرد دیگر به شخصیت های اجرایی و سیاسی برمی گردد که آنها نیز در زمان حیات امام(ره) گوش فلک را کر می کردند ولی امروزه کاملاً خواهان جذب شدن در سیاست های جهانی هستند. اینها با دولت عدالت محور مخالفند. مدافع تکنوکراسی هستند و نه تنها به لحاظ نظری به تئوری های سرمایه دارانه  غلتیدند بلکه اساساً خودشان تبدیل به سرمایه دار شدند.

دو گروه اول و دوم مروجین نئولیبرالی هستند و مایلند سیاست های خود را مطابق با بانک جهانی پیش ببرند. این دو گروه که تحت عنوان تعامل با جهان، جذب جریان سلطه شدند چگونه می توانند خویش را خط امامی بنامند در حالی که که در حلقه کیان و مجله زن روز و کیهان فرهنگی آن دوره و بعدها در روزنامه های دیگر (مثل نشاط) آشکارا حتی به اسلام توهین می کردند؟! این افراد از توسعه حتی به قیمت فشار مضاعف بر مردم حمایت می نمودند.

یک بار در جلسه آنها گفته شده بود ممکن است مردم اعتراض کنند، یکی از آقایان درآمده بود که ایرادی ندارد، باتوم و سپر می خریم. با کمال تعجب، باور داشتند اگر جامعه فشار را در یک دوره تحمل کند و ما توسعه بیابیم همه چیز حل و فصل می شود در حالی که تجربه توسعه های لیبرالی در جهان نشان داده لزوماً این طور نیست و همواره طبقه محروم باقی می ماند. آرژانتین و مکزیک و حتی فرانسه با اعتراض هایی گاه و بی گاه نشان داده اند که منطق عریان و خشن لیبرالی نتیجه دلخواه را نمی دهد.

آنها علناً عدالت را قربانی کردند. جناح تکنوکرات و لیبرال ایران در 16سال حکومت خود تلاش کردند فضا را به گونه ای تغییر دهند که از امام(ره) عبور کنند. اما روی کار آمدن دولت عدالت‌محور نشان داد هنوز آرمان های صدر انقلاب در اعماق جامعه حضور دارد. خودشان سرمایه دارند و با تئوری های سرمایه داری به میدان آمده اند اما مایلند دوباره از تابلو خط امام استفاده کنند.

*منبع: snn.ir