برای همان بسیجی
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳۸۸ : توسط :

»» شعر تقدیم به همان اصحاب عاشورایی خمینی-ره که در عصرعاشورا88،

     همان کردند که با مولایش؛ حسین-علیه السّلام در قرن 61هجری کردند...

http://masdood.persiangig.com/image/weblog/sakh.jpg

برهنه کردن بسیجی

 

»»آدرس را کلیک کنید:

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://aheney.persiangig.com/video/ashusabz.wmv

 

 

بار دیگر فتنه ای آغاز شد/ مصلحت بین مطرب و طنّاز شد
چون ابو موسی حَکَم گردید باز/ فتنه بر می خیزد از سمت حجاز
مصلحت دیده است این آشوب را/ تا بلرزاند دل یعقوب را
برگرفته تیر ِ تهمت در کمان/ بر علی انداخت با زخم زبان
مهره هایش مهره هایی سوخته/ چشم بر لب های دشمن دوخته
پینو کیو یک عروسک چوبی است/ بینی او قصّه کرّوبی است
پوشه نیرنگ روی میز بود/ علّت جعل مدارک چیز بود
عایشه خوش می درخشد در جمل/ فائزه سر حلقه قوم دغل
آن خواص پَست ِ بی شرم و حیا/ آن دورویان خطا ورز ریا
ثروت اندوزان بی درد و اَلَم/ با سلاح سایت و وبلاگ و قلم
ادّعای کذب آزادی کنند/ روز عاشورای غم شادی کنند
سطل های مزبله آتش گرفت/ حرمله تیر از کف آرش گرفت  
پیکر یار بسیجی زیر پا/ مٌرده باشم من نبینم صحنه را
رخت او را از تنش وا کرده اند/ وای من اکران غوغا کرده اند

مسجد و محراب را آتش زدند/ این جماعت گوییا دیو و ددند
از بی بی سی خط و فرمان می دهند/ فتنه را با مکر خود جان می دهند

دیکتاتور خوانند آن فرزانه را/ تا فرو ریزند اصل خانه را
هر زمان عاشور و هر جا کربلاست/ رهبری را بر وفاداران ولاست
آی مردم! متّحد گردید باز/ بر علیه این خواص فتنه ساز
منسجم گردید ای دریا دلان/ مطلع سازید خیل غافلان
ای یلان صف شکن بار دگر/ عرصه جان بازی است و دفع شرّ
اَینَ عمّار است و هَل مِن ناصر است/ این قلم، از شرح میدان قاصر است
تا بسیج بیست میلیونی بجاست/ فتنه گر را عاقبت مرگ و فناست
متّصل جان های مردم با بسیج/ از خزر تا کلّ کشور تا خلیج
سر بداران بسیجی صف به صف/ پاس می دارند ناموس و شرف
ما دفاع از راه رهبر می کنیم/ رفع فتنه، دفع هر شرّ می کنیم
راه رهبر، راه سرخ انبیاست/ آن یگانه، بهر خوبان مقتداست

------پس نوشت------------------------------------------------------

»» با تشکّر فراوان از جناب آقای مرتضی رحیمی یگانه

** حق داشت «قبل نوشت» باشد

     ولی به احترام شعر جناب رحیمی یگانه، پس نوشت شد:

»» و آنان که می توانستند بنویسند- بسرایند- بگویند- حقّ او را بگیرند و...، همه و همه، چه بخواهند و چه نخواهند، به مظلومیّت «بسیج و بسیجی» خیانت کرده اند! فرقی هم ندارد که فرمانده باشی یا سردار! کاسب باشی یا محصّل! قضایی باشد یا انتظامی! اصلاً خودت بسیجی باشی یا نباشی! خیانت کرده ای و این را خودت هم وقتی فیلم را دیدی فهمیدی، ولی نخواستی از پولت، حیثیت ِ شغلی ات، ژست و آبرویت بگذری!! تو اگر با حسین-ع بودی چه میکردی؟ «حسین جان! خودت میدانی که ما با جدّت رسول الله و با پدرت علی، سینه به سینه مقابل کفار جنگیدیم ولی اینک نمیتوان مقابل این هزارهزار یزیدی مقاومت کنیم و پیروز شویم! هم خودت، هم اهل بیت ات را میکشند و بعد از تو، فقط پوستینی از آن اسلام محمّد میماند. حسین جان،‌ مولای من! نرو» تو که این را نمیگویی؟؟ نه؟!!

و خیانت کرده ای... به مظلومیّت «بسیج و بسیجی» خیانت کرده ای، دیگر چه برسد به خون دل خوردن های حضرت روح الله و به خون شهیدانمان و به خون پدربزرگوار همین محسن! آری، تو هم نمی دانستی که آن بسیجی که عصرعاشورا در خیابان های همین تهران هتک حرمتش کردند، فرزند شهید است! میدانستی؟ اگر میدانستی که بدتر! ولی اگر نمیدانستی بیخود نمیخواهد بغض، گلویت را بفشارد و اشک را از چشمانت سُر بدهی! نه این بغض ها و نه این اشک ها، هیچکدام فایده ای ندارد- اگر نبوده ای که یاری اش کنی، خب خالا کاری کن! یعنی فقط بَلَدی بغض کنی و اشک بریزی؟؟ یک خط هم نمی توانی برایش بنویسی؟ نمی توانی مظلومیّتش را فریاد کنی؟

آری! پدرش در عملیات کربلای5 (که این روزها هم سالگرد همان روزهاست) پرواز کرد و هنوز که هنوز است محسن در انتظار پیکر پدرش مانده است که این بلا را حرامیان سبز بر سرش میآورند و مادرش؛ آن زینب زمانه فقط مینگرد تا رفیقان و هم لباسی های محسن کمکش کنند ولی انگار دوباره عاشوراست که نه! واقعاً عاشوراست و کسی نیست که از خود بگذرد و من و تو حتّی جرأت نداریم خود را جزو «توّابـیـن» فرار دهیم!

و محسن جان! و محسن جان ها!

بازهم برایت بغض میکنیم و اشک هامان را برایت، روی صورت مان سُر میدهیم- همین!


 
تلاش برای «اصلاحاتـیزاسیون» -3
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸۸ : توسط :

»» چگونه پروژه «مبارزه مدنی» به «ترورهای سیاه» تبدیل شد؟(بخش دوم)

»»‌ پیام فضلی نژاد؛ شاگرد سابق عبدالکریم سروش و پژوهشگر سیاسی کیهان

http://www.news.niksalehi.com/khabar/2009_10_14_irna633911194948906250.jpg

** اشاره ها:

----------------------------------

»» تجربه تاریخی به ما می گوید مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 از «روشنفکران سکولار» (شهروندان مورداعتماد خود) به عنوان اعضاء «جوخه های مرگ» برای اجرای «ترورهای آکادمیک» استفاده کرده اند. سال 1387، هنگامی که 2 تن از اعضاء «کمپین یک میلیون امضاء» در دادگاه انقلاب به اتهام شرکت در عملیات های تروریستی غرب کشور محکوم و روانه زندان شدند، این گمانه شدت گرفت.

اکنون سندی متعلق به 26 دی ماه 1382 از حلقه سکولارهای «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» در دست است که با اقتباس از دستورالعمل 2/10 «شورای امنیت ملی آمریکا» حکم به مقبولیت «جنگ های شبه نظامی» و «ترورهای سیاه» در فرآیند «گذار به دموکراسی» می دهد باید بیشتر به چنین گمانه ای حساس بود.

»» براساس این تئوری، ترور شهید «مسعود علی محمدی»؛ استاد فیزیک دانشگاه تهران 2هدف را دنبال می کند. هدف اول، حذف یک دانشمند فیزیک و چهره سرشناس علمی است؛ کسی که در پروژه هسته ای «سزامی» حضور داشت و به روایت سایت رسمی «وزارت خارجه اسرائیل» در سمینارهای بین المللی «کم حرفی پیشه می کرد.» این عبارت می تواند گویای آن باشد که علیرغم کوشش جاسوسان «موساد» وی اطلاعاتی از بنیان های علمی ایران را فاش نکرده است (گزاره ناکامی در شکار جاسوس) هدف دوم، «بی اعتبارسازی جمهوری اسلامی» در فرآیند پروژه «کودتای مخملی» است. رسانه های اپوزیسیون داخل و خارج در یک پروژه خبرسازی مجعول، شهید علی محمدی را از مخالفان حاکمیت فرض کرده اند و مسئولیت ترور او را متوجه نظام کرده اند. (گزاره ترورهای آکادمیک در کودتای مخملی)

»» آبانماه 1382، «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» به درخواست «عبدالواحد موسوی لاری» (وزیر وقت کشور) پروژه ای مطالعاتی را پیرامون «گذار به دموکراسی» تعریف کرد که اجرای آن طی قراردادی رسمی، از سوی معاون وزیر به «حسین بشیریه» سپرده شد. بشیریه که اکنون در «بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی» (NED) به عنوان بازوی پژوهشی «سازمان جاسوسی سیا» حضور دارد، از ابتدای دهه 1370 به عنوان تئوریسین ماهنامه «اطلاعات سیاسی- اقتصادی» و مجله «نقد و نظر» شناخته می شد و در کنار «عبدالکریم سروش» از پدران فکری اصلاح طلبان به شمار می رفت.

»» بشیریه در این سند صراحتا می نویسد که «هدف از این پژوهش یک مطالعه نظری نیست، بلکه عرضه راهبردهای کاربردی، شیوه های عملی و قابل اجرا برای تحقق گذار به یک نظام دموکراتیک است.» وی با اشاره به «ضعف شیوه های اصلاح طلبی» موجود به عنوان یکی از اصلی ترین موانع «گذار» به پیچیدگی این فرآیند اشاره می کند و می گوید رژیم جمهوری اسلامی از جنس رژیم های اروپای شرقی نیست که با مدلهای کلاسیک از پای درآید.

»» دین بزرگی بر گردن ماست، اگر تحلیل های سیاسی رهبر معظم انقلاب را موشکافانه و دردمندانه دنبال نکنیم. یک روز پیش از نخستین «ترور فریبنده» مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 (قتل ندا آقاسلطان) حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های تاریخی نماز جمعه 29 خرداد 1388 فرمودند:

«برای نفوذی تروریست... چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمی که می خواهند راهپیمایی کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششی برای او درست کند، آن وقت مسئولیتش با کیست؟... تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند و... محاسبه این واکنش ها با کیست؟... دل انسان خون می شود از این حوادث... من از همه می خواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آن وقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده آنهاست.»

------پس نوشت------------------------------------------------------

»» حتماً متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تلاش برای «اصلاحاتـیزاسیون» -2
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸۸ : توسط :

»» چگونه پروژه «مبارزه مدنی» به «ترورهای سیاه» تبدیل شد؟(بخش اول)

»»‌ پیام فضلی نژاد؛ شاگرد سابق عبدالکریم سروش و پژوهشگر سیاسی کیهان

http://www.snn.ir/NewsImage/A8707/P188817013825.jpg

** اشاره ها:

----------------------------------

»» «ترورهای آکادمیک» به عنوان بخشی از برنامه کلان «ترورهای سیاه» اغلب با شکست «کودتاهای انتخاباتی» و به مثابه عملیات مشترک آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، اینتلیجنس سرویس انگلستان (MI6) و سازمان جاسوسی «موساد» برای استمرار پروژه «بی ثبات سازی سیاسی» در کشورهای هدف انجام می شود. بر پایه سند اجرایی 2/10 «شورای امنیت ملی آمریکا»، این ترورها از کانال همان «واسطه های خصوصی» پیش می روند که به نام «سازمان های غیردولتی جامعه مدنی» (مانند بنیادهای سوروس و هیفوس) در تحقق «جنگ نرم» ایفای نقش کردند. تجربه تاریخی نیز نشان می دهد که «روشنفکران سکولار» (شهروندان مورد اعتماد آمریکا) نیز در تحقق «ترورهای آکادمیک» مشارکت داشته اند.

»» با زوال «کودتای سبز» در ایران، مثلثCIA، موساد و MI6 پروژه «ترورهای سیاه» را با قتل «ندا آقاسلطان» و ترور «علی موسوی» کلید زدند. این شکل از ترورها که «ترورهای برانگیزاننده» نام دارند، براساس «مدل کلاسیک کودتای مخملی در نیکاراگوئه» برای ایجاد جنگ روانی، هیجان کاذب و بسیج عمومی انجام می شوند. در همین اثناء، پروژه «ترورهای سفید» را نیز مانند کودتای مخملی چکسلواکی پیگیری کردند و رسانه های خارجی از کشته شدن افرادی مانند «سعیده-پ» خبر دادند که چند روز بعد دروغ بودن آن ها فاش گشت. هیچ کدام از این ترورها نتوانست مسیر شکست «کودتای سبز» را تغییر دهد. از این رو، فاز جدید ترورهای سیاه با وقوع یک ترور آکادمیک پیش رفت و صبح روز 23 تیرماه 1388، دکتر «مسعود علی محمدی» (استاد سرشناس فیزیک دانشگاه تهران) در برابر منزلش شهید شد.

»» براساس دستورالعمل «جنگ های سیاسی» برای فروپاشی یک رژیم در کنار شبکه سازی از «فعالان جامعه مدنی» (شهروندان مورد اعتماد آمریکا)، تأسیس «کمیته های آزادیبخش» و «گروه های زیرزمینی» نیز برای فعالیت در «وضعیت بحران» ضرورت دارد. وظیفه این کمیته ها انجام عملیات شبه نظامی، ترور مخالفان دموکراتیزاسیون و شخصیت های ضدآمریکایی (رهبران سیاسی، شخصیت های مذهبی، دانشمندان، نخبگان، هنرمندان، آموزگاران و...) به منظور تضعیف قدرت کشور هدف است و هنگامی آغاز می شود که کارگزاران «کودتای مخملی» در اجرای مأموریت خود با بحران روبرو هستند.

»» بر مبنای نظریه استاک ول و گنسر(استاد تاریخ معاصر دانشگاه سوئیس در کتاب «ارتش های سری ناتو»)، پروژه ترورهای آکادمیک برای استمرار کودتای مخملی 3 هدف عمده را دنبال می کند:

1) سرویس های جاسوسی غرب و سازمان نظامی ناتو، براساس دستورالعمل «جنگ سیاسی» جرج کنان در سال 1948، و از طریق «واسطه های خصوصی» و «شبکه های جامعه مدنی» با بمب گذاری های منجر به ترور، ابتدا عده ای از شخصیت های ضد آمریکایی را حذف می کند. 2) سپس از رهگذر جنگ تبلیغاتی- روانی، گناه ترورها را به گردن دولت های مخالف خود می اندازد تا به تدریج آنان را نزد شهروندانشان بی اعتبار سازد. 3) در آخر، این خرابکاری های مرگبار را زمینه استمرار پروژه کودتای مخملی در ادوار آینده فرض می کند.

------پس نوشت------------------------------------------------------

»» حتماً متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تلاش برای «اصلاحاتـیزاسیون»-1
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸۸ : توسط :

»» افشای سندی تکان‌دهنده متعلق به وزارت کشور دوره اصلاحات برای ترورهای سیاه

»»‌ پیام فضلی نژاد؛ شاگرد سابق عبدالکریم سروش و پژوهشگر سیاسی کیهان

http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2009%5C11%5C1%5Cirna633926878276562500.jpg

** اشاره ها:

----------------------------------

»» 26 آبانماه 1382، «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» به درخواست «عبدالواحد موسوی لاری» (وزیر وقت کشور) پروژه‌ای مطالعاتی را پیرامون «گذار به دموکراسی» تعریف کرد که اجرای آن طی قراردادی رسمی، از سوی «غلامحسین بلندیان» (معاون وقت وزیر کشور) به «حسین بشیریه» (محقق عضو CIA) سپرده شد.

»» "حسین بشیریه" که از پدران فکری اصلاح‌طلبان است، در این سند می‌نویسد که اصلاح طلبان برای فروپاشی رژیم غیردموکراتیک و در «فرآیند گذار» باید به سوی «تشکیل نیروهای نظامی رقیب درون کشور یا در کشورهای همسایه» بروند، «هسته های مقاومت چریکی و شبه نظامی بر ضد رژیم» را پدید آورند، در میان نیروهای مسلح و ارتش شکاف اندازند، چنددستگی های اجتماعی را به درون نیروهای نظامی نیز گسترش دهند و حتی بخشی از ارتش را به شورش علیه رژیم غیردموکراتیک ترغیب کنند.

»» امثال حسین بشیریه و یوسف مولایی، آبروی دموکراسی و دموکراتیزاسیون را با کپی‌برداری‌های خود از روی دستورالعمل‌های مدیران CIA برده‌اند. آقایان خجالت نمی‌کشند که نظریه سال 1948 جرج کنان را در سال 2004، یعنی 58 سال بعد کپی می‌کنند و به عنوان تئوری «گذار به دموکراسی» به خورد دانشجویان می‌دهند؟

»» فرآیند تدوین نقشه عملیاتی «گذار به دموکراسی» در وزارت کشور دولت اصلاحات در 4 مرحله زیر نظر «حسین بشیریه» و با همکاری 4 پژوهشگر دیگر، از آبانماه 1382 تا آذرماه 1383 به طول انجامید و فقط در 1 مورد، 25 میلیون تومان برای این دستورالعمل 100صفحه ای برآورد شد. چنانکه گفتم در این دستورالعمل، بشیریه باب نظریه پردازی برای ترورهای سیاه را گشود.

»» همین آقای «جواد اطاعت» شاگرد بشیریه بوده است. «سعید حجاریان» هم همین‌طور. «محمدعلی کدیور» هم شاگرد او بوده است. شما می‌بینید شاگردان بشیریه در نهادهای حساس کشور حضور داشته‌اند و وقتی به کارنامه فکری آنان نگاه می‌کنید، ادامه راه استادشان را رفته‌اند.

»» همین جوانان که برخی از آنان ریشه‌های دینی و علائق ملی دارند، بروند ابتدا کتاب‌های بشیریه درباره گذار به دموکراسی را بخوانند و بعد صادقانه با خدای خودشان خلوت کنند. ببینند، آیا نقشه اینها کودتا نبود. ببینند برای جنگ‌های شبه‌نظامی برنامه‌ریزی نکرده بودند. این جنس از جوانان راضی بودند که با شعار دموکراتیزاسیون و خشونت‌پرهیزی فریب امثال خاتمی و موسوی را بخورند؟! قطعا نبودند، اما متاسفانه مطالعه نکردند. با روزنامه خواندن و وبلاگ‌بازی، همه مشکلات فکری و سیاسی حل نمی‌شود. حداقل بروند کتاب‌های این بت‌هایشان را بخوانند و بدانند که قطعا به سبب حمایت از اصلاح‌طلبان شرمنده می‌شوند.

------پس نوشت------------------------------------------------------

»» حتماً متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید!

»» برای این موضوع پست های دیگری نیز مننتشر میشود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید