بوسه ای بر دستان بر قلم
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ : توسط :

»» چند بیت شعر؛ دل نوشتی با «حسین قدیانی»

»» شعری از دوست قدیمی و همراه همیشگی مون؛

     «مهرداد قدیم» امّا از این به بعد «محمود غریب»

سلام حسین قدیانی/ تو فرزند شهیدیhttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8954/B/881209-1.jpg
یه وقت تو کم نیاری!/ تو فرزند بسیجی
وقتی بابات جبهه بود/ فدایی امام(ره) بود
وقتی بابات شهید شد/ سربندش یاعلی(ع)بود
علی تُو کُلِّ تاریخ/ مظلوم و تنها بوده
علی برا دشمنا/ خار ِتو چشمها بوده

آقا خیلی غریبه/ سیِّدعلی حبیبه
مثل خود ِروح الله/ خامنه ای غریبه!
بابات با اون شهیدا/ همگی میدونستند
یه روز میاد تو ایران/ علی شناسا نیستند
امّا امید اونها/ همش به این بسیجه
امّا امید اونها/ به فرزند شهیده

خسته نشی حسین جون!
مونده نشی حسین جون!
دشمن توی کمینه،
کم نیاریم که خیته!
http://www.rajanews.com/Files_Upload/7275.jpg

ببین صدای ناله/ میاد از توی چاله
ایّادی استکبار/ همه شدن آواره


«بی بی سی» و «وی اُ اِی»/ دشمن این نظامند
«کروبی» و «میرحسین»/ معاندِ نظامندhttp://www.rajanews.com/Files_Upload/7550.jpg


خاتمی و جورج سُوروس/ با همدیگه داداشند
فائزه و رهنورد/ منتظر آشوبند!

گنجی و نوری زاده/ مثل کلاغ می مونن
سازگارا سحابی/ مثل الاغ می مونن

http://www.iranax.ir/upload/images/97z11pehp59rccnd7e76.jpg
عطاءا.. مهاجر/ با داود ِبیک زاده
میرن توی کاباره/ پیشه یه مشت زَنباره!


فاطمه بی حقیقت/ جمیله بی کدیور
ببین چطور دوتاشون/ باهم شدن دَر به دَر

معتمدِآریا/ با بهاره رهنما
ببین چطور میچاپن/ این همه پول از سیما!http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/03/02/X00907543011.jpg


یه روز لیلی رشیدی/ یه روز رضاعطاران
بیچاره ها پول میخوان/به نرخ روز نون میخوان


یه روز به رنگ سبزن/ یه روز رنگا به رنگن
مگه اشکالی داره؟/ لجن ها اَم قشنگن!

هرکی ریا کار باشه/ یه روز دستش رو میشه
فرق نداره کی باشه/ شاید هاشمی باشه!!http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2010/01/506633_orig.jpghttp://www.shahrzadpress.com/uploads/1_69_3b.jpg


امّا اینا که دیدیم/ شرم و حیا ندارن
فقط می خوان لخت باشن/ تو بغل هم باشن


آزادیشون همینه/ حزب بازیشون همینه!
اونا می خوان تو پارتی/ وِلو باشن همیشه


سیاسی شون همینه/ هرچی بگی همینه
همه چیزا براشون/ با پول خلاصه میشه!

-----پس نوشت-----------------------------------------------------------------

»» باید که تشکّری از تَه دل از شاعرخوش ذوق و پاک دل؛ جناب «آقامهردادعزیز» بکنیم.

دست مریزاد! که سربازی درگاه ولایت را به خوبی ِنگاه تیزبینانه ات، اداء میکنی و شفاعت شهیدان و امام شهیدان(ره) را برای خود سوغات میبری.

سربازی که در پادگان ِولایت به دلگرمی سربازانی همچون «حسین قدیانی ها» مشغول است و هنر خود را برای آنان ظهور میبخشد خود قدیانی ِگمنامی ست در میان سربازان امام سیّدعلی(حفظه الله).

خدایا آنانکه دل ِرهبرمان را با قلم خود خوشحال و راضی میکنند، شهادت در راهت را اجر قلم شان قرار بده و در کنار سیّدشهیدان اهل قلم؛ آقامرتضا آوینی آرامشان بده- آمین.

 


 
این همه بودن خواص/ امّا همه بی بخار/ بدبخت های عالمند/ این خواص بی بخار
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ : توسط :

»» شعری از دوست قدیمی و همراه همیشگی؛

     «مهرداد قدیم» امّا از این به بعد «محمود غریب»

»» ...این همه سردار بودن/ این همه دکتر بودن!
      این همه نخبه بودن/ این همه استاد بودن!
      اکثر مجتهدها، مرجع تقلیدها/ کجا بودن تو ٧ماه؟

      حرف نزدند از دفاع/ از حریم و حرمت ها...

سین لام میم،

سلام مدیر وبلاگ جنبش؛
پیامْ فضلیّ ِ خوبم/ گفته بودم تو شعرم
دیگه حالی ندارم/ دیگه رَمق ندارم
آخه بعد فتنه ها/ دیگه مریض احوالم
دکتر میگه که قلبم/ ریخته به هم عزیزم
اونا میگن که قلبت/ تپش داره یه عالم
اونا میگن فشار ِ/ خونت بالاست جوونم
دو تا راه کنترل/ گذاشتن پیش پاهام
یکی یه عالمه قُرص/ یکی دوری ز آقام
دفعه قبل که کارم/ نزدیک بودِشْ تموم شه
با خودم هِی میگفتم/ آخه آقام چی میشه؟!
درسته که سرباز ِ/ خوبْ نبودم براشون
امّا یه سرباز عامْ/ من که بودم براشون

این همه سردار بودن- این همه دکتر بودن!
این همه نخبه بودن- این همه استاد بودن!

اکثر مجتهدها، مرجع تقلیدها- کجا بودن تو ٧ماه؟
حرف نزدند از دفاع- از حریم و حرمت ها!

چطور میرید رو منبر- دَم میزنید از اسلام
چطور میرید دانشگاه- پول میگیرید از نظام

http://www.bushehrnews.com/files/fa/news/1388/6/25/1284_786.jpg

یاد بگیرید از سروش- از صانعی ِ مترود
چطور برای باطل- کار میکنن شب و روز!
این همه بودن خواص- امّا همه بی بخار
بدبخت های عالَمند- این خواص بی بخار

خیلی برام جالبه:
همۀ این خواص ها- نون نظام می خورن
حتّی نمکِ سفره- از این نظام می خورن
امّا چطور به وقت- ادای تکلیف میشه
همه میرن تو لُونه- خدا فراموش میشه؟

http://dadashi.files.wordpress.com/2009/08/etemad-melli-21mordad881.jpg

نون و نمک می خورن/ نمکدون و میشکنن
وقتی به جاش میرسه/ یکهُو همه غیب میشن!
برای مال و اموال/ برا پُست و مقام ها
همه میشن پایِ کار/ دَم میزنن از آقا!
میرن توی دانشگاه/ تو مسجد و تو محراب
هِی میگن از عدالت/ از علی(ع) و شهادت!
امّا به وقت عمل/ مثل یه آب خوردن
جا میزنن به یک دَم/ انگار اصلاً نبودن!

اونا به قدر زنبور/ تعهّدی ندارن
خجالتم خوب چیزه/ که اونا هیچ ندارن!
اگر نبود نظامم/ اینها کجاها بودن؟
اینها حساب نبودن؟/ تو پُست و مقام نبودن؟
اون شاه آمریکایی/ میزد توی سرِشون
می گفت ساکت بشینید/ اینجا منم شاهتون!

http://ahmadzouelm.persiangig.com/image/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%20%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c.jpg

به لطف اون خدایم- به همّت امامم(ره)
به زحمت مَردمم-  شاه رفت از دیارم

The image “http://www.halkon.ir/up/uploads/1257546124.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

تو انقلاب و تو جنگ- یه مشت نامرد می رفتن
درس بخونن برامون- تو کشورای دشمن
حالا برای ماها- تِز میدن از آمریکا
با اون درسهای صِهیون- زر میزنن برامون!

خاک بر اون سرشون- ایران خاک شهیداست
فکر میکنن که ایران- استعمار آمریکاست!
اون روز که تِز میدادید- دَم میزدید دکترید
تموم شد آی آقایون- شما خواصّ ِ خامید!

پابرهنۀ انقلاب،  مستضعف تو ایران
بخاطر شماها، لذّت انقلاب و نچشیده تا الآن
شما بِرید بمیرید، دَم نزنید کی هستید!
یه مشتِ بی لیاقت، خون کرد دلِ ولایت
خداوند متعال، با احترام و اکرام
همش میگه فقیران، تو قرآنِ دل آرام
کجا دیدید شماها، خدا بگه پولدارا؟
نور چشم امّتند، به خدا نزدیکترند؟
گفته هرکی که تقواش، بیشتر اون بهتره
البته شرط اونهم، همراهی با ولیِّ

http://media.farsnews.com/Media/8803/ImageReports/8803140317/12_8803140317_L600.jpghttp://64.130.220.65/Multimedia/pics/1387/6/Photo/1856.jpg

بگم به این خواص ِ، بی خاصیت که منظور
یعنی امام معصوم(ع)، بعدش نایب مظلوم
نایب اون تو جنگ و تو انقلاب امام(ره) بود
بعد امام ِ عزیز، نوبت سِـیْدعلی بود


سِـیْدعلی یعنی اینکه، امامُ الخامنه ای
سِـیْدعلی یعنی اینکه، خونْ دلِ مرحله ای
سِـیْدعلی یعنی اینکه، روح ِ خدا خمینی
سِـیْدعلی یعنی اینکه، نایب حقِّ مهدی(عج)


 
این «دل نوشت» نیست «وصیتنامه» من است
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸۸ : توسط :

»» بسم رب الشهداء و الصدیقین. به نام شهدای گمنام بسج در این فتنه اخیر...

»» به قلم حسین قدیانی که دستان بر قلمش بوسیدن دارد...

»» حتماً به وبلاگش سر بزنید: قطعه26

بدون عنوان

»» بسم رب الشهداء و الصدیقین. به نام شهدای گمنام بسیج در این فتنه اخیر. ندا آقاسلطان را خدا رحمت کند اما او فریبکاری بود که خود فریب خورد و جانش را مفت فروخت. به هر کسی نمی‌توان لقب شهید داد. مظلوم‌تر از شهدای بسیجی و گمنام مدفون در دانشگاه امیرکبیر، شهدای بسیجی وقایع اخیرند؛ کسانی که مهندس و شیخ ادعای مرگ‌شان را کردند الان راست راست دارند در همین خیابان‌های تهران راه می‌روند. همه ما می‌دانیم که در کهریزک 3 نفر کشته شده‌اند اما کدام‌مان می‌دانیم ظرف این 8ماه، بسیج چند شهید تقدیم اسلام کرده است؟

»» والله این ملت عاشورایی به صورت سران فتنه یک سیلی حیدری بدهکار است. گمنام‌تر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنه‌ای هستند. دست سران فتنه به ریختن خون بسیجیان جوان این مرز و بوم مشغول است و خواص بی‌بصیرت، این مایه‌های ننگ ملت به ماله کشیدن روی جنایت عمرو و زید مشغول‌اند. والله این ملت خون ‌دل خورده و از جان فرزند گذشته، یک سیلی محکم به صورت تک‌تک سران فتنه بدهکار است.

»» ما در فکه شهید گمنام ندادیم که در خیابان‌های تهران هم گمنام کشته شویم. در خاک پاک فکه هنوز هم پلاک و یک تکه استخوان شهیدی هست اما اف بر من و شما که نشانی پلاک خانه بسیجی‌های شهید حوادث اخیر در همین تهران خودمان را نمی‌دانیم و اصلا نمی‌دانیم اسم‌شان چیست و اصلا عرضه نداریم که برایشان مجلسی در خور نامشان بگیریم. سران فتنه برای کشته‌های نداده مجلس ترحیم گرفتند و ما خاک بر سرمان که اصلا نام شهدای بسیجی‌مان را نمی‌دانیم. ما روی شهدای گمنام جنگ تحمیلی را با این غربت و گمنامی شهدای جنگ نرم سفید کرده‌ایم. اف بر ما که حتی نمی‌دانیم مزار شهدای جنگ نرم کجاست. باز هم«یاران چه غریبانه رفتند از این خانه/ هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه».

»» الا ‌ای سید شهیدان اهل قلم! بسیجیان امروز از بسیجیان خمینی هم مظلوم‌ترند. برخیز و «روایت»ی دیگر نه از «فتح» که از«فتنه» بساز. صدا و سیما اگر مرد است به جای نشان دادن تصاویر 22 بهمن با مادر شهدای بسیجی فتنه اخیر گفت و گو کند.

»» کاش ذره‌ای از غیرت آن شیر در زنجیر، حیدر کرار بسیجی‌ها، سردار سپاه خمینی و ذوالفقار خامنه‌ای «احمد متوسلیان» در وجود ما هم بود. این ماییم که از انگ خشونت طلب می‌ترسیم. والله، والله، والله، حاج احمد اگر بود بر صورت تک‌تک سران فتنه چنان کشیده‌ای می‌خواباند که دیگر جرأت نکنند مجوز قتل بچه‌های بسیج را صادر کنند. ناموس همت،«بسیج» بود. ناموس«باکری‌ها» بچه بسیجی‌ها بودند.

»» آقای موسوی! ما 22 بهمن شعارهای طرفداران شما را نشنیدیم. هواداران بی‌شمارتان چرا نم‌کشید؟ آقای موسوی! چرا 22بهمن در رفتی؟ مگر نمی‌گفتی که مردم با شما هستند و علی تنهاست؟ مگر ادعا نکردی تقلب شده؟ پس چرا 22بهمن، کسی نیامد رای خود را پس بگیرد؟ ما ملت غلط کردیم اگر با شما باشیم. ما با «دیالمه» شهید هستیم. طرفداران تو در قطعه منافقین بهشت‌زهرا 7‌کفن پوسانده‌اند. به اسم نخست وزیر امام مگر تا چند روز می‌توان به ملت دروغ گفت؟ دروغگو تو هستی و بزرگ‌ترین دروغت این بود که به نظام ما تهمت دروغ بستی.

»» آقای موسوی! اگر مردم با تو هستند پس این همه محافظ برای چیست؟ احمدی‌نژاد این همه محافظ ندارد. اگر تقلب شده پس چرا احمدی‌نژاد آمد میان ما مردم و شما فرار را بر قرار ترجیح دادی؟ کجایند هوادارانت؟ رفته بودند شمال؟ رشت و ساری و رامسر و تنکابن و چالوس هم که هر که به خیابان آمد فدایی سیدعلی بود. نکند هوادارانت گیر کرده بودند در تونل کندوان؟ یا نکند بهمن ملت در جاده چالوس افتاده بود روی‌شان؟ یا شاید هم مثل«الی» در دریا غرق شده بود؟! برای مولای ما هرکس با هرعنوان و مقامی رجز بخواند، باید مثل سلمان رشدی زندگی کند. ما ملت عاشورایی هستیم و فرزند پدران شهیدمان. ما خواب راحت را از چشم شما می‌گیریم.

»» جناب مهندس! باید پای همه ادعاهایت بایستی. ما سیدعلی را«علی» می‌دانیم و معاندش، محاربش را دشمن علی. البته که پرچمدار مبارزه با معاویه‌های واپسین و عمر و عاص‌های آخرین هر که باشد«علی» است و علی امروز«سید علی» است. سید علی نایب بر حق امام زمان است، چون که ماه جانشین بر حق خورشید است. ما ستاره‌ها تاریکی شب را از نور کم ماه نمی‌دانیم. همین نور ماه هم اگر نبود، چشمان ما به تاریکی عادت کرده بود. تاریکی شب محصول دل تاریک شب‌پرستان است. نوری اگر در جبین ماست محصول نور ماه است. مولای ما، مولای ماه ما، این ماه پاره حسینی‌تبار، این سید خراسانی، این خار در چشم اغیار، این دلبر و دلدار، این عباس نگهدار، این یاسر عمار، این میثم تمار، پشتش به خورشید گرم است که با نی ساندیس به بازی گرفته است 200 کلاهک هسته‌ای را. ساندیس که خیلی گران است؛ 150 تومان است، پدرم وصیت کرده جانم را مجانی در راه ولایت فقیه بدهم.

»» آقایان سران فتنه! ما هنوز داغ کربلا در سینه داریم. ما از شمایان کینه دیرینه داریم. ما هنوز انتقام جام زهر امام را از شما نگرفته‌ایم. ما هنوز خیلی از شما طلب داریم. ما آماده بودیم برای جنگ و شما به امام دروغ گفتید. ما مگر خرمشهر را با «سلاح اتمی» آزاد کردیم، که شما به امام آن نامه را نوشتید؟ ما مگر از عرض اروند با خلوص نیت و زیارت عاشورا رد نشدیم؟ مگر در «سه راهی شهادت» با «یا زهرا» پیروز نشدیم؟ ما هر جا در جنگ شکست خوردیم، شهدا کم‌کاری نکردند، نقش فرماندهی شما پر رنگ بود. هر کجا متوسلیان در برابرتان ایستاد، اما آنجا«فتح الفتوح» بود. شما غلط کردید که هزینه جنگ را دولت شما می‌داد. قلک ما بچه‌های کوچک که در خانه می‌شکست، پول جنگ پدرانمان هم در خاکریز تامین شد. شما صف کوپن را نتوانستید درست کنید. پول جنگ را اگر قرار بود نخست وزیر بدهد الان خرمشهر شده بود «المحمره»، آبادان شده بود«عبادان»، خوزستان شده بود«عربستان». شما نخست‌وزیر امام نیستید. امام هرگز نخست‌وزیری نداشت. 2مهندس که خیرسرشان نخست‌وزیر امام شدند، هر 2 توزرد از آب درآمدند و هر2 قلابی بودند. انقلابی نبودند. به 2 امام، 2نخست‌وزیر تحمیل کردند؛ به خمینی بازرگان را و به خامنه‌ای موسوی ‌را. آری، آقای موسوی! شما نخست‌وزیر امام نیستید.

»» شما حتی نخست‌وزیر مولای ما هم نیستید. شما تا چشم آیت و دیالمه را دور دیدید، خود را به رئیس‌جمهور مکتبی وقت تحمیل کردید. شما نخست‌وزیر نیستید، یکی از نخستین سران فتنه هستید که ملت شما را به زیر کشید. شما باز هم می‌خواستید در کام ولایت جام زهر بریزید اما این بار خون دیالمه در رگ‌های ما جاری شد و فریاد آیت از حلقوم ما بر سرتان فرود آمد و شما را سر جای‌تان نشاند.

»» آقای ضرغامی! چند گامی به جلو برداشته‌ای اما اگر راست می‌گویی، یک مسابقه بگذار که آیا آن خانمی که به فتنه‌گران دستور داد به خیابان‌ها بریزند، در خون بچه‌های بسیج شریک جرم است یا خیر؟ چطور است به 3کشته کهریزک که می‌رسد، مو را باید از ماست یک غفلت و یک عمل نادرست، بیرون کشید اما برای بیش از 15 شهید و شهیده بسیج در فتنه اخیر، هیچی به هیچی و حتی دریغ از یک«فاتحه مع الصلوات»؟

»» در همین سوره«حمد» آمده: «غیر المغضوب علیهم ولا الضالین». باور دارم اگر علی مطهری مفسر قرآن شود این آیه را این طور تفسیر می‌کند؛«اگر مغضوبین و ضالین، کوتاه بیایند،» مالک یوم‌الدین«در روز جزا به حساب» اهدنا الصراط المستقیم«که در مناظره علیه «انعمت علیهم»، آن حرف‌ها را زد، خواهد رسید»! آقای علی مطهری! شما در عصر اصلاحات، علیه مبانی اصلاحات آمریکایی کتاب ننوشته‌ای بلکه علیه امروز خودت قلم فرسایی کرده‌ای. همان‌ها که دیروز مطهری را شهید کردند، امروز برای«اصول سفسطه و روش پلورالیسم» شما سوت و کف می‌زنند. شما خودتان شهید مطهری را می‌شناسید؟! بعید است کسی مطهری را بشناسد و در چنین شرایطی، هاشمی را مظلوم بداند! بعید است کسی«جاذبه و دافعه علی» را فهمیده باشد و به جای دوست، جذب دشمن شود. به شما بگویم سایت‌هایی که به اندیشه‌های شهید مطهری اهانت می‌کنند، این روزها بلندگوی مواضع شما شده‌اند؟ شما ماموریت‌تان این است که هر گاه سران فتنه به هر دلیلی باید ساکت باشند، حلقوم‌تان را در اجاره همان حرف‌های سران فتنه قرار دهید و البته شما غافلید از نتیجه غفلت، که گاه همان معنای خیانت می‌دهد.

»» اینکه چرا مهدی هاشمی بازنمی‌گردد به ایران تا در دادگاه به جرائم سنگینش درباره فتنه اخیر و نیز ابتلائات اقتصادی پاسخ دهد، این قانونگریزی عده‌ای را می‌رساند، نه مظلومیت‌شان را.

»» آری، مظلوم مطهری است. مظلوم بچه‌های بسیج‌اند که امروز باید به جای دشمن، با کج فهمی امثال شما در این جنگ نرم بجنگند. هاشمی مظلوم نیست؛ مظلوم نظام «جمهوری اسلامی» است که آن نامه سرگشاده را دید و آن اعلان به آشوب در خیابان‌ها را دید و جمل را به چشمان خود دید و شتر را دید و ندید!

»» آری، عجب صبری دارد این خامنه‌ای. شما اگر ملت و سپاه و بسیج مولای ما را داشتید یک کدام از ما را سالم نمی‌گذاشتید. والله نمی‌گذاشتید. دست جورج سوروس در دست شماست و دست خدا در دست مجروح مولای ما. من باز هم می‌گویم؛ اگر دست خدا در دست خامنه‌ای نیست پس چرا این همه«ماهواره» حریف این«ماه‌پاره» ما نمی‌شوند.«علمدار» دست هر کسی را نمی‌گیرد.

»» آقای قالیباف! ناراحت نشو که به شما نوشتم؛ وقت افتتاح غنیمت «تونل توحید»، همان زمانی بود که باید از «تنگه احد» دفاع می‌کردید. جناب شهردار محترم با محسن هاشمی در طبقات تاریک و بی‌نور و بی‌بصیرت مترو هستید و از تنگه احد غافلید و نمی‌دانید در زیرمجموعه‌تان چه می‌گذرد... شهید رجایی می‌گفت: به نماز نگویید،کار دارم، به کار بگویید وقت نماز است. من حرفم به شما این است:«به تنگه احد نگویید وقت افتتاح تونل توحید است، به تونل توحید بگویید وقت حفظ تنگه احد است». آقایان خواص ان‌شاءالله با بصیرت! به پاسداری از ولایت‌مداری نگویید که وقت رسیدگی به امور شهرداری است، به شهرداری بگویید که وقت ولایت‌مداری است.

»» این نوشته «وصیت نامه» من است و من همه حرف‌هایم را در آن خواهم زد و دیگر تا اطلاع ثانوی«دل‌نوشت» نخواهم نبشت. خیال‌تان راحت شد؟ می‌خواستید زبان سرخ این قلم را لال کنید، دست مریزاد! من خود آن را بعد از این دل‌نوشت قفل خواهم کرد. می‌خواهید بگویم چه کسی و چه کسانی به امام توهین کرده‌اند؟ امام گفت: «من بر دست و بازوی شما بسیجیان بوسه می‌زنم. من به این صورت‌های نورانی شما غبطه می‌خورم. من هیچ ندارم که در برابر این مادران شهید داده تقدیم کنم».

»» آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو که حتی خون ندا آقا سلطان هم می‌چکد از چنگ تو. بلر سگ دست‌آموز بوش است و دیوید میلیبند یک سگ هار خالی‌بند است که ندای ما را فریب داد و او را با کلت BBC کشت و خون او را انداخت گردن ما. بسیج اگر آدم‌کش بود، در همین فتنه اخیر این همه شهید نمی‌داد.

»» وصیتنامه من به انضمام وصیتنامه پدرم است؛ مرده‌ها وقتی می‌میرند ارث را تقسیم می‌کنند و شهدا وقتی شهید می‌شوند حرص را. عده‌ای حرص این دنیا را می‌زنند و عده‌ای حرص آن دنیا را. عده‌ای برای بلعم باعورا حرص می‌خورند و عده‌ای برای حسین عاشورا. عده‌ای برای آشتی میان فرق عباس و عمود آهن و عده‌ای برای تشنه لبی یتیمان حسین، دست رد بر سینه علقمه می‌زنند و با اینکه مادرشان«ام‌البنین» است ولی حرص«مادر حسین» را می‌زنند. من حرص همت را می‌زنم؛ حرص آن چشمانی که انگار خدا خود برایش سرمه شهادت کشیده بود. سبزها از وصیتنامه سردار خیبر سوخته‌اند که چرا گفته؛«در زمان غیبت اطاعت محض از ولایت فقیه داشته باشید».

»» وصیت نامه پدر:

بسم الله الرحمن الرحیم
ما زخم خوردگان تیره‌ترین، سردترین و بلند‌ترین شب‌های جور بودیم. ما شلاق خوردگان یلدای ستم بودیم. نخستین شعاع فجر را که دیدیم خیز گرفتیم. عاشقانه به سوی شفق دویدیم تا در چشمه خونین خورشید، زخم‌های استخوان‌گداز خویش را بشوییم؛ که ثابت کنیم؛ سرخی بالاترین رنگ است، نه سیاهی. که سیاهی می‌پوشد. سرخی می‌شوید و جلادان تاریخ را رسوا می‌کند.«ما زنده به آنیم که آرام نگیریم/ موجیم که آسودگی ما عدم ماست». سپیده دم خونین عشق فرا رسید دوستان. ‌ای برادر! ‌ای خواهر! تو را فقط یک پیام، تو را فقط یک وصیت، تو را فقط آخرین حرف که؛ خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار. التماس دعا دارم.
اکبر قدیانی ـ 9/2/1361

------پس نوشت--------------------------------------------------

»» متن کامل را حتماً در ادامه مطلب بخوانید.

»» وبلاگ قطعه 26حسین قدیانی را از دست ندهید!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
خدایا....
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸۸ : توسط :

»» خدایا چه بگوییم؟ چگونه شکرش را بجا بیاوریم؟

      امّا میتوانیم به بارگاهت سجده کنیم و از ته دل، الحمدلله ای را بر زبان مان جاری کنیم...

      خدا را شکر که سربازولایت مان را دوباره بهمان بازگرداند-الحمدلله

      کمتر کسی مثل پیام پیدا میشود که پس از آنکه عُُمری را در زاویه با نگاه و آرمان های حضرت روح الله-ره سپری کرده اند، آنگاه به دامان ولایت برگردند و تمام وجود خود را برای صراطِ مستقیم ِ نرفته ی خود خرج کنند و تمام قَد، هزینه این رجعت و بقول آقامرتضا؛ هجرت را بپردازند تا همچون ماه پار‍‍ۀ خود، نشان ِ جانبازی را برای مادرشان؛ زهرای مرضیه(سلام الله علیه) سوغات ببرند تا به بهانه جانبازی در راه ولایت، در پیشگاه اولین شهیده ولایت، شفاعت را برای خود قسمت کنند...

     خداوند او را برای خانواده اش نگه دارد و به سیّدعلی ببخشایدش- إن شاء الله

------پس نوشت--------------------------------------------------

* 20:30 خبر ِ حیات و سلامتی «پیام فضلی نژاد» رو در نوبت خبری امشب پخش کرد.


 
ترور پیام فضلی نژاد
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸۸ : توسط :

به امید بازگشت سربازولایت به خدمت تحت امرولی خود؛ سیّدعلی- إن شاءالله

 ----------------------------------------------------------------------------------------------

     * روزنامه‌نگار و پژوهشگر سیاسی کیهان

     * نگارنده «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی»؛ پرفروش‌ترین کتاب‌ سیاسی سال که پرده از جریانات برانداز و عناصر وابسته به بیگانه در جبهه اصلاحات برداشت!

     * نگارنده سلسه مقالاب افشاگرانه که در حوادث پس از انتخابات نیز اقدام به افشاگری‌ هایی در خصوص جریان فتنه و گروه‌های مخالف نظام کرد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------

»» اصل خبر؛ برگرفته شده از خبرگزاری فارس و رجانیوز :

روزنامه‌نگار و عضو دفتر پژوهش‌های کیهان، شب گذشته در حوالی خیابان فلسطین که برای خرید کتاب در این محل حاضر شده بود، از ناحیه سر مورد اصابت یک شی‌ء تیز از سوی یک تیم تروریستی متشکل از هفت موتور سوار قرار گرفت.

این حادثه ساعت 21 شب گذشته در تقاطع بلوار کشاورز و خیابان فلسطین رخ داد و پس از حضور اورژانس در محل حادثه فضلی‌نژاد به بیمارستان فیروزگر تهران انتقال یافت.

براساس آخرین شنیده‌ها در حال حاضر فضلی‌نژاد در بی‌هوشی به سر می‌برد و نهایتاً در نخستین ساعات امروز به بیمارستان بقیه الله تهران منتقل می شود تا عملیات تخصصی پزشکی بر روی وی انجام گیرد.

مطابق آخرین برآوردهای انتظامی ضاربین به قصد کشتن فضلی نژاد وارد این عملیات تروریستی شده بودند و احتمالا دارای وابستگی های سیاسی به جریانی هستند که طی ماه های اخیر در اقدامات مشابهی دست به عملیات تروریستی علیه نظام زده اند.

گفتنی است پایگاه خبری منوشه امیر (مدیر بخش فارسی رادیو اسرائیل) شب گذشته از این اقدام تروریستی ابراز خشنودی کرده که با توجه به عدم انتشار رسمی این خبر، با خبری اسرائیل از ماجرا گمانه وابستگی تروریستها به رژیم صهیونیستی را قوت بخشیده است.

این پژوهشگر ارشد موسسه کیهان تاکنون سلسله مقالت موثری در نقد ترورهای آکادمیک به رشته تحریر درآورده بود که با واکنش خشمگینانه مخالفین خشونت مواجه شده بود.

پیام فضلی‌نژاد روزنامه‌نگار و عضو دفتر پژوهش‌های کیهان است که با نگارش کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» به عنوان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های سیاسی پرده از جریانات برانداز و عناصر وابسته به بیگانه در جبهه اصلاحات برداشت و در حوادث پس از انتخابات نیز اقدام به افشاگری‌هایی در خصوص جریان فتنه و گروه‌های مخالف نظام کرد.

------پس نوشت---------------------------------------------------------------------------

»» چکیده ای از بیوگرافی پیام فضلی نژاد:

http://www.raheno.ir/upload/2008/01/jeld&posht-02.jpg

- عضو فدراسیون جهانی روزنامه‌نگاران در شیکاگو (1379، ایالات متحده)
- عضو انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران (1384- 1379)
- عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران ( 1380 تاکنون)
- مدیرعامل دپارتمان پژوهش‌های حقوقی ایران (1387- 1385)
- پژوهشگر در مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان (1385 تاکنون)
- نویسنده روزنامه کیهان (1385 تاکنون)
- نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» (انتشارات کیهان، بهمن 1386، این کتاب عنوان «پرفروش‌ترین کتاب سیاسی سال 1387» را کسب کرد)
- نویسنده رساله «ارتجاع روشنفکری، ناتوی فرهنگی و سازمان‌های اطلاعاتی غرب» (1387)
- نویسنده رساله پژوهشی «چگونه جامعه مدنی به مبارزه مدنی تبدیل شد؟» (کیهان، تیرماه 1388)

»» گزیده ای از سلسله مقالات پژوهشی:

 

پروژه شبه‌نظامی «گذار به دموکراسی» در وزارت کشور دولت خاتمی، گفتگوی پیام فضلی‌نژاد با ایرنا
شنبه، ۱۰ بهمن ۱۳۸۸
روش‌شناسی ترور‌های آکادمیک، پیام فضلی‌نژاد، کیهان، بخش دوم و آخر
چهارشنبه، ۳۰ دی ۱۳۸۸
روش‌شناسی ترورهای آکادمیک، پیام فضلی‌نژاد، کیهان، بخش اول
سه شنبه، ۲۹ دی ۱۳۸۸
فایل صوتی افشاگری پیام فضلی‌نژاد پیرامون «کودتای انتخاباتی اصلاح‌طلبان» در 22 خرداد 1388
یکشنبه، ۲۴ آبان ۱۳۸۸
مرگ مدل کلاسیک کودتای مخملی در 22 خرداد، پیام فضلی‌نژاد
شنبه، ۱۶ آبان ۱۳۸۸
دانشگاه سکولار در ایران به روایت پیام فضلی‌نژاد
یکشنبه، ۳ آبان ۱۳۸۸
پاسخ پرفسور جان کین به پیام فضلی‌نژاد، بی بی سی
چهارشنبه، ۲۹ مهر ۱۳۸۸
برنامه سازمان جاسوسی سیا برای کنترل مغزها در جهان، پیام فضلی نژاد
شنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۸

»» سایت رسمی پیام فضلی نژاد:

     دپارتمان مجازی پژوهش های راهبردی ایران