جریان انحرافی در نهایت بهدنبال چیست؟
نظر به تحرکات و اقدامات بحث برانگیز جریان انحرافی در سطوح و لایههای مختلف، این پرسش مطرح است که در نهایت این جریان کجا را نشانه رفته؟ تصاحب کرسیهاای بهارستان، انتخابات ریاست جمهوری، ارتباط گیری با آمریکا؟ یا ...
* مهدی محمّدی/ بخش دوم

ـ ـ ـ ــبُرش :
* در عرصهی داخلی مهمترین هدفگذاری این جریان، انهدام گفتمان اصولگرایی از سویی و تسخیر گفتمان اصلاحطلبی از دیگر سو است، به عبارتی، پایان دادن به عمر تفکیک دیرین میان اصولگرایی و اصلاحطلبی و در نهایت عرضهی خود به عنوان جریان سیاسی سومی که شامل هر دوی آنهاست نوک پیکان تلاشهای این جریان است.
* 22میلیون نفری که در انتخابات 88 به آقای احمدی نژاد رأی دادند، سرمایهی رأی بوده و به هیچ عنوان سرمایهی آشوب -به این معنا که حاضر باشند در یک منازعهی خیابانی از رأیشان دفاع کنند- محسوب نمیشوند.
* این جریان معتقد است که در حد فاصل سالهای 84 تا 88 به طور کامل این طبقه را جذب نموده و باید فاصلهی زمانی 88 تا 92 را به جذب طبقهی متوسط اختصاص بدهد. در این خصوص نیز همانگونه که ذکر شد راهبرد این جریان عمدتاً در قالب رفتارهای خاص در حوزههای سیاست داخلی، سیاست خارجی و فرهنگ پیگیری میشود و این نکتهای است که درک آن از اهمیت به سزایی برخوردار است. ما باید تغییرات سرمایهی اجتماعی این جریان از 84 تا به امروز را بررسی کنیم و سعی نماییم این تغییرات را روی نمودار ببریم. بنده تصور میکنم مهمترین چیزی که آقای احمدینژاد و دوستانشان به آن توجه نکردهاند و همین موجب بسیاری از اشتباهات محاسباتی آنها است که دو مفهوم زیر را از هم تفکیک نکردهاند: 1- سرمایهی رأی 2- سرمایهی آشوب.
* در ماجرای وزیر اطلاعات، این پیام به طبقهی متوسط ارسال شد که احمدی نژاد از انگیزهی کافی برای ایستادن ساختار نظام جمهوری اسلامی برخوردار است و تلاش جریان انحرافی در آن مقطع این بود که طبقهی متوسط دریابد در صورت تمایل به تغییر شکل ساختاری، احمدی نژاد از آن جسارتی که آنها توقع داشتند مثلاً کسی مثل خاتمی در دورهی اصلاحات داشته باشد و نداشت، برخوردار است. شاهدش هم مطلبی است که روی سایت خدمت گذاشتند و کاملاً هم هماهنگ شده بود.
» متن کامل در ادامه مطلب...
ادامه مطلب را مطالعه کنید